چرا انگلیسی ها برمی گردند؟

یکی از خبرهای مهم درهفته گذشته برگشتن دوباره نیروهای انگلیسی به افغانستان بود. گرچه این خبر در مطبوعات و رسانه های افغانستان باز تاب چندانی نداشت، با آنهم ازاهمیت آن کاسته نمی شود. نشر این خبر اذهان بسیاری از افغان ها را در گیر کرده واین پرسش را بمیان آورده است که انگلیسی ها بعد از رفتن از افغانستان چرا وبرای چه بر می گردند؟

  دیدگاه پاره ای به نا امنی های کنونی معطوف شده وبر گشتن نیرو های انگلیسی را برای مبارزه با هراس افگنی می دانند وبدین باوراند که ممکن است حکومت افغانستان خود را در مبارزه با تروریزم در تنگنا احساس کند،ازاین جهت از نیرو های انگلیسی خواسته که بر گردند وبه نیروهای امنیتی افغان کمک کنند تا بیش ازاین نیرو های امنیتی افغانستان دچارهراس وبیم نشوند.

   پاره ای تحلیل گران چنین می اندیشند که نیرو های انگلیسی تنها برای مبارزه با تروریزم وطالبان نخواهد بود، بلکه حضورانگلیسی ها به صورت سیمبولیک درروابط میان کابل و اسلام آاباد تاثیر می گذارد و سبب می شود که پاکستانی ها ازدخالت ها ی عریان دست بکشند و ملاحظه حضور انگلیسی هارا داشته باشند.   زیرا روابط اسلام آباد با بریتانیا تقریبا روابط ویژه است. ممکن است حضور نیرو های انگلیسی سبب شود که پاکستنانی ها ملاحظه ای بیشتر کنند و در نتیجه از دخالت های آشکار جلو گیری صورت گیرد یا -حد اقل- ازبار تنش های کنونی میان اسلام آباد وکابل کاسته شود.

ادامه نوشته

برگشت سربازان انگلیسی، انگیزه وپی آمد ها

    شمال افغانستان  درسیزده سال گذشته از امنیت نسبی برخوردار بود. غیر از چند حمله انتحاری وانفجاری که در سالیان گذشته ،آرامش وامنیت مردم را برهم زد ، در مجموع آرامش در شمال افغانستان حاکم بود،کسب وکار و بازاررونق داشت. اما امسال گویا ورق برگشت، در شمال از زمستان گذشته بدین سوی نا امنی افزایش یافت وحرکت های مشکوک روبه فزونی گرفت . سرپل، بغلان ، فاریاب وبرخی نقاط دیگر شمال پرآشوب شد و طالبان تحرکی بی سابقه یافتند. آشوب های زیادی بر پای داشتند و وضعیت منطقه به سوی خرابی رفت.

   ناامنی درشمال بدون تحلیل وتبصره نیز نبود. گفته می شود که حلقاتی در داخل حکومت افغانستان وجود دارد که نا امنی هارا به سوی شمال کشاندند تا شما ل هم حد اقل رنج ومرارت جنوب را تحمل کند . یکی از طرفداران طالبان در تحلیلی، از طالبان نقل قول کرده که،آنن گروه، برای آن که  ازتجزیه افغانستان جلو گیری کرده باشد راه شمال را در پیش گرفته اند!!

   .پاره ای اما نا امنی های شمال را به داعش نسبت دادند ،که این گروه نوظهور درمرز های کشور با آسیای میانه تجمع کرده و راه ورد به آن سوی را می جویند. ازاین جهت است که شمال به سوی نا امنی رفته است.

ادامه نوشته

عمل شتابزده زاده ذهن مشوش!

روز یک شبنه گذشته خبرنامه ای ازسوی ارگ ریاست جمهوری افغانستان منتشرشد که تاخیر از خبر توزیع شناسنامه های الکترونیکی می داد. این درحالی است تا هنوز چندین بار به توزیع شناسنامه تاکید رفته اا دوباره به تاخیر افتاده است . آخرین بار جلسه شورا ی وزیران به ریاست رئیس اجرائیه کشور تصویب کرده بود که دوره آزمایشی توزیع شناسنامه الکترونیکی- که به غلط تذکره برقی نام گرفته است- در 28 اسد سال جاری توزیع خواهد شد. انتخاب این روز به نظر می رسد که به صورت نمادین وسیمبولک بوده باشد ؛زیرا این روز مصادف است باسالروز استرداد استقلال افغانستان توسط شاه امان لله در سال 1919. این پرسش مطرح می شود که چرا یک رخدا د کوچک این همه تاثیر بزرگ بر جای می گذارد واین همه باعث بگو مگو ها ی سیاسی می شود؟

ادامه نوشته

خواسته های پاکستان،از شایعه تا واقعیت!

بعد از رخداد های تروریستی اخیر که کشته وزخمی های فراوانی بر جای گذاشت، مقامات بلند پایه افغانستان با عصبانیت تمام، پاکستان را مقصر خواندند واز اسلام آباد خواستند که درراه مبارزه باهراس افگنی جدی ترعمل کند. بررغم تند گویی های حکومت گران افغانستان، هیئاتی نیز به سر پرستی وزیر خارجه افغانستان هفته گذشته عازم آن کشور شد تابار دیگراز مقام هآی آن کشور بخواهد که راه مصالحه باطالبان راهموار کند. رئیس امنیت ملی وسرپرست وزارت دفاع از اعضای هیات  بلند پایه  حکومت افغانستان درسفر به پاکستان بود.

   گفته می شود که مقام های پاکستانی تنها حاضر شدند با سرپرست هیئات یعنی وزیر خارجه افغانستان دیداروگفت و گوی داشته باشند وبا دو مقام دیگر که هر کدام سخنانی برای گفتن داشتند ازدیدار خود داری کردند.

ادامه نوشته

غیبت طالبان در موضع گیری شورای علما!

    رخداد های اخیر تروریستی اخیردر کشور وکشته وزخمی شدن صد ها انسان بی گناه ،واکنش منفی ملی وبین المللی را بر انگیخت وهمه به نوعی وبا ابرازتظاهری احساسات ضد طالبانی خودرا بروز دادند وعوامل آن حوادث را محکوم کردند.     

       حتابرخی قوم گرایان که همواره جانب طالبان را می گرفتند مجبور شدند برای حفظ نام و آبروی خود در کنار مردم ایستاده شوند و طالبان را محکوم کنند. اماچشم مردم بسوی علمای دین دوخته شده بود که علمای دینی چه وقت سکوت را بشکنند، بیانیه دهند و موضع گیری کنند. چون این کشتار وبی رحمی ها بنام اسلام ودین صورت می گیرد. لذا علمای دینی به عنوان حاملان دین  و وارثان پیامبر عظیم اسلام هم باید موضع خودرا در قبال مسلمان نمایان بی دین وایمان روشن کنند تا گوهر ایمان دردل مردم تابندگی وفروغ خودرا داشته باشد وهم موضع گیری خودرانسبت  به دین نشان دهند  تا دنیا بفهمد که آنچه به نام دین انجام می یابد هیچ ربطی به دین واسلام ندارد، بلکه مشتی آدم ها ی فرو افتاده دردام جهل وخرافه اند که دست که به کشتار مردم می زنند که اسلام ومسلمانان ازاین گونه اعمال سخت نفرت وانزجار دارد .

   این توقع وآرزو از علمای دینی کشور یا همان شورای سراسری علما می رفت که اعلامیه صادر کنند ورخداد های تروریستی را محکوم بدارند.

ادامه نوشته

جنگ ومواضع تناقض نمای حکومت گران!

    حکومت قوی وقدرت مند تجلیات گونا گون دارد،ایجاد اداره سالم وپاسخ گو، مبارزه جدی با فساد وکم کاری ها ، داشتن یک سیاست داخلی متوازن وهم چنان داشتن وپیروی  کردن از یک سیاست راهبردی در رابطه با سایر کشورها از نمونه های بارز یک حکومت قدرت مند است.

   در هرحکومتی ممکن است گرایش های گونا گون وسلیقه های متفاوتی وجود داشته باشد.اما در مجموع وقتی روابط باسایر کشورها مطرح می شود تفاوت ها را به یک سو می نهند وفدای مصلحت کشور خود می کنند وموضع گیری های یکسان ویک رنگی  را ارایه می نمایند.وقتی سخنانی ایراد می گردد همه سیاست مداران ودست اندر کاران سیاسی موضع یک سان ویک نواختی اتخاذ می کنند وبا این رویکرد یگانه، به دنیا وبویژه  دشمنان  خود نشان می دهند که تمام ارکان حکومت زیریک فرمان هستند و موضع مشترک واحدی دارند.

ادامه نوشته

چرخش سیاسی وابزار فشارحکومت افغانستان!

بعد از حمله های تروریستی به کابل، رئیس جمهورافغانستان بیانیه شدید اللحنی قرائت کرد که نشان

ازخشم حکومت افغانستان نسبت به پاکستان می داد.

    اشرفغنی دربیانیه خوداظهار داشت که هنوز لانه های تروریستی در خاک پاکستان قرار دارد،هنوز از پاکستان پیام جنگ فرستاده می شود». وی در اخیر سخنان خود پاکستان را تهدید به تعلیق رابطه کابل -با اسلام آباد کرد. گرچه پاسخ مقام های اسلام آباد به سران حکومت افغانستان،تند وگزنده نبود. اما گفته می شود که سفارت پاکستان درکابل فرایند پذیرش بورسیه های دانشجویان افغانستان به آن کشور را به حال تعلیق در آورده  که این  تعلیق بی ارتباط به بیانیه تند حکومت افغانستان نیست.

  آنچه در کنش ها و واکنش های حکومت افغانستان وپاکستان مورد توجه قرار گرفته است نکته های چندی است. پاره ای از آگاهان لحن شدید بیانیه اشر فغنی را  نشان از یک دگر دیسی سیاسی دررابطه به حکومت پاکستان دانسته اند. این گروه تحلیل گران، بدین باور اند  که حکومت افغانستان رویه چند ماه گذشته خود نسبت به اسلام اباد را تغیر داده ودرصدد در پیش گرفتن یک رویکرد تازه نسبت به پاکستان است. 

ادامه نوشته

مردم نا امید وحکومت خشمگین!

   هنوزشوک ناشی از عملیات انتحاری روز جمعه گذشته پایان نیافته بود که حمله انتحاری دیگری درچهار راه میدان هوایی کابل صورت گرفت. وتعدادی از هم وطنان ما شهید ومجروح شدند.

   حملات اخیر موجی از اعتراض ها وانتقاد ها را برعملکرد حکومت وحدت ملی بهمراه داشته است. گزار ش ها حاکی است که انتقاد های مردمی و رسانه های گروهی بر حکومت گران کشور نیز اثر گذاشته وآنها را به واکنش واداشته است. هردو جناح حکومت دید گاه مشروح خودرا با مردم در میان گذاشته واز حکومت پاکستان انتقاد کرده اند. رئیس جمهوراشرف غنی در بیانیه خود گفته است که: او پیش بینی می کرد که امسال، سال سختی برای مردم افغانستان خواهد بود. او بیرون شدن نیرو های بین المللمی از افغانستان را عامل این سختی عنوان کرده وافزوده : وقتی نیروها بین المللی افغانستان را ترک کردند، دشمنان افغانستان تصور می بردند که با رفتن نیرو های خارجی زمینه رابرای سرنگونی حکومت افغانستان فراهم می آورند» . اشرف غنی از عمل کرد نیروهای امنیتی افغانستان احساس رضایت کرده وگفته است که، آنها توانستند جای نیرو های خارجی را پر کنند ودربرابر دشمنان افغانستان ایستادگی نمانید. آنچه در سخنان اشرف غنمی بیشتر نمود یافته وسبب دلگرمی مردم شده ، تجلیل وتمجید از نیرو های افغانی نیست، بلکه جهت گیری او علیه طالبان از یک سوی وحکومت پاکستان ازسوی دیگر است. 

    شاید برای اولین بار باشد که طالبان جنایت کار خوانده وگفته شده است.رئیس جمهور غنی گفته است که به دستگاه قضایی کشور گفته که دربرابر جنایت های آن گروه کوتاه نیاید. این سخنان را برخی  نقطه عطف  درتاریخ سیزده ساله کشور خوانده اند.در سخنانی که از سوی عبدالله عبدالله رئیس اجرایئه حکومت هم بیان شده است. از طالبان به عنوان گروه تروریست یاد شده است. این ها نشان می دهد که به تدریج رویه حکومت نسبت به گذشته تغیر یافته وجهت گیری های حکومت جدی تر از گذشته صورت می گیرد.

ادامه نوشته

خشونت، ضعف یا توانایی؟

شوک ناشی از حملات انتحاری در شهرکابل هنوزفرو کش نکرده است وپرسش هرشهروند کابل از خود اینست که دربرابر حمله های انتحاری چگونه می توانند از خود وخانواده ودارایی خود محافظت کنند.. آنچه حملات انتحاری اخیر را از گذشته متفاوت می سازد، از یک طرف گستردگی آنست و از سوی دیگرهدف آن . حملات اخیر بی گمان از گسترده ترین حملات در چند سال اخیر بوده است. در چند ساعت محدود، بیش از پنجصد نفر جان باختند ودهها سازه از تهداب ویران گشت. هدف این حملات نیز نیروهای نظامی و امنیتی داخلی یا خارجی نبود بلکه می توان بخشی عمده این حملات خشونت زا  را حملات کور وبرای منهدم کردن اماکن عمومی دانست. ازاین جهت است که گفته می شود که حملات اخیر با گذشته متفاوت بوده است.

   علی رغم این ویژگی ها، خشونت اخیر این پرسش را هم چنان دراذهان متبادر می کند که انگیزه های واقعی این گونه حملات کور چه می تواند باشد؛ آیا کسانی که این حملات را سامان می دهند در صدد ایجاد حکومت هستند ومی خواهند با این حملات پایه های نظامی سیاسی را دچارتزلزل کنند وتهداب یک نظام دیگر را پی ریزی نمایند، یا آن که اهداف دیگر ازاین جنایت وخشونت ورزی ها وجود دارد که فقط گردانندگان این جنایت ها به آن وقوف دارند؟

ادامه نوشته

خشونت،ابرازهویت ویا...؟

حملات انتحاری چند روزگذشته طالبان در کابل وبرخی ولایت های شمال کشور، موجی از واکنش های منفی علیه این گروه را بهمراه داشته است. این رخداد های خون بار،هم زمان با چند رخداد دیگر بوقوع پیوست، ازاین جهت است که برخی پرسش هایی را بوجود آورده است.

     رخداد اول مذاکرات صلح میان حکومت افغانستان وگروه طالبان بود که دورنخست آن حدود دوماه قبل در پاکستان بر گزارگردید و قرار شد که دور دوم آن نیز برگزار گردد. رخداد دیگر آنست که مرگ ملا عمر رهبر طالبان به تازگی اعلام شد و کشمکش بر سر جانشینی ملا عمر هم چنان ادامه دارد. گرچه گفته می شود که ملا منصور مورد تائید طالبان واستخبارات پاکستان قرار دارد. اما هنوز تثبیت نشده است که رهبری ملا منصور از سوی اکثریت طالبان پذیرفته شده است یا خیر؟

   بنابراین پرسش هایی که بوجود می آید آنست که: حملات انتحاری به معنای پایان مذاکرات صلح در کشور وادامه جنگ وخشونت در افغانستان خواهد بود وآنچه در کابل و برخی شهرهای کشور رخداد  دور جدیدی از خشونت طالبانی است، پرسش دوم آنست که  اعلام مرگ ملاعمر سبب شد که مذاکرات صلح به تعویق بیفتد وچرخه خشونت هم چنان به چرخش درآید؟

ادامه نوشته

استحاله گام به گام طالبان!

اختلافات داخلی از گذشته های دور میان سران طالبان وجود داشته است. ایجاد دفتر سیاسی طالبان در قطر به نوعی نشان از اختلافات درونی میان این گروه می دهد . با آن که مرگ ملا عمر رسما از سوی گروه طالبان تائید یا رد نشده بود ولیکن اختلافات بر سر جانشینی او هم چنان بالا گرفته بود.بی بی سی از قول رحیم الله یوسفزی روز نامه نگار پاکستانی می نویسد:برخی سران طالبان مخالفت خودرا با جانشینی ملا منصور اعلام کرده است. این تحلیل وقتی بیرون داده شده بودکه هنوز مرگ ملاعمر مورد تائید قرار نگرفته بود. اما مرگ ملا عمر به این بگو مگو های درون تشکیلاتی طالبان، صورت واقعی بخشید. آنچه که حدس زده می شد درعمل آشکارشد. واینک جناح بندی های سیاسی به صورت واضح دیده می شود. ملا منصور از یک سوی ادعای رهبر ی گروه طالبان را دارد وملا یعقوب پسر ملاعمراز سوی دیگر .  آنچه دراین میان گنگ وغیر آشکار است این  که، نقش استخبارات پاکستان در تحولات داخلی طالبان به چه میزان است؛ آیا پاکستان طرفدار رهبری یک جناح ومخالف دیگر است یآ آن که سناریویی را که پاکستان نوشته است از بازیگران می خواهد که مطابق میل پاکستان بازی کنند که به مرگ تدریجی گروه های گونا گون طالبان بیانجامد؟

 اگر گفته می شود که ملا منصور با تبانی استخبارات پاکستان وسازمان سیای امریکا مبادرت به کشتن ملا عمر کرده است تا جانشین او شود تا منویات پاکستانی هارا بیش تر بر آورده کند، بدین معنا است که طرف های مخالف ملامنصور با پاکستان میانه خوبی نداشته باشد.  بسخن دیگر ملا یعقوب باید نماینده گروهی باشد که استقلال طلب یا خواهان شیوه مستقلانه است ومی خواهد عملکرد جداگانه ای داشته باشد ونسبت به ادامه جنگ ویا روند صلح با حکومت افغانستان خود تصمیم گیرنده باشد.

ادامه نوشته

مرگ ملا عمر و انفعال حکومت افغانستان!

سخن معروفی درزبان عرب است که می گوید "جنگ خدعه است. این سخن این معنارا افاده می کند که طرف های درگیر درجنگها از هرفرصتی استفاده می کنند، هر حیلتی را به کار می برند واز هر طرفندی سود می جویند تا دشمن را در موضع انفعال قرار دهند.

   این واقعیت در تمام جنگ ها تکرار شده است وهر کسی به نیکی می داند که طرف های هر جنگی ازشگرد های گونا گون سود می برد. افغانستان نزدیک به بیست سال است که با گروهی در حال نبرد است که نه از نظر ملی مشروعیت دارد ونه از نظر بین المللی و نه هم برخواسته های برحق مردم توجهی دارد. از نظر ملی فاقد پایگاه مردمی است، هیچ گروه وصنفی از مردم را نمانیدگی نمی کند که حکومت بر آن خواسته ها تمکین کند ودرراه برآورده شدن آنها تلا ش نماید. از نظر بین المللی نیز افرا ط گرایی وبر آوردن خواسته های سیاسی ازراه نقض حقوق بشر جرم تلقی می گردد وافرادی که به این گونه جنایت ها دست زده باشد باید مورد پیگرد قانونی قرار گیرند. این تنها یک اتهام نیست، علمیات هایی که از سوی طالبان دربیش ازچهارده سال گذشته انجام شده کثیری ازآن،مصداق بارز جنایت ونقض حقوق بشر است. افزون براینکه تروریستانی که درزمان حکومت طالبان در افغانستان جای گر فتند وعلیه منافع وامنیت سایر کشورها اقدام کردند می تواند جرمی نا بخشودنی تلقی گردد وسران آن گروه را به محاکمه بکشاند و یا مورد پیگرد قانونی قرار دهد.

ادامه نوشته

مرگ رهبران طالبان و بازی دوگانه امریکا با افغانستان

 در چند روزگذشته مرگ دو رهبرگروه بد نام طالبان توسط رسا نه های گروهی پاکستان اعلام شد و مورد تائید مقام های  این گروه نیز قرار گرفت.  چنانچه اعلام شد ملاعمر درسال 2013  مرده و جلال الدین حقانی نیز یک سال و نیم قبل مرده ودریکی از ولایت های جنوبی کشور دفن شده است. حکومت افغانستان و نهاد های امنیتی کشور از مردن هردو رهبرگروه طالبان اطلاعی دردست نداشته وحکومت به ظن زنده بودن آنها در هر عید و نمازی از رهبران(مرده ) این گروه در خواست کردند که جنگ و خشونت  را به یک سوی نهند و به حکومت افغانستان بپیوندند!  دراین گونه درخواست ها، صدای کرزی بیش از همه بلند بود و رساتر.

    وشاید آن زمان که این التجا و در خواست  از سوی حکومت افغانستان صورت گرفته ، استخبارات پاکستان و سازمان جاسوسی امریکا به ریش رهبران حکومت و به بی خبری آنها خندیده وگفته های آنها را مورد تمسخر واستهزا قرار داده است.

  چگونه می توان باور کرد که حکومتی چهارده سال تمام با گروهی در جنگ ومبارزه مسلحانه باشد وهزینه های هنگفتی را برای کشف مواضع و جایگاه های دشمن بر بودجه حکومت تحمیل کند تا از وضعیت درونی طالبان وفعل و انفعالات آنها با خبر باشد، اما در نهایت نداند که سران آن گروه در چه موقعیتی هستند ، مرده اند یازنده!

ادامه نوشته

صلح بعد از ملاعمر!

سرانجام مرگ ملا عمر مورد تائید رهبری طالبان قرار گرفت .اما هنوز آشکار نشده است که ملا عمربا مرگ طبیعی مرده یا آن که ملا اخترمنصور جانشین کنونی او ،اورا به قتل رسانده است. اعلامیه رسمی طالبان گواه بر آنست که ملا عمر بر اثر بیماری مرده است. پرسشی که بعد از اعلام مرگ ملاعمر به میان آمده یکی آنست که روند شکل گیری صلح میان حکومت افغانستان وطالبان به کجا خواهد انجامید، دومین پرسش آنست که وضعیت طالبان به کدام طرف خواهد رفت؟

      وزارت خارجه افغانستان از تعویق مذاکره صلح با طالبان اظهار تاسف کرده است . قرار بود دور دوم مذاکرات صلح میان حکومت افغانستان وطالبان دریکی از شهر های چین برگزار گردد. آن گونه که گفته شده است، قرار بوده دراین دور از مذاکره روی اتش بس موقت بحث صورت گیرد تادر سایه آتش بس موقت بتوانند به مذاکرات جدی تر با آن گروه پرداخته شود.

   اولین نتیجه اعلام مرگ ملاعمر را باید تعویق مذاکرات صلح دانست. گرچه وی دوسال قبل مرده است. اما اعلام مرگ او سبب شد که وزارت خارجه پاکستان اعلام کند که مرگ ملا عمر سبب تعویق روند مذاکره با طالبان شده است.  

    وزارت خارجه پاکستان هم چنان گفته است که قرار است میان رهبران کنونی طالبان در مورد روند صلح بیشتر گفت و گو شود. این در حالی است که شورای صلح افغانستان مرگ ملا عمررا بهانه ای برای تعویق روند مذاکرات صلح گفته است. از گفته های سخن گویان شورای صلح افغانستان این گونه استنباط می شود که این شورا از تعویق روند مذاکرات نا خشنودند وآن را بهانه ای برای حکومت پاکستان می داند تا مذاکرات صلح را به تعویق اندازد.

ادامه نوشته

طالبان پس از ملاعمر!

    افرادی که باسیاست ورزی شناخته می شوند، مرگ وزندگی شان را نیز سیاست ورزی تعین می کند. تا وقتی سیاست می کنند زنده هستند، همین که ازاریکه قدرت وسیاست به زیر کشیده شوند نه نامی ازآنها باقی می ماند ونه یادی ازآنها صورت می گیرد. مگر این که فرد سیاست ورز میراثی فکری از خود بر جای نهاده باشد که مورد استفاده میراث داران ،نگارندگان وتحلیل گران قرار گیرد. ملا عمر سیاست مداری بود که  از توان اندک علمی وسیاسی برخورداربود.شاید اورا بخت واقبال به رهبری رسانیده بود تا درایت یا فهم و کاردانی. هم چنانکه بسیاری از رهبران سیاسی افغانستان همگین وهم سنگ ملاعمر هستند وهم چنان درراس یک گروه سیاسی قرار دارند. از ملاعمر نه سخنانی آنچنانی شنیده شده است ،نه هم دست خطی که بیا نگر علم و آگاهی و نگاه  استراتژیک او به سیاست  باشد منتشرشده است. در مدتی هم بنام امیرالمومین لقب یافت،هیچ گاه در انظار عمومی ظاهرنشد واظهارنظری نکرد. وی هیچ ملاقاتی صورت نداد وصحبتی نکرد. گفته می شود که وی شدیدا گوشه نشین بود واز ملاقات ومصافحه با مردم ورسانه های گروهی پرهیز می کرد. بعد از شکست حکومت طالبان وبرچیده شدن بساط حکومت آن گروه ،وی درغیبت فرو رفت تنها اعلامیه یا بیانیه هایی گاه وبیگاهی بود که ازطریق رسانه های گروهی به نام او به اطلاع مردم می رسید.

    حال که او مرده است این پرسش به وجود می آید که سرنوشت طالبان پس ازاو چه خواهد شدوطالبان کدام مسیررا در پیش خواهند گرفت،آیا میراث خواران ملاعمر راه  جنگ را در پیش خواهند گرفت یا راه صلح را؟ . پرسشی دیگری به صورت جدی مطرح است این که چگونه شد که مرگ ملا در شرایط کنونی اعلام شد، در حالی که گفته شده است که او در سال2013 مرده است؟

ادامه نوشته

داعش وطالبان، دو گروه یک سرنوشت

جهان در اواخیر قرن بیستم ودهه اول قرن بیست ویک، با دوگروه مواجه بوده است که هردو گروه ادعای یکسانی داشته اند. محوری ترین این ادعاها، ایجاد خلافت وامارت اسلامی وپیاده کردن قوانین اسلام بوده است. یکی در افغانستان امارت ایجاد کرد ورهبر خودرا امیرالمومنین  نامید، دیگری در خاورمیانه سرزمین وسیعتری در اختیار گرفت، حکومت خودرا خلافت ونام رهبر خودرا خلیفه خواند . هردو گروه به ظاهر دارای اختلاف نظر هستند(حد اقل نشان می دهند) اما اگر نیک نگریسته شود، هردو گروه از یک آبش خور آب خورده اند وهردوعمل یک سانی داشته اند. اگر فهرستی از مشابهت های این دو گروه نشان داده شود بر سرشت مشترک هردو گروه بیشتر می توان پی برد.

ادامه نوشته

داعش وچتر حمایتی کشورهای  اسلامی!

از وقتی  گروهک داعش ظهور یافته.آرامش وامنیت از میان مسلمانان رخت بربسته وهر یک به نحوی گرفتار پیآمدهای ظهور این گروه شده اند. این گرفتاری در برخی کشورها درگیری مستقیم مردم  با داعش بوده که هرروز نتیجه عملکرد خشونت ورزانه  این گروه را می نگرند.  درپاره ای کشورهای اسلامی ذهن مردم در گیر داعش وعلت یا دلیل ایجاد این گروه وخشونت ورز  است که در برابر این گروه چگونه بتوانند مقابله کنند. دراین مدت پاره ای از پژوهشگران دینی به علت ویا  دلایل ایجاد این گروه پرداخته وسخنرانی های درنقد این گروه ایراد کرده یا مقاله هایی نوشته اند. بسا از روشنفکران در جهان اسلام که راه های مقابله ویا مصئونیت ازاندیشه های داعش را ارایه کرده اند.

      آنچه دراین عرصه بیشتر نمود یافته است، در نسبت میان اسلام وگروه داعش است. این که چه قرائتی از اسلام ،زمینه ساز حضور داعش در میان کشور های اسلامی شده است وچه قرائتی از اسلام وبا چه پیش فرضی صورت گیرد تا ازقرائت های جزمی وانعطاف نا پذیری چون داعش جلو گیری شود.

ادامه نوشته

گفت وگو های خود مانی(5)وپایانی

سخنان ما به درازا کشید. اکنون قت تنگ است بهتر است خدا حافظی کنیم. دوستم گفت:یک پرسش می خواهم مطرح کنم می توانی پاسخ گویی؟

گفتم:بگو!

گفت: با این همه که خلاف قوم گرایی سخن می گویی هیچ وقت درباره جامعه آیده آلت فکر کرده ای؟

گفتم: من آدم خیال بافی نیستم.

دردید من رسیدن به جامعه آیده ال آسان نیست. اما کمترین آنست که وقتی قدرت دردست غیر پشتون است. یک پشتون کتاب« سقاوی دوم» را ننویسد.

 وقتی یک ذره قدرت دردست هزاره ها است، تاجیک نگوید که توطیه زلمی خلیل زاد بود که هزاره هارا درقدرت سیاسی سهیم کرده است.وقتی یک سید بر سرسفره قدرت می نشیند یک هزاره نگوید. ای بابا حق مارا به سید ها دادید. همه به این فکر باشند که هر کس آنچه بدست آورده از حقوق شهروندی انها است.

گفت: فهمیدم.

گفتم اگر اجازه دهید. ادامه حرف گذشته ام را بگویم وقت تنگ است وهوا گرم و ماه رمضان.گفت :بگو

ادامه دادم. مسئله سر برتری طلبی سادات بود ومتذکر شدم که هیچ گا

ه ثروت وقدرتی دردست سادات  نبوده که مانع رسیدن دیگران بدان شده باشد.

لذا ،اگر کسی گفت،کلاهت راگربه برد، باید دید که اصلا کلاهی درسرم بوده که گربه برده باشد یا ان که بدون حساب وکتاب به سوی گربه بدویم!

سوم؛ این که برتری طلبی ازاین جا ناشی می شود که برخی تصور می برند که نژاد خالص وجود دارد. بر عکس دراین دنیا هیچ چیز خالص وجود ندارد. بزرگی می گفت: وقتی می شنویم که برخی افراد یارسانه های گروهی از اسلام ناب محمدی سخن می گویند، می خندم!

ادامه نوشته

گفت و گوهای خودمانی(4)

     جریده رو  که گذرگاه عافیت تنگ است؛ گزیده گوی که عمر عزیز بی بدل است

     به دوستم گفتم: گفت وگو های من و تو به درازا کشید و جاهایی منتهی شد که نباید می شد.

 گفت: درست است اما؛ چه می شود کرد. دردنیایی که ما زندگی می کنیم متاسفانه بخشی ازعمرما درگفت وگوهایی این چنینی مصرف می شود.بگو مگو های دراز دامنی که هیچ راه بیرون رفتی برای آن میسرنیست.

 گفتم: با سخنت کاملا موافقم.آنچه که برای من سخت دل ناپسند است این که( حد اقل)قسمتی از عمر جوانان ما درداخل کشور به همین گفتن هایی می گذرد که نه نفع دنیایی دارود نه سود آخرتی.ایجاد تعصب های کور وغیر منطقی جز این که عمررا تباه کند، نیرو وپوتانسیل جوانان را هدر دهد هیچ منفعتی ندارد.اما می گوئیم شاید تاثیری کند وحد اقل ازاین همه تعصب وقشری گری بکاهد. نه گفتن وکتمان کردن هیچ گاه مشکل گشا نیست. کما این که برخی گمان دارند که نگفتن بهتر از گفتن است.

گفتم: بد نیست به خاطره ای چند ماه قبل اشاره کنم. که نمونه از قشر اندیشی وتعصب ورزی است

  گفت: بگو! همن اول سال جاری در سالگرد شهادت شهید استاد مزاری، یادداشتی در همین صفحه اجتماعی نوشتم وگفتم که شهید مزاری فرزند زمان خود بود. در زمان ما چه پیامی می تواند داشته باشد؟ این سخن کوتاه موجی از اتهام ها برمن وارد آمد. یک تهدیدم کرد که می کشد،دیگر ی توهین وهریکی از گوشه ای حرفی زد. یکی پیام خصوصی نوشت که شما "سید ها" درسرسفره ما بزرگ شدید، نان مارا خوردید اینک بر سفره ما...!!

گفتم به خدا قسم اگر من نان شمارا خورده باشم!

دوستم با کمی لبخند گفت:

بهتر نیست میان ما وشما (سید ها) اینگونه حرف زده شود که ما برسرسفره هم بزرگ شده ایم. میان ما آن قدر نزدیکی وقرابت وجود داشته است که سفره جدا نبوده تا ما برسفره ای شما یا شما برسر سفره مابزرگ شده باشید.

گفتم: کاملا درست می گوئید! آنچه که مرا واداشت که درباره شخصیت شهید مزاری بنویسم، نه هزاره بودن او است و ونه هم کم بها د ادن به ارزش ها وجودی اوست. بلکه برعکس ، نقد به معنای کوچک کردن کسی نیست که بزرگداشت او است.  آنچه مرا واداشت که به نقد او مبادرت کنم ،یکی ازاین جهت بود که من مزاری را بهتر وبیشتر از خیلی از مدعیان پیروی او می شناسم . حد اقل ده سال تمام با او همکار بوده ام. خصلت های منفی اورا می شناسم یژگی مثبت  اورا نیزمی دانم. برای من مزاری دو مزاری است.یکی مزاری دوران سازمان نصر دوم مزاری دوران حزب وحدت وتحولاتی که به وجود آمد. هر کدم این دوران قابل تحلیل ونقد است.

ادامه نوشته

گفت و گو های خود مانی(3)

         قصه ما ودوستم به گلایه های فسبوکی رسیده بود. دوستم ازاین رنجیده خاطر بود که برخی ها متاسفانه بر خلاف مصالح و منافع مردم چیز هایی می نویسند یا اظهار می دارند که دل هارا بیشتر از هم دور می کند تا نزدیک، تعصب را بیشتر می سازد . گفتم، اگر اجازه بدهید نکته ای رامنهم عرض کنم. دوستم گفت: بگو!

گفتم: آنچه شما گفتید تمام وکمال قابل قبول است. اما آنچه در صفحات اجتماعی اظهار می شود ریشه های طولانی تری دارد . ابتدای به ساکن از فعالیت های فسبوکی شروع نشده است. افزودم که تعصب آفرینی مخصوص هزاره ها هم نیست. به نحوی پای همه دخیل است. گاهی یک کلمه تعصب به وجود می آورد و ادامه پیدا می کند.

گفت: چطور؟

گفتم:

      درزمان جهاد، مولوی یونس خالص( اگر اشتباه نکنم) گفته بود که هزاره ها دو درصد در افغانستان بیشتر نیستند، سهمی که در قدرت می توانند داشته باشند همین دو درصد است! همین یک کلمه، موجی از اعتراض هارا سبب شد، با توجه به سابقه تعصب پشتون علیه هزارها، گفته کوتاه این رهبر جهادی انگار آتشی بود که در خرمن همه افگند.مقاله های زیادی دراین مورد نوشته شد وادامه یافت. تعصب های قومی میان پشتون هاو تاجیک ها کمتر از تعصب هزاره ها با سایر اقوام نیست

گفت: چطور؟

گفتم :همان گونه که عرض کردم، جرقه های تعصب قومی در زمان جهاد زده شد . گفت:

درست است

ادامه نوشته

گفت وگو های خود مانی (2)

گفت وگوهای خودمانی را ادامه می هم با این تذکر، که من ودوستم متعلق به دو قوم هستیم. من ازقوم ساداتم واو ازقبیله هزاره است. تعلق قومی هیچ گاه میان ما جدایی ایجاد نه کرده ، هیچ گاه منشای اختلاف ما نشده وهیچ گاه احساس بیگانگی نسبت بهم نکرده ایم. نه من کوشیدم که خودرا از قوم هزاره بدانم ونه او خودرا سید. دراین مدت هویت انسانی ما از همه هویت های دیگر بر جسته تر بوده است. من انسان مرا باهر انسان دیگر دراین کره خاکی نزدیک می کندواین هویت ارجمند ترین ونکو ترین، مقبول ترین ومطبوع ترین هویت من است.

.اگر دراین گفت وگو،سخنی ازاین دو قوم و نژاد می رود،به معنای اختلاف نیست .بلکه بیان واقعیت هایی است که دراطراف ما می گذرد، که هم من به این واقعیت ها اندکی آگاهی دارم وهم دوستم ا واقعیت ها راخوب درک می کند .

لذا اگر گاهی هم سخنی تندی برزبان رانده می شود نه ازاین جهت که خاطری کسی را ازرده کند یا کینه وحقدی بر دل ایجادگرد بلکه ازاین جهت گفته می شود که واقعیت ها بیان شود، توهم ها زدوه شود،تا در پرتو شناخت دقیق تر یک دیگر بتوانیم بهتر درک کنیم تازندگی آرام تر وانسانی تری داشته باشیم. منظورم از انسانی تر نیز آنست که باورمندم که زندگی پر از تنش ،عقده مندی وکینه توزی یک زندگی انسانی نیست، هر فرد ویاگروهی که آرامش وامینت آدمیان را به هر بهانه وبهایی ولو به بهانه دین ومذهب،از میان می برد، در حقیقت زندگی انسانی رادچار خدشه و وقفه می کند.

ادامه گفت و گو

ادامه نوشته

گفت وگو های خود مانی

مدت زیادی بود که ندیده بودم. دنبال یک فرصت مناسب می گشتم تا دیدار ی تازه کنم وازنزدیک ببینم.

دوستم را می گویم ،دوستی که سالهای زیادی است که با هم آشنا هستیم . اولین دیدار وپیوند دوستی مابه دوران مکتب بر می گردد.

بعد از قرار مداری، به سراغش رفتم. سرکوچه خانه اش دکانی است. پهلوی دکان نشسته بود. به نقطه های دوری خیره شده بود. انگاربه چیز مهمی می اندیشید.

نزدیک شدم بدون آن که حرفی بزنم. دستم راروی شانه ها یش گذاشتم ، شانه اش را فشار دادم تا اعلام کنم که من هستم.

صورتش رابه عقب برگرداند.با تبسم سلام کرد. عصبانی به نظر می آمد .

انگارقصه پرغصه ای در دلش جای گرفته بود . صورتش را نگریستم، چین وچروک صورتش بیشتر شده بود. آخرخیلی وقت بود که ندیده بودم.

بعد از احوال پرسی با شوخی پرسیدم :چه شده رفیق، انگار نورمال نیستی؟

گفت:نه،هیچ چیز نیست. انکار می کرد. می دیدم که غصه ای دردلش نشسته است که نمی تواند سخن بگوید یا این که نمی گوید. اصرار نه کردم.

گفتم: تا جایی که من تورا می شناسم این قدر آشفته نبودی

ادامه نوشته

انتخاب سخت و راه دشوار!

 خبر گزاری ها، گزارش دادند که انفجار مهیبی ولسوالی المارولایت فاریاب را لرزانده است. دراین انفجار بیبش از ده کشته وتعدادی دیگر زخم برداشته اند. ولایت ها سمشال از جمله فاریاب مدتی است که نا امن شده است و گروه تروریستی مدتی است که شمال را به لانه های تروریستی خود تبدیل کرده اند.        این خبردرحالی اعلام می شود که  رئیبس جمهور اشرفغنی به  جنرال دوستم اولتیماتوم داده است که به زود ترین فرصت خود را به کابل برساند و از ائتلاف با محمد محقق وعطامحمد نور پرهیزکند.هم چنان که اشرف غنی  جنرال را میان دو گزینه مخیر کرده که یکی را انتخاب کند. یا به عنوان معاون اول رئیس جمهور باقی بماند یا آن که به ایجاد ائتلاف دست بزندو از سمت معاونیت اول خود استعفا دهد .این خبر ها زمانی اعلام می شود که ازرفتن جنرا ل دوستم به طرف شمال زمانی زیادی نمی گذرد . زمانی که اعلام شد که جنرال دوستم بخاطر دفاع از مردم شمال ر اهی آن جا شده است، موجی از شادی وسرور همه جا را فرا گرفت و این امید واری ایجاد شد که این دشمن دیرینه طالبان با ایجاد سا زوکاری، ولایت های شمال رااز شر طالبان رها سازد وامنیت حد اقلی را برای مردم فراهم آورد.

ادامه نوشته

ائتلاف جنرال ها وآینده مبهم!

اعلام حضور داعش در افغانستان موجی از نگرانی رادر میان مردم به وجود آورده است . ازجمله بازار قاچاق چیان انسان  بیش از هر زمان دیگر رنگ ورونق گرفته .  بسیاری ازهم  وطنان یا از بیم جان یا مال سودای ماندن را ازسربیرون برده  ودر فکر واندیشه فرار از کشورشده اند .تا اولاد وخانمان را از افغانستان بیرون کنند وراهی دیار غربت شوند. گویا افغانستان برای بسیاری ها هیچگاه فرصت قرار به وجود نیاورد وارامش خاطری ایجاد نه کرد. حکومت حزب دموکراتیک خلق وپرچم ،نخستین حکومتی بود که افغان ها را در چرخه اجبار مهاجرت افگندند تا امروز این روند  هم چنان ادامه دارد.  از عالم اجتماع که بگذریم پای درواد ی سیاست گذاریم، این وادی را نیز نمی توان آ رام و برقرار یافت. چندی  قبل اعلام شد که دو جنرال شمال دست به ائتلاف برده اند تا در برابر گروه داعش بیایستند و از مردم خود دفاع  کنند. تازه ترین خبر ها حاکی است که حاجی محمد محقق رهبر یکی از شاخه های حزب وحدت، به شمال رفته است وقصد دارد که با دو جنرال  دیگردست به ائتلاف بزند واز مر دم خود دفاع کند .

ادامه نوشته