اما التیماتوم اشرفغنی او را دریک دو راهی سخت گزینش قرار خواهد داد، این که در کنار مردم خود بماند وبا ایجاد ائتلاف مبارزه با داعش به دفاع از مردم خود بپردازد و عطای قدرت مرکزی را به لقای آن ببخشد یا آن که دل به معاونیت اول رئیس جمهوری خوش دارد واز مردم خود دل بکند عافیت معاونیت را بررنج  دفاع از مردم ترجیح دهد. البته این انتخاب دشواری است. ماندن در کنار مرد م ودفاع از آنها باعث می شود که جنرال همیشه صاحب قدرت باشد و دردل مردم جای داشته باشد و مورد احترام آیندگان ونسل کنونی قرار داشته باشد؛زیرا قدرت واقعی از مردم است وکسی که خواهان قدرت واقعی است هیچ گاه جانب مردم رها نه خواهد کرد. ولی  این که دل از قدرت بکند و د رکنار مردم بماند خود به شجاعت فراوان نیاز دارد که جنرال را با انتخاب دشور مواجه می سازد.. ممکن است اتفاق های دیگری نیز بیفتد که چندان خوش آیند جنرال دوستم نباشد. اما ماندن در کناراشر فغنی، دل خوش داشتن به معاوینت اول ریاست جمهوری اورا در چهارچوب حکومت ناکام ،فاسد  محدود ومحصورخواهد کرد واو ناگزیر است که مواضع حکومتی را تائید کند که تا هنوز در گره گشایی مشکلات مردم چندان کار آیی درستی از خود نشان نداده وتا هنوز آشکار نگشته است که چگونه می تواند مسیر پرسنگلاخ کنونی را باپای لنگ نا توانی طی کند! البته التیماتوم اشر فغنی بدون ایجاد پرسش هم نبوده است این که چرا رئیس جمهور غنی در ابتدا دوستم را ازرفتن به شمال با زنداشت  که اینک برای او پیام فرستاده است که بر گردد.دوم، آن که ائتلاف مبارزه با داعش وطالبان چه زیانی برای حکومت وشخص اشر فغنی وارد می کند که اینک اورا در موضع تهاجمی علیه دوستم قرار داده است؟

    این پرسش با توجه به ماهیت حکومت کنونی قابل پاسخ یافتن است. اول این که اشر فغنی بقای قدرت خودرا در کنار امریکایی ها ماندن می بیند واو تاکنون نیز ثابت کرده است که بیش از حکومت کرزی وابستگی به دستگاه سیاست امریکا دارد. امکان دارد که تصمیم جنرال دمپسی براین قرار گرفته باشد که اورا از صحنه جنگ به پایتخت بکشاند وبخواهد که همه تصمیم های جنگ وصلح از سوی مرکز اتخاذ گردد. نکته دیگر آنست که کسانی که با جنرال وارد ائتلاف می شدند از زمره کسانی است که چندان رابطه صمیمانه ای با ارگ ورئیس جمهور غنی ندارد. ممکن است اشرف غنی به این نتیجه رسیده با شد که ادامه همکاری این سه جنرال می تواند آینده حکومت اورا با مخاطرات جدی مواجه سازد. ازاین جهت او ترجیح داده است که جنرال را ازائتلاف با محمد محقق وعطا محمد نورباز دارد.

     بنابراین جنرال با محدودیت ومعذوریت دیگری نیز مواجه است ، این که اگر پای از زمین ائتلاف پس بکشد وکنار حکومت ماندن رابر گزیند نه تنها حمایت طرفداران خودرا در میان مردم شمال به ویژه ازبک ها ازدست خواهد داد که اعتباراو در نزد رفقای دیروز او نیز کاسته خواهد شد و به او به دید یک عامل بی اراده حکومت قومی اشر فغنی خواهند نگریست. لذا وضعیت جنرال را درشرایط کنونی می تواند دشوار تصور برد مگر این که عیاری او گل کند ویک بار دیگر چنان موضع گیری کند که حکومت وهم پشتیبانان حکومت رابه حیرت وادارد. البته از جنرال چنین موضع گیری هایی بعید نیست. چنانچه درده هفتاد وقتی پیش نهاد احزاب شیعی مبنی بر برسمیت شناختن مذهب شیعه از سوی حکومت برهان الدین ربانی رد شد، تنها دوستم بود سینه سپرکرد و به حمایت ازاین ایده پرداخت ودر مقر خود در مزار شریف در حضور همه هیات ها اعلام کرد که در کشوری که برادری باشد وهمه دارای حق مساوی باشند داشتن مذهب نیز از یکی ازحقوق برادری است. این سخن او هنوز در گوش بسیاری ها طنین انداز است وجرات وجسارت اوار دراعلام این موضع می ستایند و تقدیر می کنند. حالاهم گرچه زمان بلندی می گذرد و تحولاتی زیادی رخ داده است، دگر دیسی ها فراوانی بوجود آمده  وزمان پاک دگرگونی پذیرفته است؛ دیده شود که جنرال ضد طالبان چگونه موضع خواهد گرفت وجانب چه کسی را اختیار خواهد کرد؟