انتخابات افغانستان ونگاه همسايگان

    تعبير جهان به "دهكده" مدت هاست كه در گوش همه نشسته است وبه نحوي همه اين تعبيررا پذيرفته وبه واقعيت آن وقوف يافته اند وچندان مناقشه اي نسبت به اين تعبيرصورت نمي گيرد. واقعيت هاي دنيا ي كنوني نيز اين تعبيررا تصديق مي كند.  اين تعبير چنان واقعي وملموس است كه تحولي در يك گوشه دنيا بر بخش هاي وسيع اين كره خاكي اثر مي گذارد. اگرتاثير  تحولات دورترين كشورها ازهم قابل انكار نباشد كه نيست تاثير همسايگان بر يك ديگرنيز غير قابل انكار است. كشور ما به عنوان عضو دهكده جهاني همان گونه كه از جهان تاثير پذيرفته بيش ازساير نقاط جهان از همسايگان تاثيرپذيربوده است. همسايگان كشور با درك همين تاثير پذيري كوشيده اند با قلب واقعيت هاي كشور به خلق واقعيت هاي موهوم بپردازند تا روند ها وگفتمان هارا به نفع خود تغير دهند
ادامه نوشته

پاكستان، سياست هاي زيركانه وتامين منافع ملي

  نشست سه جانبه ميان كابل، اسلام آباد ولندن وتاكيد مجدد بررهبري حكومت افغانستان در روند صلح با طالبان، اين پرسش را نزد آگاهان ايجاد كرده است كه به رغم اين همه تاكيد واصرار مقامات اين سه كشوروبرخي كشور هايي كه نشست هاي مشابه در آن بر گزار گرديده است،چرا روند صلح در افغانستان شكل نمي گيرد وهم چنان موانع جدي اي دراين راه وجود دارد؟ پاسخ هاي دم دستي وموجهي كه تا هنوز ارايه شده نخست آنست كه حكومت پاكستان تلاش صادقانه دراين راه نداشته است.دوم آنكه حكومت افغانستان تا هنوز منفعلانه عمل كرده است. سوم آن كه كشور هاي غربي به ويژه ايالات متحده امريكا مواضع روشن وقابل قبولي ارايه نداده است . سياست هاي غرب در قبال صلح افغانستان ،سياست گاه به نعل وگاه به ميخ بوده است. در حالي كه مواضع كشور هاي غربي تعين كننده است اگر چنانچه غربي ها مواضع روشن اتخاذ كنند وتصميم براي بر قراري صلح داشته باشند،مي توانند نقش بسيار مثبت تر ازآنچه كنون انجام داده اندايفا نمايند
ادامه نوشته

دولت محتضر وتصميم هاي مضطر

  از ويژگي هاي مهم رژيم هاي دموكراتيك كه پايا يي وپويا يي ‌آن را تضمين كرده يكي هم نقد ونقد پذيري آن حكومت هااست . باور مندي به همين اصول بوده كه دموكراسي تا كنون نفس كشيده وبه رشد وبالندگي قابل توجهي نيز دست يافته .پذيرش نقد درموكراسي ها است كه برخي صاحب نظران وجود رسا نه هاي آزاد را مجاري تنفسي براي اين گونه حكومت ها تعبير كرده اند وگفته اند هرگاه اين مجاري مسدود گردد، دموكراسي از نفس خواهد افتاد وآن گاه نام دموكراسي برآن نمي توان نهاد.بنابراين دموكراسي حكومتي است  كه دو ويژگي از ميان همه بر جسته ترنمود يافته،يكي جامعه منتقد وديگرحكومت نقد پذير. هرگاه يكي ازاين دو پايه نه باشد يا به صورت ناقص وابتر وجود داشته باشد دموكراسي به تدريج از نفس مي افتد وراه احتضار در پيش مي گيرد.
ادامه نوشته

دور باطل نشست هاي سه جانبه

=    نشست سه جانبه ميان سران سه كشور افغانستان ، پاكستان وبريتانيا در لندن گشايش مي يابد . اين چهارمين نشست ازاين دست است كه هدف آن ايجاد صلح در افغانستان اعلام شده است . دردوره  قبل كه حدود يك سال قبل تدوير يافته بود؛ حكومت افغانستان وپاكستان ضرب الاجل شش ماه را براي ايجاد صلح در افغانستان اعلام كرده بودند. ازآن نشست دو شش ماه مي گذرد. اما دروازه صلح هم چنان مسدود وبازيگران منتظر گشايش آن دروازه ي مهرو موم شده هستند .پرنده ي صلح هم چنان دراسارت افراطيت وتروريستان قرار دارد. حكومت افغانستان در نشست گذشته برآزادي ملا برادر به عنوان فرد قدرت مند وتاثير گذار طالبان تاكيد كرده بود وتصور مي برد كه كليدصلح دردست اين مقام سابق طالبان باشد وبا آزادي او هم دل طالبان را تسخير كند وهم كليد صلح رابه دست آورد . ازاين جهت بود كه قول رهايي ملا برادر از سوي حكومت پاكستان بارقه اميدي دردل حكومت گران كشور مارا روشن كرده بود ومي پنداشتند كه با به دستآوردن اين  چراغ، راه تاريك صلح را روشن كنند. اما كبريت زمان اين چراغ را روشن نه كرد؛ گرچه مقامات پاكستاني از رهايي ملا برادر سخن گفتند اما كسي تا هنوز تائيد نه كرده است كه و آزاد شده باشد. پيروان اين ملاي تروريست، آزادي اورا تائيد نه كرده اند

ادامه نوشته

انتخابات از گذشته تا حال

  با بر گزاري انتخابات آتي مردم افغانستان سه دور انتخابات رياست جمهوري را تجربه خواهند كرد.وبراي سومين بار رئيس جمهور خودرا انتخاب خواهند نمود. پرسش آنست كه تفاوت انتخابات آتي با دودور گذشته در كجا است؛ آيا تفاوتي ميان اين دوره بادوره هاي گذشته ديده مي شود يا آن كه آسياب انتخابات هم چنان در مدار گذشته مي گردد؟به نظر مي رسد كه اين پرسش مهمي است ازاين جهت كه ميزان رشد فكري وبالندگي مردم رادر مقايسه با اين دوره ها مي توان به سنجش گرفت وپي برد كه درطرزديد وتلقي مردم نسبت به خود وسرنوشت خود تغيري ايجاد شده است يا آن كه ديد مردم نسبت به انتخابات تغير نيافته است ؟    هم چنان تغير خواسته هاي مردم نيز مي تواند شاخص ديگر ي باشد از ميزان آگاهي مردم خبر دهد.
ادامه نوشته

تحميل هزينه به بهانه منافع ملي!

   رئيس جمهور كرزي در آخرين سخن راني اي كه از طريق راديو افغانستان پخش  شده گفته است كه پيمان امنيتي ميان افغانستان وامريكا بايد به ايجاد امنيت در افغانستان كمك كند واگرنه فايده اي براي مردم ندارد. وي هم چنان گفته است هدف دوم امضاي پيمان امنيتي تامين منافع ملي افغانستان  است.‌اقاي كرزي هم چنان تصميم گيري درمورد مصئونيت قضايي نيرو هاي امريكايي در افغانستان رابا لاتر از صلاحيت حكومت خوددانسته وگفته است كه براي تصويب آن لويه جرگه تدوير خواهد يافت وآْن را در معرض داوري نمايندگان مردم قرار خواهد داد. اين در حاليست كه تدوير لويه جرگه بار ها از سوي نهاد هاي ملي به وبه وي‍‍ژه احزاب سياسي ومجلس نمايندگان كشورغير قانوني دانسته شده  واز آقاي كرزي وحكومت به صورت مكررخواسته شده است كه دست به اقدام هاي غير قانوني نزندواقدام هاي غير قانوني حكومت رابه قانون تبديل نكند، چنانچه در بيش از يك دهه گذشته چنين امري معمول ومروج شده است . اما به رغم اين همه تبذيرها، چرا اقاي كرزي دست به چنين اقدامي مي زند، هنوز انگيزه هاي آن اشكار نشده است. اين هم پر واضح است كه اقاي كرزي بنابر وضعيت دشوار كنوني كه بخشي توسط حكومت او به وجود‌آمده است -گزيري جز امضاي پيمان امنيتي با امريكا ندارد اين كه بر تدوير لويه جرگه تاكيد مي رود دليلي ندارد جز اين كه نوع اقدام خودرا مبتني بر راي ونظر مردم نشان دهد واگرنه همه گروه هاي سياسي  مي دانند كه تدوير لويه جرگه با اعضاي ناقص آن ابزاري دردست حكومت وشخص اقاي كرزي خواهد بود ودر نتيجه اراده اي مستقل ازاراده حكومت وجود نه خواهد داشت .  در مجموع همه گفته هاي آقاي كرزي در چهار چوب منافع ملي قابل تحليل وارزيابي است وهيچ يك از مواردي كه ذكر شده خارج از منافع ملي كشور تعريف نمي شود.  اين چيزي است كه فرد فرد مردم افغانستان خواهان دست يابي به‌اآن هستند واز حكومت افغانستان نيزخواستار پي گيري آن مي باشند.اما پرسش انست كه با اين همه تعلل هاي نا صواب مي توان منافع ملي را تامين كرد يا‌ان كه مجموع اين گفت وشنود هاي پيدا وپنهان نيات وانگيزه هاي نهفته اي ديگري را در خود پنهان داشته  است وآن چه اقاي كرزي بر زبان مي آْورد بازي با افكار عمومي است تا به دست آوردن منافع ملي؟     مردم افغانستان وگروه هاي گونا گون سياسي به نيكي در يافته اند و مي دانند كه آقاي كرزي با فرا خواندن لويه جرگه يا بدون آن، پيمان امنيتي ميان افغانستان و امريكا راامضا خواهد كرد وهيچ گزيري وجود ندارد . زيرابدون داشتن يك پشتوانه قوي و نيرومندحتا تداوم وضعيت كنوني كه حد اقل امنيت در كشور است نا ممكن مي شود. بنابراين تداوم وضعيت كنوني براي مردم افغانستان از الويت واهميت فوق العاده بر خورداراست..راضي بودن به اين وضعيت به معناي آنست كه حكومت افغانستان بنابر هردليل داخلي يا خارجي در بيش از يك دهه گذشته نتوانسته است  از وضعيت شكننده كنوني عبوركند وضعيت با ثباتي را دركشور حاكم گرداند.برخي همسايگان افغانستان نيز خواهان بيرون شدن نيرو هاي بين المللي از افغانستان هستند .امضاي پيمان با امريكارا مانع عمده براي رسيدن به مقاصد سياسي ونظامي خود مي دانند. هم چنان عمل كرد اقتصادي حكومت نيزدر ساليان گذشته ومصارف هزينه هاي هنگفت وبيهوده اي كه از سوي حكومت بر مردم تحميل شده است ضريب آسيب پذيري حكومت را به شدت افزايش داده است واين آسيب پذيري ها ،دولت را در يك نا گزيري بيش از پيش قرار داده است واينك حكومت به دلايل گونا گون ملزم ومجبور است كه اين پيمان را امضا كند. آنچه به نام مصئونيت قضايي خوانده مي شود روندي بوده است كه به نحوي ميان امريكا وكشور هاي گونا گون در گذشته وجود داشته وامريكايي ها به افغانستان به چشم استثنا نمي نگرند وهم چنان جان كري وزير خارجه ي امريكا نيز گفته است كه چيزي به نام مصئونيت قضايي وجود ندارد بلكه محاكمه ي متخلفان امريكايي با قوانين امريكا صورت مي گيرد. بنابراين مردم افغانستان هم به لحاظ سياسي و هم به لحاظ امنيتي مي دانند كه حكومت افغانستان نا گزير است كه پيمان امنيتي ميان افغانستان وامريكارا امضا كند اما پاسخ به اين پرسش را نمي دانند كه حكومت افغانستان چرا براي امضاي آن دست به كار هاي غير قانوني مي زند دوم آن كه چرا هزينه هاي هنگفتي را بر مردم افغانستان تحميل مي كند؛ حكومتي كه اين همه سخن از منافع ملي مي زند شايسته است كه از هر راهكاري سود جويد تا از ميزان هزينه ها بكاهد نه آن كه به نام منافع ملي به هر بهانه اي ميزان هزينه برمردم را افزايش دهد.

كاستن ازتراكم با روش هاي بي قاعده

rتراكم وتكثر تعداد  نامزدان انتخابات رياست جمهوري ، برخي مقام هارا واداشته است تا به هر طريقي از تراكم ها بكاهدو فرصت فراختر ومناسب تري در اختيار سايرين قرار دهد. گرچه اين اقدام نيك ومباركي پنداشته مي شود. اما شيوه اي كه در پيش گرفته شده است  با دودشواري عمده مواجه است..ازاين دو دشواري، نخست آنست كه مورد پيش نهاد شده هيچ بار قانوني ندارد. راه كاهش تعدد نامزدها در قانون اساسي افغانستان وهم چنان در قانون انتخابات پيش بيني نشده است. ازاين جهت، انگيزه هاي نهفته پشت تشكيل كمسيون سوي ظن هايي را به وجود آورده است. لذا اين گونه تلاش ها با شك وترديد نگريسته مي شود. اين ذهنيت به وجود مي آيد كه ممكن است حكومت ايجاد كمسيون رابراي مقاصد سياسي خاصي در نظر گرفته باشد. دومين مورد آنست اين روش ها بار عقلاني ندارد يعني كمسيون هيچ مستمسك قانوني دردست ندارد كه با استفاده ازآن، كانديدا هارا وادارد كه از حق كانديداتوري  دست بكشد وصحنه را براي ديگران خالي كند.    بنابراين راهي كه در پيش گرفته شده از سوي كمسيون  بيشتر با برانگيختن احساسات وعواطف صورت مي گيرد. وقتي روشي بر عقلانيت سيا سي استوارنباشد، دست دستگاه هاي اجرايي نيز براي عملي نمودن پشتوانه قانوني در اختيار نداشته باشد؛علي العموم به جايي نه مي رسد وبه مقصدي منتهي نمي شود.حال اين پرسش به وجود مي آيد كه درست است كه كاستن ازتعدد نامزد ها يك ضرورت بسيار مهم است، ده ها دليل مي توان اقامه داشت كه كثرت نامزد ها به هيچ وجه به نفع مردم وآينده كشور نيست به وي‍‍ژه در شرايط  دشواري كه كشورماقرار دارد. از يك سوي انتخابات هزينه هاي زيادي بردوش حكومت تحميل مي كند ؛ از سوي ديگرتعدد نامزدها از بار نظارتي انتخابات مي كاهد، از جانب ديگر راي مردم پراگنده مي شود ومهم تر ازهمه آنست كه كانديداي فاقد درك وصلاحيت از طريق بر انگيختن احساسات قومي يا مذهبي ممكن است مبادرت به جمع آوري راي مردم كنند كه دراين صورت ممكن است شكاف اجتماعي را فراختر وعميق ترسازندكه جبران آن هزينه هاي هنگفتي را برمردم تحميل كند. لذا از هر منظر كه نگريسته شودتعدد نامزد ها به نفع حال و  آينده كشورنيست.اما شيوه اي كه حكومت براي كاستن از بار وترافيك تعدد نامزد ها نيزدر پيش گرفته است هيچ مبناي درست ومنطقي ندارد. به رغم مطلوب بودن هدف، روشي كه در نظر گرفته شده است كاملا نا مطلوب و نا موجه است واين روش ها هم به نفس خود مي تواند يا به نتايج قابل قبول منجر نشود يا آن كه به فساد غير قابل پيش بيني منتهي شود. حكومت مي داند كه تجربه كمسيون سازي ،در گذشته موفقيتي نداشته است .هر كمسيوني كه در گذشته ساخته شده است تا كاري را سامان دهد ومشكلي را رفع كند در نهايت خود به يك مشكل تبديل شده است. آن گونه كه پيدا است،كاستن از تعدد نامزد ها فقط با استفاده از قانون صورت گيرد كه متاسفانه تصويب اين قانون مغفول مانده است. به رغم تعدد ي كه در دوره هاي گذشته وجود داشت اين مشكل مورد توجه حكومت ومجلس نمايندگان قرار نه گرفت وتمهيداتي براي كاستن از تراكم كانديدا ها در نظر گرفته نشد. گرچه براي نامزد شدن شرايطي در نظر گرفته شده است  اما آن گونه كه آشكار شده است اين شرايط بيشترينه ابعاد مادي واقتصادي داردنه محدوديتي براي جلو گيري از كانديدا شدن. اگر شر ط هايي بر شرط گذشته افزوده مي شد، محدوديت هايي بيشتري در قانون پيش بيني مي شد ازتعدد وتراكم اين همه كانديداها جلو گيري صورت مي گرفت. به نظر مي رسد كه كاستن از تعدد نامزدها وبه وجود آوردن فضاي مناسب انتخاباتي فقط با يك راهكار مي تواند به نتيجه مطلوب برسدآن اين كه كميسيون براي ارزش يابي بر نامه هاي نامزد هاي انتخاباتي تشكيل شود.  آن گونه كه تا هنوز ديده شده است كثيري از نامزد هاي انتخاباتي برنامه اي براي آينده كشور ندارند واين تعداد بدون آن كه مقاومتي از خود نشان دهند بايد از عرصه ي انتخابات بيرون روند، كميسوني كه تشكيل مي شود،بايد نامزد هاي برنامه د ار رافرصت رقابت دهد كه از بهترين برنامه بر خوردار هستند وهم توانسته اند در گذشته در ميان مردم افغانستان كار كنند ودليلي براي حضور خود دارند. لذا آنچه كه حكومت در پيش گرفته است در نهايت به نتيجه مطلوبي نه خواهد رسيد چه بسا فساد گسترده تري را دامن خواهدزد.در نتيجه ممكن است شفافيت انتخابات را نيزتحت تاثير قرار دهد.

پيبمان امنيتي ومتغير هاي سياسي

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

  دردنياي كنوني سياست كشور ها تابع منافع ملي آنهااست. به سخن ديگر منافع ملي كشور ها است كه جهت گيري هاي سياسي را مشخص مي سازد. اگركساني يا كشور هايي جهت گير ي هاي سياست خارجي خودرا با منافع ومصالح يا ارزش هاي ديگري گره بزند به نحوي روپوشي براي سياست اصلي خودكه به دست آوردن منافع ملي است مي گذارد.  پي گيري منافع ملي نيز وابسته به مقدار وميزان آگاهي هاي سياست مداران وحاكمان كشور ها است ؛هر قدرنبض زمان دراختيار سياست مداران كشور ها باشد وبتوانند روند تحولات جهاني را بهتر وبيشتر درك ورصد كنند؛سياست ها ومواضعي كه اتخاذ خواهند كرد مطلوب تر خواهد بود.اما در بيش از يك دهه ي گذشته وضعيت مطلوبي درسياست خارجي كشور ما به وجود نيامد وسياست خارجي كشورما نتوانست در چهار چوب منافع ملي حركت كند ويا جهت گيري هاي سياسي تابع منافع ملي كشور باشد.

ادامه نوشته