افغانستان وایران بعداز توافق هسته ای

سرانجام بعد دوازده سال مذاکره وصبر مثال زدنی دپلمات های ایرانی، مذاکرات هسته ای میان ایران وشش کشور بزرگ جهان به نتیجه رسید وهردو طرف مذاکره بیانیه پایانی مذکرات را قرائت کردند.       گفته می شودکه مذاکرات میان ایران وکشو رهای بزرگ جهان از استثنایی ترین مذاکره درطول تاریخ روابط بین المللی است. لذا روند مذاکرات ازا بتدا تا انتها مورد توجه بسیاری  از سیاست مداران وتحلیل گران امور بین المللی قرار گرفته است.

برخی بدین باوراند که روند مذکرات میان طرفین از چنان ظرافت وظرفیتی برخوردار بود که ممکن است در آینده ها درنصاب درسی دانشگاه ها درآید و دانشجویان روابط بین الملل به عنوان بخشی از دروس دانشگاهی خود آن رابخوانند وتامل کنند. یا ممکن است روند مذکرات ،محتوا  ومراحل آن به یک سند مهم تاریخی تبدیل شود که زمینه تحقیقات تفصیلی  محققان رانیز فراهم کند.. اگر از اهمیت ولایه های گو نا گون مذاکرات که بگذریم فقط به این نکته توجه صورت گیرد که مذاکرات طولانی بر جای جنگ نشسته است می تواند مورد تامل ودقت ورزی فراوانی قرارگیرد. درسالیان گذشته وقبل ازآن که روند مذاکره به صورت کنونی آن شکل گیرد، غربی ها به ویژه امریکایی ها بارها ایران را تهدید به حمله نظامی کرده بودند. اگر چنانچه مذاکره صورت نمی گرفت وجنگی شعله ور می شد، نتایج آن چنان وحشت ناک و غیر قابل پیش بینی بود که ممکن بود سالیان متمادی برروابط میان کشورها تاثیربگذارد. حال که مذاکره بر جای جنگ نشست ومشکلات میان ایران وطرف های مذاکره ازطریق گفت وشنود ها دپلماتیک حل وفصل شد ابعاد وزوایای تاثیر آن بسی از بیش از جنگ است. جنگ به تخریب زیر ساخت های بسیاری از کشورها منتهی می شد.بسیاری از کشورها تحت تاثیر جنگ قرار می گرفتند. بر اقتصاد امنیت بسیاری ها،تاثیر منفی بر جای می نهاد هیچ کشور-حد اقل در خاورمیانه - مصئون از خطرات جنگ باقی نمی ماند.

ادامه نوشته

یا مرگ یا ارگ!!

این روز ها که التهاب جنگ کشوررا در خود فرو برده وهر روز خبرهای نا گوارونا خوش آیندی از گوشه وکنار کشور به گوش می رسد. سربازان ارتش ملی  درراه دفاع از سرزمین وآبروی مردم مظلومانه کشته می شوند . در گوشه ازاین شهرودر نزدیک به ارگ ر یاست جمهوری فردی جغد صفتانه در کمین نشسته است وبه قول برخی رسانه های گروهی خارجی - مترصد فرصت است که بتواند حکومت کنونی را ساقط کند وخود به بهانه و شگردی باز هم براریکه قدرت سیاسی کشور تکیه زند. آن فرد کسی نیست جزرئیس جمهور سابق کشور که دربیش از یک دهه گذشته زمام امور کشوررا بدست داشت. افغانستان در زیر سایه حاکمیت ،لوای و ولای حکومت او به اولین های جهان تبدیل گشت.

   اولین کشور درتولید وقاچاق مواد مخدر، اولین کشور درفساد های گسترده  ای سیاسی واداری ، اولین کشوردر فقر وتنگ دستی.  حکومت او در سیزده سال گذشته  هرگز نتوانست شکل وشمایل یک حکومت متوسط ومعمول را به خود بگیرد ظرفیت وتوان یک حکومت متعارف را احراز کند. این ریس جمهور ناکام اینک حکومت کنونی را نشانه گرفته تا ساقط کند وخود برجای او قرار گیرد .این گفته ها تنها در میان شهروندان معمول کشور گفته نمی شود که حرکت خزنده اقای کرزی از مرز ها گذشته در روز نامه های معتبر جهان نیزدرز کرده است.

   هر کدام به میزان اطلاع دریافتی خود به داوری حرکت مذبوحانه اقای کرزی پرداخته اند . «مذبوحانه »ازاین جهت فراخور حرکت اقای کرزی است که وی دردوران ریاست جمهوری خود هر گز راضی به تدویر انتخابات ریاست جمهور در کشور نبود، تلاش فراوان کرد تا باسازو کارهای غیر دموکراتیک، انتخابات  را دور بزند وراه را برای ریاست تمام عمر خود فرا هم آورد. اما مخالفت های گسترده نهاد های بین المللی، قدرت های خارجی- غربی بویژه ایالات متحده امریکا باعث شد که کرزی را در تنگنا قرار دهد واو را ملزم سازد که تن به تدویر انتخابات دهد.

ادامه نوشته

منشورصلح گویا، با خون نگاشته می شود!

 برخلاف آنچه تصوربرده می شود،جنگ پیش ازآن که یک مشکل بیرونی باشد، نا هنجاری درونی انسان است. در واقع استیزه گری انسان با خود اواست که اورا به ستیزه گری با دیگران می کشاند. آدمی که میان درون وبیرون خود نتوانسته صلحی برپای دارد،خود رابرای خود قابل تحمل کند، نمی تواند با دیگران از در صلح درآید و راه آشتی بپوید. لذا صلح وقتی بمیان مردم می آید که درسرزمین دل های آدمیان صلحی به وجود آمده باشد.

    اگراز این منظر به صلح میان طالبان وحکومت نگریسته شود چه نتیجه می توان گرفت وبه کجا می تواند انجامد؟

نشست صلح در پاکستان برگزار گردید. بسیاری ها بر طبل صلح کوبیدند وخوشنود ازاین که دور دوم نشست صلح بعد ازعید رمضان درپاکستان بر گزار خواهدشد.

  تکرار نشست های صلح را امید بخش وتامین کننده آینده بهتر برای خود ومردم کشور تلقی می کردند. اما زمانی بلند نگذشت، هنوز بازتاب نشست صلح دررسانه های گروهی می پیچیدوپژواک صلح خواهی فرو نه خفته بود که جمعی آدم نمایان تنگ اندیش، و سیه رویان سفید پوش برجمع بی گناهی در جلیز حمله آوردند ،کشتند به پاره پاره کردن اجساد کشتگان پرداختند آنگاه دررسانه ها گفتند که  آن جماعت سرباز، به بیرو وابسته بوده وعکسی ازرهبر ایران را درپایگاه خود آویخته بودند. به همین بهانه ای اندک جنایت هولنا کی رقم خورد.،جمعی بی گناهی به خاک در غلطیدند. شرنگ تلخ اندوه به کام مردم ریخت. گفته شد که گرچه جنایت هولناک بوده است اما کسی دست از صلح بر نمی داردو این لرزه های اندک  نمی تواند روند صلح را تحت تاثیر قرار دهد واین جریان میمون ومبارک را به بیراه برد و حکومت را ازرفتن به سوی صلح دایمی با مخالفان باز دارد

ادامه نوشته

مدیریت ضعیف وسیاست چند جانبه گرایی!

   حکومت افغانستان ازهرمنظری که نگریسته شود یکی ازحکومت های -اگر نگوئیم وابسته - متکی به غرب وایالات متحده امریکا است.امروزه مصارف وزارت دفاع وبرخی نهاد های حکومتی ازسوی ایالات متحده امریکا پرداخت می شود. کمک های تسلیحاتی امریکا ارتش افغانستان را سرپای نگهداشته است. هواپیماهایی که در نیروی هوایی کشور استفاده می شود یا ساخت امریکا است یا ازهدایای دولت امریکا به افغانستان است .

    بر اساس گزارشی که اخیرا منشر شده گفته می شود که تااخرسال میلادی جاری هواپیماهای بیشتری از سوی امریکا به افغانستان تحویل داده خواهدشد.  میان حکومت افغانستان وایالات متحده امریکا پیمانی امضا شده است که این روابط را مستحکم تر از گذشته ساخته است.

   ساختمانی که امریکایی ها برای وزارت دفاع افغانسنتان ساخته اند بیانگر آنست که امریکا افغانستان را نزدیک ترین دوست خود می داند وخواهان روابط گرم میان دو کشور است. شاید گفته شود که آنچه امریکا انجام داده کمترین کاری است که کرده است  اما این نکته را نبایدفراموش کرد که هیچ کشوری برای خدا وبرای برقرارماندن حکومتی این همه هزینه نمی کند واین همه به رابطه با یک کشور ضعیف نا امن وپر خطر اهمیت نمی دهد. افزون برآن، اگر امریکا رابطه خودرابا  افغانستان قطع کند هیچ کمکی به افغانستان صورت نگیرد، دراین صورت حکومت افغانستان هیچ ادعایی نمی تواند داشته باشد که بتواند بر امریکا فشار وارد آورد تا کمک های امریکارا دریافت دارد.

ادامه نوشته

جلیزوبرخورد رسانه های گروهی

در افغانستان همیشه ازیک مسئولیت نا نوشته و تعریف ناشده رسانه ای سخن گفته می شود. وقتی نام رسانه ها به میان می آید گفته می شود که رسا نه های متعهد ویا غیر متعهد یا نا متعهد.

. منظور ازرسالت رسانه هانیز چیزی نیست جز رسالت گردانندگان آنها. اگر گردانندگان رسانه های گروهی خودرا مسئول احساس کنند ورسالتی درقبال ابزاری که درست دارند  قایل باشند؛ بی گمان رسانه ها دارای رسالت می شوند. اگر چنانچه گردانندگان رسانه ها حایز این اهمیت وارزش برین انسانی نباشند، هیچ رسا نه ای نمی تواند ارزش محور ومسئولیت پذیر باشد. با این مقدمه اگربه سیزده سال گذشته کار کرد رسانه ها توجه صورت گیرد می توان به نقد وارزیابی رسانه ها پرداخت ،رسالت مندی یا نا متعهد بودن این رسانه هارا اشکارا بیان نمود. هررسالتی درقبال درکی به وجود می آید، درک درست وصحیح ایجاد درد  می کند ودرد رسالت درمانگری بر دوش  رسانه های گروهی می گذارد.

در گام نخست باید واقف شدکه  جامعه افغانستان یک جامعه بیمار است. بر اساس آمار وارقامی که از سوی برخی نهاد های بین المللی ارایه شده گفته می شود که بیش ازشصت درصد جامعه افغانستان مبتلا به انواع بیماری های روانی هستند .

    دو، مردم افغانستتان به شدت آسیب دیده هستند. حس بدبینی تا اعماق استخوان های مردم نفوذ کرده است. نسبت به همه چیز وهمه کس احساس بد بینی می کنند .

   سه، مردم افغانستان دربیش از سه دهه گذشته سخت تحقیر شده اند،بخشی عظیم این جامعه در کشور های مختلف زندگی کرده، فقرو ناداری ومهاجرت های تحمیلی را تجربه کرده اند. در شور خود از سوی حکومت ها مستبد راست وچپ تحقیر وتوهین شده اند.  درنتیجه باعث شده است که احساس آرامش وامنیت روانی ازاین جامعه سلب گردد. در مجوع این جامعه نیازمند آرامش است.

ادامه نوشته

راه دشوارصلح با طالبان

اولین دور نشست صلح با گروه طالبان در نزدیک ترین منطقه به اسلام آباد پاکستان برگزارشد. این نشست را پاکستانی ها میزبانی کردند.گفته می شود که ایجاد کننده بستر این نشست نیزحکومت پاکستان است. این اولین دور گفت وگو ها میان هیئات حکومت افغانستان وطالبان شمرده می شود.اما پیش بینی می شود که مذاکرات سختی در پیشرو باشد.سختی مذاکرات لزوما از پیچیدگی اهداف وتشکیلات طالبان نیست. بلکه  کیفیت اهداف طالبان از یک طرف وکسانی که این اهداف را تعریف می کنند از سویی دیگر است که راه رسیدن به صلح را با مشکلات ودشواری های ویژه ای مواجه می سازد. نخستین دور نشست را می توان، تعبیررویای حکومت افغانستان به حساب آورد.

  حامد کرزی رئیس جمهو رسابق افغانستان در بیش از سیزده سال حکومت خود نتوانست به این آروز برسد وگروه طالبان را بر سر میز مذاکره بنشاند. اما حال به نظر می رسد که زمینه فراهم آمده وگروه طالبان وحکومت پاکستان نیز پذیرفته اند که پیمودن راه صلح نه یک هوس زود گذر،که یک ضرورت حیاتی واستراتژیک است.

   شاید برای بسیاری ها این پرسش ایجاد شده باشد که چرا طالبان درسیزده سال گذشته دعوت مکرر حکومت افغانستان را مبنی بر ایجاد صلح نپذیرفتند واینک که ویرانه های زیادی برجای مانده ، کینه وکدورت های بی شماری به وجود آمده. هزینه های سنگین وکمر شکنی بر هردو طرف تحمیل شده ، بد بینی های فراوانی ایجاد گشته است دروزاه صلح برروی حکومت افغانستان گشوه می شود. چه تغیری در وجود طالبان یا مناسبات منطقه ای وبین المللی ایجاد شده است که ضروت ایجاد صلح را ایجاب کرده است ؟

  واقعیت آنست که آنچه پیمودن راه صلح  را هموار تر کرده است؛ نه تغیر در وضعیت طالبان واهداف آن گروه، که شرایط  داخلی پاکستان ازیک سوی و شرایط منطقه ای وبین المللی ازسوی دیگر است  که وجود وحضورطالبان را به عنوان یک گروه خشونت ورز ودرنده خوی نا ممکن می سازد .  

. امروز اگر حاضر شده اند که تن به مذاکره دهند  نه ازاین جهت است که راه رسیدن به ارمان های خودرا درایجاد یک روند صلح آمیز بدون خشونت می بینند ونه هم حکومت افغانستان انعطاف نشان داده است که تمام ارزش های به وجود آمده درسیزده سال گذشته را حراج کرده ودر پای طالبان ریخته باشد.

.  وقتی گفته می شود که شرایط جدید طالبان را واداشته است که پای میز مذاکره حاضر شوند این پرسش مطرح می شودکه شرایط جدید چیست؟

ادامه نوشته

گسست ها وپیوست های جدید درون حکومتی!

چند روز قبل اعلام شد که ائتلاف جدیدی میان جنرال عبدالرشید دوستم معاون اول رئیس جمهو راشر فغنی وعطامحمد نور سرپرست ولایت بلخ به وجود خواهدآمد.

. اعلام خبر، قبل ازآنکه بارعملی به خود گیرد ومنشای اثر باشد تکانه وزلزله شدید و سنگینی دربدنه حکومت به ویژه درتیم اشرف غنی به وجود آورد. زیرا جنرال دوستم معاون اول ر یاست جمهوری است ویکی از نقطه های اتکای او درمناطق شمال کشور به حساب می آمده است.

    تیم اشرفغنی یابه سخن دیگر رئیس جمهورغنی، دوستم را تنها نقطه اتکا وراه اعمال نفوذ خود در شمال می دانست. ازاین جهت بود که علی رغم بغض وکینه دیرینه ای که نسبت به دوستم داشت و اورا مسبب کشته شدن طالبان  درده هفتاد می دانست درانتخابات ریاست جمهوری با او ائتلاف کرد وعده هایی کلانی نیز به او سپرد که بعد از پیروزی در انتخابات باید به آن وعده ها وفا می کرد. ولیکن از قراین چنان بر می آید که اشرفغنی به تعهد خود درقبال جنرال وفا نکرده ست.

    گرچه در زمان ائتلاف دوستم وغنی انتقاد هایی هم علیه غنی صورت گرفت و وجود جنرال دوستم را یکی از نقطه ضعف های تیم غنی به حساب آوردند. اما غنی می دانست که غیر ازجنرال دوستم، فرد قدرت مندی که بتواند در شمال محور قرار گیرد ورای مردم را بدست اورد وجود ندارد.

    وی هم نا گزیر انتقاد هارا به جان خرید ودوستم را با وعده های نرم وچرب در کنار خود آوردواز وجهه او به نفع خود سودبرد.

       دوستم نیز تا توان داشت برای پیروزی اشرف غنی تلاش کرد، حتا درمیان هزاره ها رفت وخودرا یاد گار شهید مزاری نامید تا بتواند رای مردم هزاره را نیز درصندوق اشرفغنی بیفزاید.  تشکیل حکومت وحدت ملی، وجودوحضور موجه رقیب انتخاباتی غنی در کنار او، سبب شد که او نتواند یا نخواهد به تمام وعده های خود تمام وکمال عمل کند. به گفته برخی آگاهان نزدیک به ارگ  ریاست جمهوری، از وعده هایی که به دستم سپرده شده بود هیچ کدام عملی نشد واین عدم تعهد، دوستم را سخت آزرده کرده است.

     گفته می شودکه تظاهرات ترکمن ها ی فاریاب  نیز از جانب طرفداران دستم سازمان دهی شده بود تا اشرفغنی را بیشتر تحت فشا قرار دهد. اما اعلام خبر جدید مبنی بر ایجاد ائتلاف با عطا محمد نور ضربه ای سنگین تر وسهمگین تری بر اشر فغنی شمرده می شود .دربادی نظر این گونه تلقی می گردد که اشر فغنی نتوانسته است متحدان انتخاباتی خودرا نگهدارد در حقیقت تیم انتخاباتی وی دچار شکست وفرو پاشی شده وهر کدام از دوستان او به هرسوی رفته اند..

ادامه نوشته

توجیه گرتفکر طالبانی؟

 

بخش دوم وپایانی

  در بخش نخست این مقال که به طرفداری های غیر منطقی وحید مژده از طالبان اشارت رفت. واقعیت آنست که دفاع از عمل وتفکر طالبان تنها محدود به وحید مژده نیست؛ قبل از وحید مژده  نیز سران حکومت گذشته از جمله شخص حامد کرزی به دفاع تمام قد از طرز دید وعمل طالبان پرداختند او دراین رابطه چنان بی مهابا،بی ضابطه وبی ادبانه سخن گفتند وعمل کردند که اکثریت مردم افغانستان را به تعجب وتحیر واداشتند.

   شاید از وابستگی طالبان به سازمان استخبارات پاکستان بود که دربرابر لحن آشتی جویانه وتملق آمیز حکومت کرزی واکنش مناسب نشان ندادند و ندای آشتی جویی کرزی را نشنیدند ،دروازه صلح را بر روی خود نگشودند. اگر چنانچه وابستگی طالبان به خارجی ها نبود، آن گروه جرات پیوستن به حکومت افغانستان ر ا می داشت چنان مورد استقبا ل حکومت کرزی قرار می گرفت به هر منصبی وسمتی که خودرا واجد آن می دانستند می رسیدند. اما این کار صورت نگرفت وطالبان هم چنان در در جایگاه مخالفان مسلح حکومت باقی ماندند!! گرچه کوشیده شد از وجهه جنایت کارانه آن کاسته شود به یک گروه مخالف مسلح تنزل جایگاه پیدا کند.

    به هر حال مشروعیت بخشی برای گروه طالبان تا هنوز مراحل گونا گونی را طی کرده است . گاهی همدلی دردرون حکومت افغانستان وتوسط حکومت آقای کرزی صورت گرفته وی تمام قد دربرابر همه نهاد های قانونی وغیر قانونی ایستاده واز طالبان به دفاع پرداخته است . به آنها دشمن خطا ب نکرده، دست گیر شدگان آن گروه را با هدایای گونا گون رها کرده، زندانیان طالبان  رابا هر ترفند رها ساخته به جبهه طالبان فرستاده است.

ادامه نوشته

توجیه عمل طالبان!

 

بخش نخست

     وحید مژده به کار شناس مسایل افغانستان وطالبان معروف شده است. وی در چند سال گذشته که حضور فزیکی در جبهه طالبان نداشته اماعملا به دفاع از طالبان مشغول بوده از هر فرصتی سود برده است که جنایت های طالبان را توجیه کندویا اعمال خشونت ورزانه ای آن گروه را نا چیزجلوه دهد یا آن که طالبان را به عنوان یک طرف جنگ معرفی کند وبیش ازنیمی از تقصیر هارا به دوش حکومت افغانستان بیاندازد.

 این گونه موضع گیری نشان می دهد که وابستگی به یک فکر وانیدشه که با منافع ومعیشت نیز گره خورده باشد به نحوی چشم حقیقت بین آدمیان را می بندد، ترازوی انصاف را از کف می ستاند وراه صواب را فرو می نهد. وحید مژده با آن که دربرخی مواقع کوشیده است مواضع به ظاهر بی طرفانه اتخاذ کند ودرزیر لفافه ای از الفاظ وکلمات نیات واقعی خودرا پنهان نماید تا متاع مشتری پسندی عرضه کند. اما چون هم از نظر ذهنی وهم معیشتی وابسته به طالبان بوده وازاین راه نامی کمایی کرده ونانی فراهم آورده است. جامه های تنگ الفاظ وکلمات، برهنگی ها ی وابستگی اورا نمی پوشاند و همدلی اورا با طالبان کتمان نمی کند. در مجموع صحبت ها ومصاحبه ها ی او را نمی توان چندان سخن صواب یافت وبا عیارهای بی طرفی متر ومیزان کرد. وی چی در مصاحبه با خبر گزاری تسنیم وچه در گذشته هیچ گاه موضع بی طرفانه نگرفته وسخن بر نهج عدالت نرانده است.

ادامه نوشته

باید گریست یا تحلیل کرد؟

 

گوسفندی برد این گرگ مزور همه روز

گوسفندان دیگر خیره دراو می نگرند

   رخداد های تراژیکی  که هرروز در کشور به وقوع می پیوندد، نه مجال تحلیل وارزیابی را باقی می گذارد ونه دیدن منصفانه را.

  این احساس را زنده می کند که تحلیل وتامل راهی به جایی نمی برد باید نشست وبرغم های  فرودآمده  بر مردم خود گریست وسینه ها رااز عقده های فرو خورده خالی کردحد اقل در غم مردم شرکت جست وخودرا قرین درد آنها آنگاشت.

  اگر کاری برای مردم نمی توان انجام داد حد اقل آنست که با مردم هماهنگ گریست وگردوخاک  تیره غم را  از رخسار تکیده مردم زدود  وغباراندوه را از چشمان به اشک نشسته ای مردم سترد.

   غم هایی که هرروز جانکاه تر از گذشته خودرا نشان می دهد. نه راه التیامی است وهم دستی درمانگری که بتوان ازاین درد ها کاست واز غم های توان فرسا آسود

ادامه نوشته

قتدارگرایی قومی در بحران!

   « دونالد رامسفیلد» وزیرسابق  دفاع امریکا بعد ازرفتن ازآن وزارت کتاب خاطرات خودرا منتشر کرد. درآن کتاب خاطره ای از حامد کرزی رئیس جمهو رسابق افغانستان نیز نقل شده بودکه مورد توجه قرارگرفت.

بگو مگو هایی زیادی رانیز به وجود آورد. خاطره ازحامد کرز آن بودکه به صورت خصوصی به وزیر دفاع امریکا گفته بوده که دشمن افغانستان طالبان نیست بلکه اتحاد شمال است. آقای کرزی زمانی اتحاد شمال را خطری برای حکومت خود خوانده بود که برخی چهره های آن اتحاد، در حکومت او حضور داشتند و از همکاران حکو متی او بودند. آنچه آن خاطره  را مورد توجه قرار داد انگشتی اتهامی بود که آقای کرزی بر اتحاد شمال نشانه رفته بود. اتحاد شمال ترکیبی از اقوام غیر پشتون افغانستان بود، به سخن دیگر مرکز تصمیم گیری آن اتحاد به دوش افراد غیر پشتون بود نه ضد پشتون. از سخنان کرزی  درزمان خوداین گونه برداشت شد که آقای کرزی علی رغم آن که از سوی جامعه جهانی منصوب شده است وبا پشتوانه نیروهای خارجی حکومت می کند، اقتدار او با حضور نیرو های خارجی تامین می گردد وهم چنان بررغم شعار ها یی که او داد ه وسخنرانی هایی که گاه  وبیگاه به طرفدارای ازدموکراسی وقانون اساسی وپارلمان انجام داده است. اما هنوز دلبستگی به اقتدار قومی دارد بر نمی تابد که این اقتدار سنتی از افغانستان بر افتد ورژیمی روی کار بیاید که ارزش دنیای جدید درآن مطرح باشد.

ادامه نوشته

اختلافاتی که جدی تر می شود!

بررغم اظهار نظرهای خوش بینانه مقام های حکومتی درنه ماه گذشته سران این حکومت نتوانستند بر اختلافات درونی حکومت فایق آیند وحکومتی بوجود آورند که با کمترین چالش مواجه باشد. به سخن دیگر سران حکومت وحدت ملی از فرصت ها سود نبردند تا اختلافات درونی خودرا کاهش دهند ودرصدد ایجاد یک حکومت قابل قبول وپذیرفتنی برای عموم باشند، بلکه هر بهانه ای سبب شده است که اختلافات داخلی بیش از پیش بروز کند وشکاف ها ورخنه ها رفو نا پذیر تر جلوه گر شود.

 درتازه ترین رخداد تفرقه افگن، دکترعبدالله در جلسه شورای وزیران گفته است که معاونان وزارت خانه ها باید از فلتر مشورت شورای اجرایئه حکومت باید عبور کند. وی گفته است که به تمام وزارت خانه های کشور ابلاغ کرده است که حق انتخاب معاونان وزارت خانه ها رابدون مشورت با شورای اجرائیه حکومت ندارند.

  این دستور نشان می دهد که عدم اعتماد میان سران حکومت بیش از پیش وجود دارد وهردو جناح حکومت مترصد هستند که طرف مقابل، طرفداران خود رادر جاهای حساس تعین نکند.

ادامه نوشته

ما به کجا ایستاده ایم؟

درک میزان پیشرفت یا عقب ماندگی جامعه وملتی را می توان از مشغولیت های فکری او پی برد.

   یکی ازآزموده ترین وعلمی ترین راه، شناخت تطبیقی  دل مشغولی های امروز جامعه باگذشته آنست.

   این قاعده براین نکته اتکا دارد که پیشرفت انسان به میزان پیشرفت فکر اوست. اگر جامعه ای از نظر ظاهری تغیر یافته باشد.  امکان دست رسی به معیشت بهتر فراهم گشته باشد،تن پوش مناسب دردست رس جامعه قرار گرفته باشد. اما درذهنیت جامعه هیچ تغیری ایجاد نه گشته باشد، دراین صورت نمی توان به آن جامعه را پیشرفته دانست.

   تغیر فکر واندیشه انسانی، اساس تغیرات اجتماعی است. درتغیرات فکر وذهنیت جامعه است که می توان نسبت به آینده آن جامعه اظهار خوش بینی یا احساس بد بینی کرد.

     دلمشغولی های قشرباسواد یک جامعه می تواند میزان پیشرفت یا عدم پیشرفت  آن جامعه را به نمایش بگذارد. گاهی می توان میزان پیشرفت را در نوع سخنانی که اززبان باسوادان یک جامعه گفته می شود مشاهده کرد.

  یکی از صحنه هایی که نسل کنونی می توانند داشته های ذهنی خودرا با سایرین در میان بگذارند صفحات اجتماعی چون فسبوک وتویتر و... است.

ادامه نوشته

جهان پرخشونت وفصل فتوای دینی!

جهان اسلام بیش از هر زمان دیگر،پراز خشونت ودر گیری است. به هرسوی که نگریسته شود، بوی توطیه، دشمنی وخشونت به مشام می رسد. دربادی نظر این گونه گمان برده می شود که آنچه دنیا ی اسلام را به این روز افگنده است ،عوامل خارجی ودست اندازی قدرت های بزرگ جهانی در امور مسلمان ها است. قدرت های زیاده خواه  جهان به دنبال کسب منافع خود هستند، برای آن که منافع تعریف نا شده خودرا به سهولت به دست آورند، می کوشند تا از تفرقه های کوچک، کوه های بزرگی بسازند، به تضعیف مسلمانان بپردازند. اما برای درک ودریافت درست وشنا خت دقیق آسیب های جهان اسلام وواقعیت هایی موجود، تنها فرا فگنی وانداختن تمام مشکلات به دوش دشمنان بیرونی کافی نیست. باید نگاه ژرفتری به درون ساختار جامعه مسلمانان از یک طرف وخوانش ها وقرائت های دینی از جانب دیگر انداخته شود که این خوانش های خشونت زا چگونه وبا چه زمینه های ذهنی بروز وظهور یافته اند که جهان اسلام را به این آشفتگی رسانده اند؟

  بی گمان دست اندازی های قدرت های توسعه طلب ،یکی از چالش های مهم است اما تنها آن نیست؛بلکه یکی دیگر ازچالش های مهمی که مدت ها است جهان اسلام با آن مواجه است صدور فتواهای گونا گون ورنگارنگ است. خشونت ورزی های کور وبی مهابای طالبان در افغانستان  همراه بافتواهای دینی بوده که در پاکستان توسط عالمان دینی آن صادر شده است . القاعده عمل خودرا بر مبنای حکم دینی می دانند وهر عملی را که انجام داده اند تا هنوزمبنای دینی برای آن بر شمرده است. سایر گروه های تروریستی نیز هر کدام مبنایی دینی برای خود داشته اند وخشونت ها ودرنده خویی های خودرا با آن توجه کرده اند.

ادامه نوشته

تلاش های جدید، بن بست کهنه!

درهشت ماه گذشته گرچه سخن از صلح فراوان رفت؛ اما درعمل هیچ گرهی گشوده نه گشت وهیچ راهی به سوی صلح هموار نشد. رئیس جمهوراشرفغنی درتازه ترین تلاش خود،خواسته است ماشین فرومانده درگرداب ایستایی ورکودصلح را به حرکت درآورد وبه سوی مقصد گسیل دارد. او با امضای تفاهم نامه امنیتی باحکومت پاکستان خواست این بن بست را بشکند، راه نوی در راه ایجاد صلح ایجاد کند. اما از بخت بد،رویکرد او با واکنش منفی برخی افراد، نهاد های رسانه ای ونمایندگان مردم در پارلمان افغانستان مواجه گشت وبه سرنوشت گنگ ومبهمی فرو رفت. هنوز مشخص نشده است که امضای تفاهم نامه میان دو کشور به کجا انجامیده است، با توجه به باز خورد های گسترده، چنین تفاهم نامه امضا خواهد شد یاخیر؟ مشکل امضای تفاهم نامه یکی آ نست که بسترسازی مناسبی از سوی حکومت صورت نگرفت، قبل ازآن که مشوره ای صورت گیرد،اعلام شد که تفاهم نامه میان دو کشور امضا شده است. فشارهای سیاسی سبب شد که حکومت از مواضع خود عقب نشینی کندو گفته شد که فقط پیش نویس تفاهم نامه به امضا رسیده است. به هر حال هر چه بود،گرهی باز نشد وروند صلح هم چنان دربن بست باقی ماند. آن چنان که از سوی برخی خبر گزاری ها اعلام شد، ابتکار امضای تفاهم نامه میان دو کشور از ابتکارات شخص رئیس جمهور وحکومت افغانستان نه، بلکه از پیش نهاد حکومت چین بوده است. به گفته برخی مقام های چینی، نشستی نیز میان حکومت افغانستان وگروه طالبان دریکی از شهر های چین صورت گرفته که گفته شده است از سران استخبارات پاکستان نیز حضورداشته است. معنای این سخن آنست که هیچ جلسه ونشستی بدون حضور استخبارات پاکستان صورت نه خواهد گرفت . درتازه ترین گزارش ها، گفته می شود که نامه ای از سوی اشرفغنی عنوان حکومت پاکستان گسیل داشته شده است وازسران حکومت آن کشور خواسته است که سران ورهبران طالبان را مورد پیگرد قرار دهد. آقای غنی درآن نامه گفته است که:« با در نظر گرفتن هفت گام مشخص، ظرف سه هفتۀ آینده صداقت خود را درمورد حمایت از روند صلح افغانستان به اثبات برسانند».

ادامه نوشته

داعش، فرا فگنی یا واقعیت؟

    داعش، پدیده ای که نام آن، جنایت، قساوت خون ریزی ودد منشی را دراذهان زنده می کند. جنایتی که به نام دین واسلام انجام می شود. مردان به نام دین سربریده می شوند،زنان به نام دین به کنیزی می روند. پیامبری که درعصرخود به هر بهانه آدمیان را از بند بردگی می رهانید، اما اینک کسانی به نام پیروی ازاو ریسمان بردگی را چنان طولانی کرده که از چهارده قرن به این جا رسیده است. تناقضی که به گفته برخی عالمان مسلمان دردین اسلام هر گز وهیچ وقت جایگاهی نداشته است.اماایا،این پدیده شوم و این عفریت قرن بیست ویک در افغانستان جایگاهی داردومی تواند پایگاهی برای خود تعبیه وآماده کند یا آن که هرچه این نام در میان مردم گفته می شود ،جزفرا فگنی وگم کردن سررشته جنایت طالبان نیست؟

ادامه نوشته

ترکیه،از سکولاریزم ستیزه گر تا اسلام گرایی معتدل!

به بهانه انتخابات ترکیه وشکست اردوغان 

 

بعد از فرو پاشی امپراتوری عثمانی، دولت ملی گرای اتا ترک بر قدرت تکیه زد . وی بر خلاف سایر نحله ها ی سکولاریست های اروپایی که نسبت به باور های دینی موضع بی طرفانه داشتند. اتاتورک با در پیش گرفتن موضع ضد مذهب، چهره خشن از سکولاریزم ارایه کرد. وی با مظاهر والگوهای اسلامی به ستیز برخاست ومردم ترکیه را در تنگا های زیاد قرار داد. اتاتورک برای بسط اندیشه خود ارتش منظم ومنسجمی ساخت وتوانست به عنوان جریان غالب در ترکیه تبدیل گردد. بعد ازدوره اتاترک  ارتش آن کشوراز چنان قدرتی برخوردار گشته بود که دربرابر هر جریان ضد سکولار قرار گرفت و سرکوب کرد.یعنی جریان غیر سکولار نتوانست قد علم کند ودرعرصه سیاست ترکیه ظهور یابد.

  دهه نود قرن بیستم، نجم الدین اربکان رهبر حزب رفاه بر نخست وزیر ی ترکیه رسید وتوانست فضای سیاسی ترکیه را اندکی تغیر دهد اما اونتوانست میدان فراخی برای فعالیت های احزاب غیر سکولارفراهم کند. درنتیجه داد گاه قانون اساسی علیه او رای داد. سر انجام نخست وزیری او با اتهام زیادی ازسوی ارتش آن کشور خاتمه یافت .اما اسلام گرایان دیگربا نام عدالت توسعه بار دیگر به صحنه سیاسی ترکیه آمدند ودر مدت سیزده سال حکومت ترکیه را دردست داشتند. حزب آقای اردوغان در سال های اول پیروزی توانست از اقبال خوبی در میان ترک ها برخوردار گردد وهم درمیان مسلمان ها جایگاه رفیعی بدست آورد.  حزب اردوغان در سیاست های داخلی بر رشد اقتصادی ترکیه تمرکزکرد وتوانست موفقیت های زیادی دراین راه کسب کند ومحبوبیت فراوانی در میان ترک ها بدست آورد. در سیاست خارجی نگاه او به شرق وکشورهای مسلمان ازاو یک قهرمان ساخت.

ادامه نوشته