تا این جا هیچ سخنی جدیدی نیست علی رغم انتقاد هایی که بر عملکرد حکومت امریکا ونیروهای آن کشوردر افغانستان وارد می شود اما این واقعیت را همه پذیرفته اند که درشرایط کنونی افغانستان بدون حمایت یک کشور قدرت مند خارجی هرگز نمی تواند به حیات خود ادامه دهد .  امامشکل وقتی پیش می آید که حکومت افغانستان این واقعیت هارا در نظر نگیردو بخواهد از نمد رقبای امریکا برای خود کلاه بسازد !

   اشر فغنی درحاشیه نشست سازمان شانگهای با ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه دیدار داشته است . پوتین گفته است که امریکا در چهار ده سال حضور در افغانستان هیچ کمکی به امنیت افغانستان نه کرده است. امریکایی ها نیز خود اذعان دارند که نتوانسته اند برای ایجاد امنیت پایدار در افغانستان موثر باشند. حال که از صدو چند هزار سربازان امریکایی نزدیک به ده هزار نفر باقی مانده است، هیچ گاه به ثبات وامنیت افغانستان کمک نه خواهند کرد.

    آنچه دردیدار اشرفغنی با پوتین کمی عجیب می نماید این که اشرفغنی از پوتین خواسته است که به ایجاد امنیت در افغانستان کمک کند. اشرفغنی مشخصا از ولادیمیر پوتین خواسته است که روسیه می تواند در بخش آموزش نظامی و در مبارزه به کشت وقاچاق مواد مخدربه افغانستان کمک کند. گفته می شود که رئیس جمهور روسیه پاسخ روشنی به در خواست های اشر فغنی نداده است. اما گویا رئیس جمهور چین این در خواست را اجابت کرده وگفته است که حاضر است به نیرو های افغان کمک تسلیحاتی کند. آنچه که مایه نگرانی مردم است نه در خواست کمک ، بلکه رویکردی است که حکومت افغانستان وشخص اشرف غنی در پیش گرفته است. در خواست کمک از روسیه با دو مشکل عمده مواجه است. یکی این که تجربه حکومت داود خان را تداعی می کند  که در نهایت پیشبینی می شود ه این گونه سیاست ها به نفع کشور تمام نشود وباعث از هم کسیختگی بیشترگردد. حکومت داود خان دردهه پنجاه خورشیدی بررغم نزدیکی با شوروی سابق ودر یافت کمک های هنگفتی ازآن کشور،درنیمه آن دهه به یک باره تغیر موضع داد وبه کشورهای اقمارامریکا از جمله ایران وپاکستان نزدیک شد. وازکمک های دولت وقت ایران استقبال کرد. این تغیرناگهانی سیاست سبب شد که سایه ترس بر حکومت وبر مردم افغانستان سنگینی کند و شوروی سابق را چنان در تلاطم فرو رود  که تغیر رویکرد سیاسی داود را توهین به حکومت وحزب کمونیست آن کشورتلقی کند. سرانجام دریک اقدام هماهنگ وحساب شده همراه با دوستان داخلی خود دست به کودتا زدند وحکومت داود خان را سر نگون ساختند. کودتای خونینی که دردهه پنجا رخداد  سر آغاز تحولاتی شد که تا امروز دامن افغانستان را رها نکرده است.

   امروز هم وقتی به روا بط نزدیک میان حکومت افغانستان وامریکا دیده می شود. بیم ازآن می رود که  این گونه دست دراز کردن ها ودر خواست کمک ها،بار دیگر افغانستان رادر چرخه رقابت های قدرت های جهانی قراردهدو بار دیگر تجربه دهه های گذشته تکرار گردد وافغانستان صحنه رقابت های نیابتی قدرت های رقیب قرار گیرد.  نکته دوم آنست که این همه طلب کمک از کشور های خارجی متناسب به ساختاروظرفیت های درونی حکومت است یاآن که این گونه درخواست ها معطوف داشتن توجه ها به سوی دیگر وندیدن کاستی های درونی حکومت است؟

   گرچه پاره ای ازآگاهان نگاه چند جانبه گرایی حکومت افغانستان را ازین زاویه نگریسته که انچه این سیاست را توجیه می کند به وجود آمدن شرایط جدید بین المللی است. که  در سخن رانی اشرفغنی به نحوی باز تاب یافت. اشرفغنی کشورهای عضو شانگهای را به این امر توجه داد که نا امنی موجود در افغانستان به نحوی به همه کشورهای منطقه مربوط ووابسته است.

    وی هم چنان گفته است که آنچه در افغانستان جریان دارد یک مشکل منطقه ای است که تنها به افغانستان مربوط نمی شود.  گرچه این سخنان نکوودلپذیر می نماید. اما باعث نمی شود که رقابت ها قدرت های جهانی فرو کش کند، وتغیر نگاه حکومت افغانستان را به هیچ انگارند.

  لذا می طلبد که حکومت افغانستان ،میان ظرفیت درونی ونگاه بیرونی خود تناسب وتلائمی ایجاد کند. تا دچار اشفتگی بیشتر نشود. دریافت کمک اگر با ساختار درونی حکومت تناسب نداشته باشد جز این که به فسا د بیشتر درودن حکومتی منجر شود سودی دربرنخواهد داشت.