گامی خُرد برای هدف کلان!

 در حالی که رئیس کمسیون انتخابات از نبود بودجه وتعویق انتخابات پارلمانی در سال آینده سخن گفته است، اشرف غنی جزئیات فرمان اصلاح نهاد های انتخاباتی را اعلام کرد.

براساس فرمان تقنینی اخیر، رئیس جمهورغنی ، راه را برای تغییر مسئولان نهادهای انتخاباتی در کشورهموار کرده است.

براساس این فرمان ، اشرف غنی قانون تشکیل، وظایف و صلاحیت‌های کمیسیون‌های انتخاباتی را دوازده روز پیش امضا کرده است.

با امضای این قانون، کمیته گزینش اعضای نهادهای انتخاباتی با ترکیب جدیدی به کار آغاز خواهند کرد. و رئیسان هر دو مجلس پارلمان، دادگاه عالی، کمیسیون نظارت بر تطبیق قانون اساسی، کمیسیون حقوق بشر و دو نماینده نهادهای مدنی در ترکیب این کمیته حضور خواهند داشت.

ادامه نوشته

رشته هایی که پنبه می شوند!

    همواره می شنیدیم ومی خواندیم که سیاست گزاری های کشورهای بزرگ جهان مبتنی  برریز بینی ها وظرافت های فراوانست. هیچ تصمیم سیاسی ازسوی این کشورها اتخاذ نمی گردد، مگر این که کارشناسان وآگاهان سیاسی آنها ماه ها ویا حتا سالها روی پروژه ای مطالعه می کنند، مفاد ومضار آن را می سنجند، آنگاه در روشنایی و وضاحت مطالعات خودعمل می کنند.

    این فرضیه برای همه قدرت های بزرگ جهانی به ویژه ایالات متحده امریکا صادق دانسته می شد.اما سیاست های ایالات متحده امریکا در خاورمیانه دریک دهه اخیرچنانست که به ابطال این فرضیه می انجامد .

   واکنش ها یی که از سوی مقام ها امریکا دیده می شود بیان می دارد که محاسبه امریکایی ها چندان هم با ریزبینی وظرافت همراه نبوده است. یا اینکه برخی فاکتورها از مجاسبه امریکایی ها به دور مانده یا این که از وجود بازیگران بالقوه غفلت صورت گرفته است.

  این نا دیده گرفتن ها ویا دست کم گرفتن ها سبب شده که مشکلات عدیده ای متوجه سیاست های منطقه ایالات متحده امریکا شود. باراک اوباما رئیس جمهور امریکا در یک صحبت صریح از متحدان عرب خود خواسته است که امریکا را در رخداد های دخیل نسازند که برای امریکا نفعی ندارد. هم چنان توصیه کرده است که ایران را شریک خود درخاورمیانه بدانند ودرصدد حذف آن نباشند.

    این گفته ها متوجه عربستان سعودی وبرخی کشورهای کوچک منطقه خلیج فارس است که اینک برای سیاست های امریکا درد سر ساز شده وفغان رئیس جمهور آن کشور را درآورده است.

    به نظر می رسد که امریکا به متحدان خود بیش از حد اعتماد کرده بود وسخنان این جماعت پرخور اما کم عقل رابیش ازحد جدی انگاشته بود،یعنی مقام های امریکا اشتباهی را مرتکب شدند که سران عرب نسبت به توانایی خود مرتکب می شوند.

  عرب ها معمولا عقل خود را با پول نفت محاسبه می کنند وگمان می برند هرکه پول بیشتر داشته باشد عقل ودرایت بیشتر هم دارد .امریکایی هانیز گمان می بردند که محاسبه عرب ها ممکن است نسبت به سوریه ویمن نیز درست باشد. ازاین جهت از سیاست های سعودی دفاع کرد و تجاوز آن کشور به یمن را مورد حمایت قرار داد، اینک که پای سعودی ها در گل یمن فرورفته و برون رفت ازآن دشوار می شود، مقام های امریکایی راوادار ساخته است که به متحدان عرب خود هشدار دهد که نمی تواند بیش ازاین هزینه سیاست های آنها را بپردازد.

ادامه نوشته

نقد حکومت،در جهان و افغانستان!

نقد ونقادی یکی از سازوکار مهم برای بهبود کارکرد حکومت های مدرن است. عمده ترین شاخص یک حکومت دموکراتیک آنست که به رسانه های گروهی مجال نقد می دهد وآن ها را تشویق می کند که کارکرد حکومت را زیر نظر داشته باشند وهرکژ وکژروی های احتمالی را زیر ذره بین نقد قرار دهند تا کارکردحکومت مطلوب شود ومیزان کارآیی آن افزایش پیدا کند.

    بنابراین دریک حکومت دموکراتیک رسانه های گروهی برای رساندن خبر های بی خاصیت وخنثا ایجاد نشده است که به سرگرمی شهروندا ن بپردازد ویا توجیه کننده رفتار حاکمان باشد. بلکه کار ویژه های مهم رسا نه های گروهی نقد کارکرد های حکومت  است.

بعد ازایجاد دورجدید حکومت داری درکشورما،یکی از افتخارهای مهم حکومت افغانستان این بوده که بهترین قانون رسا نه های گروهی را واجد بوده است. هم حامد کرزی وهم رئیس جمهور اشرفغنی همیشه بر خودبالیده اند که آزادی رسانه ها را به رسمیت شناخته و از حریم آنها دفاع کرده اند.

    در حادثه بمب گزاری انتحاری که بر کار مندان تلویزیون طلوع اتفاق افتاد وجمعی از کارمندان آن رسانه به شهادت رسیدند، اشرف غنی شخصا از کارمندان آن رسانه دلجویی کرد وقول داد که بعد ازاین توجه بیشتری به امنیت رسانه ها معطوف دارد واز جان آنها مراقبت بیشتری صورت گیرد.

    هم چنان اشرف غنی با حضور در شفاخانه وعیادت ازبرخی نویسندگان وروزنامه نگارانی که مورد سوی قصد گرفته بودند این پیام نمادین را به جامعه منتقل کردکه شخص او و در مجموع حکومت افغانستان آزادی رسا نه های گروهی را به ر سمیت می شناسد و ازآنها دفاع می کند.

ادامه نوشته

هشتم مارچ، جاده یک طرفه حقوق زن!

روز هشتم مارچ روز همبستگی زنانست. این روز درافغانستان هم با بر پایی مجالس ومحافلی تجلیل می گردد. دریک دهه ونیم گذشته که حکومت با نام وشعار دموکراسی بوجود آمده است هم روز هشتم مارچ تجلیل وگرامی داشته می شود وهم نهاد های گونا گونی به هر بهانه ی روز هایی را به نام زنان تجلیل می کنند.

    اگر دررسانه گروهی نگریسته شود باز هم دیده شود که زنان حجم زیادی از برنامه های رسانه های جمعی را به خود اختصای داده وحتا صدایی به نام زن وجود دارد که راجع به مسایل گونا گون زنان برنامه نشر و

پخش می کند، زنان را نسبت به حقوقی که دارند آگاه می سازد.

    با برپایی این همه محافل ونشست ها، تبلیغات و داشتن رسانه های اختصاصی، انتظار آنست که وضعیت زنان کشور ما باید تغیر یافته باشد وآن نگاه تحقیر آمیز نسبت به زنان وجود نداشته باشد و زنان به حد اقلی از حقوق انسانی خود دست یافته باشند وخشونت به میزان زیادی کاهش پیدا کرده باشد.

   اما بررغم این همه تبلیغات پرحجم وداشتن امکانات اختصاصی، کمسیون مستقل حقوق بشرافغانستان درتازه ترین گزرش ،آماری را ارایه کرده نشان می دهد که در سال جاری نقض حریم انسانی زن وخشونت بر این قشر اجتماعی پنج درصد افزایش پیدا کرده است.

     اگر به آمار وارقامی که از بدوتشکیل کمسیون حقوق بشرمنتشر می شود توجه صورت گیر،د آمارهای خشونت سیر صعودی را نشان می دهد. یعنی میان حجم تبلیغات وخشونت تناسب معکوس وجود داشته است. هر قدر تجلیل وتکریم ها و بزرگداشت ها افزایش پیدا کرده ا خشونت بیشتر شده است

ادامه نوشته

سخنان کیلویی درمان نیست!

مقام های سیاسی کشور ما گاهی سخنانی خرد نا پسند ودل آزاری  برزبان می آورند که اگر چنانچه با داوری عقلانی واز نظرگاه برتری نگریسته شود، به بی پایگی وبی مایگی آن هیچ تردید باقی نمی ماند.

    اما گویا، گزافه گویی شیوه معمول ومعهود برای زمامداران کشور ما است. چون این گونه سخن گفتن دارای پی آمد های منفی فراوانست ،باید به نقد آن پرداخت وذهن ها را آگاه کرد تا این خطای سیستماتیک ازسوی حکومت گران کشورکمتر صورت گیرد وهم تاثیر احتمالی آن کاهش پیدا کند. زیرا اشتباهات مستمری که ازسوی ی مقام های حکومتی صورت می گیرد چون برای بسیاری ها، حکومت گران الگو محسوب می شوندازاین جهت تاثیربدی بر جای می نهد.

   در دوران معاصر حامد کرزی رئیس جمهورسابق افغانستان را یکی احکومت گرانی بود که سخنان گزاف وگاهی مهمل زیاد برزبان می راند ولیکن خو ش بختانه  به تدریج این آگاهی درنزد عمومی بوجود آمده بود که به سخنان کرزی اعتنا نمی کردند وآن را جدی نمی گرفتند.

     به نظر می آید که این شیوه نا میمون برای رئیس جمهورکنونی هم به ارث رسیده باشد، ازاو نیزسخنانی صادر می شود اگر چنانچه جدی گرفته شود می تواند بد آموزی فراوانی برجای نهد.

  در آخرین سخن او در جمع افسران فارغ التحصیل از دانشگاه مارشال فهیم گفته است که با هیچ مبنای هیچ علمی سازگار نیست.

ادامه نوشته

طالبان، اما و اگرهای جدید!

سرانجام خوش بینی هایی که بعد از دورم چهارم نشست چهار جانبه بوجود آمده بود به نا امیدی تبدیل شد. سخن گوی طالبان اعلام کرد که در گفت وگوهای مستقیم با حکومت افغانستان شرکت نخواهند کرد.

سخن گوی این گروه هم چنان پیش شرط هایی را اعلام کرده است که نشان می دهد که قصد شرکت در مذاکرات صلح را ندارند.

   آن پیش شرط ها یکی پایان دادن به اشغال افغانستان، ودوم حذف نام طالبان از لیست سیاه سازمان ملل متحد است.

   بعد ازعدم آمادگی طالبان در نشست مستقیم با حکومت افغانستان این پرسش مطرح می شود که وضعیت به کدام سوی به پیش می رود،آیا نشست چهارجانبه آخرین مجال دست یابی به صلح برای حکومت افغانستان وطالبان بود و بعد ازاین مردم افغانستان باید برای رویارویی دراز مدت با طالبان آماده شوند ومنتظر خشونت ورزی های بیشتری از سوی این گروه باشند یا آن که راه ها دیگری برای دست یابی به صلح وجود دارد؟

ادامه نوشته

بیماریی فرهنگی و فرهنگ بیمار

جنگ وخشونت  درسه دهه اخیر،جامعه  افغانستان را به انواع بیماری های اجتماعی مصاب کرده است.

    بر اساس برخی آمار های منتشرشده از سوی نهاد های بین المللی، بیش از شصت درصد ازمردم افغانستان به بیماری های روانی گرفتار هستند.

   درمان این بیماری ها نیازمند زمان بلند ازیک سو و تربیت در مانگران متخصص ازسوی دیگر می باشد. اگر چنانچه  شرایط مناسب وحکومت دلسوزومسئولیت پذیر وجود داشته باشد با تربیت  کادر های متخصص می شود که براین گونه بیماری ها فایق آمد و جامعه به نسبت سالمی را بوجود آورد.

  اما این تنها بیماری اجتماعی نیست، بلکه بیماری های دیگری نیز وجود دارد که رنگ خود را هم برجامعه ،فرهنگ وسیاست افغانستان زده است ،می رود تا ابعاد حادتری پیدا کند.

   آن بیماری "فاشیسم" است. کثیری  از جامعه شناسان ،"فاشیسم" را یک ایدیولوژی دانسته اند. آنچه در نیمه قرن اول بیست جامعه اروپا را دچار مشکل کرد وجنگ های خانمان سوز جهانی را بوجود آورد، عقلانیت مدرن اروپایی را دچاربحران جدی نمود همین آیدیولوژی یا بیماری فاشیسم بود.

ادامه نوشته

آینده درآئینه یک فرض محال!

   می گویند فرض محال ،محال نیست. این فرض محال را مطرح کردیم تا آینده را در آئینه آن بنگریم. فرض محال اینست که حکومت افغانستان در آستانه نشست با طالبان قرار دارد. علایم ونشانه هایی دال بر آنست که مقام های حکومت پاکستان نیز خواهان بر گزار کردن این نشست هستند.

    برخی سران حکومت پاکستان نکات چندی را مطرح کرده ونا گفته هایی اعتراف کرده اند که  در پانزده سال گذشته هرگز بدان نپرداخته بودند. ازجمله گفته اند که بر طالبان نفوذ فراوان دارند ومی توانند آنان را با حکومت افغانستان پشت میز مذاکره قرار دهند.

    دوم، آنکه که سران طالبان وخانواده های آنها در پاکستان زندگی می کنند. این اعترا ف ها سنخی دیگر ازانعطاف های مقام های اسلام آباد را نشان می دهد وخوش بینی های جدیدی را بوجود آورده است.

    این بار گویا مذاکره میان حکومت افغانستان وطالبان جدی تر از گذشته مطرح شده وامکان این که مذاکره به ثمر برسد وجود دارد.

ادامه نوشته

داعش،پروژه ای اختلاف افگنی

هر مکتب فکری - اجتماعی دردو عرصه می تواند دلبری ودلربایی داشته باشد. یکی در عرصه عمل ودیگری در نظریه پردازی وتیوری . مکاتب فکری وقتی متولد می شوند دربسترتاریخ رشد می کنند، به شگوفایی می ر سند، اگرخیر وبرکتی در آن نهفته باشد به بیرون می ریزد.

  یکی ازمعیارهای مهم برای نقد مکاتب فکری،همین کارآیی آنها درعرصه عمل است، این که توانسته گرهی از مشکلات اجتماعی وسیاسی مردم بگشایدیانه؟

    اگر توانسته باشد خدمتی به مردم انجام داده باشد وراهی برای بهبود مردم فرا راه شان گذاشته باشد طبیعی است که مورد توجه قرار می گیرند ومردم به آن اقبال نشان می دهند.

   دوم، مبناهای نظری آن مکتب است، یعنی گاهی یک مکبت فکری زمینه های عملی پیدا نمی کند، اما مجموعه آیده های خدمت گزارانه  ای که به مردم ارایه  می دهد، ویا راه های گره گشایانه ای که در متن وبطن خود نهفته دارد دل هایی را می رباید وطرفداران وهمدلانی برای خود بوجود می آورد.

ادامه نوشته

نوستالژی استبداد قومی!(1)  دموکراسی و

زندگی آدمیان همواره با نماد ها عجین بوده است، گاهی نمادها مورد پرستش بوده وگاهی هم نمایانگر عظمت وشکوه یک قوم، یک کشور ویک ملت تلقی می شده است.

   نماد های گذشته را گاهی الگوهای موفق یک زندگی سیاسی -اجتماعی خود دانسته اند،وبرای احراز هویت وابراز وجود تلاش صورت گرفته است تا نماد ها را زنده کنند. تلاش های این چنینی گاهی با آگاهی از جایگاه نماد ها بوده و آگاهانه و ازروی قصد وعمد برای احیای آنها صورت گرفته است وگاهی همه حس غریب ورویا مانندی تلاش آدمیان را صورت بندی کرده است تا آیده ال های از دست رفته  را دوباره بدست آورده والگوی زندگی سیاسی واجتماعی کنونی خود قرار دهند.

  رجعت به گذشته وزنده کردن سیمبولهای گذشته در بسا موارد با استدلال همراه نیست، بلکه بیشتر جنبه های علتی دارد؛ یعنی علت هایی باعث می شود که گذشته گرایی رواج پیدا کند ورفتن به گذشته به یک آرزو نوستالژیک تبدیل گردد.

   گذشته گرایی صورت بندی های گونا گون دارد، گاه زیست فرهنگی گذشتگان مورد نظر است ،آدمیانی تلاش می ورزند تا فرهنگ ازدست رفته گذشته را دوباره زنده سازند، و برآن نهج ومعیار زندگی کنونی راسامان بخشند، گاهی گذشته احیای فردی است که دردوران خود دارای شکوه وتشخصی  بوده وتمثیل کننده قدرت قومی یا ملی بوده است.

ادامه نوشته

کنش قومی در روزگار دموکراسی!

     این روزها اتفاق های عجیبی در حال شکل گیری است. اتفاق هایی که درتاریخ پانزده سال گذشته کم تر رخداده است، گویا مادر زمانه این رخدادها را حامله بوده واینک برزمین می نهد .

 شکل گیری رخدادها بگونه ای است که بدون چشم مسلح نیز می توان دید. ازجمله در برخی صفحه های اجتماعی دیده می شودکه جوانان تحصیل یافته ودانشگاهی پرشوری از به خاک سپاری مجدد "حبیب الله کلکانی" می نویسند وکثیری نیز این جماعت راتشویق می کنند که این رسالت مهم را به نیکی به فرجام رسانند و بارگاهی مطابق شان وشوکت اوآماده کنند!

 ازطرف دیگر حکومت افغانستان تصمیم گرفته است که قبر "سردارداود" یا همان سردارمستبد  از خانواده محمد زایی را که توسط حزب دموکراتیک خلق کشته شد، باز سازی کند ،بارگاهی مطابق شان یک سردارتزئین نماید.

   این ها به نحوی اتفاق های جدیدی در حال شکل گرفتن است

ادامه نوشته

شورای عالی صلح ، هزینه هنگفت باکارآیی هیچ!

شورای عالی صلح با رهبر ی جدید برای کثیری خبرخوش آیندی بود. برخی با احساس تمام ازمدیریت جدید استقبال کردند وحضور برخی شخصیت ها را به فال نیک گرفتند وآن را ستودند.

 شورا ی عالی صلح بعداز شهادت استاد ربانی  به حالت رکود وایستایی فرو رفت و بعد ازآن هیچ تحرکی قابل ملاحظه ای ازآن شورا به نظر نیامد و این شورا در روند مذاکره با طالبان هم چندان درخششی نداشت.

  این ایستایی و رکو در حدی بود که کشورهای تمویل کننده ای این نهاد نیز صلاحیت آن نهاد را مورد تردید دیدند، کمک های خود را ازاین نهاد قطع کردند.

   این که این شورا بتواند با رهبری جدید تغیراتی در خود ایجاد کند ومصدر حل بحران نا امنی شود جای تردید فراوان وجود دارد.

   آنچه که این نهاد را فاقد کار آیی کرده است تنها رهبری نبود،بلکه فلسفه وجود نا تعریف شده ازیک طرف، تحول وتغیرشرایط داخلی ازطرف دیگر وهم تغیراتی شگرفی در منطقه دیده می شود کار برای نهادی چون شوار عالی صلح را با دشواری بیش از پیش مواجه می سازد.

ادامه نوشته

نقشه راه، راهی برای بازگشت طالبان

چهارمین دورنشست چهارجانبه در کابل بر گزار گردید. گفته شده است که دراین نشست نقشه راه مذاکره با طالبان مشخص می شود. آنچه این سلسله نشست ها را از سایر نشست ها متمایز می سازد و امیدواری ایجاد می کند، شرایط ویژه ای است که در منطقه و در جهان حاکم است.

     اگر درک این شرایط برای طالبان افغانستان مقدور و ممکن باشد و بتوانند نبض حرکت تحولات منطقه را دریابند،بی تردید این گروه خشونت ورز نیز به این نشست ها روی خوش نشان خواهد داد درغیر آن صورت معلوم نیست که چه سرنوشتی در انتظار طالبان قرار خواهد بود.

    شرایطی که از آن نام برده می شود ودرنتیجه تحول منطقه ای را سبب می شود یکی آنست که پاکستانی ها نیز به این نتیجه دست یافته اند که تداوم بازی با کارت طالبان به نفع آن کشور نیست ،و به تدریج مدیریت برطالبان از اختیار و اراده پاکستان برون می رود ونشانه های دلالت دارد که طالبان به تدریج به یک درد سر تبدیل می گردد.

ادامه نوشته

پاکستان ونا توانی در مهار طالبان!

   انشعاب ودسته بندی طالبان وضعیتی بغرنجی را بوجود آورده است .اگر همین وضعیت ادامه پیدا کند حکومت پاکستان را نا گزیر خواهد ساخت که تغیر موضع دهد وبا عینکی دیگری به صلح افغانستان نظر کند.، وضعیت کنونی نشان می دهد که، مهار طالبان از دست پاکستان برون خواهد رفت وپاکستان درجایگاهی قرار خواهد گرفت که قدرت های غربی درسوریه قرارگرفته اند.

 

    پاکستانی ها در افغانستان خشونت مدیریت شده می خواستند و که قبض وبسط آن دردست حکومت گران وسازمان استخبارات آن کشور باشد. وضعیت کنونی به طرفی پیش می رود که مهار آن به تدریج ازاختیار حکومت پاکستان خارج می شود. لذا مشاهده این وضعیت اگر برای استخبارات پاکستان نگران کننده  خواهدبود ومی طلبد که حکومت پاکستان را ترغیب کند که روند صلح در افغانستان را جدی بگیرد.

ادامه نوشته

 افغانستان وخواب های بهاری داعش؟

کمترازیک ماه تا بهار طبیعت باقی است.  بسیاری از مردم با تجربه های تلخ واندوه ناکی که ازسال های گذشته دارند، می پرسند که بهاروسال نو با چه رخداد یا حوادثی همراه خواهد بود ؟

 این پرسش ها ازاین جهت برای مردم بوجود می آید که بیش ازسه دهه است که مردم کشور ما بهار را با دلهره و اضطراب آغاز کرده وسال را با خون وخشونت به پایان برده اند. تا وقتی رژیم منحوس ودست نشانده کموینستی در کشور حاکم بود، هرروز که می گذشت، زن ومرد، پیرو جوان این کشور طعمه جلادان خون آشام کمونیستی می شدند وخانواده هایی در غم وسوگ عزیزان خود می نشستند،و بهار را با اندوه آغاز می کردند وسال را باتعب ومصیبت های بی شماری به پایان می برند.

 سال های بعد از آن حکومت هم تغیری چندانی نکرد، اما سالهای اخیر وضعیت آشفته تر از گذشته شده است. اما گویا امسال دشمن خو ن ریز خواب دیگری دیده ونقشه های دیگری ریخته است.

ادامه نوشته

آن روی سکه خوش بینی!

    حکومت در افغانستان با دو کار ویژه تعریف می شود. نخست این که به امور روز مره مردم بپردازد،گره از مشکلات مردم بگشاید،نا امنی هارا مهار کند و... دوم آنست که درراستای ایجاد بسترملت شدن تلاش ورزد.

  با مهار بحران انتخابات و بوجود آمدن حکومت وحدت ملی، این گمان غالب بود که حکومت وحدت ملی گرچه باسازو کار دموکراتیک بوجود نیامده است، اما همین که دست کرزی را از حکومت کوتاه کرد، تمامیت خواهی راخاتمه بخشید، نفس این کار از فضیلت ها ی مهم سیاسی به شمار می ، و راهی به سوی بهبودی می گشاید.

     تقسیم قدرت میان دو جناح حکومتی،این خوش بینی را ایجاد کرده بود که با تحکیم پایه های حکومت وحدت ملی ، انحصار قدرت برای همیشه شکسته خواهد شد و بعد ازاین  نهاد ها ی حکومتی میان دو جناح حکومت، چنان قسمت می گردد که صداهای اعتراض کوتاه شود و رضایت مندی عمومی را بوجود اورد.

ادامه نوشته