آیارئیس جمهور دروغ می گوید؟
مجلس نمایندگان کشور با ترکیب جدید ومتفاوت تر از مجلس اول شروع به کار کرد. دو ویژگی مجلس کنونی را از مجلس گذشته مبرز تر ومشخص ترساخته است. یکی آنکه درترکیب این مجلس تعداد باسوادان بیشتری حضور دارند واین ویژگی به عنوان یک نقطه قوت به حساب می آمد .دوم آن که تعدادی از نمایندگان، یک دوره تجربه ی وکالت را در کار نامه ی خودداشتند که می توانست نقطه مثبتی دیگری باشد برای مجلس کنونی
رئیس جمهور کرزی در گردهمایی ای که به مناسبت هشتم مارچ بر گزار شده بود سخنانی برزبان آورد که تازگی نداشت اما بوی بیم ازآن به مشام می رسید.رئیس جمهور کرزی گفت که طالبان پشت پرده با امریکایی ها وارد معامله شده اند . وهم چنان گفت که حملات انتحاری طالبان نه برضد امریکا ،بلکه برای امریکا است. این که طالبان با ایالات متحده امریکا نزدیک هستند وگاهی هم مذاکره می کنند تردید ی نیست .آنها خود گفته اند که با حکومت افغانستان وارد مذاکره نمی شوند چون دست نشانده است! مذاکرات طالبان با ایالات متحده باهرمعیارومیزانی که باشد یکی آنست که روی دیگرسکه طالبان را آشکار می سازد. اگرچنانچه اندک تفکر واندیشه در میان طالبان وجودداشت این پرسش از رهبران آن گروه صورت می گرفت که چگونه می توان مذاکره با حکومت افغانستان رانا مشروع دانست امامذاکره با آمریکارامشروع شمرد؟
فتوای ملای پاکستانی که انتحاررا در پاکستان حرام ودر افغانستان جایز دانسته بود ،واکنش بسیاری از نهاد هارا به همراه داشت ودر اخیر هم شورای عالی صلح وبرخی نهاد دیگر کشور اطلاعیه هایی صادر کردندواین فتوارا محکوم کردند. در میان این همه هیاهونکته ای که مغفول باقی مانده آنست که چرا راهی پیموده شود که منجر به صدورا ین گونه فتوا ها شود؟. ایا مشکل افغانستان وجنگ کنونی با تروریز م مبنای شرعی داردکه با توسل به دین بتوان به این معضل پایان داد؟
رئیس جمهور کرزی در افتتاح پارلمان کشور شرکت کرد وبه سخن رانی پرداخت. طبق معمول ومعهود، سخن رانی اواطراف وجوانب فراوان داشت . او از انتخابات آزاد، شفاف وعادلانه سخن گفت تا توطیه های پشت پرده. گرچه می توان به مجموع سخنانی او با دید منتقدانه نگریست اماآنچه به دید نگارنده مهم آمده است نکته ظریفی است که برای چندمین بار اززبان اقای کرزی شنیده شد.
آن نگرانی ازنام نیک یا بدی است که در تاریخ افغانستان ازرئیس جمهور باقی خواهد ماند. او در سخنرانی خود گفت که من رئیس جمهورهستم وبعد ازچند ماه رئیس جمهورسابق خوانده خواهم شد. انتخاباتی بر گزار شود که نام نیکی از من به یاد ها بماند(نقل به مضمون)بدین معنا که آقای کرزی اکنون باور کرده است که باید قدرت را به فرد بعد ازخود تحویل دهد.اگر این سخن تنها شعار نباشد وشعوری پشت آن نهفته باشد می توان یکی از تحولات مهم زندگی رئیس جمهورکرزی به حساب آید
بار دیگر فرمانی صادر شد. این بار؛ اما نه ازادی طالبان از زندان ویا بررسی اشتباهات نیرو های خارجی در هدف قرار دادن افراد ملکی .نه فرمان انحلال نهاد های امنیتی وابسته به خارجی ها، بلکه این بار فرمان صادر شد که نیروهای ویژه ی امریکا ،ولایت میدان وردک را تا دو هفته دیگر ترک کنند. این فرمان که توسط سخنگوی رئیس جمهور به رسا نه ها اعلام شد،بهت وحیرت بسیاری از صاحبان رسا نه های گروهی را در پی داشت. این پرسش مطرح شد که آیا فرمان اقای کرزی صرف برای حفاظت ومصئونیت جان شهروندان آن ولایت صادر شده است یا آن که انگیزه های دیگری درصدور فرمان نهفته است وآقای کرزی می خواهد از هر بهانه ی سود جوید تا خودرا درا ذهان مردم بزرگ وعمده کند؟ این پرسش ازاین جهت مورد توجه قرا رگرفته است که بد رفتاری هایی که آقای کرزی ازان یاد کرده است در چند سال گذشته گاهی اتفاق افتاده است؛ اما دراین مدت هیچ گاهی رئیس جمهور کرزی دست وزبان به صدور فرمان نگشوده والتیماتومی صادر نه کرده است حال چه سبب شده است که اوشکیبایی از کف داده وفرمانی بدین مضون صادر کرده است؟
تشکل های مدنی، نهاد های جدیدی قدرت هستند که ریشه در ساخت جامعه های جدید دارند. این نهاد ها در اصل وریشه به ساختار جامعه مدنی کشورهاگره خورده اند. اما در افغانستان وضع به گونه دیگر است . قبل ازآن که جامعه مدنی شکل بگیردنهاد های مدنی شکل گرفته اند. بعد از تشکل این نهادها برحکومت به عنوان یک نهاد مدنی بود که با ساز و کار متناسب در تقویت نهادهای مدنی تلاش می ورزید. این روند از دو جهت به عهده حکومت گذاشته شده است. اول ازاین جهت که حکومت ماهیتا یکی نهاد مدنی است وتقویت نهاد مدنی از کار ویژه های مهم حکومت هابه شمار می رود. از جانب دیگرقطع نامه نشست بن حکومت را موظف می سازد که درراه ملت شدن گام بردارد.اما دریک دهه واندی نه تنها حکومت دراین راه تلاش نورزیده است که بی توجهی حکومت به نهاد های مدنی به" توطیه سکوت" از سوی جامعه مدنی تعبیرمی شود. دراین نوشته سعی می شود با توجه به معنای گسترده نهاد های مدنی به انگیزه ها وپی آمد های بی توجهی حکومت نگریسته شود.
بر اساس تحقیق میدانی برخی رسانه های بین المللی، پایگاه پولیس ولسوالی سنگین ولایت هلمند به أدم ربایی،قتل، وسوی استفاده جنسی از کودکان دست دارند. این گرازش تکان دهنده زمانی انتشار می یابد که حکومت افغانستان به هشدار ها وحتا توصیه های منابع خارجی تا هنوز وقعی ننهاده وتوجهی نکرده است وبسی از ازاین گونه گزار شهارا نا درست حتا مغرضانه نیز خوانده است. گزارش جدید حاصیل تحقیقات میدانی خبرنگار "بی بی سی" است که مدتی در آن ولسوالی ودر میان نیرو های پولیس زندگی کرده وجریان فساد را ازنزدیک شاهد بوده است. آنچه حکومت افغانستان در چند سال گذشته با آن حساسیت نشان داده است تنهادر برابر برخی اشتباهات نیروهای خارجی بوده است. این خارجی ستیزی باعث شده است که یا فساد گسترده در میان نیرو های داخلی به فراموشی سپرده شود یا انکه حد اقل باز تاب نیابد.درهفته ی گذشته آقای کرزی دریک ضر ب الاجل دو هفته ای از نیرو های آمریکایی مستقر در ولایت میدان وردک خواست که آنجارا ترک کنند،درحالی که مقامات نظامی امریکا گفتند که هیچ مدرکی دال بر بدرفتاری آن نیرو ها دردست نیست. غرض آنست که حکومت افغانستان با این گونه ژست های خارجی ستیزانه می خواهد این گونه وانمود کند که: اولا بیشترین اشتباهات وخطا ها از جانب نیروهای خارجی مستقر در افغانستان صادر می شود. دوم آن که او هم همانند طالبان مخالف حضور خارجی ها در کشوراست. شاید حکومت بخواهد با این گونه مواضع، حمایت ویا نظر طالب هارا به خود جلب کند؛ اما آنچه اتفاق می افتد آنست که فساد وبی بندوباری های نیرو های داخلی از چشم ها به دور می ماند وتوجه یکسان به فساد داخلی وخارجی نشده وتلاشی برای کاهش آن صورت نمی گیرد. به نظر می رسد که حکومت افغانستان نیز به جای پرداختن به اصل مشکل ویافتن یک راه حل مناسب، می کوشد ازطریق فرا فگنی، اذهان عمومی را از فساد گسترده دردستگا ه های حکومتی به سوی خارجی ها منحرف کند. شاید حکومت آقای کرزی وشخص او میان فساد خارجی وداخلی تفاوت قایل باشدوتصور می کند که فساد خارجی ها زشت تر وزننده تر از فساد دولت مردان وحکومت گران داخلی است ! اما اگر چنانچه فساد به عنوان یک پدیده ی غیر اخلاقی،ضد دین وضدارزش های مسلم انسانی در نظر حکومت افغانستان دیده می شد، لابد عکس العمل جدی حکومت را به دنبال می داشت.جای تعجب این جا است که بخشی از فساد چنان علنی وآشکار از سوی آن نیرو های انجام می یافته است که جای هیچ گونه انکاروتردیدی باقی نمی گذارد. این که موتر های پولیس مدت ها است تخریب شده،اما گزارش هآی هر ماه وهفته به دولت می رسد واز دولت تیل وروغن وبر خی لوزم دیگر درخواست می شود. این فرایند بدین معنا است که فسادمنحصر به یک فرویا دو فرد نیست بلکه فساد چنانست که گویی تمام پایگاه را آلوده وآغوشته کرده باشد. حتا یک نفر نیک خواه نیزدر میا آن جمع دیده نشده است که لب یه سخن بگشاید وسایرین رامتوجه فسادی کند که هرلحظه مرتکب می شوند.تفاوت است میان یک فساد سیستماتیک و کانالیزه شده با فسادی که یک فرد دریک اداره انجام می دهد.شاید اگر خارجی های بیشتری درآن پایگاه حضور می داشت، اقای کرزی همه فساد را به خارجی ها نسبت می داد وجدان خودرا راحت ودهان مردم ورسا نه هارا می بست؛ اما گویا اکنون گزیری ندارد جزاین که آن را بپذیرد. جانکاه تر وزننده تر نیز آن است که فرمانده آن پایگاه پولیس اعلام کرد که سوی استفاده های جنسی از کودکان با رضایت آنهاصورت می گیرد. این بدین معنا است که آن تعداد کودکانی که مورد سوی استفاده قرار گرفته اند ذاتا بد اخلاق به دنیاآمده اند. البته این گونه دلیل تراشی ها در خور همین حکومت ودستگاه وابسته به آن است که فساد را با دلایل نا موجه ونا مطلوبی نیز بپوشاند. در سایرکشور ها کمترین اثر این گونه تحقیق ها آنست که فرماندهان پولیس از آن ولایت وآن ولسوالی استعفا دهند؛ اما در افغانستان به قول معروف آب ازآب تکان نخواهد خورد وبینی هیچ کس خون نخواهد شد.اگرنه هیچ منطقی نمی پذیرد که کودکان در پایگاه های پولیس مورد آزارو اذیت ماموران پولیس قرارگیرنداما با دلایل غیرعقلانی توجیه نیز شود. در گزارش این منبع آمده است تا هنوزتعدادی چند ازاین کودکان، درهنگام فرار کشته شده اند.لابد کشته شدگان نیز دست به خود کشی زده اند! وقتی تجاوز وسوی استفاده جنسی با رضایت صورت گیرد بهانه ای برای فرار باقی نمی ماند تا کشته شوند. کشته شدن مظلومانه آن کودکان نشان می دهد که آنها به اکراه واجبار از سوی پایگاه پولیس مورد سوی استفاده قرار می گرفته اند.
البته این گزارش به معنای آن نیست که آنچه در گزارش این منبع خارجی آمده است منحصر به همان ولایت است وسایرولایات مبرا ومنزه ازاین گونه فساد است. واقعیت آنست که فساد در آن پایگاه را باید مشت نمونه ی خروار دانست واین گونه بیان داشت که حکومت آقای کرزی دروضعیتی قرار دارد که هیچ اراده ای را درآن نمی توان دید که فساد دردستگاه حکومت را جدی بگیرد و برای محوآن یاحد اقل کاستن ازآن،گامی فرا پیش نهد. این گونه فسادهادرحالی گزارش می شود که هنوزتعداد قابل ملاحظه ای از نیروهای بین المللی در افغانستان حضور دارند وبسیاری از وظایف به دوش آنها نهاده شده است. اگر چنانچه این تعدادازنیروها ازافغانستان خارج شوند وعملیات نظامی همه یا بخش بیشتر به دوش نیرو های داخلی قرار گیرد درآن صورت کنترل حکومت بر نیروهای داخلی کاهش چشم گیری خواهد یافت ودست آنها درانجام بسیاری از فساد ها گشوده تر خواهد شدوکترل ونظارت حکومت برآن نیروها نیز کاهش خواهد یافت.بنابراین، این گونه می توان بیان داشت که آنچه امروزوقبل از بیرون شدن نیرو های خارجی با ان مواجه هستیم؛ بعد از خروج سربازان خارجی به چند برابرضرب خواهد شد. سخن گوی وزارت داخله بعد از انتشار این گزارش گفت که حکومت دستورداده است که دراین باره تحقیق کند؛ اما نتایج تحقیق وقتی آشکار می شود که افراد تحقیق کننده خود به فساد آلوده نباشند آنگونه که کار شناسان و آگاهان سیاسی می گویند؛ متاسفانه این حکومت فاسد تروآلوده تر ازآنست که محققان وداوران آن به اصول وارزش های انسانی وعدالت خواهی پای بند ومتعهد باشند.به گفته یکی از اعضای پارلمان کشور حکومتی که برمبنای قومیت ونژاد ومذهب شکل گرفته باشد ماهیتا وطبیعتا فاسد است. هیچ نیازی به تحقیق ندارد که برا ی تائید فساد آن استدلال کرد وفسادرا ثابت ساخت.وقتی حکومتی بر قوم، نژاد، مذهب وازاین دست گزینه ها تکیه کند بی هیچ تردید فاسد است. یعنی حکومت شهروندان را به یک چشم ویک نظر نمی نگرد بلکه وابستگی ها ی مذهبی ،قومی ونژادی سبب گرایش های حکومت می شود. امروز که برخی شهرهای کشور نا امن شده است وطالبان نفوذ بیشتر یافته اند وحکومت عملیات نیرو های خارجی را مانع می شود. این گونه عمل کرد ها به معنای دخالت احساسات بر سیاست است . این یک اصل مسلم ومسجل است که وقتی سیاست بسترعقلانی خود را ازدست داد بی هیچ تردید دردام احساسات قومی ، حزبی وغیره می افتد وعدالت مخدوش وممسوخ می شود آنچه در حکومت افغانستان اتفاق افتاده است ونهادینه شده است وحکومت را از کار ویژه های خود باز داشته است تکیه بر عناصر اتنیکی ووپررنگ شدن مصلحت قومی بر منفعت سیاسی ومصلحت ملی است.
گرچه شنیدن این گونه گزارش ها سخت تکان دهنده وغیر قابل تحمل است اما به نظرمی رسد آنچه امروز جریان دارد از صد ها یکی است که اشکار می شودواین وضعیت چنان وخامت دارد وروندی که وجوددارد چنانست که هیچ گمان برده نمی شود که روز ی خاتمه یابد ومردم افغانستان از شر این همه فساد آسوده شوند.
رئیس جمهور کرزی در دیداری که باافسران اردوی ملی داشت. بیرون شد ن34000نفراز نیرو های رزمی امریکا از افغانستان را یک گام مثبت توصیف کرد وازرفتن آن نیرو ها استقبال کرد. او گفت که او در بهار برای خوردن هفت میوه خواهد رفت. درنظر اقای کرزی رفتن نیرو های امریکایی به مثابه بهار است. بدین معنا که دردید گاه او رفتن نیرو های خارجی به رفتن زمستان از سر مردم افغانستان شباهت دارد.او این گونه می نمود که او از حضورنیرو های امریکا در افغانستان احساس دلتنگی می کرده است . اگر گفتارهای آقای کرزی براساس عقلانیت سیاسی ودور ازعاطفه وهیجان گفته شده باشد می تواند مورد تحلیل قرار داد.