بیم حکومت از مذاکره ی طالبان با امریکا
براساس تفکرطالبان، دنیا دو اردوگاه بیشتر ندارد، یکی اردو گاه اسلام ودیگری جهان کفر. پرسش این جا است چگونه می توان مذاکره با کافران(به معنای طالبانی) راجایز شمرد اما با حکومت افغانستان که کسی منکر مسلمان بودن این حکومت نمی تواندباشد جایز ندانست؟
حرکت های متنباین ومتناقض طالبان این واقعیت را آشکار می سازد که دین مداری طالباان دروغی بیش نیست ودین برای طالبان دامی است برای شکار مردم عوام افغاستان تا آنان را نا آگاهانه به سوی انتحار وکشتار هموطنان بی گناه ومظلوم شان بفرستد.
ذهنیت دیگر آنست که بررغم همه ادعا،طالبان فاقد اراده واختیار از خود بوده وصرف در خدمت اهداف حکومت پاکستان وسازمان استخبارات آن کشور قرار دارند وهر انچه آنها گفت می گویند وبدان عمل می کنند. براساس تقسیم بندی های سیاه وسفیدی که طالبان از کشورهای دنیا کرده اند اگر باور مند به همان اندیشه باشند، چگونه می توان باور کرد که نشستن در سر میز مذاکره با زمامداران امریکا مشروع ودینی باشد؟
گروه های سیاسی و اکثرمردم افغانستان به دین داری طالبان تردید جدی دارند ومی دانند که این گروه هیچ گاهی متدین به دین نبوده اندوهمیشه دین به عنوان یک ابزاردرخدمت اهداف سیاسی آنها بوده است. این واقعیت با گذشت زمان بیش ازپیش اشکار می شودودیده می شود که دین وسیله ای برای جذب افراد انتحاری ورسیدن به اهداف سیاسی پاکستان است .
حکومت افغانستان اگر خواهان به دست گرفتن ابتکارعمل صلح در کشور است علاوه بر آن که مواضع وملاقات های طالبان را باید افشا کند تا مردم ماهیت این گروه را بیش از پیش بداند وبشناسند. به رویکرد های جدید روی آورد . این رویکرد جدید، یکی،پذیرفتن طرح صلحی است که ازسوی اپوزیسیون حکومت ارایه شده است. این طرح که از سوی محمود صیقل مسئول روابط بین المللی ایتلاف ملی ارایه شده است ودریکی ازرور نامه های کابل به چاپ رسیده است . دو مرحله مد نظر قرار گرفته است. اول نشست میان خود افغان هادرداخل کشور . افغان ها (دراین طرح)به معنای شرکت طالبان نیست ؛زیرا طالبان فاقد قدرت وتوان تصمیم گیری های سیاسی است. گروه های بین الافغانی اعم ازحکومت ومخالفان سیاسی حکومت ونهاد های جامعه مدنی افغانستان است . دوم با گروهای مسلح مخالف حکومت :حکومت افغانستان به جای رویکرد های پراگنده وهزینه بر وکم حاصیل، کوشش کند یک جبهه ی بزرگ وقدرتمند ملی ایجاد کند که دارای انسجام درونی پایدار باشد وبتواند ازموضع قدرت با مخالفان مسلح وحامیان آنها مذاکره کند .متاسفانه پراگنده گویی ها وپراگندگی ها باعث شده است که طالبان نیزگاهی سوی استفده کنند وسخنانی بر زبان رانند که بوی صداقت وراستی ازآن به مشام نمی رسد. وآن این که اززبان طالبات نقل قول شده است که طالبان حاضر هستند با مخالفان سیاسی حکومت وارد مذاکره شوند اما با حکومت نه.
آشکار است که مقصود ومنظور طالبان ازاین گفته ها ا یجاد شکاف بیشتر میان حکومت وگروه منتقد حکومت است . اما اگر حکومت افغانستان بتواند طرح متنقدان حکومت را جدی بگیرد وروی آن کارکند وهماهنگی های لازم میان نهاد های گونا گون قدرت در داخل کشور به وجود اید، می تواند از مذاکره مستقیم با طالبان نیز سود ببرد وهم می تواند از مذاکره ی(پشت پرده) طالبان با امریکا نیز مستفید شود. اگر مذاکره میان امریکا وطالبان وجودداشته باشد وبه گفته اقای کرزی دادوستدی نیز صورت گیرد معنای آنست که طالبان وایالات متحده امریکا هردوازضعف های حکومت افغانستان سود می برند ومی خواهند به تنهایی به مذاکره بپردازندوبه نتایجی نیزدست پیدا کنند.
حکومت افغانستا ن تا هنوز نتوانسته است با مخالفان منتقد حکومت پشت میز مذاکره بنشیند ومذاکره با طالبان را به عنوان یک امرملی با مخالفان در میان بگذارد وهم نتوانسته است با غربی ها وبه ویژه با ایالات متحده امریکا وارد تعامل مثبت شود. در چند سال گذشته مردم شاهد تنش درروابط کابل وواشنگتن بودند این تنش ها به معنای قوت وتوان حکومت افغانستان نیست بلکه ضعف های این حکومت است که باعث شده است که امریکا در برخورد با طالبان راه خودرا از حکومت افغانستان جدا کند وبه نشست های پنهانی روی بیاورد
.بنابراین تصور بسیاری از کارشناسان وتحلیل گران آنست که افشاگری آقای کرزی گرچه می تواند زمینه های آگاهی را برای بسیاری از طالبان نا آگاه به وجود آورد اما نمی تواند راه حلی برای مشکل کنونی افغانستان ایجاد کند. بهترین گزینه عملی کردن طرح مخالفان سیاسی حکومت است .
به نظر می رسد که قبول دید گاه مخالفان هم چندان مشکل نباشد تا آنجایی که تحلیلگران وسخن گویان مخالفان سیاسی اظهار داشته اند، مخالفان منتقد حکومت ،خواهان عملی شدن قانون اساسی افغانستان وتن دادن حکومت به یک انتخابات آزاد ، شفاف وعادلانه است. در مجموع مخالفان سیاسی ،خواهان گذار مسالمت آمیز قدرت هستند که متاسفانه تاهنوز حکومت افغانستان با عمل کرد کجدار ومریز خود خواسته های مخالفان سیاسی را وقعی ننهاده وپاسخ در خورارایه نکرده است. اگرحکومت خواسته باشد به نحو موثر در مذاکره با طالبان نقش داشته باشد باید راهکار ارایه شده ازسوی مخالفان ومنتقدان حکومت را با دید مثبت وخوش بینانه بنگرد ودرراه عملی کردن آن تلاش ورزد.