اتحاد طالبان والقاعده و فرضیه های نا درست!

    برخی خبر های منشرشده حاکی است که "ایمن الظواهری" رهبر شبکه القاعده با "هیبت الله" آخند زاده رهبر طالبان بیعت کرده است. البته این بیعت یا اتحاد نا مقدس تحلیل وتبصره هایی را نیز به همراه داشته است .

 اما پیش ازاینکه به تحلیل وتبصره های سیاسی بتوان اشاره کرد واز علت ها و یا دلایل این اتحاد سخن گفت  به نکته با اهمیت دیگری می توان اشارت داشت،  آن اینست که اتحاد گروه طالبان با القاعده  مسئله تازه ای نیست. گروه طالبان دردامن القاعده وبا امکانات این گروه تاسیس شده  وهردوگروه درافغانستان حکومت مشترک تشکیل داد ه بودند .اما بنابر دلایلی اتحاد وهمفکری از سوی غربی ها وحکومت گذشته افغانستان  نا دیده انگاشته می شد و تلاش صورت می گرفت تا نشان دهند که طالبان ماهیت افغانی دارند و بنابر نارضایتی هایی که با حکومت افغانستان دارند دست به اسلحه برده و با حکومت افغانستان می جنگند. والقاعده برعکس یک گروه تروریستی بین المللی است که دارای طرز دید وتفکر خاصی از اسلام است.

ادامه نوشته

جنگ به نفع هیچ کس نیست!

چند روزی است که مرزمیان افغانستان وپاکستان متشنج است.
گزارش هایی که منتشر شده حاکی ازآنست که بر اثر تبادل آتش میان دو طرف تعدادی کشته
و زخمی شده اند. بررغم تلفات وخساراتی که برهردو طرف وارد آمده است هنوز راه حلی
برای فرو کش کردن این حادثه خونین دیده نمی شود .           برخی کاربران صفحه های اجتماعی ازاین
جنگ با شور وحرارت نام می برند، سربازان ارتش افغانستان را ستایش می کنند، اما کسی
نیست که از خود بپرسد که تداوم جنگ  در مرز
میان دو کشوردرنهایت به نفع چه کسی وبه ضرر چه کسانی تمام خواهد شد؟ اگر عقلانیت
در همه اموریک ضرورت باشد این عقل در چنین زمان هایی ضرورت مضاعف پیدا می کند که حکومت
باید ضرر وزیان جنگ را محاسبه کند و تفطن یابد که جنگ در نهایت چه سودی به حال
مردم یا حکومت دارد؟

ادامه نوشته

بند سلما،گامی برای توسعه یا بستری برای تنش؟

       بند سلما برروی رود خانه هریرود در ولایت هرات افغانستان اعمار شده است،ونزدیک به چهل سال عمر دارد. سنگ بنای آن در زمان ریاست جمهوری داود خان نهاده شد،اما مرحله دوباره سازی سد از سال 2005  توسط شرکت های هندی آغاز یافته و اکنون به پایه اکمال رسیده است .

   پاره ای از آگاهان افتتاح سد "سلما" را نقطه عطفی مهمی در ایجاد وساختن پروژه های زیربنایی اقتصادی در افغانستان می دانند و برخی نیز وجه سیاسی آن راپررنگ تر می شمارند. می توان اهمیت این پروژه را در دو فراز مورد توجه وتحلیل قرار داد؛ یکی فراز اقتصادی، دیگری فراز سیاسی.

فرازاقتصادی: افغانستان دارای طبیعت کوهستانی است، چنانچه سه چهارم سرزمین افغانستان راکوه های بلند وآسمان سای احتوا کرده است. پیشهء عمده مردم افغانستان کشاورزی است. یکی از فوایده مهم کوه های بلند، برفگیر بودن آنها است که ذخیره گاه مهم آبی برای کشاورزی  فراهم می آورد و در بهار و تابستان برف آبها در دامنه کوه ها جاری می شود. کشاورزبودن مردم از یکطرف وافزایش نفوس ازطرف دیگر ،می طلبد که ازین منابع خدا داد استفاده بهینه صورت گیرد و رود خانه های کوچک مهار شود و در خدمت کشاورزی قرار گیرد.

    لازمه بهبود کشاورزی مهار آب ها ازیک طرف ومیکانیزه شدن آبیاری از سوی دیگر است. طرح ایجاد بند سلما روی رود خانه هریرود نیز براساس همین ضرورت بوجود آمده است تا با مهارآب، هم به رونق کشاورزی مردم کمک کند وهم انرژی برق تولید گردد.  اهمیت اقتصادی سد سلما  زمانی بیشتر آشکار می شود که وابستگی عمده مردم به اقتصاد کشاورزی ونیازمندی به انرژی برق مد نظرقرار گیرد.سد سلما بخشی از همین نیازمندی های کلان عینی وآنی مردم را رفع کند. با افتتاح این سد،گفته شده است که بیش از 200 هزار جریب زمین زیر آبیاری خواهد رفت وبخشی از مشکلات اقتصادی مردم بی گمان رفع خواهد شد. طبیعی است که تولیدات زراعتی شغل های حاشیه ای مرتبط نیز برای مردم بوجود می آورد،پروسس تولیدات زراعتی وبه گردش در آمدن چرخ صنایع کوچک مرتبط به کشاورزی از شغل های جانبی است که این سد بوجود می آورد. بهبود زندگی مردم وکاهش فقر،کم شدن بار مهاجرت به کشورهای همسایه ازمهم ترین اهمیت این سد در غرب کشور است.

ادامه نوشته

نمایندگان، در برزخ نفع شخصی و منافع ملی!

      فرمان تقنینی یاهمان لایحه پیشنهادی حکومت مورد قبول نمانیدگان مردم قرار نگرفت و به تصویب نرسید . چنانچه گفته شده است این طرح برای  اصلاح کمسیون های انتخاباتی پیشنهاد شده بود تا با تصویب مجلس نمایندگان کشور برسد وصورت اجرایی پید ا کند.

   گرچه دلایل رد این طرح از سوی مجلس نمایندگان آورده نشده است. اما برخی آگاهان بدین باورهستند که رد این طرح جزرجحان نفع شخصی بر منافع ملی کشورتوجیه نمی شود.زیرا این طرح ناظر به بر گزاری انتخابات و درنهایت تغیرسیستم سیاسی کشور از ریاستی به پارلمانی است.  

  نمایندگان مردم - آن گونه که تا هنوز نشان داده اند - در سطح وسویه نیستند که بتوانند مصلحت علیای کشور را تشخیص دهند و بر اساس آن عمل کنند. مجلس نمایندگان ازاین دید می نگرند که چگونه می توان سمت خود را حفظ کنند، وگمان می برند که با اصلاح کمسیون های انتخاباتی و برگزاری انتخابات، شانس انتخاب شدن دوباره را ازآنها  می گیرد. ازاین روی به وضعیت کنونی گرچه سخت ،ملال آور ونکبت بار و یک زندگی انگلی هم باند رضایت می دهند تا این که طرح را به تصویب برسانند و بار دیگر در آزمون انتخاب مردم قرار گیرند و خت خود را بیازمایند.

   به سخن دیگر کثیری از نمایندگان دوست دارند که آلت دست قوه مجریه باشند ومعیشت شان تامین باشند تا این که نماینده مردم باشند و از صلابت وشکوه وشوکتی برخوردار گردند. می توان گفت که جهان بینی شکمی نمایندگان است که این جماعت را در چوکی های نمایندگی میخ کوب کرده است دربرابر هر تحولی می ایستند واز هر نو آوری و ابتکاری که منجر به ایجاد یک فضای جدید شودجلو گیری می کنند.

ادامه نوشته

آب؛منبعی برای توسعه واهرمی برای فشار!

یکی
ازعوامل تخریب زیر بنای های اقصادی وفرهنگی کشورما متاسفانه همسایگان طماع ومداخله
گر بوده است. اما هنوز پی نبرده ایم که یکی از عوامل ثبات ، توسعه واستحکام سیاسی
وامنیتی کشور همین منبعی است که هنوز نه سرمایه گزاری های لازم روی آن صورت گرفته است
ونه به عنوان عمده ترین عامل ثبات سیاسی به کارگرفته شده است. "آب" همان
ماده حیاتی است که بررغم این که سه چهارم ظرفیت زمین را تشکیل داده ولی کمیاب وبا
ارزش هم است. سه چهارم زمین را آب تشکیل داده است اما آب شیرین وآشامیدنی بیش از دو
در صد نیست. شاید تا چند سال دیگریکی از موادکم یاب درروی زمین گردد وجنگ هایی که سالها
برای بدست آوردن نفت وگاز وسایر منابع انرژی صورت می گرفت در آینده روی" آب"
صورت گیرد.

ادامه نوشته

دموکراسی با طعم قبیلوی!

هفته گذشته قانون تحصیلات عالی بار دیگر برای تصویب به صحن مجلس نمایندگان آمد. این قانون درهردو دوره پارلمان افغانستان به تصویب نمایندگان مردم نرسید و حالا هم تحصیلات عالی کشور قافد قانون مدون است .

    عمده اختلافات میان نمایندگان مردم  بر سر واژگان "دانشگاه" و"دانشکده" بوده است.

   برخی نمایندگان کشور  این واژه را واژگان خارجی به حساب می آورند ومدعی هستند که در ترمینولوژی ملی چنین واژگانی تعریف نشده است!و طرف های مخالف هم حق خود می دانند که واژگان زبان شان به رسمیت شناخته شود و مورد استفاده قرار گیرد، همان گونه که خو در محاوره های روزانه ازاین واژه ها برای افهام وتفهیم  خود سود می برند، دوست می دارند که این مفاهیم در اداره های حکومتی وکانون های فرهنگی نیزمورد استفاده قرار گرد وهم چنان تکلم کنندگان به این زبان می خواهند گذشته واکنون خود وهم چنان احساسات وعواطف خود را درقالب نظم، نثر وطنز بیان دارند بدون این که کمترین بیمی به خود راه دهند.

  آوردن واژگان فارسی "نشگاه" ودانکشده"بر سر در مرکرا تحصیلات عالی، نمایانگر این مسئله است که هویتی به نام فارسی زبان ها نیز دراین کشور زندگی می کنند.  این بخش ازنمایندگان  دوست دارند که این مشکل برای همیشه حل وفصل شود. با توجه به این که زبان فارسی دومین زبان رسمی در قانون اساسی کشورتثبیت شده است. اما این پرسش بوجود می آید که چرا برخی نمایندگان پارلمان افغانستان می کوشند واژگان دیر پای و تاریخی زبان فارسی را که بیانگر هویت وشخصیت کثیری ازمردم افغانستان است نا دیده انگارند و با آوردن آن در صحن جامعه وگفتمان عمومی مخالفت کنند؟

   گرچه دید گاه مدونی دراین باره منتشر نشده است تا دلیل ویا دلایل مخالفت خود را واضح اظهار کرده باشند ولیکن گمان برآنست که مخالفان بیش ازآن که تکیه بر دلیل داشته باشند با علت ها سرگرم اند و سرو کار دارند وعمده علت های این مخالفت ها را چنین می توان بر شمرد.

ادامه نوشته

وقتی آب از سرچشمه گل آلود باشد!

امروز ها چند واقعه دست به دست هم داده وفضای سنگینی را بوجود آورده است.

  روز بیست هفتم ثور،هزاران نفر به خیان های شهر کابل آمدند تا اعتراض خود را نسبت به تغیر مسیرخط انتقال برق توتاپ نشان دهند.

  اما مردم  با سد های آهنینی مواجه شدند که حکومت شبانه  در راه  حرکت مدنی مرم نهاده بود تا مانع رسیدن مرم به مرکز شهرشوند.

   گرچه مظاهره ارام ،مدنی و با شکوه و شوکت  تمام برگزار شد، کمترین حادثه گزارش نشد. اما این لکه ننگ بردامن حکومت گران ماند که حکومت میان دوست ودشمن ومدنی وغیر مدنی چندان تفاوت نمی نهد.     نهایی با اعتراض های مدنی می خواهند مشق دموکراسی کنند برای حکومتی که سخن از دموکراسی گوید قابل تحمل نیست .

   هر اعتراض مدنی دارای دو وجه است .یکی خواسته هایی است که با خود همراه دارد ودیگر این که نفس اعتراض های مدنیف تمرین و مشق دموکراس است. درهیچ کشور مردم به زندگی مدنی ومسالمت آمیز دست ینافته اند،ومیزان تحمل ودیگری پذیری را درمیان خود افزایش نداده اند ،مگر این که در راه پیمایی های مدنی شرکت جسته اند و به تدریج با آزمون وخطای بی شمار راه صواب را از نا صواب تشخیص داده وحرکت های مدنی را نهادینه کرده اند.

  حکومت تنها موانع فزیکی در راه این حرکت ایجاد نکرد بلکه با پخش اعلامیه واطلاعیه هایی تمام پی آمد های راه پیمایی را به دوش رهبران معترضان نهاد وآنها را تهدید کرد به بازداشت کرد. لیستی از جانب گار نیزیون حکومت منتشر شده که نشان می داد که حکومت افغانستان بررغم گفتار های پوپولیستی ومردم گرایانه تاب تحمل اعتراض های مدنی را ندارد.

  در اعتراض های مدنی هزاران انسان شرکت جسته بودند، اما حکومت به جای وقع نهادن به این خواسته های با آن مخالفت کرد، آنها را در سطح خواسته های نازل قومی تنزل داد وازطریق کمسیون سازی متعارف کوشید خواسته های برحق مردم رانا دیده انگارد ونیات خود را عملی کند .

  تا این که اشر فغنی در یک سخن رانی بر انتقال برق ازاره سالنگ تاکید کرد وگفته شد که بر اساس تصمیم بزرگان مناطق مرکزی با اشرفغنی  انتقال برق باید از سالنگ عبو رکند. حال این که آن بزرگان کی بوده که بعد از جنبش اعتراضی پیداشده و منافع مردم را بهتر از هزاران نفر تشخیص می داده است  خود پرسش هایی است که یافتن پاسخ آن دشوار است. اما بی اعتنایی به یک حرکت مدنی  ودر کشوری که این گونه حرکت ها به ندرت صورت می گیرد دهن کژی  وبی باوری به ارزش های دموکراسی وحقوق مدنی مردم به حساب می آید ..

ادامه نوشته

چابهار، فرصت ها وچالش ها

موافقت نامه توسعه بندرچابهارایران، گرچه به منظور
دست یابی هندوستان به بازار آسیای میانه طرح ریزی واجرا می شود ،ولیکن دست یابی
افغانستان به این بندرگامی بسیار مهمی در راه 
رهایی تجارت افغانستان و رها شدن از فشارهای سیاسی پاکستان به حساب می اید.  وفرصت بسیار مغتنمی برای تاجران افغانستان
بوجود می آورد که دهلیزوسیعی در تجارت خود با دنیا بازکنند وبا کمترین فشار سیاسی
به داد وستد بپردازند. وقتی تاریخ تجارت افغانستان ازطریق بندر کراچی در طول سالیان
گذشته مورد تحلیل قرار می گیرد تجارت ازاین بندرجز توهین ،تحقیر و وابستگی به
پاکستان وتحمل فشارهای سیاسی به بار نیاورده است. تاجران افغانستان در سالیان گذشته
ریسک بسیاربزرگی  می کردند تا اموال تجارتی
خود را از بندر کراچی صادر یا وارد کنند. بندر کراچی برای تجارت افغانستان نه تنها
زمینه ای ارتباط درست همسایگی را به همراه نیاورده است که همواره همراه با وابستگی
واعمال فشار دایمی از سوی پاکستان بر افغانستان بوده است. شاید این فشارهای دایمی بودکه
حکومت افغانستان در پانزده سال گذشته تلاش های مستمری به خرج داد تا از میزان وابستگی
کشور به پاکستان بکاهد و بدیلی برای تجارت پیدا کنند. قدم های اولیه ای در زمان
حکومت کرزی برداشته شد و حکومت هندوستان با کمک های وسیع خود برای توسعه این راه
مهم تجارتی به باز سازی و نوسازی جاده های منتهی به مرز ایران تلاش های فراوانی به
خرج داد وخطرات بی شمار جانی ومالی را به جان خرید. راه دلارام – زرنج برای مردم
افغانستان وهند همواره با خاطرات تلخ ازدست دادن مهندسان هندی همراه است .هروقت
ازاین راه یاد می شود، این نکته نیز درذهن ها خطور می کند که خون فرزندان بی گناه
هندی در توسعه این را ریخته شده و پیوند عمیق دوستی میان دو کشور هند وافغانستان
را بیش از پیش استحکام بخشید.

ادامه نوشته

طالبان بعد از ملامنصور!

مرگ ملا منصو رتوسط اداره امنیت ملی افغانستان تائید شد. ملا اختر منصور بعد از ملا عمر به رهبری طالبان بر گزیده شد. اتهام هایی براو وارد بود که در مرگ ملا عمر دست داشته است وتا نزدیک به دوسال مرگ او را از جبهه های طالبان وحتا از خانواده ملا عمر مخفی نگه داشته است.گرچه گفته می شد که منصور آدم مطیع وگوش به فرمانی برای پاکستانی ها وخواهان صلح با حکومت افغانستان است. اما درمدتی که او رهبری طالبان را به عهده داشت با آن که گوش به فرمان پاکستان بود اما تغیر چندانی در مواضع طالبان نسبت به حکومت ومردم افغانستان  حادث نشد. حتاتشدید حملات گروه طالبان برمناطق شما ل واشغال شهرقندوز برای روز های چند از منصور چهره ا ی خطر ناک وافراطی در ذهن باقی نهاد  .

       برخی گفتند وتحلیل کردند که مواضع تند او برخاسته از کشمکش های درونی است که در داخل جبهه های طالبان بوجود آمده است، فرزند ملا عمر یکی از کسانی بود که خود را وارث رهبری ملا عمر می دانست، به همین جهت منصور می خواست با شدت عمل، تمام توجه ها را به جبهه های جنگ معطوف دارد تا از شدت اختلافات داخلی بکاهد. حال او توسط پهپاد های امر یکایی در خاک پاکستان مورد اصابت قرار گرفته وکشته شده است. کشته شدن ملا منصور بدین صورتی که افتاق افتاده است پرسش های زیادی بوجود می آورد.  یکی آنکه آیا کشته شدن ملا منصور به معنای گامی به سومی صلح درافغانستان است؛  دوم آن که کشته شدن منصور با هماهنگی حکومت واستخبارات پاکستان انجام گرفته و یا آن که یک حرکت خودسر و بدون برنامه ریزی و هماهنگی با حکومت پاکستان بوده است؛ سوم این که کشته شدن منصور می تواند بیان گر مواضع ودیدگاه جدید ایالات متحده امریکا نسبت به طالبان وصلح در افغانستان باشد؟

ادامه نوشته