چابهار، فرصت ها وچالش ها
توسعه بندر چابهار با حضور دو رئیس جمهور افغانستان و ایران ونخست وزیر هندوستان، یک نقطه عطف بسیاری بزرگی برای مردم افغانستان وبه خصوص برای تجارت افغانستان است . متاسفانه آنچه در طول سالیان گذشته مردم افغانستان شاهد بودند تحمیل خواسته های نا صواب ونا موجه سیاسی پاکستان از طریق بندر کراچی بر تاجران وحکومت افغانستان بوده است . حکومت افغانستان در سالیان اخیر هیچ گاهی رابطه گرم و بی اصطکاکی را در روابط خود با پاکستان نداشته است. وابستگی به بندر کراچی باعث می شد که افغانستان نه تنها فشار های همیشگی سیاسی را قبول کند بلکه شرایط یک جانبه تجارتی پاکستان را نیز بپذیرد، رفت وآمد های وا سطه های نقلیه پاکستان در جاده های خود را پذیرا شود بدون این که امکان ورود وسایط نقلیه افغانستان به خاک آن کشور مساعد گردد. اما بندر چابهار نه تنها ترانزیت کالا را ازاقصا نقاط جهان برای افغانستان تسهیل می کند که زمینه ای اشتغال زایی فراوانی را برای صاحبان واسطه های نقلیه افغانستان نیز فراهم می سازد . اگر به صورت فهرست وار به مزیت این بندر اشاره شود می توان به چند مورد اشاره داشت.
یک.رهایی تدریجی از فشارهای سیاسی واقتصادی پاکستان از مزیت های مهم توسعه بندرچابهار برای حکومت افغانستان است. با پیوند تجارت افغانستان به چابهار نه تنها تجارت افغانستان از رونق وشگوفایی بهتری برخوردار می شود که گامی درراه رهایی از فشارهای پاکستان نیز فراهم خواهد آمد . هرقدر این راه توسعه پیدا کند امکان چانه زنی سیاسی میان حکومت افغانستان وپاکستان بیشتر می شود، زمینه صلح با طالبان با پرداخت هزینه های به مراتب کمتر فراهم می گردد.
دو؛رهایی از اجناس بی کیفیت وبنجول پاکستان از مزیت های مهمی دیگری است که راه یافتن به این بندر فراهم می کند . در پانزده سال گذشته پاکستان می کوشید تا با ایجاد موانع بی شمار در راه ترازیت کالا، تاجران افغانستان را در ناگزیری قرار دهد تا اجناس نا مرغوب پاکستانی را خریداری و وارد کشور کنند ،از این طریق هم تاجران افغانستان ضرر کرده بودند وهم مردم افغانستان به نحوی متضرر می شدند. راه یافتن به بندرچابهار امکان انتخاب بیشتری برای تاجران فراهم می گردد و تاجران کشور دیگر مجبور نیستند که اجناس بی کیفیت پاکستانی را خریداری کنند .مردم افغانستان امکان دست رسی به اجناس بهتر وبا کیفیت تر را خواهند داشت .
سه.؛ ارتباط آسان با ریسک کم از مزایای دیگر توسعه این بندر است که سود سرشار مادی و معنوی برای افغانستان به ارمغان می آورد .
چهار. ترانزیت کالا های تجارتی هند از راه افغانستان می تواند عواید زیادی را برای حکومت افغانستان بوجود آورد وهم چنان ترانزیت کالا از آسیای میانه می تواند افغانستان را به یک دهلیز مطمئن تجارتی تبدیل کند و به توسعه راه های جاده ای کشورنیز بیانجامد. با توجه به این که یکی از راه های مهم توسعه پایدار، توسعه راه ارتباطی وپیوند دادن مناطق مختلف کشوربه یک دیگر است. به هرحال ازهر زوایه ای که نگریسته شود توسعه این بندر برای افغانستان از اهمیت فوق العاه برخودار است. اما بررغم داشتن این همه مزیت ، توسعه این راه با چالش های مهمی نیزهمراه است . از قدیم گفته اند که هیچ خیری خیر مطلق نیست ،در کناز هر خیری شری نیز وجود دارد، شناخت شرور وتلاش برای کاهش آن به افزایش این خیرات کمک می کند. از شر های تاریخی ودوامداری که حکومت افغانستان به ویژه توسعه این راه تهدید می کند دشمنی حکومت پاکستان با افغانستان است امضای توسعه این راه هم زمان است با کشته شدن ملا منصور رهبرگروهک تروریستی طالبان. اما امضای توسعه این راه نه تنها پاکستان را به فکر همکاری ودوستی با افغانستان وادار نخواهد کرد بلکه به کمک طالبان شتافت و رهبری برای این گروه بر گزید تا دور باطل خشونت را در افغانستان تشدید کند. چالشی دیگری که ممکن است بر دولت افغانستان فشار آورد عوامل نفوذی حکومت پاکستان دردستگاه حکومت افغانستان است . همان گونه که در گذشته این عناصر وابسته به منافع پاکستان هیچ گاه خواهان توسعه مناسبات با هند وایران نبوده است در توسعه بندر چابهار که هم ایران دخالت دارد وهم هند از ایجاد موانع کوتاهی نخواهد کرد.
به هر حال باید حکومت ومردم افغانستان شاهدفشار های بیشتر حکومت پاکستان وبرخی حلقات وابسته به آن باشد واین آمادگی را داشته باشند. چالش دیگر،تامین امنیت راه های متتهی به مرز ایران است که که تامین امنیت آن نیازمندفعالیت های گسترده و مدیریت حکومت افغانستان است. چالشی دیگری که نمی شود چشم پوشید احتمال دخالت امریکا است. وابستگی حکومت افغانستان به کشورهای غربی و تغذیه وتدارک ارتش ملی ونیروهای امنیتی افغانستان به منابع غربی بویژه ایالات متحده امریکا از یک سوی و تنش هایی که میان ایالات متحده امریکا با ایران وجود دارد می تواند چالش مهمی درتوسعه تجارت افغانستان ازطریق بندرچابهار باشد.
حال حکومت افغانستان چگونه می تواند این چالش ها را به فرصت تبدیل کند، توان آن را دارد یانه؛ نگرانی هایی است که وجود دارد آنچه انتظار برده می شود آنست که حکومت افغانستان به جای ایجاد بحران های توان فرسای داخلی وهدر دادن پوتانسیل های بی شماری که دراین راه و تمرکز برخواسته های کوچک وحتا حقیر قومی با دید وسیع تر به آینده افغانستان ،نسل سرگردان ونا امید افغانستان بنگرد . دوام حکومت هم با این وضعیت و بدون توجه به خواسته های واقعی مردم میسر نیست. یکی ازراه های توجه به امکانات وظرفیت های این چنینی است که هم افغانستان را از وابستگی رهایی می بخشد وهم توسعه پایدار اقتصادی را سبب می شود.