پیمان امنیتی یا امتیاز گیری های سیاسی؟

   مدتی است که رابطه میان حکومت افغانستان ومقامات امریکایی به قول معروف شکرآب شده است. هردو طرف از یک دیگر دل خوشی ندارند وهردوسوی می کوشند با استفاده از فرصت ها، مواضع یک دیگررا تخریب کنند واتهام هایی به طرف مقابل وارد آورندتایک دگررا درمواضع انفعالی قراردهند. اما آن گونه که پیدا است، دست آقای کرزی در اتخاذ این گونه مواضع گشاده تربوده وبا صراحت وصرافت ویژه ی سخن گفته است ومواضع امریکا را مورد انتقاد قرار داده است  .به نظر می رسد که محوری ترین  موضوعی که آقای کرزی در سال های اخیرازآن سود برده وازآن سنگری برای تخریب مواضع مقامات ایالات متحده امریکا ساخته است ؛گفت وگو برسر پیمان امنیتی میان افغانستان وآن کشوراست . تا وقتی ایالات متحده مواضع نا مشخصی داشت، این حکومت افغانستان بود که پیمان امنیتی با امریکا رایکی از مواضع اصولی خود می دانست وبر امضای پیمان اصرارمی ورزید. اما زمانی که امریکایی ها به صورت جدی وارد این بحث شدند واصرار بر امضای پیمان ورزیدند، این حکومت افغانستان وشخص رئیس جمهوری کرزی  است که می کوشد با مطرح کردن پرسش های بی شمارودرخواست امتیازات ناموجه برای خود  از امضای پیمان به نفع خود استفاده کند. گاهی این اشتباه وابهام ایجاد شده است که تصور برده می شد که منظور ازتعلل های آقای کرزی به دست آوردن منافع ملی است؛ اما گفت وگوهایی که میان سران امریکا وحکومت افغانستان به بیرون درز کرد وتماس تیلفونی که اقای کرزی با آقای اوباما رئیس جمهورامریکا داشت وخواسته هایی که مطرح کرده است نشان می دهد که منافع ملی وامثال این ها چندان دراین مذاکرات پررنگ نبوده است. محور خواسته های آقای کرزی آینده سیاسی اوونقش احتمالی او در آینده سیاست افغانستان بوده که اورا نگران ساخته است واو ازمقامات امریکا خواسته است که نقش پررنگ اورا در آینده افغانستان به رسمیت بشناسد وبرآن تاکید بگذارد. این خواسته های مشخص شخصی اورا واداشته تا مواضع ودید گاه تحریک کننده علیه امریکا اتخاد کند وهرازگاهی مقامات امریکارامتهم به نقض ارزشی نماید.

   در آخرین اظهارنظرهایی که از آقای کرزی شنیده شده اوگفته که غربی ها به قانون اساسی افغانستان احترام نگذاشته اند ومنافع افغانستان را زیرپای نهاده اند. این اظهار نظر ها وقتی بیان می شود که به تازگی ها اعلام شد که تا یک ماه دیگر لوی جرگه برای امضای پیمان امنیتی بر گزار می گردد . این دو موضع به معنای چیست وچرا حکومت از یک سوی می کوشد ذهنیت مردم راعلیه غربی ها تحریک کند و از سوی دیگرمی خواهد یکی از خواسته های مهم غربی ها وحکومت امریکارا درداوری ورای نمایندگان مردم قرار دهد؛این مواضع دوگانه بیانگر چه چیز است؟

      اگر اقای کرزی بدین باور است که غربی ها برای منافع افغانستان مضرهستند ومنافع ملی افغانستان را مد نظر قرار نمی دهند، دراین صورت چرا باید لوی جرگه تدویر یابد روی موردی بحث شود که در نهایت به نفع مردم افغانستان نیست؟ اگر پیمان امنیتی به نفع افغانستان است و ارزش تدویر لوی جرگه را داردومی طلبد که نمایندگان مردم روی آن بحث کنند ودر نهایت به امضای آن رضایت دهند پس این همه جو سازی وایجاد ذهنیت منفی علیه  غرب برای چیست؟ آگاهان بدین باوراند که این گونه موضع گیری از دو منبع سر چشمه می گیرد. یکی شخصیت ویژه رئیس جمهور کرزی است که در بیش از یک دهه گذشته مواضع متناقض اتخاذکرده ودر نهایت کسی نمی داند که مواضع اصولی او کدام  است، بنابراین دراین سالها همیشه شبهه افگنی کرده و موضع اخیر او نیز جدایی از مواضع گذشته ی او نیست . وجه دوم مواضع گیری او نا خرسندی او از مقامات امریکایی است که به گفته های او بهای لازم را قایل نشده اندوخواسته های اورا بر آورده نه کرده اند؛اما این که چرا با این نا خوشنودی لویه جرگه را فرا می خواند، بیانگر این امر است که او از یک سوی نا خرسند از مواضع امریکایی ها است از سوی دیگر گریز گاهی جز تن دادن به خواسته های غربی ها به ویژه امریکا ندارد؛ زیرا هیچ قدرت منطقه ای یا جهانی حاضر نیست که هزینه های گزاف حکومت افغانستان را بپردازد وهم چنان نقش وقدرت باز دارندگی اوراداشته باشد. لذ ا آقای کرزی از ته دل می خواهد پیمان امنیتی با امریکا امضا شود اما این پیمان را به گونه امضا کند که مسئولیت مستقیم به دوش حکومت وشخص او قرار نگیرد . هم به مقامات امریکایی بفهماند که امضای پیمان تصمیم نماینده های مردم افغانستان بوده وهم به رقیبان سیاسی خود بگوید که او هم چنان در مواضع اصولی خود ایستاده است وبه آنچه گفته است باور دارد. اما این نمایندگان مردم افغانستان هستند که مبادرت به امضای پیمان امنیتی با امریکا کرده اند. 

انتخابات ؛عرصه حق خواهی

    بیش از بیست تفر از شهروندان کشور به کمسیون مستقل انتخابات مراجعه وبرای کاندیدا شدن دور آتی ریاست جمهوری ثبت نام کردند. اگر این پرسش مطرح شود که چرا این همه دراین دورشرکت جستند با آن که می دانند که شانس برنده شدن برای بسیاری هااندک است؛ خواهند گفت  که این حق شهروندی ما است وبر اساس موادومفاد قانون اساسی، هر شهروندی حق خود می داندکه در انتخابات کاندیدا شودودر معرض داوری مردم قرار گیرد. این گفته به ظاهر موجه ومطلوب است وحق با کاندیداهای محترم است

ادامه نوشته

کثرت ناپسند

     کثرت ها دردنیای کنونی امر نا زدودنی خوانده شده است . از قبول آن گزیری نیست .باید با آن ساخت گرچند نا پسند باشد . در دور کنونی انتخابات ریاست جمهوری  افغانستان اما کثرت ناپسند ظهور یافته است . کسانی در عرصه انتخابات آمده اند که برخی ناشناخته اندوبرخی هم  بی هیچ برنامه ی روی صحنه حضور یافته اند ومدعی رسیدن به مسند ریاست جمهور ی هستند. تعدد وکثرت نامزد ها ی انتخاباتی هم نگرانی هایی را به بار آورده وهم خوش بینی هایی را ایجاد کرده است. نگرانی ازاین جهت که نفس افزایش تعداد نامزد ها خبر از نا هنجاری های سیاسی در کشور می دهد. معنای این سخن اینست که در بیش از یک دهه ای که ازعمر حکومت کنونی می گذردوفضای نسبتا آزادی وجود داشته وامکان شناسایی نحله های فکری فراهم بوده. کنشگران سیاسی باید رفیق ورقیب خودرادراین مدت از هم باز می شناختندویارگیری ها بر اساس اندیشه ها،خواسته ها ی سیاسی ومنافع اقتصادی صورت بندی می شد.در نتیجه از تششت  وپرا گندگی ها کاسته می شد، انسجام وهماهنگی های سیاسی بیش از پیش صورت می گرفت، گرایش های گونا گون سیاسی برای کار آیی بهتر به گرد محور هایی فراهم می آمدند،صف آرایی ها متمایز از گذشته می شد دراین صورت نامزد های انتخابات به صورت انبوه و "کیلویی" در عرصه انتخابات حضور نمی یافتند. این تعدد وتکثر پرده از نا هنجاری های سیاسی ای کشور بر می دارد وآشکار می سازد که هنوز میان طیف های سیاسی فاصیله ها عمیق  است ،هنوز فضای ذهنی جامعه ای ما آماده ایجاد احزاب سیاسی منسجم تر با اندیشه وتفکر مدرن نشده است؛هنوز گروه های سیاسی وطیف های مختلف اجتماعی یک دیگررا شناسایی نه کرده اند؛طرز دید وگرایش های سیاسی یک دیگررا نمی دانند ،از منافع یک دیگر آگاه نیستند، خواسته های یک دیگررا نمی شناسند دراین دید گاه افزایش نامزد های انتخاباتی را نباید به فال نیک گرفت وازآن استقبال کرد. گرچه ازروی نا گزیری باید تحمل کرد. تا وقتی سرپوشی روی دیگ وجود دارد نمی توان به محتوای دیگ پی برد همین که دیگ به جوش آمد وسرپوش ازروی آن برداشته شد آشکار می شود که محتوای دیگ چیست؟

  افغانستان هم همان دیگی است که هراز گاهی به جوش می آید ومحتویات آن بیرون می ریزد وضعیت کنونی نشان ازآن دارد که نا هنجاری های سیاسی در درون جامعه افغانستان هم چنان متراکم است .آنگاه که مجال فوران می یابد بیرون ریخته می شود.

     البته تعدد وتکثر، خوش بینی هایی رانیز به وجود آورده بدین معنا که کثرت حضوردر عرصه ریاست جمهوری را به معنای استفاده از حق شهروندی دانسته اندواین عرصه را، تبارز حق خواهی شمرده شده است وافرادی که حضور یافته اند حق خود می دانسته اند که دراین عرصه حضور به هم رسانند وخودرا اثبات کنند. به رغم اظهار نظر های خوش بینانه، آنچه که به دید می رسد نه تنها مایه آرامش نیست که نگران کننده نیزاست .اگر ازسایر جنبه ها ووجوه این کثرت بگذریم فقط نگاهی به شعار وتبلیغات انتخاباتی افگنده شود آنچه که پیش بینی می شود نتایج مثبتی در قبال نه خواهد داشت .بدین معنا که اکثریت قریب به اتفاق نا مزدان محترم نه طرحی برای آ ینده کشور دارندونه برنامه برای جبران گذشته ونه شعاری برای جذ ب آراوافکار عمومی.

 

    اگرهر کدام ازاین افراد به احزاب سیاسی شناسنامه دار تعلق پیدا می کردند، مردم می توانستند با شناخت آن حزب از مرام ومسلک شخص وشخصیت نامزد انتخابات ریاست جمهوری آگاهی یابند وبر اساس شعارها ی حزب به آو رای دهند ازیک سوهیچ حزب پرقدرت ملی در افغانستان وجود ندارد تا شخص با انتصاب به آ ن شاخته شود  ازسویی هم بسیاری ازاین افراد کار متمزکر مهمی نیز انجام نداده اند که دردید مردم مطرح می شدند وابهامی نسبت به آنها وجود نمی داشت.به نظر می رسد که اکثر مدعیان رسیدن به مسند ریاست جمهوری درروز های آخر تصمیم گرفته  یا آن که خواب نما شده باشند که این گونه وبدون هیچ ضابطه ای هجوم آوردند وثبت نام کردند. بنابراین اکثریت قریب به اتفاق افرادی که حضور یافته اند،نه برنامه های مدونی برای اینده کشور دارند ونه هم شعار هایی برای جذب رای مردم.  آنچه که قابل نگرانی است نداشتن شعار وهدف وبرنامه نیست بلکه استفده از برخی حسایت ها است که معمولا این گونه افراد ازآن سود می برندوبرای رسیدن به هدف که مسند ریاست جمهوری باشد می کوشند از برخی شعار هایی سود ببرند که بتوانند رای تعدادی را به دست آورند.  استفاده از احساسات مردم یکی ازاین گزینه های نا مطلوب ونا موجه است که در گذشته نیز مورد استفاده قرار گرفته ودر دور کنونی بر ان تاکید خواهد رفت. تشدید تب قومیت ، مذهب ونژاد وجنگ های گذشته وبسیاری از مسایلی است که مورد استفاده بر خی ازاین چهره ها قرار خواهد گرفت ودر نتیجه فضای اجتماعی را ملتهب خواهد کرد. متاسفانه برخی رسا نه های تصویری ازاین وضعیت تب آلود سود می برند واین فضار ملتهب تر خواهند ساخت. ودر آینده می تواند اثر نا مطلوبی بر جای بگذارد. کسی که در دور آتی در مسند ریاست جمهوری خواهد نشست با قبول هزینه های گزاف نه خواهد توانست تا آرامش نسبی کنونی  رابه آسانی بر گرداند.بنابراین اگر کمسیون مستقل انتخابات ونهاد های مسئول می توانستند دراین زمینه کاری انجام دهند واز میزان نامزد ها بکاهند وفضای مطمئن تر ومطبوع تری به وجود آید.یان که محدودیت هایی را نسبت به شعار های انتخاباتی وضع کنند .به هرصورت، کثرت در کثیری از عرصه ها مقبول ومطبوع است اما بی تردید که درعرصه سیاست  کنونی افغانستان حضور این همه آدم در عرصه انتخابات وکاندیدا شدن هیچ مطبوع نه خواهد بود. نگارنده نه تنها حضور چنین کثرتی را نشانه دموکراسی نمی داند که  آن را ناشی ازعدم بلوغ سیاسی می بیند حتا بر نسبت به برخی کاندایدا ها با دیده حیرت می نگرد که به نام پدر یا پدر کلان ثبت نام کرده بدون آن که آن که خود دارای بن مایه یی باشد. این گونه افراد آشکارا به مردم افغانستان توهین می کنند که وذهن مردم را به سخره می گیرند.فکر می کنند که افغانستان بازاری است که هرمتاع بی ارزش مشتری پیدا می کند بدون آن که بدانند که این مردم با آن که در فقر زیسته اند اما گوهر شناس اند، خرمهره را کسی دراین بازار به جای گوهر نمی خرد.

 

سویه های اخلاقی انتخابات

 همه مردم انتظار می برند که نتیجه انتخابات یک حکومت عقلانی واخلاق مدار باشد.برعدالت رفتار کند وآزادی های مدنی را باور مند بوده وبه ارزش های اخلاقی ایمان واعتقادداشته باشد.

    امااین همه چگونه حاصیل می شود؛ می توان به هرراه ونیرنگی دست برد وازهر وسیله  وامکانی سود جست،آنگاه به حکومت اخلاق مدار نیز دست یافت واز او خواست که هم گزاره های اخلاقی را پاس دارد وهم به آن عمل کند؟

ادامه نوشته

انتخابات وروند ملی

 ملت سازی واژه ای چندان مناسبی به نظر نمی رسد، ذهنیتی را القا می کند که گویا مردم همانند گل کوزه گر یا خمیرمایه خبازی هستند که درقالبی ریخته وورزیده شوند تا ملت ساخته شود.  واکنش منفی برخی سیاست دانها واستهزای گوینده ای این وآژه، نگارنده را بیشتر به این فکر فرو بردکه "ملت سازی" واژه ی چندان مناسبی نیست که برای ایجاد روندی گفته شود.امادیدن دومتن در دو جای، این یقین را به تردید بدل کرد. یکی آن  که این واژه در قرار داد "بن"اول مورد مداقه جامعه جهانی حضور یافته دران نشست قرا گرفته بود که حکومت افغانستان را ملزم می دارد که دراین راه تلاش ورزد. دوم در کتاب "عقل وسیاست" دکترحسین بشیریه متخصص ودکترای علوم سیاسی است که این دو نوشته  از میزان تردیدها کاست
ادامه نوشته

گزینه برگزیده!

ائتلاف ملی افغانستان با جمع کثیری از هوادارن وحامیان خود،روز سه شنبه هفته گذشته در کمیسیون مستقل انتخابات حضور یافت وداکترعبدالله عبدالله رهبر ائتلاف به عنوان گزینه بر گزیده این تشکل ملی به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری سال 1393 ثبت نام کرد.گزارش ها حاکی ازآنست که نه دوره های گذشته و نه هم دردوره ی کنونی این گونه شورو نشاط دیده نشده است واین ائتلاف ملی بود که با پشتوانه مردم ،شور بی بدیلی دردل همه ایجاد کرد وبا حضور در مقر کمیسیون مستقل انتخابات این کمیسیون را رنگ تاریخی بخشید . همان گونه که ثبت نام کاندیدای ریاست جمهوری ائتلاف ملی بی بدیل بود همان گونه ساختار وتشکیلات وبر نامه هایی که تا هنوز ارایه کرده است بی بدیل بوده است .ائتلاف ملی تشکلی یک بار برای همیشه نبوده است، این جریان چندین سال است که با شعار مشخص در عرصه سیاست کشور حضور داشته وبا نقد کارشناسانه سیاست های غلط آقای کرزی رابا چالش های عمده مواجه کرده است . این تشکل سیاسی با محوریت تشکیلات های سیاسی مهمی شکل گرفته است ودر عرصه های گونا گون سیاسی واجتماعی نقش پررنگ  وماندگاری از خود بر جای نهاده است . بیش از پانزده حزب سیاسی وده هانهاد اجتماعی، گرد این تشکل فراهم آمدند تا اهداف سیاسی خویش رادر قالب یک تشکیلات منسجم سامان دهند وراهی برای آینده بهتر کشور جست وجوکنند.اهمیت ائتلاف به عنوان یک تشکل مهم سیاسی وقتی آشکار می شود که نگاه گذارایی به کسانی افگنده شود که درروز های گذشته در کمیسیون انتخابات حضور یافتند وثبت نام کردند. تشکل منسجم ،فعالیت های سیاسی وفرهنگی مستمرورای زنی های همیشگی در چند سال گذشته از ویژگی های مهم این تشکل سیاسی بوده است .مجموع رای زنی ها ونشست های کاری،تامل وتفکربرروی معضلات ودشواری های کنونی بوده  که دروازه ای بر ای آینده کشور گشود ه شود؛ حاصیل آن تامل ها برنامه ی جامع ، فراگیر وهمه شمول برای آینده کشور وحکومت داری بهتر تدوین یابدکه به زودی در قالب یک رساله وهم از طریق های شبکه های اجتماعی تقدیم مردم عزیز کشور خواهد شد. در حالی که هیچ یک از کاندیدایی تا هنوز ثبت نام کرده اندیا فاقد بر نامه بوده اند وبرخی نیز فرصت برنامه سازی وبرنامه ریزی برای اینده کشوررا نداشته اند. ائتلاف ملی علاوه بر آن که شخصیت های مهم سیاسی کشوررا گرد خود فراهم آورده است، صد ها جوان محصل دانشگاهی کشوردر محوریت ائتلاف ملی افغانستان حضوریافته وبر نامه های ائتلاف ملی  رامورد قبول وتائید قرارمی دهند. علاوه برآن ده ها استاد دانشگاه در محوریت ائتلاف ملی حضور فعال وتاثیر گذار داشته ودارند وائتلاف ملی دراین مدت توانسته از حضور گرم وپرشورو احساس این ها سود ببرد وبرای تدوین  برنامه های راهبردی خود از آنها استفاده کند. با توجه به همه ویژگی هایی که در ائتلاف ملی وجود داردومهم تراز ازهمه، داشتن برنامه برای برون رفت از بحران موجود کشور، می توان ائتلاف ملی وکاندیدای آن  رابهترین گزینه دانست واز مردم عزیز افغانستان دعوت کردکه با نزدیک شدن به زمان انتخابات ،چشم هارا بیشتر باز کنند برای آینده بهتر به گزیده ائتلاف ملی رای دهند تا اندکی از رنج های کاسته شود، درد های کاهش پیدا کندوجراحت ها التیام یابد. ائتلاف ملی در این مدت برای مردم تلاش کرده در جهت منافع مردم بوده وازاین بعد هم خدمت به مردم وبیرون رفت کشور از معضل کنونی رادر کانون توجه خود قرار خواهندداد .. این همه عملی نه خواهد شد مگربا مشارکت آگاهانه آحاد مردم کشور وحضور پرشور وپرثمر آنها.

مبارزه با تروریزم پایان یافته است؟


 از مدتی بدین سوی صداهایی از سوی مقام های ایالات متحده امریکا  به گوش می رسد که گویا مبارزه جامعه ی جهانی با تروریزم درافغاستان پایان یافته است وآنچه در افغانستان جریان دارد،جنگ داخلی خوانده شده ومبارزه با آن نیز به دوش حکومت افغانستان گذاشته شده است. آخرین سخنان ازاین دست توسط رئیس جمهور امریکا در مجمع عمومی سازمان ملل متحد بیان شد.

    با توجه به  ترور ها وخشونت هایی که هرروز در گوشه وکنار کشور دیده وشنیده می شود این پرسش به میان می آید که آیا مبارزه با تروریزم پایان یافته است یا آن که سران ایالات متحده امریکا با گفتن این گونه سخنا ن فقط می خواهند خواب راحتی برای خود وشهروندان خود تدارک ببینند واذهان پرسش گرمردم آمریکا را آرام وآسوده دارند؟

    اگر مبارزه با تروریزم پایان یافته باشد وجنگ در افغانستان جنگ داخلی تلقی گردد؛ اولترازهمه باید هدف خشونت های طالبان مشخص و واضح شود. جنگ های داخلی برای به دست آوردن قدرت سیاسی صورت می گیردوپشت سر جنگ ها معمولا اهداف سیاسی نهفته است.در حالی که نه طالبان اهداف سیاسی خودرا بیان داشته اند نه هم نیروهای خارجی از خشونت ها در امان هستند.

     دراین صورت چگونه می توان خشونت ورزی های کوررا جنگ داخلی نامید؟ واقعیت های موجود این گما ن را نقض می کند، چنانچه دیده می شود خشونت ورزی علیه نیرو های خارجی در افغانستان کماکان ادامه داشته است وهیچ کاستی درآن دیده نمی شود. اگر این خشونت علیه نیروهای خارجی کاهش می یافت ممکن بود این ادعای مقامات امریکا یی صد ق کند واین گونه گفته شود که جنگ امروز طالبان علیه حکومت افغانستان صرف برای رسیدن به قدرت سیاسی صورت می گیرد. دراین صورت باید اهداف سیاسی طالبان بیش ازپیش آشکار می شد وحکومت افغانستان را به قبول این خواسته های فرا  می خواند در حالی که هیچ نشانه ای دال بر این امر دیده نمی شود. دوم این که هر جنگ قدرتی نهایت صلح ورسیدن به قدرت را مد نظر دارد ، هر خشونتی که به کار بسته می شود باید گروه های قدرت اهداف خودرا اعلام دارندومناصب مورد نظررا واضح سازند، که خواهان چه هستند د رحالی که ترورو خشونت طالبان یک خشونت کور وفاقد بار سیاسی مدون ومنضبط است. تا هنوز نه تنها اهداف سیاسی خودرا مشخص نه کرده اند بلکه هر صدای صلح خواهی را با خشونت بیشتر پاسخ گفته اند.

   بنابراین هیچ دلیل وجود ندارد که خشونت ورزی های کنونی را بتوان جنگ داخلی عنوان داشت ومبارزه با تروریزم را خاتمه یافته تلقی کرد.واقعیت موجود نیز نشان می دهد که نه ترویزم خاتمه یافته است ونه جنگ با تروریزم به پایان رسیده است . از بدو ورود طالبان در افغانستان این گروه با گروه القاعده وسازمان های تروریستی منطقه هماهنگ وگره خورده  بوده وتاامروز نیز سندی دردست نیست که گسست این گروه را از سایر گروه های تروریستی نشان دهد. آنچه مقامات امریکایی  راواداشته تا چنین سخنان بی پایه ای بر زبان آورند؛ بیش ازآن که بر واقعیت های موجود متکی باشد، پاسخ به پرسش های بی شمار مردم آمریکا از یک سوی وتحت فشار گذشتن حکومت افغانستان از سوی دیگر است .  مردم امریکا ازسران وسر دمداران خود می پرسندونسبت به هزینه های گزافی که در افغانستان تحمل کرد اند خواهان پاسخ روشن هستند.شاید این گفته ها به نحوی تاکید بر این نکته نیز باشد که مقامات امریکایی در جهان احساس غرور وسر افرازی کنند که آنها بودند که ریشه های تروریزم را از جای کنده اند وجهان مصئون از تروریزم، به نحوی وامدار تلاش های آنها می باشند. شاید نکته قابل تامل بر ای مردم افغانستان  این باشد.  که برای قدرت های بزرگ جهانی مهم نیست که قربانی خشونت چه کسانی هستند، بلکه مهم اهدافی است که د رمنطقه دارند، همین که به آن هدف ها دست یافتند حتامعنای وآژه هارا نیز تغیر می دهند ومطابلق میل خود تعبیر وتفسیر می کنند. برای مردم افغانستان که قربانی خشونت های بی شماردهه اخیر است هیچ فرق نمی کند که از سوی طالبان مورد تعرض و تهدید قرار داشته باشند ویا از گروه های تروریستی بین المللی .آنچه که این گروه هارا به هم پیوند می دهند یکی تاکتیک هایی است ک تا هنوز به کار بسته اندو دیگری اهدف آنانست که هم چنان تمامیت خواهانه وحذف سایرین ازقدرت وحتا زندگی است . وتا هنوز به هیچ ندای صلحی پاسخ نه گفته اند وهیچ پیشنهادی را نه پذیرفته اند.سخن آخر آن که گفته های مقامات امریکایی نه تنها دروازه صلح را بر روی مردم افغانستان نمی گشاید، بلکه آن گروه را در عمل خشونت ورزانه شان جری تر وبی باک تر نیزمی سازد واحتمال خشونت ورزی بیشتر از سوی آن گروه متصور است. سخنان مولانا سمیع الحق درروزهای اخیر اهداف تمامیت خواهانه آن گروه را به نمایش گذاشت واین هشداررا داد که آن گروه نه تنها خواهان صلح درچهارچوب قانون اساسی افغانستان نیستند بلکه رویای تصرف همه ای افغانستان را در سرمی پرورانندوجزتصرف تمام افغانستان وایجاد حکومتی از نوع طالبانی قانع نه خواهند بود.

ایران وامریکا از تقابل تاتعامل

-

   سه شنبه هفت گذشته شصت وهشتین نشست مجمع عمومی ساز مان ملل متحد درمقر این ساز مان درنیورک ایالات متحده امریکا بر گزارشد. دراین نشست هیئات های بلند رتبه کشور های عضو این ساز مان شرکت جسته بودند. اقای اوباما ودکتر حسن  روحانی از سخنرانان  این نشست بودند. سابقه ی دشمنی وتقابل ایران وایالات متحده امریکا وپیروزی حسن روحانی در انتخابات با رویکرد میانه ر,ی ,اعتدال،  انتظاراتی جدید d را به وجود آورده بود. این که حسن روحانی شعار اعتدال ومیانه روی را از تریبون ساز مان ملل متحد به جهان باز گوید و بارویکرد جدید در قبال حل مسایل حاد جهانی تاکید گذارد. دکتور روحانی نیز بر خلاف سلف خود سخن از حذفو محو به میان نیارود، بلکه از مشکلات فراروی جهان گفت وامید واری هایی که دراین زمینه وجود دارد اشاره کرد :  "جهان ما جهانی پر از بیم و امید است: بیم جنگ و مناسبات خصومت آمیز منطقه ای و جهانی، بیم رویارویی هویت های مرگبار مذهبی، قومی و ملی، بیم نهادینه شدن خشونت و افراطی گری، بیم فقر و تبعیض خُرد کننده، بیم تباهی و نابودی منابع حیاتی، بیم بی توجهی به کرامت و حقوق انسان و بیم غفلت از اخلاق..

در برابر همه این بیم ها، امیدهای جدیدی نیز وجود دارد: امید اقبال مردم و نخبگان در سراسر جهان به "آری برای صلح و نه برای جنگ"، و امید به ترجیح گفت و گو بر ستیز، و اعتدال بر افراط است. اقای روحانی از خشونت هایی توسط افراطیون تروریست ها به کار بسته می شود شدیداا اظهار نگرانی کرد وگفت:
.
تروریزم و کشتن انسان های بی گناه، اوج افراط و خشونت است. تروریزم، بلائی خشن، فراگیر و فرامرزی است. اما خشونت ها و افراط هائی که تحت عنوان مبارزه با تروریزم و از جمله استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین علیه مردم بی گناه صورت می گیرد نیز محکوم است.

 آقای روحانی  از کلمات وواژه هایی که سلف او نسبت به حضور نیرو های خارجی در افغانستان استعمال می کردند استفاده نه کرد وبه جای اشغال افغانستان از مداخله نظامی درکشور های چون عراق وافغانستان نام برد.یکی ازانتظاراتی که ازحسن روحانی می رفت تبین مواضع حکومت ایران نسبت به ایالات متحده امریکا بود که او در سخنان خود اختلاف میان این دو کشور را قابل مدیریت دانست وگفت :ایران به دنبال تعامل سازنده بر اساس احترام متقابل و منافع مشترك با دیگر كشورهاست و در این چارچوب در پی افزایش تنش با ایالات متحده آمریکا نیز نیست

 سخنران دیگراین نشست اقای اوباما رئیس جمهور امریکا بود. اقای اوباما نیز گفت؛ از زمانی که او  در مسند ریاست جمهور ی آن کشور نشسته است نامه هایی عنوان رهبر ایران ودکتر حسن روحانی ارسال داشته. اما از این که رئیس جمهور روحانی، بر اساس خواست مردم ایران از یک روش معتدلتر پیروی خواهد کرد بسیار دلگرم شده است. با توجه به تعهد آقای روحانی برای رسیدن به توافق، من از جان کری خواسته ام این تلاشها را با دولت ایران، در همکاری نزدیک با اتحادیه اروپا، بریتانیا، فرانسه، آلمان، روسیه و چین دنبال کند. موانع بزرگی سر راه هستند، اما من معتقدم راه دیپلماسی باید آزموده شود. در زمانی که شرایط موجود فقط به انزوای عمیق تر ایران می افزاید، تعهد واقعی ایران برای برگزیدن راهی دیگر برای منطقه و جهان مفید است و به مردم ایران در توانایی های بالقوه شان در زمینه های فرهنگ و تجارت و علم و آموزش کمک می کندست.اقای اوباما از شعار ها میانه روی اعتدال آقای روحانی استقبال کرد .

 اقای اوباما موانعی را درراه ارتباط دو کشور عمده خواند اما گفت: اما من معتقدم راه دیپلماسی باید آزموده شود. در زمانی که شرایط موجود فقط به انزوای عمیق تر ایران می افزاید، تعهد واقعی ایران برای برگزیدن راهی دیگر برای منطقه و جهان مفید است و به مردم ایران در توانایی های بالقوه شان در زمینه های فرهنگ و تجارت و علم و آموزش کمک می کند.

خواب دیدی خیر باشد!

مولانا سمیع الحق پدر معنوی طالبان در آخرین اظهارنظر های خود گفته است که بعد از 2014 طالبان برتمام افغانستان مسلط خواهد شد، مردم افغانستان ازاین گروه استقبال خواهند کرد.وی هم چنان گفته است که بحران در افغانستان خاتمه خواهد یافت. از میان گفته های او یک نکته را نمی توان نا دیده گرفت، آن این که طالبان در افغانستان عامل وعلت عمده ی بحران هستند. اگر این گروه برداشته شود بحران نیزخاتمه خواهد یافت . این سخنان در حالی ابراز می گردد که چندی قبل رئیس جمهور کرزی، با سران حکومت پاکستان روی مسئله صلح در افغانستان مذاکرات مفصلی انحام دادند وپاکستانی ها گفتنند که صلح در افغانستا به نفع پاکستان نیز است . هم چنان هفته ی گذشته هیئات سنای پاکستان با رهبران ائتلاف ملی نیز صحبت کردند واز مشکلات ودشواری هایی که حکومت پاکستان با آن مواجه هست پرده برداشتند واظهار داشتد که راهبردآ ن کشور نسبت به افغانستان تغیر یافته است وآن کشور خواهان صلح وثبات در افغانستان هستند.با اظهارات سمیع الحق این پرسش ایجاد می شود که این گونه اظهار نظر ها بدون خواست حکومت پاکستان بیان شده است یا آن که نیات واقعی پاکستان را باید ازبیان کسانی شنید که ظاهرابا حکومت آن کشور سروکاری ندارند؟
ادامه نوشته

آقای کرزی وانتظار ازانتخابات

  هرشهروندی از انتخابات انتظاراتی دارد. رئیس جمهور کشورنیز ازاین قاعده مستثنی نیست .همان گونه که انتظارات هرکس به گونه ی بروزوظهور می یابد.رئیس جمهورکشورنیزانتظارات خویش را به نحوی ابراز کرده است. آقای کرزی درسیزدهمین نشست شانگهای،درصحبتی که ولادیمیر پوتین داشت، اقای زلمی رسول را به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری آینده معرفی کرد. درحالی که قبل ازاین آقای کرزی به نفع آقای عبدالرب رسول سیاف کامپاین راه انداخته  ودیگران را به طرفداری از نامزدی اقای سیاف فرا خوانده بود.
ادامه نوشته