حکومت قومی ذاتا فاسد است

   فاسد خواندن حکومت یکی از آسان ترین نقد هایی است که تا هنوز بر حکومت اقای کرزی رفته است . هم نهاد های مدنی افغانستان ،حکومت را فاسد می دانند ومورد نقد قرار می دهند وهم نهاد های بین المللی، این حکومت را فاسد ترین حکومت دانسته اند . همه انگشت ها به سوی حکومت وشخص رئیس جمهور کرزی نشانه رفته  ومقصر اصلی اورا وحتی المقدور تیم کاری اورا دانسته اند. راه حل هایی هم که ارایه شده است متناسب با شعاع دید انتقاد کننده ها بوده است.یعنی هم جامعه ی مدنی افغانستان ورسانه های گروهی بر اقای کرزی فشار وارد کرده اند که با فساد گسترده در سازمان حکومت مبارزه کند وهم نهاد های بین المللی رئیس جمهور کرزی را مورد خطاب قرار داده اند که با فساد مقابله کند. دراین دید گاه شخص اقای کرزی مسئول دانسته شده است بدون آن که به ساختارحکومت توجه شود یا آن که ساختاروبنیاد تشکیلات حکومت را فاسد بدانند.کسانی که راه حل هم ارایه داده اند یا آنست که پاک بی راهه رفته اند. یا آن که فساد حاکم دردستگاه حکومت را ازدید سیاسی نگریسته وکوشیده اند شاخه های فساد رااشکار سازند واصل وریشه های فساد مغفول بماند. حکومت نیز برخورد عکس العملی داشته است ،کوشیده که فساد را یابه خارج  از افغانستان وبه نیرو های خارجی نسبت دهد ومقصر اصلی آنهارا بشمارد. یا آن که به برخی نهاد نا کار مد ساخته است که چندان کار آیی نداشته است.این نحوه برخورد سر انجام راهی به دهی نگشوده  وفساد بر سر جای خود هم چنان پا برجای باقی مانده است.

 این که فساد در کجا است وچگونه ایجاد شده است وچگونه می توان با آن بر خورد کرد ممکن است منابع گونا گون نشان  داده شود وسازوکار های گونا گونی نیز پیشنهاد شود که هر کدام می تواند قسمتی از فساد را نشانه  رود وریشه های فساد هم چنان باقی بماند در حالی که ریشه های فسادبسته به ریشه هاو ساختار حکومت کنونی افغانستان است واگر چنانچه این ساختار فساد آلود نتواند تغیر یابد، بی تردید که این بیماری مزمن به حکومت اینده نیز سرایت خواهد کرد وویروس فساد،مدیران آینده را نیزبیمار خواهد ساخت. وقتی خطاب منتقدان متوجه شخص رئیس جمهور کرزی شده است واو هم متناسب با درک خود  میکانیزم هایی ایجاد کرده است تا بتواند با فساد مقابله کند در نتیجه دیده شده است که دارو خود فاسد شده بیمار بیمار تر شده است. کمیسیون های مبارزه با ارتشا وفساد اداری نمونه های گویای این تلاش های ناکام است . بخشی از فساد به گفته ی رئیس جمهور کرزی به خارجی ها بر می گردد واگر این خوش بینی وجود داشته باشدکه با رفتن خارجی ها فساد نییز خواهد رفت به نظر می رسد که امید های واهی بیش نیست . دراین که فساد کنونی در افغانستان ریشه های روان شناختی ، جامعه شناختی واخلاقی دارد هیچ تردید نیست واشکار شدن این پارامتر ها می طلبد که مبارزه دوام دار وهماهنگ واکادمیک با این پدیده ی زشت صورت گیرد تا فساد کنونی ریشه کن شد. اما آنچه به نام ساختار حکومت نامیده می شود به دید نگارنده "نگاه" به حکومت وتشکیل حکومت بر اساس این "نگاه" است که فساد آلود است . کانونی ترین نگاه،نگاه یا دید قومی به حکومت است . البته بدین معنا نیست که بانی ومبدع این دید حکومت افغانستان باشد یا آن که شخص رئیس جمهور کرزی آن رااختراع کرده باشد. بلکه ریشه های این دید به حکومت های ماقبل کرزی بر می گردد. آن زمان که مجاهدین از کوه هابه شهر آمدند وبنای یک حکومت را گذاشتند.  بهترن ومناسب ترین گزینه برای ایجاد میکانیزم مورد قبول همه  طرف ها،حکومتی بود که همه اقوام افغانستان دران آئینه خودرا بنگرد . سرانجام آن آئینه شکست اما آن دیدمتاسفانه به عنوان دید غالب باقی ماند. در نشست بن گرچه از دموکراسی سخن  رفت؛ اما نگاه به حکومت نگاه سنتی وقوم مدارانه بودوحکومت کنونی برآن دید گاه بنایافت. آنچه که حکومت کنونی را قابل نقد می سازد آنست که در بیش از ده سال گذشته نتوانست این پارادایم نا مطلوب و غیر دموکراتیک را به سوی اصول وارزش های دموکراتیک سوق دهد. واین کانون فساد را به یک میکانیزم  نیمه مدرن ارتقا دهدتا فساد کاهش یابد. لذا می توان بیان داشت که مادرهمه فساد ها ساختارحکومت کنونی است وبرای آن که فساد کاهش یابد باید ساختار تغیر کند. آما چگونه می توان این ساختاررا تغیر داد؟آیا قدرتی است که با این شیر بی یال ودم پنجه درافگند وآن را از حیات ساقط کند ؟به دید نگارنده  ازبین بردن فساد موجود دردستگاه حکومت  به صورت آنی امکان پذیر نیست. اگر اراده ای وجودداشته باشد می تواند دردو مرحله ی زمانی با فساد مبارزه کند.نخست آنست که یک مدیریت قوی وتوانمند در کشور به وجود آید تا درصدد پیاده کردن قانون اساسی در کشور باشد توان مند ی به معنای آنست که هم مدیران ملزم به رعایت قانون اساسی در کشور باشند وهم بخواهند قانون را بر زیر دستان وپیروان خود پیاده کند. مدیرانی که خود باور مند به قانون نباشند اما بخواهند قانون را بر دیگران عملی کنند هیچ گاه به مقصد نمی رسند، قانون عملی نمی شود، فساد کاهش نمی یابد. وقتی درآموزه های دینی واخلاقی هم نگاه می کنیم. اولین گام را آن می داند که شخص به ان چه فرمان می دهد عمل کند . توصیه دین آنست که می فرماید مردم را با عمل دعوت کنید. بهترین توصیه اخلاقی ازآن  سعدی علیه الرحمه است  که گفته است "آنچه بر نفس خویش نپسندی"" نیزبرنفس دیگری نپسند" . باید شخص مسئول خود به قانون پای بند باشد وآنگاه دستورعمل کردن به قانون را صادر کند. اگر حاکمی خود در صدد ایجاد باند های ویژه برای خود باشد وبخواهد ازطریق ایجاد دسته های نزدیک به خود قدرت را قبضه کند وبر دیگران نیز عملی کند در نتیجه  خود قانون را شکسته است. دوم آنست که سایر زیر دستان وبه اصطلاح مدیران پائین رتبه به قانون گردن نخواهند نهاد.باز از سعدی بگویم که گفت :"اگر زباغ رعیت ملک خورد سیبی" برآورند غلامان او درخت از بیخ .این راهکار ها می تواند به عنوان راهکارکوتاه مدت مورد توجه قرار گیرد ولیکن چو ن  این راهکار بر خوب بودن افراد می چرخد در نهایت نمی تواند به مثابه یک پارادایم حکومتی مورد توجه همیشگی ودایمی قرار گیرد. به دید نگارنده وبا توجه به تجربه های گرانسنگ کشور های دموکراتیک مدرن؛  بهترین گزینه تقویت احزاب سیاسی نیرو مند در کشور است.که انتخابات بر اساس تحزب صورت گیرد وحکومت بر مبنای دید گاه حزبی تشکیل شود. حکومت حزبی دو فایده مهم وکانونی دارد. نخست این که هر حزب سیاسی راهکار هایی برای حکومت داری خوب دارد ؛وقتی که بر مسند قدرت می نشیند چون آبروی حزبی  آن تشکل سیاسی با عملکرد او گره خورده است؛ می کوشد کار نامه ی درخشانی از خود به نمایش بگذارد وتلاش ها دراین جهت است که خطاهای کمتری  مرتکب شود تا تداوم قدرت را در حزب مورد نظر خود تضمین کند. فایده ی دوم آنست که ایجاد حکومت بر مبنای دید گاه حزب سیاسی آنست که از رنگ وبار تشکل های قومی،مذهبی وملیتی می کاهد وافراد دارای منافع مشترک را گردهم می آورد، در حالی در تشکل های کنونی این قومیت ،ملیت ومذهب است که افراد راگرد هم آورده  نه منافع مشترک اقتصادی وسیاسی .واین تشکل های غیر مدنی وماقبل مدرن فساد آفرین ترین نهاد هایی است که در افغانستان تهداب گذری شده است وازذهنیت کسانی تراوش کرده است که با تحزب به معنای مدرن آن نا آشنا بوده اند.ازاین گونه تشکیلات های غیر مدنی جز قانون شکنی، عدالت گریزی وقوم گرایی وتفرق مذهبی چیزی حاصیل نمی شود.زیان دیگری که این گونه تشکیلات ها دارند،آنست که بازی به نام قوم ، مذهب صورت می گیرد اما امتیاز هارا یک فرد نصیب می بردواین بدترین معامله ای است که متاسفانه درسالیان گذشته با مردم افغانستان صورت گرفته است وجایگاه انسانی آدم ها در حد یک کالا کاهش پیدا کرده ومردم به عنوان یک کالای مورد معامله در معرض خرید وفروش قرار گرفته اند . تااین دید بدوی وغیر مدنی وجودداشته باشد علاوه برپلشتی های فراوانی که دارد یکی هم آنست که دامن حکومت های قومی هیچ گاه  از فساد پاک نه خواهد شد.بد ترین فساد وبدوی ترین آن همین معامله با نام مردم است که تا کنون صورت گرفته ومی گیرد.

لویه جرگه قومی به جای پارلمان مدرن!


    آقای کرزی بعد ازسفر به آمریکا در یک نشست خبری شرکت کرد ومذاکرات خود با سران ایالات متحده امرکارا با خبر نگاران در میان گذاشت.رئیس جمهور کرزی طبق معمول از هر دری سخن گفت ودر باره همه چیز اظهار نظر کرد. از پیمان امنیتی کابل- واشنگتن نیز سخن گفت وبه پرسشی که در باره پیمان امنیتی  کابل -واشنگتن مطرح شد نیز پاسخ گفت . اقای کرزی گفت که امریکایی ها خواستار امضای این پیمان هستند واین حکومت افغانستان است که باید این امررا با مردم افغانستان در میان بگذارد تا مردم در باره آن اظهار نظر کنند. این سخنان در حالی بیان شد که رئیس جمهور کرزی در نشست خبری ای که در واشنگتن داشت، گفت که مردم افغانستان خواهان امضای پیمان امنیتی با امریکا هستند.پرسشی که درذهن متباردر می شود آنست که اگر اقای کرزی می دانست که مردم افغانستان خواهان امضای پیمان امنیتی با امریکا هستند پس چرا به امضای آن مبادرت نورزید وبا دیگر آن را به تشکیل لویه جرگه موکول کرد. اگر از دید گاه مردم افغانستان آگاهی ندارد چرا او در اظهارات خود گفت که مردم افغانستان خواهان امضای آن پیمان می باشند. این تناقض گویی ها ی اوکه پرسش های فراوانی را مطرح کرده است . نخستین پرسش آنست که وقتی اقای کرزی در امریکا سخن از موافقت مردم گفت به معنای آنست که او خواهان امضای آن پیمان است اما بیم ازآن دارد که با امضای پیمان نامی بدی از خود بر جای بگذارد؛ زیرا او می داند که امضای آن پیمان بدون پذیرفتن امنیت قضایی سربازان امریکایی در افغانستان نا ممکن است وبا پذیرش این امر او دست سربازان امریکایی را در عملکرد خود باز می گذارد وقدرت خودرا محدود می کند لذا نمی خواهد این نام را بعد از دوران ریاست جمهور با نام خود گره خورده ببیند؛ازاین روی می کوشد یک رئیس جمهور باز نشسته خوش نام باشد و کمترین نقطه ضعفی درزندگی او نباشد!. این تمهیدات در حالی به کار بسته می شود که  که عمل کردحکومت اقای کرزی دریازده  سال گذشته آکنده از اشتبا ه بوده  وحکومت او از فاسد ترین حکومت های جهان نام گرفته است .هم نهادهای داخلی وهم مجامع بین المللی حکومت اورا بد نام ترین حکومت دانسته اند. لذا اگراو بخواهد نام او به نیکی برده شود نباید به طفره رفتن از پیمان امنیتی اکتفا کند بلکه تلاش ورزد تا اندکی از سیاهی های بسیاررا از حکومت خودبشوید.اما برخی تحلیل گران  تنها نگرانی آقای کرزی را ازآینده شخصی او نمی دانند بلکه بدین نظر اند که اقای کرزی با در نظر گرفتن فشار های بیرونی دست به تدویر لویه جرگه خواهد برد زیرا تدیر لویه جرگه باری از دوش رئیس جمهو رکمتر می کند واو خواهد توانست در برابر منتقدان داخلی وخارجی ایستادگی کند وبه استناد های لویه جرگه توسل جوید. عمده فشا رها یی که ممکن است بر حکومت افغانستان وارد شود واومی خواهد از لویه جرگه به مثابه یک چتر حمایتی استفاده کند. یکی فشار های همسایگان افغانستان است که ازهنگامی که پیمان امنیتی مطرح شده است، کوشیده اند ذهنیت هارا آماده کنند تا پیمان امنیتی با ایالات متحده امریکا امضا نشود. همسایگان بیم ازاین دارند که حضور دراز مدت امریکا در افغانستان ممکن است امنیت وثبات آن کشور هارا مختل کند ودر نتیجه ناامنی افغانستان در آن کشور ها نیز سرایت کند. لذااقای کرزی با تدویر لویه جرگه می کوشد به همسایگان افغانستان نشان دهد که امضای پیمان ناشی ازاراده مردم افغانستان است، اگر مصئونیتی هم به نیرو های امریکا داده است نه خواست او وحکومت تحت امر او، بلکه خواست مردم افغانستان بوده است. اوچون تسلیم خواسته های مردم کشور است پذیرش شرایط امریکارا نیز بر اساس خواست مردم افغانستان قبول کرده است .وفشار دیگری که بر حکومت افغانستان وارد خواهد شد،باز هم فشار همسایگان افغانستان خواهد بود اما نه این بار به صورت مستقیم، بلکه این بار توسط طالبان اعمال خواهد شد. بدین صورت که درآستانه سفر آقای کرزی به امریکا، اعلامیه ی از سوی طالبان صادر شد وبا پیمان امنیتی مخالفت شده بود وگفته بود که با پذیرش پیمان امنیتی، مخالفت طالبان(امارت اسلامی!) با حکومت ادامه خواهد یافت اما طالبان تصریح نکرده بود که اگر پیمانی امضا نشود آنها حاضربه پذیرش شرط های حکومت افغانستان خواهند بود یانه؟ در صورتی که قبل ازاین حکومت ا قانون اساسی افغانستان مورد قبول آنها واقع نشد. به هرروی گرچه تدویر لویه جرگه ودر خواست راه حل همه دشواری های کنونی کشور ازآن جرگه ،امر صواب ومطلوبی نیست واگر اقای کرزی می کوشید مشروعیت امضای پیمان امنیتی را از پارلمان کشور طلب می کرد بسیارمطلوب ترومطبوع تر بود تا تدویر لویه جرگه ، که هم هزینه های گزاف مالی وپولی به همراه دارد وهم زمان فراوان می طلبد. ولیکن به نظر می رسد که اقای کرزی بر پارلمان کشور نیز اطمینان ندارد. ازاین روی است که می کوشد امضای پیمان ر ا از طریق لویه جرگه رسمیت دهد.  قابل یاد اوری است که طالبان با آن که به ظاهر مخالف امضای پیمان امنیتی با امریکا هستند ولیکن واقعیت آنست که سماجت طالبان در خشونت پراگنی واستمرار وضعیت کنونی سبب شده است که حکومت افغانستان راه های تحقق امضای پیمان راهبردی با امریکارا بررسی کنندواگر طالبان واقعا خواستار ختم جنگ وخشونت در کشور بودند وبه نتایج وپی آمد های جنگ وقوف  داشتند  که تداوم خشونت باعث می شود که راه های مقابله با خشونت نیز مورد توجه قرار گیرد بی تردید راه سماجت را کنار می نهادند وبه سوی صلح وثبات درافغانستان گام می نهادند. اما متاسفانه آن گروه از درک شرایط کنونی دنیا وافغانستان چنان بی بهره هستند که حتا تمام پستی ها وپلشتی هارا به جان می خرند ،زندان ها وتحقیر های پاکستانی هارا تحمل می کنند اما نشستن در کنار مردم خود وزندگی با شرافت را قبولدار نیستند. باید طالبان این درس را نیز یاد گرفته باشند که تداوم خشونت، می تواند سبب گزینه های دیگری نیز شود وکار به جایی برسد که با کمترین امتیازی شرایط حکومت برای دست کشیدن از خشونت را بپذیرند .این امر دشواری نیست فقط اگر به وضعیت اشفته حاکومت پاکستان بنگرند بی تردید به این نتیجه خواهند رسید که زمانی مانور آنها روز به روز کوتاه می شود وزمینه های معامله بیشتر می گردد.

رئیس جمهور کرزی ونگرانی های انتخاباتی

فتن و آمدن آقای کرزی به ایالات متحده امریکا این بار بیش از گذشته خبر ساز بود. پیمان امنیتی که قرار بود با ایالات متحده امریکا امضا کند وتاثیر آن بر اوضاع سیاسی و امنیتی کشور وهمسایگان وبرخورد های احتمالی آنها نسبت به این پیمان از محوری ترین بحث های هفته گذشته دررسانه های گروهی افغانستان بود. مواضع ودید گاه های منفی هردو طرف نسبت به یک دیگر این بحث هارا کمی داغتر وتامل برآنگیزتر کرده بود. سیاست خارجی آقای کرزی اززمان به قدرت رسیدن دمواکرات ها در ایالات متحده امریکا با فراز وفرود فراوانی همراه بوده است . اقای کرزی گاهی چنان موضع گرفته است که انگارحکومت افغانستان دارای هیچ نقطه ضعفی نیست، هر کمی وکاستی است از جانب ایالات متحده امریکا است که بر افغانستان تحمیل شده است . از نا امنی های گسترده در کشورتا فساد افسار گسیخته دردستگاه های اداری افغانستان. حکومت ایالات متحده امریکا نیز چندان کوتاهی نکرده است هر بار که سخنی از زبان آقای کرزی بیرون شده است با شدت بیشتر همه مشکلات را به حکومت افغانستان نسبت داده واقای کرزی را ناکام درایجاد حکومت داری خوب ومطلوب دانسته است.  همین دید گاه منفی  دوطرف به یک دیگربود که گفته می شد این بارهردو رئیس جمهور نشست چندان گرم  وموفقی نداشته باشند؛ اما به رغم آن انتظارها،نیازهای متقابل سبب شد که این نشست چندان سرد نیز نباشد. هردو طرف تلاش کردند مواضع نزدیک به هم اتخاذ کنند . اقای کرزی به نحو تلویحی قرار داد امنیتی را تائید کرد بدین معنا که گفت مردم افغانستان خواهان امضای قرارداد امنیتی با ایالات متحده امریکا است.  از طرف مردم سخن گفتن به معنای پذیرفتن ضمنی قرارداد امنیتی است. در حاشیه این نشست آنچه که برای نگارنده قابل توجه بود، در خواست اقای کرزی از زمام داران کاخ سفید، مداخله نکردن در انتخابات آتی ریاست جمهوری در افغانستان بود.این گونه اظهارنگرانی آقای کرزی دارای معانی متفاوت وگاه تردیدآمیز است .یک دید گاه آنست که اقای کرزی دراین اواخر می کوشد از موقف یک آدم ملی سخن بگوید وچنان وانمود کند که تمام نگرانی او،حاکمیت ملی واستقلال سیاسی کشور است واین اموررا وقتی فراهم می بیند که دست خارجی ها در امور کشور کوتاه باشدوهیچ کسی در روند  انتخابات دست دراز ی  ومداخله نکندو ودرخواست آقای کرزی نیز ناشی ازهمین نگرانی اواست و تصور می برد که اگرمقامات امریکا در امور انتخابات افغانستان مداخله کند، ممکن است بر نتایج انتخابات تاثیر بگذارد ونتیجه ی مطلوب حاصیل نشود. چنانچه پا فشاری اوبر سپردن سرنوشت زندان بگرام نیز با همین ژست بیان شد وگفت که اداره زندان توسط نیرو های خارجی درداخل خاک افغانستان به معنای نقض حاکمیت ملی افغانستان است واو این امرر ا نمی پذیرد! کما این که مذاکرات پنهانی مقامات ایالات متحده امریکا با گروه طالبان در قطررانیز رد کرد اما در خواست اقای کرزی از مقامات امریکایی مبنی بر عدم مداخله در انتخابات آینده  همراه با حسن ظن تعبیر نمی شود ؛زیرا آقای کرزی در موضع گیری های اخیر خود ثابت کرده است که باور مند به یک انتخابات سالم ، شفاف ودور از تقلب نیست . زیرا اگر حکومت افغانستان خواهان انتخابات آزاد ومستقل بود؛ اولین گام آن بود که قانون وظایف، تشکیلات وصلاحیت های کمیسیون سمع شکایت انتخابات را که از سوی مجلس نماینگان اصلاح شده بود  توشیح می کرد. دومین گام آن بود که کمیسیون سمع شکایات انتخاباتی به رسمیت شناخته  می شدوتلاش صورت می گرفت تا این نهاد بیش از پیش از استقلال وتصمیم گیری آزاد ومستقلانه برخوردار باشد وبه عنوان حافظ رای مردم شمرده شود.سومین اصل آن بود که با تثبیت ناظران بین المللی در پروسه انتخابات مخالفت صورت نمی گرفت. بنابراین سه اصلی که  از شرط های اولیه وابتدایی یک انتخابات ازاد وشفاف است متاسفاته مورد پذیرش اقای کرزی قرار نگرفته است. لذا چگونه می توان باورکرد که در خواست اقای کرزی همراه با حسن نیت بوده باشد.حتا در خواست سپردن امنیت تمام کشور قبل از 2014 نیز می تواند ابهام آمیز باشد؛ زیرا اگر اقای کرزی با مردم صداقت می داشت ومردم را همراز وهمراه خود می دانست ،باید قبل ازاین که این در خواست را با مقات ایالات متحده امریکا در میان می گذاشت با مردم  ونمایندگان مردم در میان گذاشته می شد تا روی این موضوع بحث و بررسی های کار شناسانه انجام می گرفت .شتاب رئیس جمهور کرزی دراین مورد بیانگر نادیده گرفتن مردم از یک سوودور ساختن نیروهای خارجی از روند انتخابات از سوی دیگر است بنابراین ماحصل وبرآیند این تحلیل ها آنست که غرض اقای کرزی ازاین در خواست،نگرانی او از نقض حاکمیت ملی نیست بلکه نگرانی از نتایج انتخابات اینده است که کسی برخلاف رای ونظر او در مسند ریاست جمهوری کشور تکیه زند. گرچه آقای کرزی گفته است که یک رئیس جمهور باز نشسته خواهد بود ولیکن خواهد کوشید که به عنوان یک فرد تا ثیر گزار در سیاست های اینده کشور نیز باشد واین تاثیر زمانی می تواند نمود واقعی پیدا کند که یکی از نزدیکان او بر مسند ریاست جمهور نشسته باشد. ازان جایی که نه شخص او ونه هم تیم اوهیچ یک از نام نیک ومدیریت سالم برخوردار نبوده اند ومردم افغنستان نیز هیچگاه به او اعتماد نه خواهند کرد .بنابراین نگرانی های او ازاین بابت است که عوامل موثر در سلامت انتخابات را کم رنگ تر کند تا دست او در تقلب های انتخاباتی گشوده باشد.لذاتمهیدات او درباره ی قانون انتخابات ودر خواست های او از ایالات متحده امریکا مبنی بر عدم مداخله به معنای نگرانی او از حاکمیت ملی نیست؛ بلکه می خواهد این زمینه فراهم گردد تا ناظران بین المللی در انتخابات حضور نداشته باشند ونیرو های بین المللی نیز در امنیت انتخابات کمرنگ وغیر موثر باشند. اقای کرزی می داند که گذشت آن دوران که استقلال سیاسی وحاکمیت ملی ،با بستن مرز ها تعریف می شد. وقتی اقای کرزی به امریکا می رود با سران امریکا مذاکره می کند، لیست بلند بالایی از در خواست هارا با خود می برد، موافقت نامه راهبردی با امریکا امضا می کند ،وده ها در خواست دیگر مطرح می شود؛ اما زمانی که انتخابات  وسلامت انتخابات مطرح می شود به یک باره حس وطن پرستی آقای کرزی گل می اندازد وسخن از حاکمیت ملی به میان می اید؟

قانون اساسی مدرن وفضای ذهنی سنتی؟!

نهمین سالگرد تصویب قانون اساسی افغانستان در هفته گذشته از سوی کثیری از نهاد حکومتی وغیر حکومتی تجلیل شد.بی تکلف وتعارف باید اذعان کرد که قانون اساسی افغانستان در تاریخ سه صد ساله کشور یکی از مترقی ترین قانون هایی است که به تصویب رسیده است . اهمیت این قانون هم در سا ختاردرونی  وموادی است که آن قانون متشکل ازآن مواد است وهم در شیوه و تصویب آن.


در بیش از دودهه ای قبل از تصویب قانون اساسی، مردم افغانستان دوران  سخت وپرالتهابی را سپری کرده بودندواندک زمانی بود که جنگ فرسایشی را پشت سرنهاده وارد مسوده ومصوبه قانو اسا سی شده بودند؛ اما با حوصله مندی در کنار هم نشستند وبه سخنانی یک دیگر گوش سپردند وقانون اساسی ای را به تصویب رسانیدند که در تاریخ سیاسی کشور بی سابقه بود. افغان ها از زمان اما ن الله خان تا هنوز دارای قانون اساسی بوده اند اما تاریخ کشور نشان می دهد که قوانین اساسی گذشته، نه بار محتوایی این قانون راد اشته است نه تصویب آن چنین با تساهل وهم پذیری  وتسامح صورت گرفته است . بنابراین قانون اساسی  کنونی  مصوبه ای است که این هرود نقص را در خود جای نداده است. اگر از همه مزیت های مستتر ومضمر در آن قانون بگذریم تکیه بردو نکته می تواند به محتوای بلند،مترقی ومدرن بودن آن را آشکار سازد.

ادامه نوشته

خرد ورزی ودل بستن به امید های واهی!!

  اولین شرط سیاست ومدیریت یک کشور داشتن حد اقل عقلانیت است . آنانکه به حد اقل ها دست نیافته اند ؛اول تر از همه باید خود پای در جاده خطر خیز سیاست نه نهند.که جای خامان نیست که لازمه شنا کردن در گرداب سیاست داشتن فن شنا است.


اگرمدیران خود  چنان خویشتن ناشناسند که وزن خودرا نتوانسته اند در یابند بر عقلای قوم وکشور است که راهیابی جمع نا بخردان را ا ز رفتن به سکوی قدرت باز دارند. این  امر بدین معنا است که نفس حیات وزندگی مردم یک کشور بالاتر وبر تر ازآنست که حفاظت آن دردست چند آدم نا خرد مند قرار گیرد.فهم این امر به معنای نگرانی از منافع ملی نیست که برتر وفراتر از منافع می نشیند که اصل تشخیص میان مرگ وزندگی انسان است . انسان ها اول باید از خطر نا بودی مصئون بمانند، آنگاه به منافع خود اندیشه کنند.


   این مقدمه را آوردیم تا این نکته را بیان داریم که حکومت افغانستان ازبدو تاسیس تا کنون با امید های واهی زیسته ،همیشه مشت در تاریکی کوبیده وسیاست را با توهم درآمیخته  وفقط امید برده است که این مشت ها به هدف اصابت کند. در حالی در مسند سیاست نشستن لازم می دارد، حاکمان حد اقل محاسبه را داشته باشند، احتمال  دهند که عمل شان بر نهج صواب است؛ آنگاه مبادرت به عمل کنند.روز های گذشته بیش از هشتاد نفر اززندانیان طالبان از زندان بگرام رها شدندوگفته می شود که درروز های آتی تعدادی بیشتری ازاین زندانیان رها خواهند شد. دو پرسش عمده مطرح شده است.

ادامه نوشته

فرا فگنی تا کجا وچه وقت؟

   حکومت های نا کام واستبدادی علاوه برخصلت های منفی فراوان از دو ویژگی بارز دیگر نیز برخوردار هستند.یکی آنست که نا کار آمدی ونا کامی حکومت خودرا با  توطیه های داخلی وموانع مبهم گره می زنند وچنین القا می کنند که آنچه آن حکومت را از رفتن به سوی توسعه وپیشرفت باز داشته است دشمنانی دردرون جامعه وجوددارد که نمی گذارد دست حکومت درایجاد فضای مناسب توسعه گشوده باشدوهمواره در برابر کار های حکومت به صورت نا مریی می ایستند؛ تا مانعی برای توسعه وپیشرفت حکومت ایجاد کنند


در حقیقت این گونه حکومت ها در صدد القای این ذهنیت هستند که مشکلات درون ساختاری رابه بیرون از ساختارحکومت منتقل  کنند واذهان عامه را از تمرکزبرنا کارآ مدی حکومت منحرف سازندو نا کار آمدی نهادهای حکومتی رابا مشکلات تعریف نا شده توجیه نمایند، ووانمود سازند که موانع ومشکلات فراتر از قدرت وتوان حکومت وجودارد که نمی گذارد حکومت به کار های روز مره بپردازد ودر نتیجه از اهدافی که در سر دارد باز می ماند.

ادامه نوشته

پیمان امنیتی ونگرانی همسایگان

    روز های آغازین سال 2013 را پشت سر می گذاریم، معنای این روز شماری آنست که با سپری شدن سال روان به سال 2014 نزدیک می شویم که دراین سال نیروهای نظامی غربی واعضای ناتو، خاک افغانستان را ترک خواهند کرد ومسئولیبت های امنیتی به نیرو های داخلی کشور سپرده خواهند شد.


   تصور این وضعیت برای افغان ها کمی سنگین است؛ زیراآرامش نسبی چند سال گذشته حاصیل حضور پررنگ نیرو های بین المللی در افغانستان بوده است. با انکه نا کامی ها وانتقاد هایی متوجه آن نیرو ها بوده اما روی همرفته حضور این نیرو ها ارامش  نسبی روانی وفزیکی به همراه داشته است.

   وقتی سخن از خروج  نیروهامی شود،اولین نگرانی آنست که افغانستان بعد از خروج این نیرو ها چگونه خواهد بود؟ گرچه حکومت افغانستان با لاف های گزاف آینده را بدون مشکل ترسیم می کند اما این ترسیم گری ها تاثیری چندانی برروح وروان مردم نگذاشته است .

ادامه نوشته

انتخابات حکومتی  وتخلف ها ی انتخاباتی

   برخی رسانه های گروهی اعلام کردند که طرح قانون انتخابات از سوی شورای عالی قضایی( استره محکمه) به پارلمان کشور فرستاده شده است . این طرح شامل 13 فصل وهفتاد ماده است. عمده ترین ویژگی این طرح را حذف ناظران بین المللی ازکمیسیون شکایات انتخاباتی تشکیل می دهد. برخی نمایندگان کشور نیز گفته است که تا دو هفته دیگر سر نوشت طرح  مشخص خواهد شد یا به تصویب می ر سد یا آن که رد می شود.  این طرح در حالی به مجلس فرستاده شده است که قبل ازاین حضوردو ناظر بین المللی در کمیسیون سمع شکایت  انتخاباتی  از سوی رئیس جمهور کرزی رد شده بود. گرچه هنوز مواد وبند های این طرح به صورت مشرح ومفصل اعلام نشده است اما دوتغییرعمده را  که ذکر آن رفت می توان پیش بینی کرد. یکی، حذف کمیسیون سمع شکایات انتخاباتی وسپردن آن به قوه قضائیه

ادامه نوشته

آینده در آئینه گذشته

سال گذشته به پایان رسید وسال نو میلادی ازراه رسید؛ اما چالش های سال گذشته هم چنان باقی مانده است . با آنکه تلاش های فراوانی به کار بسته شد تا گره های فروبسته گشوده شود ولیکن دیده شد که نتایج ودست آوردی زیادی نداشته است. حکومت افغانستان نشست وبرخاست ورفت آمدهایی را در سطح ملی وبین المللی روی دست گرفت.  از جمله سفر اعضای شورای عالی صلح به پاکستان ، نشست سه جانبه در ترکیه وآمدن هیات پاکستانی به افغانستان که هردو طرف خواهان گفت وگوی  صلح با طالبان شدند وحکومت پاکستان اعلام داشت که ازروند مذاکره ی صلح درافغانستان پشتیبانی می کند. اگرچنانچه این سخنان از سوی حکومت غیر نظامی پاکستان اعلام می شد تردید ی در صداقت انها وجودداشت، اما جنرال اشفق کیانی رئیس ستاد مشترک (لوی درستیز)ارتش آن کشور اعلام کرد که تداوم نا امنی می تواند سبب تجزیه پاکستان شود. ازین جهت آن سخنان جدی تلقی شدو آن گفته ها باقصد ونیت مضطرانه تلقی گردید

ادامه نوشته

سیاست در آئینه سال گذشته

سال2012 به پایان رسید، ولیکن حوادث ورخداد های سال گذشته هم چنان تداوم خواهد یافت. در سالی که گذشت کثیری اززندگی مردم کشورها دچار تحول  ودگر دیسی شدکه بررسی وتحلیل همه ی آنها نه د رخور وشایسته است ونه هم در توان وطاقت نگارنده .بنابراین به برخی ازاین  حوادث که بر جهان تاثیر نهاده است یا تاثیر خواهد نهاد می پردازیم .

 عمده ترین کانون تحولات جهان، در خاورمیانه بود.بحران سوریه هم چنان ادامه دارد . هرروز که می گذرد رخداد های تلخ وخونینی ا اتفاق می افتد وکودکان وزنانی بی گناه طعمه خود خواهی وزیاده طلب های گروهای متخاصم وحکومت آن کشور می گردد.جهان غرب به ظاهر طرفدار مخالفان حکومت اسدهستند؛ اما این هیزم بیاری مخالفان وموافقان حکومت،این تنور را آتش زا تر وگرم تر م کرده است. طرفداران حکومت اسد هم برای بقای رژیم اسد تلاش می کنند که ایران چین وروسیه  دراین صف بندی به طرف اسد ایستاده اند.
ادامه نوشته

 فساد بی مهاروواقعیت گریزی اقای کرزی


 

  رئیس جمهور کرزی بار دیگر ازفسادبی مهاردر کشورسخن گفت. او در سخنا ن خود بخش عمده ای فساد را به خارجی ها نسبت داد وگفت که بیشتر فساد از سوی خارجی ها درافغانستان دامن زده می شود. این در حالی است که رئیس اداره ی مبارزه با فسادحکومت اذعان کرد که پرونده های فساد دستگاه های حکومتی هیچ یک فیصله نیافته وهیچ متهمی به جزای عمل خود نرسیده است. این اظهارات به معنای آنست که دستگاه های اداری حکومت افغانستان قدرت مقابله با فساد گسترده در کشوررا ندارند. آقای کرزی در درادامه سخنان خود به این امر نیز اشاره داشت که نیرو های خارجی با دامن زدن به فساد درصدد تضعیف حکومت او است. او به چرایی این سخن پاسخ ندادکه چرا کشور هایی که خود این حکومت را ایجاد کرده اند وتا هنوز به کمک های مستقیم وغیر مستقیم ان کشور بر پای بوده است چگونه قابل باور است که همان کشور ها بخواهند این حکومت را تضعیف کنند وهم چنان چه دلیلی وجوددارد که خارجی ها دست به چنین کاری بزنند وحکومت افغانستان را تضعیف کنند؛ مگر این که به این نتیجه دست یافته باشند که فساد درسلول های این حکومت چنان رخنه وروسوخ کرده است وحکومت همانند یک سلول سرطانی شده است جز آن که  این غده سرطانی برداشته شود راه اصلاح گری وجود ندارد؟

ادامه نوشته

!عشق سیاسی در عشق آباد وناز حکومت افغانستان

  مدتی است که تب مذاکرات سیاسی بالا رفته است. روزی نیست که سخن از گفت گوی صلح به میان نیاید ونهادی بانی وحامی این گونه گفت و گو ها نباشد. دوهفته قبل گفت و گویی میان حکومت افغانستان، مخالفان سیاسی ومخالفان نظامی حکومت افغانستان در فرانسته بر گزار گردید. ابتکار این گفت وگو را یک بنیادپژوهشی فرانسه همراه با حکومت آن کشور به دوش داشتند.نتایج ملموسی  ازاین گفت وشنودحاصیل نشد وطرف ها به نفس مذاکره  ودر کنار یک دیگر نشستن بسنده کردند وآن را یک موفقیت خواندند. البته عجیب هم نیست دشمنانی که سایه ی یک دیگرری به تیر می زدند ومی زنند برای اولین بار دور یک میز نشستند .احتمالا لبخندی نیزمیان طرفین رد وبدل شد وتعارف چای هم صورت گرفت. بی شک که گامی به پیش است. ممکن است تداوم این گونه گفت و شنود ها دل های سنگ را نرم کند وتنور سرد مذاکره را هیزمی باشد. هنوز از گرمای تعارف های فرانسه کاسته نشده است که سفره ی دیگری در عشق اباد گسترده خواهد شد ومخالفان وحکومت افغانستان با طالبان بر گرد یک میز خواهند نشست.شاید دست اندرکارن را نیز گمان این باشند که نشاید ونباید گرمای نشست گذشته آن چنان به سردی گراید که برای گرم کردن تنور مذاکره هزینه ی بیشتری پرداخته شود.

ادامه نوشته

شش جدی وهمذات پنداری ها

   شش جدی د رتاریخ معاصر افغانستان یکی از روز های فراموش نشدنی است. روز شش جدی 1358، افغانستان دومین دگردیسی مهمی را دریک دهه در تاریخ، سیاست وحکومت داری خودشاهد بود. در هفت ثور سال 57 کودتایی صورت گرفت، نظام جمهوری داود خان سقوط کرد ونظام جدید با شعار جدید  با مبانی ورویکرد جدید ایجاد شد. حکومتی که باور به جبر تاریخ داشت برای ره یافتن به معبد سوسیالیسم باید مسیر خطی تاریخ پیموده می شد اما نه تنها این مسیر پیموده نشد که کودتا گران بدون آن که دوران فئودالیته را پیموده باشندبه دوران سوسیالیستی گام نهاده بودند! وکودتای خودرا انقلاب ملی دموکراتیک نام نهادند. اگر این حادثه با مبانی تیوری مارکسیسم نیز تحلیل شود انقلاب ثورکودکی بود که زود تر ازموعد مقررپای به عرصه نهاده بود.

ادامه نوشته

نشست پاریس ودستان خالی شرکت کنندگان

    نشست پاریس درروز های اول ودوم ماه جدی سال روان در پاریس بر گزار گردید . این نشست از سوی بنیاد پژوهشی - استراتژیک فرانسه به همکاری دولت آن کشوردر شهرک "شانتی" ای فرانسه تدویر یافت. ازآن جایی که اولین نشستی است که گروه طالبان در آن شرکت می کنند، با اهمیت خوانده شده است. این نشست غیر علنی وغیر رسمی بود. نه ازمطبوعات ورسانه های گروهی خبری بود ونه هم بیانیه ای در اخیر آن منتشر شد. آنچه گفته وشنیده می شود بیشتر متکی به دید ها ونظر گا ه های افرادی است که در آن نشست شرکت جسته بودند. هم چنان این نشست با باز خوردها وپرسش هایی همراه بوده است.باز خوردها تا هنوز متنوع وگونا گون بوده. حکومت افغانستان با آن که این نشست را گامی در جهت مصالحه خوانده است؛ اما پیشنهاد هایی که توسط گروه طالبان وحزب اسلامی به رهبری حکمت یار مطرح شده را رد کرده است.

ادامه نوشته

 انتخابات اینده وچالش های فراروی

    قراراست انتخابات دور سوم ریاست جمهوری ا فغانستان در سال 1393 بر گزار شود. با آن که فاصیله ی تا انتخابات باقی است. اما تلاش هایی صورت می گیرد تا ساز و کار هایی مناسب انتخابات مهیا گرددتا مردم افغانستان با چالش هایی همانند گذشته مواجه نشوند . در انتخابات گذشته همان گونه که مردم افغانستان می دانند انتخابات با تقلب ها وتخلف هایی همراه بودو سرانجام داوری نتایج انتخابات به قوه قضائیه سپرده شد واقای کرزی نه با رای قاطع مردم؛ بلکه با تفسیر قانون اساسی توسط قوای قضائیه به سمت ریاست جمهوری کشوربرگزیده (منصوب)شد.

ادامه نوشته

 شتاب درسپرد ن مسئولیت های امنیتی!

   در سیاست قواعدی وجود دارد که معمولا رفتار کنش گران سیاسی براساس همان قاعده هابه نقد کشیده می شود. درقاعده سیاسی اصل بر منافع اکثریت مردم وحفظ آنست که حکومت هابارای آنها بنایافته است .حکومت ها موظف هستند تا درین چهار چوب حفظ منافع اکثریت عمل کنند .به عبارت دیگر عمل حاکمان یک عمل مطلق نیست که هرچه بخواهند بتوانند انجام دهند چنانچه  آزادی برای هیچ کس وهیچ گروهی مطلق نیست.برای حاکمان نیز آزادی را رفتار را منافع ملی تعین می کند و رفتار هارا قانون اساسی سامان مند می سازد وتحدید می کنداز یک سوقانون اساسی وسایر قوانین نافذه کشورها کنش حاکمان را محدود ومحصور می کند از جانب دیگر منافع ومصالح کشور ومردم است که قدرت حکومت رامحدود می سازد. اگر چنانچه مصلحت در قانون تعریف نشده باشد(که معمولا چنین است) حاکمان باید مصالح  را بشناسند و در نظر گیرند و عمل سیاسی را با آن سامان دهند. اما در حکومت افغانستان متاسفانه این قاعده تا هنوزوجود نداشته است؛ اگر نهاد یا فرد ی بخواهد عمل حاکمان کنونی را پیش بینی کند یا آن که نقدی برآن وارد آورد نمی تواند آن نقد هارا بر اساس قاعده ی سیاسی سامان دهد؛ زیرا کنش ها بر اساس قواعد صورت نمی گیرد چیزی که در کنش کنشگران سیاسی ما دیده نمی شود منافع ملی است.

ادامه نوشته

انتخابات آینده و دشواری ها

   گرچند تا انتخابات آینده دیر زمانی باقیمانده است. اما نگرانی ها یی نسبت به سلا مت وشفافیت انتخابات ابراز می شود. از یک سوی مخالفان سیاسی با توجه به تجربه تلخ گذشته ی حکومت  در قبال  انتخابات ابراز نگرانی می کنند؛ از سوی دیگر آقای کرزی با تناقض گویی ها درصددسر درگمی افکارعمومی است  اخیرا ابراز داشته است که در انتخابات آینده شرکت نخواهد کرد.یکی از نمایندگان مجلس نمایندگان در صفحه فسبوک خود نوشته بود که و با عطا محمد نور والی بلخ صحبت داشته واو از آقای کرزی نقل قول کرده است که آ در انتخابات آینده شرکت نمی کند. آقای کرزی هم چنان به عطامحمد نورگفته است که شرکت او در انتخابات نام او بد می شود ومی خواهد در انتخابات بی طرف باشد .اما خبر های موثق حاکی ازآنست که اقای کرزی یکی از برادران خودرا نامزد انتخابت ریاست جمهوری خواهد کرد وخود اوهم ازاوپشتینانی خواهدنمود. آنچه که اقای کرزی انجام می دهد در حقیقت زمینه سازی برای کاندیدای مورد نظر خود است . کار شناسان تناقض گویی ها و ابهام آفرینی ها ی آقای کرزی را از چند سوی مورد تحلیل قرار داده اند. برخی معتقد هستند که متاسفانه اقای کرزی درسخن گفتن با مردم هیچ گاه صداقت نداشته است واین بار نیز سخنان غیر واقعی او هیچ ابتنا واتکای حقیقی ندارد،بلکه برای رد گم کردن افکار عمومی ونمایش دیگری از چهره وجلوه ی سیاسی او در عرصه عمومی است.

ادامه نوشته

استراتژی جدید؛ نیاز یا گمراه کردن مردم؟

به نظر می رسد که یکی از شگرد های سیاسی دردنیای کنونی ودر میان سیاست مداران ،برزبان راندن سخنان دهن پرکن است. این گونه سخنان بیش ازان که واقعی باشد برای انحراف افکار عمومی ومعطوف ساختن ذهنیت ها به سوی چیزی است که وجود ندارد.  سخنان با قاعده  ،روش مندوشفاف ازسوی سیاست مدارانی ابراز می گردد که اولا، دارای خرد سیاسی مطلوب وکمال یافته است.دوم آن که به مردم باوردارند ومردم را درزندگی سیاسی خودبا ارزش وبها می شمارند. اما سیاست مداران کم خرد وسوی استفاده گرچون نیاز به تمجید وتحسین دارند یااین که گوشه چشمی به تدام قدرت دارند؛ می کوشند تا با سخنان دهن پرکن وبی قاعده افکار عمومی را مدتی به دنبال سخنان خود بکشانند.

ادامه نوشته