آنچه در سخنان اقای کرزی قابل مشاهده وتامل است دو نکته است. نخست این که آقای کرزی هنوز نتوانسته یا نخواسته است ریشه هاوعمق فساد گسترده در کشوررا بشناسد. دوم آن که اراده ای برای مبارزه با فساد نیز هنوز ایجاد نشده است .با توجه به گفته های آقای کرزی چنیبن دریافته می شود که حتا دردستگاه های حکومتی انگیزه ای مقابله با فساد نیز به وجود نیامده است زیرا؛وقتی انگیز ای برای مبارزه بایک پدیده اجتماعی ایجاد می شود؛ درنخستین گام، پرسش هایی  است درذهن حاکمان شکل می گیرد.و به قول کارل پوپر این مسئله ها است که پاسخ هارا می زاید و برای پاسخ به این پرسش ها انگیزه های یافتن پاسخ به وجود می آید. این پاسخ ها در واقع راهکار عملی مبارزه با فسادرا فراراه دستگاه های سیاسی کشور قرار می دهد. متهم داشتن خارجی ها به عنوان عامل اصلی فساد به معنای آنست که رئیس جمهور کرزی می خواهد ذهنیت هارا بر ضد خارجی ها تحریک کند وآنان را عامل تمام نا کامی ها وفساد دردستگاه های حکومتی بداند. بی شک هم مردم افغانستان علت وانگیزه های این گونه فرا فگنی هارا می دانند وهم نیرو های سیاسی کشور می توانند انگیزه های پنها ن این گونه سخنان نا صواب ونا سخته را دریابند . منظورآقای کرزی نیز آنست که برخی اقدام های نا صواب خودرا توجیه کند وزمینه را برای انتخابات اینده فراهم آورد. خارجی ستیزی شیوه ی مرسوم ومورد پسند طالبان بوده است وحکومت اقای کرزی  متاسفانه با تاسی از طالبان یا با انگیزه های سیاسی وتبریه کردن خود دنباله روی از طالبان را در پیش گرفته است. البته با دو انگیزه مختلف. طالبان بدین باور اند که خارجی ها بر ضد اسلام دست به توطیه می گشایند ونمی گذارند که سنت پیامبرتوسط آنها در جامعه پیاده شود ونظام اسلامی مورد نظر طالبان استقرار یابد ازاین رو است که وجود وحضورخارجی هارا بر نمی تابند. اما خارجی ستیزی اقای کرزی از نوع دیگر است. او با تکیه بر احساسات خام وابتنا بر جهل مردم می کوشد این روحیه ضد خارجی را زنده نگهدارد وذهنیت هارا بر ضد نیرو های خارجی تحریک کند.  اگر عزم وارداه ای برای مبارزه با فساد وجودداشته باشد وابعاد وزوایای فساد در اداره های افغانستان بررسی شود؛ بی گمان،بخشی از فساد به خارجی ها بر می گردد؛ اماوقتی اراده ای وجود نداشته باشدوحاکمان بخواهد خودرا تبریه کنند استدلال ها از نوع استدلال های آقای کرزی خواهد بود. گفتنی است که این گونه استدلال ها ویژه آقای کری وحکومت او نیز نیست بلکه حکومت های ناکام ومطرود مردم همیشه باید زیر لفافه هایی خودرا پنهان دارند وهم زشتی ها ونا کامی هارامنصوب به خارجی ها منتسب کنند. البته این گونه سخن گفتن ها نه تنها باری از د وش حکومت آقای کرزی بر نمی دارد که اتهام های فساد دردستگاه های حکومتی را سنگین تر می کند . فساد دردستگاه حکومت یک پدیده ذهنی ودور از چشم مردم نیست که مردم چون یک معما بنگرند؛بلکه مردم به این پدیده زشت هرروز وساعت مواجه هستند،از جانب دیگر می بینند ومی دانند که حکومت آقای کرزی خود یکی از بانیان فساد در کشور است . مردم از یاد نبرده اند که حکومت و شخص اقای کرزی تا هنوز  درچندین مورد دخالت کرده است تا خاطیان ومجرمان وفساد انگیزان را از بند وزندان و پیگیری قوه قضائیه فاسد نجات بخشند. در مجموع ریشه های فساد یا توسط بستگان حقیقی اقای کرزی انجام یافته است یا با وابستگان حقوقی او.نمونه ی واضح وآشکار آن را می توان در کابل بانک دید که برادران آقای کرزی با برادر معاون اول او از محور های مهم اختلاس وسوی استفاده ازکابل بانک است، که هردو به اقای کرزی بر می گردد.دراین صورت چگونه می توان همه نا بسانی هارا به خارجی ها منصوب دانست ودامن ازاین رسوایی برکشید؟ نکته دیگری که بسیار جالب توجه است واقای کرزی ازان غفلت کرده وندانسته اتهام های فسا را پذیرفته آنست آن که خارجی ها به عنوان کسانی است که با قرار داد غیر شفاف فسادرا به وجود آورده اند اما اقای کرزی از خود نمی پرسد که هر قراردادی دو طرف دارد؛ یک طرف اگر خارجی ها است طرف دیگر آن یکی از منصوبان اقای کرزی یا حکومت اوست اگر حکم او برای خارجی ها قابل اجرا نیست حد اقل اوبایدبر کار مندان بلند رتبه حکومتی کنترل و نظارت داشته باشد ودست آنهارا در فساد انگیزی ببندد. ازین گفته هاآشکار می شود که این گونه سخن گفتن ها نه تنها بار اتهام ازدوش او بر نمی دارد که طشت رسوایی اورا بیش ا زپیش ازبام می اندازد ونام او وحکومت اورا درردیف بد نام ترین حکومت های دنیا قرار می دهد.

    نگارنده اگر مطمئن بودم که آقای کرزی این گونه نقد هارا می خواند، چند کلمه ای هم خطاب به او می نوشتم که سخن گفتن شما برای مردم بیش ازان که تبریه حکومت شما وشخص شما باشد توهین به شعور این مردم ونخبگان سیاسی کشور وفعالان جامعه مدنی وبه تمام حق خواهان وعدالت طالبان دنیا است. اگر اندکی وجدان تان را داور قرار دهید سخنان شما خود شمارا قانع نخواهد کرد چه رسد به این که سایر مردم باور کنند.بهتر آنست که راست وپوست کنده به مردم بگوئید که دراین یازده سال وقت شمارا تلف کردم، قصد خدمت داشتم اما نادانیاز یک سو ویاران وهمراهان فاسد ،مرا ازخدمت گزاری شما مردم باز داشت! این اعترف بسیار شرافتمندانه تر ازآنست که هرروز دروغی را به مردم تحویل دهی وبر گناهان خود نیز بیفزایی.