گزینه های ناگزیرحکومت وحدت ملی

این سخن حکمت آمیز از گذشته های دور بدین سوی باقی مانده است که می گوید: آدمیان نیک بخت از تجربه ها ی دیگران می آموزند ،آدمیان بد بخت خود تجربه می کنند.بماند این که بد بخت چه تعریفی می دارد، یک مفهوم عینی یا انتزاعی است، به هرروی آنچه عموم مردم از بختی و نیکبختی می فهمند، بد بخت به آدمیانی اطلاق می گردد که به انواع درد و رنج و فقر و بیکاری و بیماری مبتلا وگرفتار باشند و حکومتی هم  در راس اداره کشور قرار دارد، به جای رفع این فلاکت باری ها به امور فرعی بپردازد، تمامی توجه خود را به اموری معطوف دارد که  نه ارزشی چندانی دارد و نه گرهی از مشکلات روز مره مردم می گشاید.

  مردم  به درستی می دانند که وضعیت کشورچنانست که هر کدام این جناح ها، اگر کاملا قدرت را بدست گیرد و رقیب را از صحنه وعرصه  بدور کند ،تمام مجاری قدرت را درقبضه وحصارخود درآورد، مشلات خاتمه پیدانمی کند،امنیت تامین نمی گردد، وضعیت اقصادی بهبودحاصیل نکرده  و بیکاری ر فع نمی شود، زمینه های ایجاد اشتغال وکار فراهم نمی گردد. و یک حکومت مردمی و بر خاسته ازرای  ونظرمردم ایجاد نمی گردد.

ادامه نوشته

الویت های ریاست اجرایی و چند نکته

ریاست اجرایی حکومت وحدت ملی گفته است که اولویت های مهمی را در نه محور تهیه کرده که به زودی مرحله اجرایی آن آغاز می شود.

  برشمردن این اولویت ها و قراردادن در کنارهم، مجموعی نا همگونی را بوجود می آورد که هرکدام داستانی بلندی از حکومت داری در کشور را باز گو می کند. واقعیت تلخی را بر آفتاب می افگند،  این که سیاست مداران و حاکمان کنونی کشورما از چه مایه فهم  و درک  و درایت  از دیانت  و حاکمیت وسیاست برخوردارند.

هنوز پی نبرده اند که نه حکومت از چنان دستی گشوده ای درهر زمینه ای برخوردار است که به هر سوی هوس کند بدان سوی رهسپار شو، نه قانون اساسی کشور چنین رخصت و اجازه ای را به حاکمان می دهد و نه هم این توانایی در حاکمان وجود دارد که هرچه دل تنگ شان خواست بگویند وهر کاری که هوس کنند قادر به انجام آن باشند.  

  حکومت گران کشور لاجرم می دانند که دست شان همانند شاهان سنتی به هر عمل ووذهن شان به هر نظری گشوده نیست و باید در چهارچوب قانونی عمل کنند که به آن مشروعیت یافته اند.

ادامه نوشته

نشست های سریالی ونتایج مبهم

   دور دوم نشست چهارجانبه برای ایجاد بسترمذاکره صلح میان حکومت افغانستان وگروه طالبان در کابل تدویرمی یابد. دور نخست این نشست در اسلام آباد پاکستان بر گزارشد،معاون سیاسی وزارت خارجه افغانستان بدون آن که به کدام نتیجه مثبت درمذاکرات دست یافته باشد، اظهار خوش بینی کرده بود. به نظر می رسد تنها اظهار خوش بینی مقام های حکومت افغانستان براین مبنا استورا گشته است که نمایندگان دوقدرت بزرگ جهانی در این مذاکرات شرکت دارند، و گمان برده می شود که حضور آنها تضمینی باشد که طالبان پشت میز مذاکره حاضر شوند. منتها چند نکته دراین مورد وجود دارد که این گونه نشست ها را با ابهام جدی مواجه می سازد.

ادامه نوشته

حکومت قومی،نافی ارزش ها

قوم گرایی و برساختن سیاست وحکومت داری وعدالت ورزی بر معیار ومحور قومیت، یکی ازنا هنجاری سیاسی - اجتمای جامعه افغانستان است.

 در یک ده ونیم گذشته سخن از عدالت قومی وحکومت قومی فراوان رفته است.گرچه این گفته ها یا تاکیدها صریح وآشکار بیان نشد ولفافه نازکی برروی آن افگنده شده است اما در نهایت استقرار حکومت قومی مبنای نظری بسیاری از سیاست مداران وحکومت گران بوده است.

 شاید هم گمان بران بوده که اگر مسند های حکومتی بامتر و میزان قومیت تقسیم شود و به اصطلاح معروف شعاع قومی در سیاست مد نظر قرار گیرد، عدالت کامل برقرار شده وحکومت عادلانه قوام می یابد و دیانت محترم داشته شده ودرسایه سار این حکومت «علم» هم جایگاه رفیع خود را می یابد

  .اما آن گونه که تاریخ به ما نشان می دهد وهم آزمون بیش از یک دهه حکومت در افغانستان نشان داده است در حکومت قومی نه تنها  ارزش های فاخر انسانی فرو کوفته وخرد می شوند که درخت هیچ یک ازارش ها بار ور نمی گردد.

ادامه نوشته

سخنان تند وعملکرد کند!

دومین گروه سیاسی منتقد حکومت وحدت ملی پای به عرصه سیاست کشور گذاشت.رهبری گروه جدید را رئیس سابق حزب "افغان ملت" به عهده دارد.آقای احدی در نخستین سخنرانی بعد ازتشکیل این گروه، به انتقاد های تند ونیشدار ازحکومت وحدت ملی پرداخت، و نا کارآمدی و فساد حکومت را مورد تحلیل قرارداد.

   رئیس سابق حزب "افغان ملت"، مشروعیت قانونی حکومت وحدت ملی  را مورد تردید قرار داد و خواستار بر گزاری انتخابات زود هنگام شد.

  بعد از اعلام موجودیت دومین گروه سیاسی، دو پرسش مطرح می شود؛

 نخست این که چرا گروه های سیاسی بعد از یکسال که از عمرحکومت می گذرد اعلام موجودیت می کنند. دوم آنکه  انتقاد  های تند بر حکومت، بر اساس کدام دید گاه و نظر مطرح می شود،در حالی رهبران گروه های جدید، خود از بازیگران حکومت بوده و نا توان درارایه یک برنامه مدون هستند؟

ادامه نوشته

سیاست مداران و پای بندی به اخلاق

     انسان بودن وانسان ماندن درگرو پای بندی به ضوابط ومعیارهای اخلاقی است. حتا برخی گفته اند که انسان بودن وانسان ماندن بدون اخلاق انسانی میسر نمی شود. انسان یعنی پای بندی به حد اقل اخلاق. آدمی که آزاد نیست کاستی مهمی در زندگی او وجود دارد، تا وقتی هم که دربند است نمی تواند انسانیت خود را آن گونه شایسته یک انسان است بروز دهد وبه ظهور رساند.

    پای بندی وعدم پای بندی به اخلاق در دوسطح فردی واجتماعی پی آمدها و عواقب گوگا نی درقبال دارد. کسانی که به اخلاق فردی پای بند نیستند، ضرر و زیان اآن نیز محدود به همان زندگی فردی اومی شود، پی آمد های آن بردامن دیگران کمتر می نشیند

   اما وقتی یک سیاست مدار و قدرتمند پای از وادی اخلاق بیرون می نهد ،بد اخلاقی او دامن یک جامعه ویک  یک کشور را آلوده می کند.

ادامه نوشته

اصلاحات سیاسی و انسجام داخلی، گامی به سوی امنیت

    این روزها مذاکرات مقدماتی صلح میان طالبان وحکومت افغانستان در محراق توجه رسا نه های گروهی وتحلیل گران قراردارد. هریک به سهم ونقش خود در تحلیل این موضوع پرداخته اند و ازاهمیت صلح در افغانستان سخنانی فراوانی  گفته اند.

    البته واقعیتی است که نمی توان کتمان کرد، همه به نحوی مقر ومعترف هستند که بدون ایجاد امنیت سرتاسری وتحکیم صلح هیچ توسعه ای اتفاق نخواهد افتاد، وهیچ راهی به منتها نخواهد رسید مگر این که امنیت سرتاسری تحکیم پیدا کند.

 باید دید که صلح وثبات با بسیاری از مولفه ها گره خورده است چنانچه وبدون توجه به این مولفه ها نمی توان به صلح دست پیدات کرد. یکی ازآن مولفه ها ایجاد اصلاحا ت در بدنه نظام سیاسی کشور و کاستن از بار اختلافات داخلی است.

ادامه نوشته

 پیش شرط ها ،برای جنگ نه صلح!

نشست چهارجانبه میان افغانستان ، پاکستان،چین وایالات متحده امریکا دوشنبه یازدهم جنوری در اسلام آباد پاکستان تدویر یافت.

  آن گونه که سخن گوی وزارت خارجه افغانستان گفته بود، این نشست ظاهرا برای تضمین تعهد پاکستانی ها در قبال ایجادصلح  درافغانستان تدویریافت.

   سخن از تضمین برای آن مطرح می شود که اعتماد میان حکومت افغانستان وپاکستان به حد اقل رسیده وحکومت پاکستان تا هنوز هرچه گفته بدان پای بند نبوده وچه بسا خلاف آن عمل کرده وگفته های خود را نقض کرده است. نمونه ای واضح آن اعلام مرگ ملاعمر بود که نشست صلح  رابه تعویق افگند وتا کنون آن وضعیت بر نگشته است.

  بنابراین فضای سیاسی میان دو کشور شدیدا خاگستری،غبار آلود وغیر قایل اعتماد است. ازاین جهت  است که اشرف غنی رئیس جمهورافغانستان یک روز قبل از نشست اسلام آباد، مواضع حکومت افغانستان را بوضاحات وصراحت تمام اعلام داشت وخطوط قرمز حکومت افغانستان را بدون کوچکترین ابهامی بیان کرد. اشر فغنی گفت: حقوق زنان وقانون اساسی کشور را غیر قابل مذاکره می داند وهم چنان افزود که حکومت افغانستان خواهان صلح شرافت مندانه است.

ادامه نوشته

چگونگی پاسداشت  ارزش های فرهنگی!

     بعد از ختم جنگ سرد وفرو پاشی اتحاد جماهر شوروی سابق، جهان دوقطبی خاتمه یافت، تلا شهایی از سوی ایالات متحده امریکا بویژه اززمان بوش پدر(1990)صورت گرفت که نبض قدرت جهان را در اختیار گیرد ولی این توفیق را حاصیل نکرد ونتوانست هژمونی خود را بر کل جهان گسترش دهد.

     با ازمیان رفتن جهان دو قطبی،جنگ وخشونت به جهان سوم انتقال یافت و این کشورها  به انواع بلایا ومصیبت های جنگ گرفتار آمدند وتا هنوز هم در گیر هستند. کشور ها ی سرمایه داری غربی هم برای مصئون ماندن از خشنونت های ایجاد شده در جهان سوم و هم به نحوی تحت عنوان  کمک های بشردوستانه خواهان کاستن از میزان خصومت ها در جهان سوم و در کشور های مسلمان شدند.

ادامه نوشته

مذهب، نقابی برروی ناکامی های سیاسی

عربستان سعودی روابط سیاسی خود را با ایران قطع کرد، به تبعیت از حاکمان سعودی برخی کشور های کوچک دیگرنیز روابط سیاسی خود را با تهران به حال تعلیق درآورد.

   درقطع روابط سیاسی سعودی وتهران گفته شده است که سعودی ها می خواهند کشور های سنی مذهب را به گرد خود فراهم آورده و یک جبهه وسیع ضد شیعی تشکیل دهد.  اعلام و یا القای این موضع برای کسانی که پشت دیوار تعصب های مذهبی موضع گرفته اند بسیار خوش آیند و مطلوب است و شاید عمل حاکمان سعودی را ستایش کنند که در قطع روابط خود با ایران پیشگام شد و در راه ایجاد یک مرکزیت سنی گام برداشت.

  سعودی ها از طریق رسا نه های خود و برخی رسانه های غربی درصدد القای همین مفهوم هستند، گویا می خواهند این ذهینت را ایجاد کنند که ایران به عنوان یک کشور شیعی نمی خواهد با عربستان سعودی روابط نیک داشته باشد. اما واقعیت چیزی دیگری است. به نظر می رسد که شهادت شیخ نمر وقطع روابط ریاض با تهران برای مقصد دیگری صورت گرفته و می گیرد واینچه گفته می شود بهانه وسرپوشی است که بر روی مقاصد اصلی سعودی ها نهاده می شود.  آنچه عربستان سعودی را به این سیاست واداشته است چند مسئله است که به صورت موجز به آن اشاره می گردد .

     یک، عربستان سعودی یکی از کشور های ثروت مند، اما در عین حال استبدادی در خاورمیانه است؛ این رژیم از ساختارحکومتی کهنه و فرتوتی برخوردار است .آنچه که این رژیم را از تیررس نقد های منتقدان بین المللی درامان نگاه داشته است، نفت ارزانی است که در اختیار کشورهای غربی قرار می دهد . این رژیم به نقض سیستماتیک حقو ق بشر مبادرت می ورزد؛ هر سال ده ها شهروند این کشوربه جرم های واهی سربریده می شوند. زنان در عربستان سعودی از کمترین حقوق شهرندی برخوردار نیستند، حتا صداهایی که از درون کاخ سلطنت به صفحات اجتماعی درز می کند، از وضعیت اسف بارزنان وابسته به دربار سعودی خبر می دهد.

   دیدن این وضعیت تحمل نا پذیر و زبان در کام کشیدن وکتمان این واقعیت های تلخ ودرد ناک، برای حکومت های غربی حامی حکومت سعودی ونهاد های بین المللی حقوق بشر سخت  و آزاردهنده است، تا چند مدت وتا چند سال می توانند واقعیت هارا از انظار مردم پنهان کنند وبه مردم دروغ بگویند. چگونه به مردم دنیا می خواهند توضح دهند که یکی از کشورهای عضو سازمان ملل متحد کمترین اعتنایی به مفاد منشورحقوق بشر سازمان ملل متحد نمی کند. اگر روند به همین صورت ادامه داشته باشد، کشور های غربی و نهاد ها بین المللی نا گزیر اند که دربرابر حق کشی این حکومت جابر موضع گیری کنند تا جایگاه مناسب خود را در میان کشورها ی جهان حفظ کنند.

وقتی کثیری از کشورهای جهان مشاهده کند که نهادهای بین المللی حقوق بشر دربرابر نقض صریح حقوق بشر ازطرف حاکمان سعودی  سکوت می کنند، این ذهنیت را تقویت می کند که نهاد های بین المللی، نقض حقوق بشر را دست مایه فشارعلیه برخی کشورها قرار می دهد و در نتیجه از اعتبارآن نهاد ها به شدت کاسته می شود.

    لذا تداوم وضعیت کنونی درعربستان سعودی با واکنش منفی جهان مواجه خواهد شد وحکومت سعودی با درک جایگاه متزلزل خود گامی فرا پیش گذاشته تا بتواند براین وضعیت آشفته  سرپوش بگذارد و توجه جهان را به سوی دیگری معطوف دارد.

  شهادت شیخ نمر وقطع رابطه با ایران حد اقل این شرایط را بوجود آورده است که حکومت سعودی از سوی مجامع جهانی، نفسی راحتی بکشد، و توجه هارا به سوی قطع رابط با ایران ونتایج حاصیل از آن معطوف دارد.

  قطع رابطه با ایران از میزان التهاب جهان نسبت به شهادت شیخ نمرنیزکاسته وکشورهای غربی به این نکته  توجه کرده اند که صف بندی های جدید سیاسی با محوریت عربستان سعودی و ایران خشونت هایی جدیدی را در خاورمیانه نیافریند.

دوم؛ به نظر می رسد که قطع رابطه با ایران، دست حاکمان سعودی رادر ایجاد جو خفقان بیشترباز می گذارد وسبب می شود که  منتقدان این رژیم استبدادی میدان نقد منتقدان خود را به بهانه طرفداری از

ایران بیشتر محدود کند و صداهای منتقدان وعدالت جویان اعم از شیعه وسنی هم چنان خفه و خفته بماند.

سوم،عربستان سعودی بیش ازیک سال است که با تجاوز آشکار به خاک یمن، آن کشور فقیررا مورد تجاوز هواپیماهای جنگی خود قرار داده ونزیک به شش ماه است که نیروهای زمینی مزدورعربستان سعودی در خاک یمن می جنگند و بررغم تلاش های فراوان نظامی، هنوز نتوانسته است پیروزی مهمی در جنگ بدست آورد.برعکس هرروز که می گذرد وضعیت سعودی ها در یمن آشفته تر می شود، مبارزان یمنی بررغم محاصرزمینی و دریایی، هم سلاح ومهمات مورد نیاز خود را تهیه می کنند  وحتا استان های هم مرزی سعودی را مورد حمله موشکی قرار می دهند. درجنگ یمن افزون برآن که سعودی ها از نظر نظامی به هدف مهمی دست پیدا نکردند واز نظر سیاسی نیز شکست خورده و از نگاه روانی نیز در وضعیت نا مطلوب بسر می برد .

  کشوری که هژمونی کشورهای عرب منطقه را درسر می پرورانید، وخود را در کانون وتصمیم گرنده اصلی سیاست های خاومیانه می دانست، وخواهان پیروی سایر کشور های عربی ازسیاست خود بود، وقتی بدین سان شکست ها یی را تحمل می کند  این معنارا افاده می کند که این کشورَمدعی، ضعیف تر وحقیر تر ازآنست که بتواند درمحوریت کشور های عربی ودر کانون تحولات منطقه قرار گیرد یا آن که تحولات منطقه ای توسط این کشور مدیریت شود.

 گرچه واقعیت کنونی از سوی مقام های عربی ابراز نشده ولی هیچ تردید نباید داشت که جنگ یمن شکوه پوشالی سعودی هارا بیش از پیش آشکار خواهد کرد وکشور های عربی از گرد آن پراگنده خواهند شد.

 چهارم، شکست سیاست سعودی در سوریه برای حاکمان سعودی نیزسخت ناراحت کننده ودل آزار است حکومت سعودی می کوشد قطع رابطه با ایران را رنگ مذهبی بزندتا شکست خود را درسایه اختلاف مذهبی پنهان دارد.

 اما آیا  می توان با بکاربستن این گونه پرده ها خود وعملکرد ننگین خودرا پنهادن داشت؟

  واقعیت های جهان و گسترش رسانه های گروهی بین المللی وآگاهی هایی که از حضور رسا نه های گروهی ایجاد می شود، هم چنان سیر رو بروشد جهانی شدن که مرز های ملی را بیش از پیش کمرنگ وآسیب پذیر می سازد، عربستان سعودی و حاکمان این کشور را مصئون نخواهدگذاشت. و پرده ریا کاری مذهبی از چهره حاکمان سعودی به یک سو خواهد رفت، واقعیت این رژیم پوشالی بیش از پیش آشکار خواهد شد. این رژیم را بر سر دوراهی قرار خواهد داد یا تن به تغیر دهد، حقوق بنیادین بشری را به رسمت بشناسد، به حقوق زنان احترام نهد  یا این که راهی زباله دان تاریخ شود. لذا وقت آن گذشته است که رژیمی در لفافه ولوای مذهبی به کشور های دیگر تجاوز کند ، وحقوق شهروندان خودرا نقض کند وبه مردم خود به دیده بردگان بی حق بنگرد.

فرمان های اصلاحی وضروت اصلاحات!

  فرمان های تقنینی رئیس جمهورغنی با برخورد ها و واکنش های غیر فرهنگی وغیراصلاح گرانه بسیاری مواجه شده است.

    فرمان تقنینی اصلاح کمیسیون های انتخاباتی با واکنش منفی مجلس نمانیدگان مواجه شد وهم چنان وکمیشنران کمیسون انتخابات نیز گفته اند که اصلاحات بر خلاف قانون اساسی است وبه آن فرمان گردن نمی نهند واز وظایف خود کنار نمی روند.

   دومین فرمان تقنینی دررابطه به اصلاح دانشگاه کابل صادر شد، که آنهم از سوی استادان دانشگاه کابل با واکنش سرد وسنگین مواجه شد.

   استادان بعدازتحصن چند روزه در یک نشست خبری مخالفت خود را بافرمان تقنینی رئیس جمهور اعلام کردند وآن فرمان را بر خلاف قانون اساسی دانستند.

     نسبت به سرنوشت مبهم اصلاحات درکمیسیون انتخابات مطالبی عنوان شده ،تحلیل گران وآگاهان کشور از زاویه های گوناگو نی به تحلیل و بررسی آن موضوع پرداخته اند. به نظر می رسد که هردو جناح حکومت نسبت به ایجاد اصلاحات در کمیسون انتخابات مصرهستند، زیرا تیم اصلاحات وهم گرایی بدین باوراست که بدون ایجاد اصلاح در کمیسیون های مربوط به انتخابات ، انتخابات شفاف بر گزار نخواهد شد، در نتیجه آدم های صالح وسالمی که برخاسته ازرای مردم،  درراس قوه مجریه وقانوگزاری قرار نخواهند گرفت .

   اما گویا اصلاح کمیسیون انتخاباتی از یک منظردیگرهم  مورد توجه است این که، اصلاح کمیسیون انتخاباتی مربوط به وجهه تیم اصلاحات وهم گرایی نیزمی شود،بدین معنا که تفاهم نامه ای که میان هردو تیم حکومت امضا شد وحکومت وحدت ملی برمبنای آن شکل گرفت ،هردو تیم حکومت را ملزم می سازد  که در اصلاح کمیسیون های انتخاباتی تاکید ورزند. گرچه این تاکید از هردوسوی به یک میزان صورت نمی گیرد، اما روی همرفته،هردو جانب می کوشند که مفاد تفاهم نامه را عملی کنند. اما چون تحول در نظام دانشگاهی یک تحول فرهنگی است .کمتر سبب کسب وجه می شود،توجه زیادی از سوی سیاست مداران کشور صورت نمی گیرد، یا به اهمیت آن آگاهی ندارند یا آنکه از اولویت های اصلاحات به شمار نمی آورند .

ادامه نوشته

بیماری ای که جدی گرفته نمی شود!

پیروز تیم ملی کریکت افغانستان برتیم زیمبابه ،موجی از به اصطلاح خوشی ها وشادی ها را به بارآورد وهزاران مرمی(فشنگ) به هوا شلیک شد ،مردم به خیابان های پایتخت آمدند و به شادیانه پرداختند!

  هنوز از ولایت ها خبری دردست نیست، ولی با اطمینان می توان گفت که این گونه خوشی های سکر آور و مسحور کننده حتما درسایرولایت های کشور نیز اتفاق افتاده است!

  یکی از خوبی ها یا کاستی های جدی در افغانستان آنست که آمار تلفات انسانی وخسارات مالیی این گونه خوشی ها هرگز اعلام نمی شود که شلیک(فیر)هزاران مرمی در کشور چه بلایا ومصبت هایی راببار می آورد.

ادامه نوشته

حملات انتحاری، امتیاز گیری های قبل از مذاکره

هفته گذشته حمله های مکرری از سوی طالبان دربرخی مناطق کشور صورت گرفت و تعدادی ازهم وطنان بی گناه به خاک وخون افتادند.

  دریک جمع بندی این حمله ها را دارای دو هد ف عمده می توان به حساب آورد، یکی حمله هایی بودکه مستیقما قونسولگری های هندوستان را مورد هدف قرار داده بود، دیگر حملات انتحاری کوری بود که به دروازه میدان هوایی کابل صورت گرفت.

  گرچه گمان غالب برآنست که طالبان بنا بر خصلت ضد انسانی وخوی درندگی  این گونه حمله هارا صورت داده اند تا از کشتن بی گناهان لذت ببرند، اما تشدید حمله های انتحاری وآن هم هدف مند نمی تواند بدون در نظر داشت مسایل سیاسی در کشور باشد.

ادامه نوشته

 افغانستان وهمسایگان ؛روابط مستحکم و امنیت پایدار

رئیس اجرائی حکومت وحدت ملی افغانستان در یک سفردو روزه وارد تهران شد.

 گرچه این سفر قبلا برنامه ریزی شده بود، اما همزمانی این سفر با تحولات سیاسی منطقه،تحلیل وتبصره هایی را به میان آورده است که به پاره ای ازآنها شاره می شود.

 یک، هم زمانی این سفر با نشست های چهارجانبه است که میان افغانستان ، پاکستان ،چین وایالات متحده امریکا در هفته اینده در اسلام آباد تدویر می یابد.

 دو، تحولی که در چندروز گذشته رخ داد، به شهادت رسیدن "شیخ نمرباقر نمر" از عملای مبارز عربستان سعودی و به تعقیب آن قطع رابطه سیاسی میان تهران وریاض است.

ادامه نوشته

مرگ تدریجی یک رژیم سیاسی

    خبر شهادت شیخ نمر در جهان اسلام پیچید،کثیری از مردم دنیا را دربهت وحیرت فروبرد و بسیاری را در غم واندوه نشانید. حیرت ازاین جهت که رژیمی چنان منحط دراین دنیای متمدن وجود دارد  که به هیچ بعدی ازاین تمدن خود را همگین نمی سازد، اما هم چنان باقی مانده است.رژیمی که به هیچ موازین انسانی وارزش های حقوق بشری  خود را پای بند نمی داند انسانهایی را به اعدام محکوم می کند، در حالیکه نه داد گاه عادلانه ای برای آنها برگزار شده ونه هم متهمان ا ز وکلای مدافعی برخوردار بوده اند.

   بعد از شهادت "شیخ نمر" و تعدادی از شهروندان عربستان سعودی، اینک این پرسش به میان آمده است که غرض ازاعدام این افراد درچنین شرایط چه بوده وخاندان سعودی از کشتن واعدام کردن این افراد به چه هدفی می خواهد دست پیدا کند؟

ادامه نوشته

مرگ تدریجی یک رژیم سیاسی

    خبر شهادت شیخ نمر در جهان اسلام پیچید،کثیری از مردم دنیا را دربهت وحیرت فروبرد و بسیاری را در غم واندوه نشانید. حیرت ازاین جهت که رژیمی چنان منحط دراین دنیای متمدن وجود دارد  که به هیچ بعدی ازاین تمدن خود را همگین نمی سازد، اما هم چنان باقی مانده است.رژیمی که به هیچ موازین انسانی وارزش های حقوق بشری  خود را پای بند نمی داند انسانهایی را به اعدام محکوم می کند، در حالیکه نه داد گاه عادلانه ای برای آنها برگزار شده ونه هم متهمان ا ز وکلای مدافعی برخوردار بوده اند.

   بعد از شهادت "شیخ نمر" و تعدادی از شهروندان عربستان سعودی، اینک این پرسش به میان آمده است که غرض ازاعدام این افراد درچنین شرایط چه بوده وخاندان سعودی از کشتن واعدام کردن این افراد به چه هدفی می خواهد دست پیدا کند؟

ادامه نوشته

   ستیزجنگ وعقلانیت!

چند روز قبل پنج تن از اعضای شبکه تروریستی داعش توسط مردم ننگرهار سربریده شدند، وسرهای بریده داعشیان در کنار جاده عمومی به دید عموم گذاشته شد.

   این عمل با واکنش های گونا گون مواجه شد. برخی آن عمل را ستودند ومقابله به مثل خواندند وبرخی نیز مورد نکوهش وسرزنش قرار دادند وهمه کاسه کوزه ها را برسرظاهر قدیرشکستند که افراد مربوط به او به چنین عملی دست یازیده وسران داعشیان را بریده وعمل خشونت ورزانه انجام داده است.

    در میان موج واکنش ها، مصاحبه خبرنگار«بی بی سی» با ظاهر قدیر دیدنی وشنیدنی بود. دراین مصاحبه چند نکته مطرح شده بود که قابل توجه است .

   نخست این نکته ای که به دید این قلم عجیب آمدآ، مصاحبه کننده هدف خود را از مصاحبه فراموش کرده بود که در پی چیست. آنچه در مصاحبه علی القاعده پی گیری می شود کنه واقعیات های نهفته است که خبر نگارها ازفرد یا افراد اگاه می خواهند که از جزئیات حادثه مردم را آگاه سازند تا مردم واقعیت های پشت پرده ماجرا را آن گونه که رخ داده است درک کنند تا به داوری درست بپردازند.

ادامه نوشته

ناگزیری اصلاحات درنظام انتخاباتی

     حکومت ،همه نهاد های سیاسی ومدنی می دانند که نظام سیاسی افغانستان فاقد کارآمدی لازمست و برای پایان بخشیدن به این وضعیت نابسامان وکار آمدکردن سیستم سیاسی کشور که بتواند بر مشکلات روزافزون مقابله کند، نیازمند اصلاحات گسترده در بدنه این نظام است.

    وقتی سخن از اصلاحات گفته می شود معنای آن تغیر ودگرگونی آنی نیست که یک بار برای همیشه یک سیستم را بتوان تغیر داد و به جای آن یک سیستم کار آمد را جایگزین کرد.

  آنچه اصلاحات در زمان کنونی خوانده می شود،  ازیک طرف حاصیل بیش از یک دهه تجربه ای است که سران سیاسی کشور با خود دارند وازطرف دیگرتجربه های گرانسنگی است که  از تاریخ اصلاح گری های سیاسی  اندوخته اند. بنابراین دو این دو تجربه بزرگ آنان را واداشته که دست به اصلاح سیستم سیاسی کشور بزنند.

  انتخابات ریاست جمهوری گذشته یکی از ضعف های مهم واساسی بود که بخشی از نا کارآ مدی نظام را به نمایش گذاشت و نشان داد که بدون اصلاح این نهاد، کارانتخابات بسامان نمی رسد.این تجربه را فراراه سیاست مداران کشور گذاشت که با کمیسیون انتخابات وکمیسیون شکایات انتخاباتی نمی توان به یک انتخابات سالم دست پیدا کرد.

اگر منشا وسر چشمه یک رژیم کار آمد را انتخابات سالم بدانیم -کما این که این گونه است - پس لازمست که این سازو کار تغیر یابد.تغیرات پیش نهادی  نیز آهسته و تدریجی و در واقع جبران خطاهایی است که در گذشته صورت گرفته است.

   بنابراین اولین گام در جهت اصلاح نظام سیاسی وکار آمد کردن آن تغیرساختار کمیسیون انتخابات وقانون انتخابات است. برای این که این کمیسون دچار تحول مثبت شود هردو تیم انتخاباتی بدین نتیجه دست یافته بودند که تغیری دراین کمیسیون ها ایجاد کنند.

   کمیسیون اصلاح انتخاباتی بعد زا چانه زنی ها فراوان ایجاد شد آنگاه این کمیسیون بعد از شش ماه بسته ای پیشنهادی را به سران حکومت سپرد واینک مردم وهمه نهاد های مدنی وسیاسی منتظر هستند که سران حکومت راه های پیشنهادی را به کار بندند تا راه اصلاحات گسترده را فراهم آورند.

  آنگونه که تا هنوزاشکار شده است سران حکومت نیز نا گزیرهستند که این سازوکار پیشنهادی برای اصلاحات را به کار گیرند تا اصلاحات مورد  توافق هردو جناح حکومت از یک طرف وخواسته های نهاد های مدنی وسیاسی از جانب دیگر محقق شود.

    بر اساس همین خواسته ها رئیس جمهور غنی فرمانی تقنینی صادر کرده است که قانون انتخابات وساختار کمیسیون انتخابات در مجلس نمایندگان مورد بحث وبررسی قرار گیرد وپیش نهاد هایی مشخصی دراین زمنیه مطرح شود. اما گویا اکثریت مجلس نمایندگان با استناد با مواد قانون اساسی از بررسی این فرمان سربا زده  وگفته شده است که مجلس نمایندگان در سال اخر ماموریت خود هستند ،ازاین جهت در صلاحیت خود نمی دانند که فرمان تقنینی رئیس جمهور را مورد بحث وبررسی قرار دهند.

   اقلیت نمایندگان درمجلس رویکرد همکاران خود را ربرخاسته از منافع شخصی آن گروه دانسته،وبدین نظر هستند که سال اخر برای نمایندگان مانعی برای صدور فرمان تقنینی نمی شود. آنچه که مایه تعجب و تاثررابه وجود می آورد آنست که مجلس نمایندگانی که به حکم رئیس جمهور مدت کاری شان تمدید شده است چگونه سخن از قانون مداری می گویند ودربرابر فرمان رئیس جمهور مقاومت می کنند.

      اگر نمایندگان مردم واقعا خواستار عمل کردن بر اساس قانون اساسی هستند وحضور خود را با رای مردم مشروع می دانند ونه رئیس جمهور،باید زمانی که مدت نمایندگی شان به پایان رسیده بود از کار خود استعفا می دادند و به رئیس جمهورمی گفتند که نمی توانند بر اساس فرمان در سمت های نمایندگی مردم قرار گیرند؛ زیرا که آنچه که بودن آنها را در مسند نمایندگی مردم مشروعیت می بخشد، فرمان رئیس جمهورنیست بلکه ر ای مردم است.

  حال که در مسند نمایندگی مردم نشسته اند وامتیازهای نمایندگی را کسب می کنند باید به پیش نهادهای اصلاحی را استقبال کنند واین فرمان را به فال نیک گیرند تا راه بهتری برای آینده ای کشور گشوده شود.           

   نمایندگان مردم لابد می دانند که یکی از پیش در آمد های مهم اصلاحات در نظام سیاسی کشور و دوری از جستن از بسیاری نابسانی ه، داشتن قانون انتخابات مدون وقابل اعتنا از یک طرف و مجریان صادق ووطن دوست ومتعهد به ارزش های ملی از جانب دیگر است.

   لذا مجلس نمایندگان به جای آن که مانع تراشی کند وسال آخر نمایندگی را بهانه ای برای رد فرمان تقنینی رئیس جمهور بداند تلا ش ورزد تا با هر بهانه ای راهی برای اصلاحات به وجود آید. نظام سیاسی کشور از بسیاری جهات  نیازمند اصلاحات است. از جمله وضعیت موجود یک وضع غیر قانونی است، رئیس اجرائیه ورئیس جمهور هردو خود را واجد قدرت یک سان می دانند واین یکسانی تاثیر ویرانگر خود را  بر تمام تصمیم گیری های کلان کشورنشان داده است. برای این که این سیستم اصلاح پذیرد و وظایف هرکدام به نیکی تعین گردد، باید اصلاحاتی در کمیسون های انتخاباتی صورت گیرد تا نمایندگان مردم انتخاب شوند وشوراهای ولایتی و ولسوالی ها شکل گیرند تا زمینه برای تدویر لویه جرگه فراهم گردد.

   بنابراین اصلاحات اساسی نیازمند  یک سازو کار مطلوب و قابل قبول است که بدون دست یابی بدان هیچ اصلاحی صورت نمی گیرد. اعضای مجلس نمایندگان حتما می دانند که وضعیت آشفته کنونی همه زوایای زندگی مردم را تحت تاثیر برده،نا امید ی ها را افزایش داده وچشم آنداز آینده ر ا تاریک ومبهم کرده است. برای بیرون رفت ازاین همه نابسانی ها جز تن دادن به اصلاحات نیست.

      بنابراین نمایندگان مردم به جای آن که بهانه ای برای فرار از اصلاحات بتراشند تلاش ورزند تا راهی به سوی اصلاحات گشوده شود. اگر چنانچه این اصلاحات درراه تامین منافع ملی به پیش رود بی تردید منافع آنها را نیز تامین خواهد کرد.  در کشوری که اصلاحات بوجود نیاید، امنیت تامین نگردد منافع ملی نیز تامین نمی گردد. در کشوری که منافع ملی تامین گردد زندگی در ناامیدی ونا امنی به چه درد خواهد خورد.سبک وسنگین کردن این پارامتر ها است که رفتن به اصلاحات را نا گزیر می سازد ونمایندگان مردم با دید وسیع تروچشمان باز تر وبصیرت افزون تر می توانند به نیکویی دریابند که آینده سیاسی آنها با داشتن یک نظام کارآمد است که تامین می شود.

 

 

حکومت و نوستالژی صلح!

هربار که یکی از مقام های سیاسی یا نظامی پاکستان وارد افغانستان می شود، نوستالژی صلح دوباره زنده می شود ، گویا کلید صلح دردستان  سیاست مداران پاکستان است تا آن را تحویل مقام های حکومت افغانستان دهد وقفل نا گشوده صلح گشوده شود ورویای چند ساله افغانستان تعبیر گردد.

  آمدن راحیل شریف به افغانستان نیز توام با همین امید واری ها بود. گرچه به درستی آشکار نشده است که این نظامی گر پاکستانی با کلید صلح آمده است یا شیپور جنگ؛ اماخوش بینی هایی بوجود آمده است. اگر این خوش بینی ها با پیش زمینه ها وامکانات جدید وایجاد شرایط منطقه ای وبین المللی باشد می توان به آن خوش بین بود و اگر نه چه جای خوش بینی واظهار امیدواری وجود دارد که حکومت افغانستان به آن دل خوش داشته باشد. آنچه که شرایط منطقه را تغیر داده و امکان دست رسی به صلح را فراهم می کند نه آمادگی ذهنی برای حکومت پاکستان است ونه هم تغیر موضع در طالبان . طالبان هار تر ودرنده تراز گذشته عمل می کنند و به کشتار و قتل وغارت مردم بی گناه می پردازند رخدادی که در ولسوالی سنگین ولایت هلمند در چند روز گذشته اتفاق افتاد درآن طالبان با تمام توان کوشیدند این ولسوالی را تصر ف کنند،یا گرو گانگیری هایی که گاه وبیگاه صورت می گیرد،نشان می دهد که  در رویکرد طالبان تغیری ایجاد نشده است، و این گروه ازهر اهرمی  استفاده می کند تا دامنه خون ریزی را افزایش دهد .

ادامه نوشته

ششم جدی،روز فراموش ناشدنی!

 ششم جدیی 1358برای مردم افغانستان روز به یاد ماندنی است.

   دراین روزافغانستان رسما به اشغال شوروی سابق در آمد و بعد ازآن بودکه واکنش های منفی ومثبت نسبت به اشغال افغانستان به منصه ظهور رسید، سازمان ملل متحد موضع گیری کرد و کشورهای غربی آن را محکوم نمود. در حالی که اشغال غیررسمی افغانستان قبل ازاین تاریخ صورت گرفته بود..   شاید برای نسل کنونی که ازآن تاریخ و تحولات آن دوره  فاصیله گرفته اند، پرسش ها یی بوجود آید که زمینه ها و بستر اشغال افغانستان چه بود، شوروی از اشغال افغانستان چه می خواست و سرانجام چه شد که  اشغال خاتمه یافت؟

 گرچه به همه پرسش ها می توان پاسخ گفت ومطالبی عنوان داشت، اما کسی که می خواهد تاریخ کشور و مردمی را بداند باید چنان در عمق تاریخ فرو رود تا خود آن وقایع را با پوست وگوشت استخوان خود درک کند حتا برخی گفته اند وقتی تاریخ قابل فهم می شود که شخص مورخ خود را به عنوان یک بازیگرتاریخ به حساب آورد وهمانند یک بازیگر به تاریخ بپردازد نه بعنوان یک تماشا گر.

اگر گفته شود که زمینه سازتجاوز در افغانستان دردهه چهل خورشیدی شکل گرفت وحزب دموکراتیک خلق افغانستان تشکیل شد وگروه های چپ دست به فعالیت های سیاسی وتشکیلاتی زدند ،این گزاره ها پرسش های بی شماری دیگری را درذهن متبارد می کند که چرا حزب دموکراتیک خلق بوجود آمد وچه نیازی به این حزب بود و چرا باید چنین حزبی بوجود اید وزمینه های فرهنگی تشکیل این حزب چه بود و ده ها چرای دیگر؟

ادامه نوشته

گسست ها و پیوست های منطقه ای

        روسیه اعلام کرده است که با طالبان ارتباط برقرار کرده است تا مواضع مشترک علیه گروه داعش اتخاذ کند.

  نماینده روسیه در افغانستان گفته است که روسیه وطالبان دید گاه های مشترک درمبارزه با داعش دارند.

  گرچه روسیه گفته است که مواضع مشترک آن کشوربا طالبان آنها را با طالبان نزدیک کرده است. اما بی گمان کسی باورنمی کند که هدف راهبردی تری درنگاه ونگره روس ها نباشد.

  نچه که ترید ها را بیشتر می سازد آنست که روسیه خود را وارث اتحادجماهیرشوروی سابق می داند. شوروی ای که افزون برمشکلات روز افزون داخلی، براثرفشارقدرت های غربی ازپای در آمد و از آن چندین کشورمتولدشد.

      دشمنی غربی ها با اتحادشوری سابق سبب شد که ابهت وشکوه بیش از هفتادساله آن کشوربه خاک بنشیند و ایدیولوژی کمونیستی که روز گاری از پرطرفدار ترین آیدیولوژی های زمان خود بود  به زباله دان تاریخ سپرده شود.     

   گرچه فروپاشیی اتحاد شوروی با ساختار کهنه ومطالبات جدید مردم آن کشور امر حتمی وگریز نا پذیر می نمود. اما،برای ملی گرایان روسیه سخت ناراحت کننده و مایه تاثربود.

   روسیه بعد از اتحادشوروی مواضع نزدیک به غرب اتخاذ کرد وحتا در برابرگسترش پیمان امنیتی و دفاعی نا تو از خود خویشتن داری نشان داد. اما غربی ها هیچ گاه با حسن نیت با روسیه برخورد نکردند وهمواره این کشور را تحقیر کردند وتلا ش ورزیدند که روسیه دست نگر وتابع سیاست های غرب در جهان باشد.

   تحقیر تاریخی روسیه از یک سوی ونگاه غیرصادقانه غربی ها به روسیه از طرف دیگر وداشتن توان بالقوه نیرومند نظامی روسها باعث شد که ملی گرایان روسیه احساس کنند که می توانند به عنوان وارث اتحاد جماهیرشوروی، قد بر افرازند وجایگاه مناسب خود را در ساختار قدرت بین المللی احراز کنند.

ادامه نوشته

ترکیه؛ستیزه گر شرمگین!

   خبر های منتشرشده حاکی است که دولت ترکیه درصدد از سر گیری روابط سیاسی خود به با رژیم اسرائیل است. «احمد داود اغلو» نخست وزیر آن کشور گفته است که رایزنی های کارشناسی میان دو کشور انجام یافته وحال نوبت سیاست مداران دو کشور است تا راه های همکاری میان دو کشور را هموار سازند.

این خبر  زمانی منتشر می شود که سخنان تند وگزنده ای« رجب طیب اردغان» نخست زیر وقت آن کشور با «اسحاق رابین» نخست وزیروقت اسرائیل در نشست  «داوس» سویس از ذهن مسلمان ها نرفته است.اردوغان با نخست وزیراسرائیل دردفاع از حق مردم فلسطین به گفت وشنود تند وگزنده پرداخت که درعرف دپلماتیک بی سابقه بود.

حتا اردوغان برای آن که خشم خود را نشان دهد جلسه را تر کرد. گرچه پاره ای ازتحلیل گران آن سخنان را مضحک و ریایی شمردند که برای مقاصد سیاسی بر زبان آورده شده بود،اما کثیری چنین گمان می بردند که رژیم اسلام گرای ترکیه، با ترکیه سکولار متفاوت است. اگر سیاست ترکیه در گذشته بر منافع محض استوار بوده است اکنون رنگ و لعاب انسان دوستی برآن افزوده شده و مسلمان ها بعد از انحلال خلافت عثمانی، رژیم قدرت مند ترکیه اسلام گرا می بیند که به جهان اسلام برگشته و از موضع مردم فلسطین دفاع می کند.

   اعلام سیاست رسمی ترکیه نیز برهمگرایی منطقه ای و بویژه  باکشور ها ی اسلامی اعلام شده بود. این همه گفت و شنودها خبر می داد که ترکیه از رویکرد  پیوستن به اتحادیه اروپایی چندان نا خرسند است، و می خواهد به عنوان یک عضو فعال کشورهای اسلامی باشد، مسایل جهان اسلام راجدی بیانگارد و برای برون رفت راه حل هایی ارایه دهد.

ادامه نوشته

دم غنیمتی حکومت درانجام طرح های ملی

درناکامی و فساد حکومت کرزی هیچ کس تردید ندارد. براین نکته نیز همه تفطن دارند که فساد دردستگاه حکومت کنونی نیزریشه درحکومت کرزی دارد .

   از قدیم گفته اندکه:خشت اول گرنهد معمار کج؛تا ثریا می رود دیوارکج.

 خشت اول در حکومت کرزی کج نهاده شد امروز و حتا فرداهم نیز دیوارحکومت کج خواهد بود. یکی ازخشت های کجی که کرزی نهاد، نگاه قومیتی به حکومت بود.  

   اوشاید می دانست که توانایی واستعداد یک قهرمان ملی را ندارد. ازاین جهت و با مطرح کردن قومیت و تاکید بیش ازحد برسیاست ورزی قومی تلاش ورزید تا حد اقل بهصورت وقواره یک قهرمان محلی تبارز کند. ازاین رو او بیش ازاسلاف خود بر قومیت تاکید ورزید، نهاد های قومی را رشد داد وبالنده کرد. بر عکس، نهادهای ملی ومدنی را تضعیف نمود. بررغم  آن همه ناکامی ها و بد اخلاقی های مروج ومرسوم وکژ روی ها، برخی حرکت های عوام گرایانه ای او اما ستودنی است . یکی ازآن حرکت ها ی فریبنده او،گزارش وارایه، آمار وارقامی بود که سالیانه توسط کابینه حکومت اوبه مردم ارایه می شد.

ادامه نوشته

اپوزیسیون بی اندیشه وحکومت و بی برنامه

     بررغم گذشت چند روز از اعلام موجودیت گروه سیاسی جدید، هنوزهم ترکیب این گروه، گذشته وچشم انداز آینده ای حضور این گروه وتاثیرمثبت یا منفی ای احتمالی ای که می تواند داشته با شد درمحراق توجه رسا نه های گروهی کشور قرار دارد. هررسانه ای بنابر سلیقه ویاطرز دید ونگاه خود به سیاست ،حضور این گروه را مورد توجه و تحلیل قرار داده ومی دهند.

  شاید پاره ای از رسا نه ها با دید ونگره غرض آلود واز مرآء ومنظر خاصی به حضوراین گروه درعرصه سیاست کشور نگاه کند . اما تردیدی نیست که کثیری از رسا نه های گروهی کشور به حکم حق قانونی خود ومسئولیتی که بر دوش خود احساس می کنند به نقد این گروه می پردازند تا میزان تاثیر این گروه را در حکومت داری کنونی مورد تحلیل وارزیابی قرار دهند ،وغرض رسانه های گروهی  از نقد نیز آنست که تغیرات مثبتی در حکومت بوجودآید ، رکود حاکم در دستگاه سیاسی کشور شکسته شود و نقطه های امیدی دردل مردم ایجادگردد.

ادامه نوشته