اتهام خانواده سعودی به "شیخ نمر" که او را تروریست خوانده است اتهام نا چسپی است، زیرا هیچ سند ومدرکی قابل قبولی ارایه نشده است که این اتهام را ثابت کند،وهیچ نهاد حقوق بشری نیز تا هنوز این اتهام را وارد ندانسته است.همه می دانند  که سلاح "شیخ نمر" جز سخن گفتن واصلاحات در ساختار رژیم ال سعود وتغیر نگاه ونگره تبعیض آمیز به شعیان آن کشور نبوده. بنابراین اتهام تروریست بودن نیز براو اتهام نا واردی است. هم چنان مردم دنیا می دانند که رژیم استبدادی سعودی به جای استیفای حقوق شهروندان خود،آنها رابه انواع تهمت ها متهم می دارد، اتهام جاسوسی به این روحانی مبارزهم اتهام نا چسپی است. فقط جرم این روحانی مبارز آشکار کردن وجوه پنهان رژیم آل سعود وبرخورد های تبعیض آمیز این رژیم با مردم وبه ویژه با شیعیان آن کشور بوده است و حتا حامیان رژیم سعودی این اتهام ها را باور نکرده اند.

   اظهارات سخن گوی وزارت خارجه امریکا بیانگر آنست که اتهام های حکام سعودی حتا برای حامی این رژیم قابل قبول نبوده است.سخن گوی وزرات خارجه امریکا گفته است که :بارها از تشکیل داد گاه های(غیرعادلانه) بدین صورت ابراز نگرانی کرده وخاندان سعودی را ازاین گونه حرکت ها بر حذرداشته است .

     . نکته دومی که دراین رابطه مطرح شده  آنست خانواده آل سعود در حرکت های سیاسی خود دربرخی کشورها، از جمله نفوذ دریمن وایجاد یک حکومت دست نشانده در آن کشور نا کام بوده وهرروز که می گذرد ابعاد ناکامی این رژیم بیش از پیش آشکار می شود. نزدیک به یک سال از تجاوز مکرر نیروهای مزدور عربستان سعودی به یمن می گذرد، گرچه خسارت های بی شماری بر یمن وارد آمده است، اما اراده ی یمنی ها هنوزاستوارتر ومستحکم تر  ازگذشته  است و خون ضدیت با سعودی هنوز در رگ های مردم یمن جریان دارد.

   بعد از یک سال کسی از پیروزی عربستان در یمن سخن نمی گوید، بلکه سخن از شکست آن کشور در ایجاد یک رژیم دست نشانده است.بنابراین سعودی ها گمان می برند که عدم دست رسی به مقاصد سیاسی  می تواند  آن رژیم را بیش از پیش در انظار عمومی خوار وخفیف کند و ازجایگاه معنوی آن  در جهان اسلام بکاهد برای آن که ابعاد و زوایای گسترده ای از نا کامی های خود را کتمان کند وهم چنان خود را در دید جهانیان قدرت مند نشان دهد،شیخ نمر را به شهات رسانده است تا افکارعمومی راحد اقل چند روزی به سوی دیگری معطوف دارد و بیش ازاین نا کامی های سیاسی رو به افزایش این رژیم اشکار و بر ملا نگردد.

علت دیگر به شهادت رسانیدن "شیخ نمر"کتمان شکست سعودی ها در جبهه سوریه است. رهبر شبکه تروریستی «النصره» هفته گذشته بر اثر حملات هوا پیماهای سوریه کشته شد. این فرد از چنان اهمیتی برخوردار بود که حتا رسانه های غربی اعلام کردند که کشته شدن او می تواند عربستان سعودی را ازراه یافتن به تحولات سیاسی سوریه باز دارد. در مذاکراتی که صورت گرفته بود جبهه «النصره» از معدود گروه های مسلحی بود که درروند سیاسی آن کشور دخالت و مشارکت داشت و می توانست به نیابت از عربستان سعودی درداد وستد های سیاسی نقش داشته باشد. اما کشته شدن رهبر این جبهه به معنای آنست که حکومت سعودی یکی از بازوان پرتوان خود را از دست داد و نقش سیاسی سعودی هرروز کمرنگ تر می شود. وبعد ازاین در معادلات سوریه آن گونه که انتظا رمی برد نمی تواندحضور داشته باشد و این شکست ها ممکن است حکام سعودی راچنان عصبانی کرده باشد که دست خود را به خون بی گناهانی الوده کند، شیخ نمررا به شهادت برساند تا شاید عقده های چرکین شکست را ازاین طریق جبران کند.

افزون بر علت هایی که بر شمرده شد آنچه به عنوان علت تامه می توان برشمرد آنست که هیچ رژیم استبدادی باقی نمانده ورژیم سعودی هم در حال اضمحلال وفرو پاشی قرار دارد .

   هر رژیمی که بخواهد باقی بماند باید به حد اقل خواسته های شهروندان  خود که آزادی بیان وعقیده است متعهد باشد، در حالی که رژیم سعودی از بدو تاسیس خود تا کنون به ارزش های انسانی پای بند نبوده وهیچ حقی ر ا به جای نیاورده است. تبعیض آشکاردر تمام ابعاد و زوایای زندگی مردم به وضوح دیده می شود. به سخن دیگر رژیم آل سعود بیش ازاین که یک رژیم سیاسی برای خدمت به مردم خود باشد. مردم این کشور را درگروگان خود داشته به هیچ تعهد مدنی پای بند نبوده وهیچ حقی را برای مردم خود محترم نداشته و نمی دارد.

   شیخ نمر برای احقاق حق شیعیان مبارزه می کرد، اما بسیاری از شخصیت های سیاسی غیر شیعی در آن کشور از حق سخن گفتن محروم هستند ومدت های مدیدی در خارج از آن کشور زندگی می کنند .رژیم ال سعود نیازمند تغیرات بنیادی است تا به یک رژیم پاسخ گوی تبدیل گردد. این رژیم با وضعیت کنونی خود در تقابل وتضاد با همه ارزش های دینی و مدنی دنیا قرار دارد . آنچه این رژیم را سر پای نگهداشته است نه ساختار همگین وهماهنگ آن با نیازمندی ها وتوقعات جهانی بلکه حمایت های بی دریغ ونا موجه غربی ها ازاین رژیم متحجر وارتجاعی است . شهادت "شیخ نمر" نشان می دهد که قدرت تحمل این رژیم هرروز کمتر می شود، استبداد وخود کامگی ابعاد وسیع ودامنه دار تری را می گیرد. هیچ بعید نیست که این همه کشتار وخون ریزی زمینه های ویرانی درونی این نظام منفوررا بیش از پیش فراهم آورد.