قومیت، متاع دکان فرصت طلبان!

     در پانزده سال گذشته بررغم شعار های چون دموکراسی ،حقوق بشرو...داده شده است اما نژاد وقومیت همواره به عنوان نردبان رسیدن به قدرت وثروت مورد استفاده قرار گرفته است. این گونه استفاده های سوء باعث شده است که شکاف میان قومیت ها افزایش پیدا کند،  روند ملت سازی با چالش های عمده ای مواجه گردد، نگاه قومی به حکومت وسیاست پررنگ ترشود. وقتی سخن از تاجیک ،ازبک وهزاره گفته می شود ده ها متولی پیدا می شود که خود را حامی این اقوامآن می دانند، نام این اقوام ونژاد ها را نردبانی برای رسیدن به قدرت وثروت ساخته  ومتولیان ازاین نردبان ها بالا رفته واین روند منفورکمابیش ادامه یافته است.

دراین میان تنها قوم سادات بود  که درچنین بد اخلاقی هایی آغشته وآلوده نشده بودند تا حدودی دامن از لوث چنین آلودگی هایی پاک نگاهداشته بودند

ادامه نوشته

رویداد های درد ناک وتسلیت های تکراری!

رویداد تروریستی سه شنبه شب یکی از درناک ترین حادثه ها در ماه های اخیر در کشوربود. حمله انتحاری دریکی از سازه های نزدیک ساختمان پارلمان کشور، خبر نا خوش آنید وتاسف باری بود . تاسف از چند جهت است. یک ازاین نظر  که بیش از پنجاه تن ازشهروندان بی گناه به شهادت رسیدند، تعدادی پرشماری نیز مجروح گشتند .تاسف دیگر ازآنست که این منطقه را یکی از مناطق زیر نظر ریاست امنیت ملی به ویژه حوزه پنجم امنیتی به حساب می آوردند که رفت و آمد ها به شدت تحت کنترل ونظر قرار دارد.

   وقتی حادثه ای چنین بزرگ اتفاق می افتد و ده ها شهروند مظلوم و بی گناه به خاک وخون غوطه ورمی شوند و کثیری از خانواده ها درسوگ عزیزان خود می نشینند، این پرسش خلق می شود که بررغم ادعاهای گزاف مسئولان امنیتی که اطمینان کاذبی ایجاد می کنند هرنقطه این کشور آسیب پذیر است ودشمن می تواند نفوذ کند و کمترین بی توجهی چنین حوادث درد ناکی را خلق می کند.

   مقام های مسئول امنیتی درچند روزگذشته نیز اعلام کرده بودند که دشمن درداخل نیروهای امنیتی نفوذ کرده تا دستی از داخل نیروهای امنیتی با دشمن هماهنگ نباشد، دشمن جرات نزدیک شدن به چنین مکان ها را نه خواهندداشت.

   اززبان رئیس امنیت ملی نقل قول شده است که گفته است

ادامه نوشته

جنگ و نا هنجاری های اجتماعی

جنگ وخشونت افزون برآن که جان آدمیان را می ستاند، خانه ها را ویران وخانواده ها را از داشتن یک زندگی انسانی محروم می سازد، سبب کثیری از عوارض و پی آمد های نا خواسته اجتماعی نیز می شود . فقر، فحشا، تکدی گری ها ی خیابانی،و بسیاری از انواع نا هنجاری ها را می توان مشاهده کرد که ریشه در نا امنی وخشونت های تروریستی دارد. البته در کنار خشونت، برخی ازاین گونه نا هنجاری ها دارای علت های ریز ودرشتی دیگر  نیزاست که نسبت مستیقم به خشونت های تروریستی ندارند و نیازمند تحقیق وتفحص میدانی است ومی طلبد که یک پژوهشگر اجتماعی با انگیزه قبلی به سراغ یافتن علت یا دلایل آن برود تا ریشه های هر کدام را دریابد.

      اما گاهی هیچ نیازی به انگیزه یا تصمیم قبلی نیست فقط یک ذهن تیز بین ونگاه نافذ می خواهد تا بسا از نا هنجاری ها را به وضاحت در گوشه وکنار شهر بنگرد.

 مثلا، کسانی که در کابل زندگی کرده اند، اگر نگاه کنجکاوی داشته باشند، گاهی نظر شان به تعدادی از زنان خوش پوش و با سرو وضع آراسته،جلب شده است که دسته جمعی ازیک بس شهری بیرون آمده، روی جاده پخش شده وشروع کرده اند دست تکدی دراز کردن، بعد از ده تا بیست دقیقه با به دست آوردن مقدار پولی بارخود را بسته و رفته وهمین بساط را جای دیگر ودرمحل دیگر پهن کرده اند.       

    گاهی زنانی را می توان دید که با چادرهای مندرس ساعت های طولانی در گوشه دیواری نشسته ودست تکدی می گشایند از عابران طلب کمک می کنند، اما گاهی برحسب اتفاق همان زن به ظاهر متکدی را می بینی که با همان پوزیشن خاک آلوده از جای بلند شده وچادر خود را تعویض کرده وچادر نوی به سر گذاشته وسیله نقلیه مدل بالایی آمده آن زن را ازآن  محل برده است.

دیدن این صحنه همانند فیلم های سینمایی است که پرسش های بی شماری درذهن ها خلق می کند وبرای یافتن کنه واقعیت این ها باید بر بال خاطره ها نشست به سیر آفاق وانفس پرداخت.

   گاهی می بینی که زنی جوانی دست تکدی دراز می کند که کاکا خیر بده! اما توجهت به دستان حینا بسته اش جلب می شود که با ظرافت وهنر مندی تمام به نقش ونگار دست خود پرداخته با همان دست پرنقش ونگارو رنگارنگ به تکدی گری پرداخته و از مردم کوچه وبازار می خواهد که به او پول بپردازد.

     میان این دستان حینا بسته واین تکدی گری هیچ نسبتی نمی توانی برقرار کنی؛ چگونه زنی که از فرط ناداری وناچاری وگرسنگی دست به سوی مردم می گشاید چنین فرصتی در اختیار دارد که با ظرافت بنشیند وبه نقش ونگارگری دستان خود بپردازد|، آنگاه این دستان پررنگ رونق به سوی مردم دراز کند، این دست را وسیله برای درآوردن نانی بسازد؟ 

ادامه نوشته

یکه سالاری؛ واژه کهنه ، مصداق نو

رئیس جمهوراشرف غنی دستور داد تا دو معاون سابق وزارت داخله افغانستان ممنوع الخروج شوند، این که به کدام جرم، گفته نشده است.هم چنان رئیس جمهوروظیفه وزیرمخابرات را به حال تعلیق درآورد،علت هم اینگونه شمرده شده که این وزیر به هیئات هایی که برای بررسی کارکرد آن وزارت گسیل می شده است همکاری درست نکرده است! این اتهام گرچه ازسوی آن وزارت رد شد.

. این دو فرمان ازسوی رئیس جمهور به اداره های زیر دست او ابلاغ شد تا اجرا شود. این اولین وآخرین فرمان ازاین دست نبوده ونیست، در گذشته نیز چنین فرامینی صادر شده در آینده نیز چنین خواهد شد.

   اما دردنیای کنونی که بشربه رشد و بالندگی سیاسی واجتماعی دست یافته وهمه امور را از مجاری قانونی انجام می دهند، دور زدن قانون و یا زیر پای نهادن قانون نه تنها امر مطلوب نیست که انحطاط سیاسی وفکری یک جامعه وحکومت را به نمایش می گذارد. جامعه ای که با قانون اداره نشود با فرمان به هیچ عنوان اداره نه خواشد. قانون به حاکم اقتدار می دهد وچهارچوب تعین می کند در حالی فرمان یک حاکم را از ازاین چهارچوب بیرون می برد وکمترین حد اخلاقی را که قانون باشد نیز ازاو می ستاند.

ادامه نوشته

قانون اساسی و ضرورت باز نگری آن!

هفته گذشته به عنوان هفته قانون اساسی مورد تجلیل قرار گرفت. در روز های پایانی هفته گذشته روءسای هردو جناح حکومت از ضرورت عمل به قانون اساسی سخن گفتند، اما بی این تفاوت که، اشرف غنی از ضرورت عمل به قانون اساسی سخن گفت و ازاصلاح قانون اساسی وتغیررژیم براساس قانون سخنی به میان نیاورد در حالی که جناح دیگر حکومت از تغیر قانون اساسی وایجاد یک سیستم پالمانی سخن گفت.

   یکی از پرسش های اساسی ای که درهفته گذشته مطرح شد ومورد توجه برخی رسا نه ها قرار گرفت این بود که چه لزومی به تغیر قانون اساسی وجود دارد، واگر قانون اساسی تغیر پیدا کند کدام یکی از نیازهای اساسی مردم برآورده می شود؟

 در پاسخ به این پرسش دید گاه نظری وتجربی چندی وجود دارد که مطرح کردن هر کدام آن، نیازمند مجال ومقال جداگانه است اما دراین کوتاه نبشته به دو سه مورد ازاین سنخ دیدگاه می توان اشاره داشت.

ادامه نوشته

حاشیه های سال 2016

   سال 2016 میلادی به پایان رسید. رسا نه های گروهی جهان وافغانستان هر کدام به سهم خود مطالب متنوع وگونا نی را راجع به تغیر وتحولات جهان در سال گذشته تدوین ویاد آوری کردند و ذهن خوانند گان وشنوگان خود را مشوب ومشروب نمود ند .

   از جمله رویداد های مهمی که اکثر رسانه های گروهی داخلی و بین المللی مکرر برآن اشاره کردند پیروزی "دونالد ترامپ" در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده امریکا بوده است.ترامپ" با ویژگی هایی که برای آن برشمرده اند یک چهره جدید ویک پوزیشن منحصر به فرد در میان سیاست مداران ونخبگان سیاسی امریکا به حساب می آید. پیروزی ترامپ با حواشی ای که تا هنوز داشته است مورد توجه بسیاری از رسا نه های گروهی واصحاب مطبوعات بوده است.

یکی از نکات محوری در پیروزی ترامپ آنست که او به عمر حکومت هشت ساله حزب دموکرات بر کاخ سفید پایان داد.

  درمیان این همه گفته ها به نظر می رسد که نکات جالب توجهی که یا از دید رسا نه ها پنهان مانده یا آن که عمدا به آن توجه صورت نگرفته است نکات چندی است که اگر چنانچه جدی گرفته شود می تواند بر آینده جهان تاثیر ژرفی برجای بگذارد. این نکات در واقع یک پارادایم جدید سیاسی را در عرصه بین المللی به وجود می آورد. آن نکات مورد نظر این ها است.

ادامه نوشته

فاز جدید اختلافات روسیه وامریکا

به نظر می رسد که فاز جدیدی از اختلافات روسیه وایالات متحده امریکا آغاز یافته است. آنچه قبل ازاین مورد توجه کار شناسان وتحلیل گران قرار داشت اختلافات سیاسی میان دو کشور برسربحران سوریه بود. گویا،به تدریج ابتکار عمل از دست امریکایی ها بیرون می شود ومیدان دار معرکه سوریه روس ها ومتحدان آن می شود . ازاین جهت است که امریکایی ها به هر بهانه ای می خواهند روسیه را تحت فشاربیشتر قرا داده و اینک مقام های امریکایی به بهانه ای دخالت روسیه در انتخابات ریاست جمهور امریکا و وارد شدن به نفع جمهوری خواهان،  می کوشد با ایجاد محدودیت های بیشترواعمال تحریم علیه روسیه فشار هایی بیشتری را برآن کشور وارد آورد.

   اخراج بیش از سی دپلمات روسیه از امریکا وتحریم دونهاد امنیتی آن کشور وهم زمان مقابله به مثل روسیه، هردو کشور را در فازجدید از تقابل قرار داده و هرکدام دیگری را متهم می دارند.

ادامه نوشته

ششم جدی وزمینه های سیاسی واجتماعی آن

 

بخش دوم وپایانی

حکومت کودتا:

یکی از پرسش هایی که ممکن است درذهن خوانندگان جوان به وجود آید آنست که ، حزب دموکراتیک خلق چگونه ودر راستای تحقق کدام اهداف شکل گرفت؟

 

قبل از این که در پی یافتن پاسخ بربیآئیم، لازم می دانم به دونکته توجه صورت گیرد ، نخست این که تحولات کشورهای جهان سومی به ویژه افغانستان، بیش ازاین که برخواسته ها وضررو ت های داخلی باشد بیشتر از همه متاثر از شرایط خارجی وتحولات بین المللی بوده است.

 دوم این که در تحلیل تحولات آن زمان افغانستان یک عنصر ، تاثیر گزار را باید مد نظرقرار داد و به عنوان محورهمه تحولات مد نظر قرار داد که همانا تقسیم جهان به دو قطب شرق وغرب است .

   هرگاه تحولات ریز و درشت جهان بدون در نظر گرفتن این قاعده کلی مورد تحلیل قرار گیرد، بی گمان دچار خطا های دشوارفهمی خواهیم گشت .لذا وقتی به تحلیل تاریخ آن زمان می نشینیم دوقطبی بودن جهان وتاثیر آن را بر سایر تحولات جهان به مثابه عمود میانگین خیمه تحولات باید مد نظر قرار داد.

    اما پاسخ پرسش احتمالی به گمان این قلم آنست که قبل از 1964یا 1343 ه،خورشیدی، که قانون اساسی افغانستان تدوین یابد ، حکومت مشروطه اعلام شود واحزاب سیاسی امکان تشکیل پیداکند، زمینه های حضور امریکا در افغانستان در وادی هلمند تحت نام " پروژه آبیاری هلمند" فراهم آمده بود. حضور ایالات متحده امریکا در همجواری شوروی امری نبود که ازجانب شوروی ها به سهولت پذیرفته شود. لذا همین که حضور امریکا در آن پروژه تثبیت گردید، شوروی درصدد بر آمد تا موانعی درراه پیشرفت پروژه هلمند که حضور امریکا را در افغانستان تثبیت می کرد وجای پای محکمی برای آن کشور به وجود می آورد ایجاد کند .

   

ادامه نوشته

شش جدی و زمینه های سیاسی اجتماعی آن

بخش اول

      شام گاه پنجم جدی 1358 هیچ گاه ا ز حافظه تاریخی مردم افغانستان محو نمی شود.  روزی که  آسمان کابل شاهد فراز و فرود های مکرر و بی وقفه هوا پیماهای غول پیکر روسی از میدان های هوایی خواجه رواش وبگرام کابل بود.

      هوا پیماها غرش کنان ،به هوا چرخ می زدند، وبر زمین می نشستند. هنوز غرش هوا پیماها در آسمان می پیچید که صدا ها ی گوش خراش چرخبالهای نظامی آرامش شهر را برهم می زد و امواج صوتی را به تلاطم می داشت . هم زمان چندین چرخ بال از شمال کابل نمودار می شدند درفضای شهر به گردش در می آمدند از چشم ها پنهان می شدند. گرچه آرامش وامنیت خاطر مدت ها بود که از آسمان و زمین کابل درمجموع از افغانستان رخت بسته بود، اما روز بیست وپنجم جدی هر لحظه بر شدت نا آرامی افزوده می شد، فضای بسیار ملتهب وهیجانی راپدید آورده بود.

    هیچ کس نمی دانست که پشت اینغرش های سهمگین چه رخدادی درحال شکل گرفتن است و چه حادثه ای قرار است که رخ دهد، مادرحوادث چه کودکی را به زمین خواهد نهاد؛

   آفتاب زمستانی به کندی حرکت می کرد، انگار وزن سنگینی  بر گردن او افگنده باشند ت ازحرکت سریع باز ماند و او لحظه های خونین زمان را ثبت وضبط کرده وشاهد تحولات خونین دراین کشور باشد.

ادامه نوشته

پشت صحنه های ماجرای ایشچی و دوستم!

ازنخستین روزهایی که سناریوی احمد ایشچی وجنرال دوستم روی صحنه رفت، برخی رسا نه های گروهی این سناریوی مضحک را به نمایش گذاشتند؛ دو نوع برداشت وجود داشت وهنوزهم دارد.

   یکی برداشت کسانی است که ماجرای ایشچی ودوستم را به چشم یک واقعی می بینند که اتفاق افتاده وجنرال دوستم در ایجاد وشکل دادن چنین سناریو رسما دخالت کرده است، چون این سناریو را عاری از هر تخیل وپیش زمینه می بینند ، بدین باور هستند که این ماجرا باید از سوی نهادهای عدلی وقضایی مورد پیگرد قانونی قرار گیرد وسرانجام جنرال دوستم به پنجه قانون سپرده شود!

  چنین به نظر می آید که این طیف آدم ها  ازاین واقعیت بی خبراند که بسیاری از رویدادهای کنونی ریشه در گذشته دارد، کسانی که گذشته این گونه ماجراها را نمی دانند گمان می برند که رخداد کنونی در همین زمان رخ داده عامل یا عاملانی دارد.

   نکته دوم آنست که در افغانستان قانون هیچ وقت "پنجه" نداتشه اگر پنجه ای تراش خورده ای هم بوده در اختیار سیاست مداران وارباب قدرت قرار داشته وهیچگاه در خدمت برقراری عدالت نبوده است . این که عاملان این حادثه به پنجه قانون سپرده شود از همان حرف های خنده داری است که تا هنوزبارها اظهارشده است.

ادامه نوشته