یک.ن نکات این ها استیکیییی آقای ترامپ در نخستین روز های بر گزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایالات متحده امریکا با صراحت گفت که علیه داعش وگروه های تروریستی در خاورمیانه شدت عمل به خرج خواهد داد یا اتحادی را غرض مبارزه با داعش به وجود خواهد آورد(نقل به مضمون) این روش بر خلاف روش معمول سیاست ورزی در ایالات متحده امریکا به ویژه در دوران آقای اوباما بود است.

    رئیس جمهورکنونی امریکا نیز گرچه از نا بودی داعش سخن گفته اما در عمل  آنچه به چشم آمده است برخورد قوی ونیرومندی با جریان داعش در سوریه نداشته است. امریکایی ها کوشیده اند که جریان غرب گرای مخالف دولت سوریه را در پشت سر گروه داعش قرار دهند تا پا به پای داعش حرکت کند و بتواند موقفی را نصیب خود سازد.

   گفته های "دونالد ترامپ" در واقع فاز جدیدی درسیاست های ایالات متحده امریکا درقبال داعش می تواند به حساب آید. دو.نکته دیگری در سخنان ترامپ برجسته بود این که ترامپ بر نا بودی داعش تاکید کرد در حالی اوباما نوک پیکان حملات خود را متوجه حکومت اسد ساخته بود و او را بزرگترین مانع در راه اهداف خود در خاورمیانه به حساب می آورد. اگر این گفته ها به عنوان سیاست خارجی حزب جمهوی خواه تبدیل شود حکومت ترامپ با همین مشی حرکت کند بی تردید که دگردیسی بسیاری را می توان در سیاست های ایالات متحده امرکیا نسبت به جهان وخاورمیانه شاهد بود.

     سه. نزدیکی ترامپ با رئیس جمهور کنونی روسیه گفته شده است. بر اساس برخی گزارش هایی که در زمان انتخابات ریاست جمهور ایالات متحد امریکا منتشر شد گفته شد که او علاقه ای خاصی به رئیس جمهور پوتین دارد به گفته برخی آگاهان میان پوتین وترامپ سنخیت هایی فکری قابل مشاهده است. اگر این گفته قرین به واقعیت باشد باز هم در آینده شاهد نزدیکی دو قدرت تاثیر گزار جهانی خواهیم بود.

 وچهارمین نکته، اتهام مقام های حزب دموکرات بر رورسیه دردخالت در امور انتخابات امریکا به نفع حزب جمهوری خواه وسکوت حزب جمهوری وآقای ترامپ است. این اتهام تا انـجایی پیش رفته است که در روزهای اخیرشاهد تنش هایی جدیدی در روابط میان امریکا و روسیه بوده ایم، بیش ازسی تن از دپلمات های روسی از امریکا اخراج شدند، هم چنان اعمال تحریم هایی را نیز شاهد بوده ایم.

اگرنکاتی که برشمرده شد روی آن مکث ودرنگ صورت گیرد آینده میان دو ابرقدرت چه سان خواهدبود؟

    اگر چنانچه سران حزب دموکرات درامریکا برسر قدرت بودند وسیاست کنونی حکومت امریکا هم چنان اعمال می شد، بی تردید که جهان به سوی دو قطبی شدن بیشتربه پیش می رفت، تنش هایی فراوانی میان دو قدرت جهانی بیش از پیش صورت می گرفت، بحران خاورمیانه بیش از پیش پیچیده می شد ، داعش هم چنان به عنوان یک گروه تروریستی با ماهیت وکار کرد چند گانه درخاورمیانه حضور می داشت و حتا دامنه آن به سایر نقاط جهان کشیده می شد ، بسیاری از کشورها قربانی تنش میان دو قدرت جهانی می شدند و بحران افغانستان متاسفانه رنگ رقت باری به خود می گرفت وطالبان این بار با مشروعیت بیشتری به آدم کشی می پرداختند.

    اما اگرنکاتی که برآن اشاره رفت مورد توجه قرار گیرد وآقای ترامپ به شعارهایی که داده است پای بند باشد آینده جهان سمت وسوی دیگری خواهد گرفت، رویکردها و سیاست های جدید در راه خواهد بود.

    گرچه دشوار است که بتوان آینده میان دو بلوک قدرت را تصویر کرد، چون نزاع میان دو قدرت همواره برای رسیدن به منافع شکل می گیرد، منافع هم یک رنگ ویک شکل ندارد ازاین جهت می تواند این نزاع و رقابت ها همیشه در همه جای وبه همه شکل آن ادامه پیدا کند. اما و هزاراما؛ اگر چنانچه تنش جدیدی میان دو بلوک قدرت خلق نشود، بهانه های رویارویی میان دو قدرت جهانی به وجود نیاید وآقای ترامپ هم چنان به گفته های خود متعهد بماند، بی تردید که آینده جهان امن تر خواهد بود نا امنی ها فرو کش خواهد کرد حد اقل تا ز مانی که ترامپ برسکوی قدرت امریکا تکیه زده باشد جهان امن تری را شاهد خواهیم بود.