جنبش روشنایی، آزمونی برای حکومت!

انتقال برق ازآسیای میانه  ازطریق سالنگ سرانجام به ایجاد جنبش روشنایی منجر
شد ودراولین اقدام این جنبش، تظاهرات گسترده ای را در شهر کابل به راه انداخت. دراین
تظاهرات سران ورهبران جنبش، همه خواهان عدالت بودند. بدین معنا که رهبران این جنبش
بدین باورهستند که انتقال برق ازآسیای میانه ازطریق سالنگ یک حرکت غیرعادلانه
درکشور است. هر کدام این رهبران دلایلی محکمی 
آوردند تا حکومت را وادار سازند که بر تصمیم خود تجدید نظر کند وتصمیم
یازدهم ثور را ملغی اعلام کند و صدای اعتراض مردم 
را پاسخ مثبت دهد. اما تا این جا جنبش، به پیروزی بزرگی دست یافته است.از
یک طرف صدای عدالت طلبی در قالب گفتار نرم ومدنی ارایه شده است وهیچ گونه خشونتی
که جنبش را از راه مدنی خود بیرون برده باشد دیده نشده است ،این فرایند می تواند
یک پیروزی بزرگی برای تمام راهپیمایان جنبش روناشیی باشد. معنا ی دیگر این سخن
آنست که سران جنبش به حد لازم از عقلانیت وخرد ورزی برخودارهستند که توانسته اند
راهپیمایان را به سوی یک حرکت مدنی راه نمایی کنند.هم چنان این جنبش به حکومت
هشدارداده است که درصورتی که به خواسته های مردم توجه صورت نگیرد، منتظر فداکاری های
بیشتری ازسوی این جنبش باشد.

ادامه نوشته

زبان و دموکراسی!(1)

    برخورد خشن طرفداران رئیس جمهور اشرفغنی با یک شهروند افغانستانی مقیم لندن،موجی از واکنش ها را در محافل سیاسی و رسانه ای بوجود آورده است. این پرسش بوجود آمده است که اگر امکان بستن زبان و قلم رسانه های گروهی در افغانستان وجود داشته باشد، آیا حکومت افغانستان مبادرت به این کار نخواهد کرد، وانتقاد رسانه های گروهی به محاق استبداد نخواهدر فت؟

  پاسخ بسیاری دربرابر این پرسش مثبت است، یعنی اگر حکومت افغانستان توان مقابله بارسا نه های گروهی منتقد را داشته باشد، بی تردید زبان رسانه ها را خواهد بست وهیچ کسی نخواهد توانست که از حکومت انتقاد کند یا حق خود را مطالبه نماید. ازطرف دیگر برخورد حکومت با مطالبات شهروندی دارای یک لایه، یک سطح نازک  نیست ،بلکه خواسته های شهرندان دارای لایه های زیرین نیز است وآن داشتن حقی است که درقانون اساسی کشور تعریف شده است. اولین  و زیربنایی ترین حقی که هرشهروند کشور دارد اینست که از حکومت می پرسد که هیچ کس دراین کشور به هر جناحی ودسته ای که وابسته باشد، و دارای هر قومیت وملیتی که باشند دارای حق پیشین نیست. را ی ملاک معیار است. مردم است که به آنها حق می دهد که در راس حکومت قرارگیرند یانه؟

ادامه نوشته

دور پنجم با چه امید؟

گرچه التهاب اجتماعی ناشی از پروژه خط انتقال برق آسیای میانه( توتاپ) تمام حر ف وحدیث ها را تحت تاثیر برده است، ولیکن آن گونه که دیده می شود،صلح وگفت و گو با طالبان هنوزهم یکی از موضوعات مطرح در افغانستان وکشورهای همسایه افغانستان است.

     وزارت خارجه پاکستان اعلام کرده است که، دور پنجم نشست های چهار جانبه،میان حکومت افغانستان وپاکستان  از یک طرف و حضور نمایندگان دو قدرت بزرگ جهانی یعنی چین وایالات متحد امریکا ازطرف دیگربر گزار خواهد شد .

    این درحالیست که اشرف غنی نیز در نشست لندن با شدید ترین لحن از پاکستان انتقاد کرده است که بر رغم در خواست های مکرر حکومت افغانستان، هیچ واکنش مثبتی از سوی حکومت پاکستان ابرازنشده و آن کشور در موضع خود نسبت به طالبان تغیری بوجود نیاورده است. گرچه  وزارت خارجه پاکستان اعلام نکرده است که تدویر نشست آینده باچه طرح جدید همراه خواهد بود، ولیکن پیش یینی ها حاکی است که نشست جدید نیز تحولی در دید گاه کشورهای شرکت کننده درنشست نخواهد آورد. ممکن است پاکستانی ها  این نشست را برای مقصدخاصی طراحی کرده باشند که تا ازیک طرف انتقاد های رئیس جمهورغنی راپاسخ داده باشند ، از یک سوی دیگر انتقادهای برخی نهاد های امریکایی را از جواب گفته باشند،یا آن که کم کاری وبی تفاوتی های خود را دربرابر نمایندگان دو کشور بزرگ جهان یعنی چین وایالات متحده امریکا توجیه کنند.

   پاره ای از تحلیل گران هم بدین باورهستند که تکیه مقدماتی دور پنجم نشست چهار جانبه پیش ازآن که برای بررسی و بوجود آمدن یک راه حل سیاسی میان حکومت افغانستان وطالبان باشد بیشتر برای توجیه عملکرد حکومت پاکستان و نشان دادن حسن نیت برای نماینده های کشورهای بزرگ جهان است، زیرا حضور این دو قدرت جهانی نوعی امیدواری ایجاد کرده بود که می توانست تسهیلاتی برای روند صلح ایجاد کند.  وقتی حکومت پاکستان عملا دراین راه تلاش نمی کند به معنای بی توجهی به خواست های کشورهای بزرگ جهانی نیز شمرده می شود. ازاین جهت است که تلاش می کند چهره ای موجهی از خود به نمایش بگذارد تا از فشار های احتمالی بکاهد. خبر هایی هم که چندی قبل منتشرشد آمده بود که کنگره ایالات متحده امریکا با فروش جنگده های اف 16 ساخت آن کشوربه پاکستان موافقت نکرده است .اهم دلایلی که ازسوی کنگره امریکا مطرح شده بود، این بود که حکومت پاکستان صداقت لازم را درمبارزه با تروریزم از خود نشان نداده است. ممکن است راه اندازی دور پنجم مذاکره چهارجانبه، برای توجیه عمل پاکستانی ها صورت گیرد تا نشان دهد که در مبارزه با تروریزم جدی هست ومی خواهند کاری انجام دهد ودر نتیجه امتیاز ها سلب شده را به خود باز گرداند.

ادامه نوشته

وای ازآن روزکه بگندد نمک!

فیلسوفان سیاست برای این که فساد کاهش پیدا کند وقدرت در یک نقطه تمرکز نیابد قدرت دولتی را به سه قوه تقسیم کرده اند.

   بررغم ای تقسیم قدرت، قوه مجریه  ازجایگاه ویژه برخوردا ر است، هم مجری قانون است وهم حافظ قانون .رئیس جمهور حق دارد نسبت به نقض قانون ازسوی سایر قوا اعتراض کند. اما اگر درکشور ی چنین باشد که قانون توسط رئیس جمهور نقض شود به معنای آنست که درهیچ نهاد  قانونی، قانون جدی گرفته نمی شود.

   افغانستان یکی از همان کشورهایی است ،که بررغم داشتن قانون اساسی، رئیس  جمهور،به نقض قانون به صورت سیستماتیک پرداخته وهنوز هم می پردازد.

  درتازه ترین گزارشی که از سوی یک نهاد غیر دولتی به نام "خانه آزادی" افغانستان منتشر شده آمده است که درچهارده  سال گذشته بیش از نود ودو(92) مورد قانون اساسی ازسوی قوه مجریه که درراس آن رئیس جمهور قرار دارد نقض شده است.

 این گزارش معناهای گونا نی را درخود نهفته دارد. یکی ازعلت هایی که نقض قانون به صورت سیستماتیک نقض می شود آنست که ،ممکن است رئیس جمهور اصلا اعتقادی به قانون نداشته باشد. اگر تحقیقات نشان دهد که رئیس جمهور معتقد به قانون اساسی نیست، باید میکانیزمی وجود داشته باشد یا آنکه  بوجود آید که شخص رئیس جمهور را مورد باز خواست قرار دهد یا این که صلاحیت او را مورد باز نگری مجدد قرار دهد وراه هایی قانونی برای خلع او وجود داشته باشد.

    وقتی یک نهاد ویا فردی به عنوان مجری وحافظ قانون خود به نقض سیستماتیک قانون می پردازد باید یک فکر بنیادی در مورد آن صورت گیرد تا مردم ازشر او ایمن شوند.

    گرچه برخی سخن گویان رئیس جمهور، نقض قانون را به حکومت کرزی نسبت داده ، اما واقعیت ها آشکار تر ازآنست که سخنگویی آن را انکاریا کتمان کند .

    در این که نقض قانون توسط کرزی صورت گرفته واین نقض بسیارصریح وآشکار هم بوده است هیچ تردید وجود ندارد؛ اما حکومت کنونی به مراتب زشت تر وقیحانه تر از حکومت کرزی به نقض قانون پرداخته است . برهنه ترین نقض قانون را می توان درتداوم کار مجلس نمایندگان کشور دید . اگر رئیس جمهور اصلاحات کمسیون های انتخاباتی  رابه تاخیر نیافگنده بود،اصلاح آن نهاد ها با مخالفت غیرعاقلانه رئیس جمهور مواجه نمی شد، با اصلاحات ساختار های کمسیون های انتخاباتی ، انتخابات پارلمانی به موقع خود بر گزار می گردید، وضعیت این قدر آشفته باقی نمی ماند.

ادامه نوشته

حکومت، تنگ نظری یا تُنگ اندیشی؟

      تغیر مسیر انتقال برق «توتاپ »موجی از واکنش ها را درمیان مردم بوجود آورده است . اگر صفحه های مجازی نمایانگربخشی افکارعمومی باشد می توان التهاب اجتماعی را به وضوح مشاهده کرد. اولین پرسشی که مطرح می شود آنست که چرا حکومت  می خواهد این پروژه تغیرمسیر پیدا کند، به جای مسیر بامیان، از مسیر سالنگ ها عبور داده شود؟

    اگرسروی(تحقیق) متخصصان المانی دارا ی ایراد تخنیکی است، باید حکومت به مردم نشان دهد وتوجیه کند که نسبت وجود این مشکلات تخنیکی،این پروژه از مسیر بامیان نمی تواند عبور کند، به جای آن مسیرسالنگ ها درنظر گرفته شده است. اگر مشکل سیاسی وجود دارد، باز هم حکومت باید به جای تصمیم گیری های یک طرفه وبدون سبب،مشکل را با مردم درمیان بگذارد تا قناعت عمومی حاصیل شود. اگر هردو توجیه حکومت منتفی باشد چه دلیلی دارد که حکومت بر رغم کارهایی که متخصصان خارجی انجام داده اند،بر تغیر مسیر لاین برق اصرار می ورزد و باعث التهاب اجتماعی می شود؟

ادامه نوشته

حکومت وبحران سازی !

تصمیم سران حکومت وحدت ملی مبنی برانتقال برق آسیای میانه(توتاپ) ازبلندی های سالنگ، موجی از اعتراض های مدنی وعدالت طلبی های شهروندی را به همراه آورده است.

    روز جمعه گذشته مردم بامیان به خیابان های شهربامیان آمدند وشعارعدالت سردادند وخواستارختم نگاه  تعصب آمیز وتبعیض آلود حکومت نسبت به مردم بامیان شدند. مردم خواستارتوسعه متوازن بودند ،توسعه ای که مردم آن ولایت بررغم واجد بودن همه شرایط، هیچ بهره ای ازان نبرده است.نگاه تبعیض امیز حکومت های گذشته بسا امکاناتی را که حق مردم بود ازآنها دریغ داشته است،ومجموع سرمایه گزاری هایی که می توانست در رشد اقتصادی آن منطقه موثر واقع شود درآن جا صورت نگرفته است.

   نگاهی یک سویه به بامیان و مناطق مرکزی نگاه تبعیض آمیز تاریخی است و اگر حکومت های گذشته با دید انسانی می نگریستند و بامیان را به عنوان یک قطب مهم صنعت گردشگری کشور به حساب می آوردند، بی تردیدکه مردم بامیان از وضعیت به مراتب بهتری برخورداربود،و صنعت گردشگری می توانست دراقتصاد کل کشور از اهمیت قابل توجهی برخوردارباشد.

ادامه نوشته

حکومت وبحران سازی !

تصمیم سران حکومت وحدت ملی مبنی برانتقال برق آسیای میانه(توتاپ) ازبلندی های سالنگ، موجی از اعتراض های مدنی وعدالت طلبی های شهروندی را به همراه آورده است.

    روز جمعه گذشته مردم بامیان به خیابان های شهربامیان آمدند وشعارعدالت سردادند وخواستارختم نگاه  تعصب آمیز وتبعیض آلود حکومت نسبت به مردم بامیان شدند. مردم خواستارتوسعه متوازن بودند ،توسعه ای که مردم آن ولایت بررغم واجد بودن همه شرایط، هیچ بهره ای ازان نبرده است.نگاه تبعیض امیز حکومت های گذشته بسا امکاناتی را که حق مردم بود ازآنها دریغ داشته است،ومجموع سرمایه گزاری هایی که می توانست در رشد اقتصادی آن منطقه موثر واقع شود درآن جا صورت نگرفته است.

   نگاهی یک سویه به بامیان و مناطق مرکزی نگاه تبعیض آمیز تاریخی است و اگر حکومت های گذشته با دید انسانی می نگریستند و بامیان را به عنوان یک قطب مهم صنعت گردشگری کشور به حساب می آوردند، بی تردیدکه مردم بامیان از وضعیت به مراتب بهتری برخورداربود،و صنعت گردشگری می توانست دراقتصاد کل کشور از اهمیت قابل توجهی برخوردارباشد.

ادامه نوشته

دشمن مکار وحکومت درمانده!

به نظر می رسد که حکومت افغانستان دست از همکاری طالبان شسته و دل از دوستی واستعانت پاکستان پاک کنده است. این وضعیت وقتی ایجاد شده است که حکومت افغانستان از نخستین روزهای سرکار آمدن، با رفت وآمد های گرم وصمیمی می خواست سردی روابط رابه گرما تبدیل کند وازطریق این گرمابخشی مشکل عمده افغانستان با پاکستان ر اکه طالبان است حل وفصل نماید .

   در فصل زمستان که فصل کاهش حملات طالبان  است ،پاکستانی ها می کوشند که راه مذاکره با حکومت افغانستان گرم شود وحد اقل سرگرمی ایجاد شود که روابط دو طرف از گرما خالی نباشد . دراین فصل، مقام های حکومت افغانستان به این توهم فرومی روند وچنین پنداری بوجود می آید که پاکستان گویا راه مذاکره با طالبان را فراهم خواهد کرد ومشکلات کشور به تدریج حل خواهد شد. اما گویا حملات اخیر طالبان بویژه اعلام جنگ بهاری این گروه علیه حکومت افغانستان این ذهنیت را بوجود آورده است که پاکستانی ها به هیچ وجه قابل اعتماد نیستند  و نمی توان امیدی به قول وقرار های حکومت پاکستان بست ودست از سایر تلاش ها شست ونشست.

    ازاین جهت حکومت می خواهد راه هایی دیگری برای برون رفت از وضعیت کنونی جست وجوکند،و آن شکایت از پاکستان درمجامع ونهاد های بین المللی است، تجربه ای که رئیس جمهو رسابق افغانستان ، در کار نامه خود دارد.

ادامه نوشته

عدالت در بند ذهنیت های توتالیتر!

سخن رانی فاروق اعظم در ارگ ریاست جمهوری، تا هنوز با
واکنش های گونا گونی  روبرو شده است. برخی سخنان
نا فرهیخته او را تقبیح کرده اند،برخی نیز همانند کسانی که در سخنان او کف می زدند
ازاو حمایت کرده اند.  اگر نیک بنگریم سخن
رانی این شخص، دارای ابعاد و زوایای گونا گون است. یکی از جنبه های آن سخن رانی
سیاسی بودن او است که واکنش های سیاسی بر انگیتخه،  بر خی اعتراض کرده اند که چرا درمورد دانشجویان
دایکندی چنین سخنان نا روایی گفته است. بهتر بود فاروق اعظم به جای نکوهش مردم
ودانشجویان دایکندی آنها را مورد حمایت 
قرار می داد،تشویق می کرد تا این که سرزنش کند. مردمی که با تمام توان با
فقرومحرومت های طبیعی مبارزه می کنند، گرسنه می خوابند؛ اما درس وتعلیم وتعلم ر ا
ترک نمی کنند.  اگر او از نبود درس یا تعلیم
وتعلم در لوی قندهار یاد می کند این رنج ومصیبت برای همه است وبجای آن که دیگران
را مورد ملامت ویا شماتت قر ردهد، باید راه و راهکارهایی پیدا کند تا لوی قندها
نیز درس وتعلیم را ازاولویت های خود قرادهند. این که این کار صورت نمی گیرد یکی از
علتها آنست که این گونه افراد گوشه عافیت نشسته اند به میان مردم نمی روند تا آنها
را تشویق به درس وتعلیم وتعلم کنند واز خشونت باز دارند.

ادامه نوشته

دو روی سکه هشت ثور!    

    هرروزی که می آید دنباله روزگذشته است. واگر روز گذشته همراه بامتاعب ومصایب بوده است و روز جدید پایان روز گذشته وپایان مصیبتی است که برمردم رفته است. این روزمبارک ومیمون است، وباید از آن تجلیل کرد که حد اقل باری ازدوش مردم بر گرفته است.

   .درهشت ثور،قضیه از همین قرار است می توان هشت ثور را تجلیل وتکریم نمود و گفت، این روز یک روز مبارک ومیمون است، چون بار بزرگی از مصیبت ها ازدوشد مردم برداشته شد. ونشاید گفت که لکه ننگی بردامن تاریخ تاریخ افغانستان  است .

    بنابراین یک رو ی سکه هشت ثور پایان رژیم منفور نجیب الله  رابه یاد می آورد،که بعد از رفتن روس ها، هم چنان بر اریکه قدرت سیاسی افغانستان تکیه داده بود. و او چه درزمان ریاست جمهوری خود و چه درزمانی که  ریاست خدمات دولتی یا «خاد» را به عهده داشت از هیچ جنایتی در حق مردم دریغ نکرد . گرچه دراخیر عمر خود پوست میش پوشید وچهره ای دموکراتی از خود دراذهان ترسیم کرد، اما کسانی او را ازدیر زمان می شناختند، هیچ گاه  او را باور نکردند وسخنان اورا جدی نگرفتند. وقتی به او می نگریستند اورا از ورای پوستی که پوشیده بود  تحلیل وارزیابی می کردند. لذا هشت ثور یک بعد نفی دارد وآن شکست  رژیم نجیب الله وافول حزب دموکراتیک خلق است.

  ازاین جهت این روز مبارک ومیمون است واین قدم نیک ومبارکی بود که درراه پیروزی برداشته شد

   هشت ثور به این معنا پایانی بر رنج ،محنت ومصیبتی بود که مردم افغانستان از سال 1357 تاسال 12371 تحمل کردند و دراین روز پیروزی مردم میسر شد واندکی از متاعب ومصایب مردم کاسته شد،    آرامش نسبی برای مردم به وجود آمد.لذا نفس پیروزی مردم  بر یک حکومت دست نشانده و مزدور می توانست یک گام مثبت به سوی بهروزی تلقی گردد.

ادامه نوشته

آن روی سکه صلح خواهی اشرف غنی!

حملات تروریستی گروه طالبان درکابل، گویا مزاج آقای
اشرف غنی را از صلح خواهی به جنگ طلبی تغیرداده است . خبرهایی های منتشر شده است
حاکی است که، آقای غنی در یک چرخش 180 درجه ای روی از صلح بر گرفته وسیاست جنگ با
طالبان را درپیش گرفته است. کسانی که سفرهای بعد ازبه قدرت رسیدن او به پاکستان
ونشست های پرامید  او را با مقام های اسلام
آباد،برخورد سهل انگارانه او را در سال گذشته در اشغال قندز با طالبان ، چهار دور
نشست های فشرده حکومت افغانستان وپاکستان و با حضور نمایندگان چین وایالات متحده
امریکا را درسال گذشته به  یاد دارند،  این پرسش را نا گزیر مطرح می کنند که علت  وانگیزه هایی که اشرفغنی را در اتخاذ مواضع جدید
علیه طالبان واداشته است چیست، وچرا اکنون وبعد ازاین همه تلاش ، زمام تحمل رافرونهاده
و رویکرد مقابله به مثل با گروه طالبان را درپیش گرفته است؟

ادامه نوشته

  طالبان و رویکرد جدید رئیس جمهور!

     رئیس جمهور اشر فغنی به مجلس نمایندگان رفت تا با آن نهاد مشورت کند که چه تدابیری علیه طالبان اتخاذ کند . به نظر می آید که حمله تروریستی طالبان درروز 31 حمل سال جاری در کابل باعث فشارروانی وسیاسی بر اشر فغنی شده است که اوصلح با طالبان را فروهشته واینک تیغ از نیام درکشیده ومی خواهد مقابله به مثل کند. حال این پرسش مطرح می شود که آیا فقط عملیات انتحاری طالبان او را این گونه بر افروخته وبر انگیخته است یا آن که علت وعواملی دیگری سبب  بر افروختگی ونا شکیبایی او شده است؟ 

  پاره ای از آگاهان بدین نظرهستند که انچه رئیس جمهورافغانستان را از جاده صلح خواهی بیرون برده و پرچم  مقابله به مثل را بردوش افگنده است تنها عملیات انتحاری گروه طالبان در کابل نیست . از زمانی که اشر فغنی بر قدرت تکیه زده است نه این اولین حمله طالبان بوده ونه هم آخرین خواهد بود آنچه اورا از سبیل صلح بیرون برده  وپای ا ورا دروادی جنگ کشانیده است، فشار های سیاسی از یک طرف وبرخی فرا فگنی ها،و  وقت کشی از جانب دیگر است که می تواند به صورت موجز این گونه بیان شود

ادامه نوشته

صدای دیده بان حقوق بشر هم درآمد!

 گفته اند که خوش بخت کسانی است که از تجربه دیگران می آموزند وبد بخت کسانی که خود تجربه می کنند.

   بی هیچ تردید ما از همان بد بخت هایی که هستیم که نه یک روز یا دو روز که سالهای متمادی است که چشم خود را بر بسیاری ازواقعیت ها بسته ایم وهر روز به مرگ خود اشک می ریزیم

     آنگاه گاه صدها انسان بی گناه به خاک خون افتادند ،تدبیر می اندیشیم وتصمیم می گریم ، اشک می ریزیم گاه برقبرستانها می رویم وگاهی پرچم کشور خود را نیمه افراشته می کنیم تا مصیبتی که برما وارد آمده  است را بیان داریم .ا

    ین ها همه تحربیاتی تلخی  است که بر ما می گذرد و ما را مبتلا ی خود ساخته است.آنگا که این ابتلا بوجود آمد،دست به کار می شوم ، آسمان وریسمان را بهم می بافیم.  خود تجربه کردن واز تجربه های دیگران نیاموختن معنای دیگر همه دارد وآن "خود زنی" است.

   کسانی که خود را بدست خود آسیب می رسانند. روز 31 حمل بیش از دوصد وپنجا نفر از هم وطنان بی گناه ما به خاک افتادند ، حکومت به جای آنکه از خود بپرسد که با شکاف هایی درونی خودرا چگونه رفو کند تا این گونه تلخی ها تکرار نشود، صرف به ظواهر توجه می کند وازخود نمی پرسد چرا رخنه های خود را در نیابد ،چرا راه وآسیب ها را نبندد وچرا ریخته شد ن خون مردم را جدی نگیرد؟

 شاید دوهفته قبل بود که سفارت امریکا درکابل از حمله انتحاری خبر داد ه بود، اما دولت به جای توجه وسد کردن راه نفوذ دشمنان مردم، بی توجه از کنار این هشدار ها گذشت تا این که فاجعه ای به این بزرگی رخداد وصد ها تن کشته ومجروح برجای گذاشت ؟

ادامه نوشته