وجود پوتانسیل های انسانی فراوان، امنیت نسبتا پایدار ومردم سخت کوش، تلاش گر و کم توقع با فرستادن امکانات محدود می توانست به رونق اقتصادی آن منطقه بیانجامد. مردم از غار نشینی های قرون حجری بیرون بیایند و از زندگی حد اقلی برخوردار شوند.

    حکومت های گذشته بنا برنگاه تبعیض آمیز وبغض آلودی که به بامیان وبامیانی ها داشته اند  آن منطقه بر رغم استعداد وتوان توسعه، از هیچ امکاناتی برخوردار نشدندوهیچ سرمایه گزاری قابل توجهی در آن منطقه صورت نگرفت. در حکومت  کرزی که احزاب جهادی شریک حکومت اوبودند،بنابر وابستگی شدید به قدرت حکومتی ،نه تنها نتوانستند سهم مناسبی از سرمایه گزاری های خارجی را به بامیان ومناطق محروم مرکزی به خود اختصاص دهد که بیشتر سران احزاب به مدیحه سرایی وتوجیه گراعمال حکومت گران پرداختند و به وعده های میان خالی حکومت، دل خوش داشته بودند.

  درحالی که بامیان هم از نظر امنیتی وهم از نظر اجتماعی مناسب بود که سرمایه گزاری صورت می گرفت و مردم آن منطقه از فقر وتنگدستی تاریخی نجات پیدا می کرد .

   سرمایه گزاری های هنگفتی که در مناطق نا امن جنوب وشرق کشور صورت گرفت وهمواره با واکنش های منفی آن مردم به هدر رفت واگر اندکی از آن نصیب بامیانی ها می شد ،بازدهی به مراتب بهتری  می داشت ، التهاب  اجتماعی کنونی امروز هم  به وجود نمی آمد وحکومت تحت فشار قرار نمی گرفت. لذا بامیان وبامیانی ها هم در حکومت های گذشته مورد تبعیض قرار گرفته اند وبرای رشد آن منطقه، کوچک ترین گامی برداشته نشده است وهم در حکومت پانزده سال دموکراتیک کرزی، این نگاه بغض آلود وتبعیض آمیز وجود داشته است. لذا اگر تصمیم گیری حکومت مبنی بر انتقال برق آسیای میانه ازطریق سالنگ با چنین باز خورد تندی مواجه می شود،برای حکومت باید قابل درک باشد. مردم بامیان نگاه ویژه خوارانه به امکانات حکومتی ندارند واگر امروز هم پای در میدان وخیابان های آن شهر نهاده اند به این معنا نیست که خواهان امتیاز های خاصی باشند.  بلکه مردم بامیان می خواهند نگاه تبعیض امیز حکومت به مناطق افغانستان خاتمه پیدا کند و بامیان همانند سایر مناطق کشور همان امتیازی را داشته باشد که سایرمناطق دارند.مردم بامیان برای حقوق شهروندی خود مبارزه می کنند. اما جوانان مناطق جنوب بر ویرانی شمال راهی مناطق شمال کشور هستند.

در چند روز گذشته جوانان زیادی ازجنوب،واسطه های باربری راهی شمال بودند که توسط پولیس راه از داخل واسطه بیرون کشیده شدند که همانند حیوانات در میان مواسطه ها جاسازی شده بودند تا به مناطق شمال فرستاده شودند وبه صف خشونت ورزان وجنگ طالبان بپیوندند.

   هم چنان برخی آگاهان هشدار داده اند که  وضعیت کنونی در شمال بسی خطر ناک وشکننده است، اگر حکومت تدبیری نیاندیشد و برای مصئونیت شمال، گام های ببیشتری بر ندارد ممکن است فاجعه قندوز بار دیگر در شمال تکرارشود.

این درحالیست با اتخاذ تصمیم غیر عادلانه التهابی را که حکومت ایجاد کرده است می تواند زمینه سازی باشد برای پیوستن آدم های خشونت ورز و تروریست به صف طالبان در شمال.

  .وقتی این دومنطقه با هم مقایسه  می شود وبازخورد هایی که  از مناطق مرکزی و جنوب وشرق کشوردربرابر حکومت مورد مطالعه قرارمی گیرد به نگاه تعصب آمیز حکومت بیشتر می توان پی برد

 .بعد از دوسال که از عمر حکومت کنونی گذشته است، مردم وسران احزاب وگروه ها دریافته اند که نگاه این حکومت با تعصب وبغض بیشتری همراه است. در ارگ ریاست جمهوری فردی در مسند خطابه قرار می گیرد وبا درشت ترین وزننده ترین لحن، موفقیت دانشجویان را به دانشگاه های مرکز تحمل نا پذیر می داند،تصمیم گیری حکومت مبنی بر انتقال برق آسیای میانه از سالنگ نگاه تبعیض آمیز دیگری است که حکومت می خواهد اعمال کند. برای فهم انگیزه های پنهان حکومتی ها  نباید تنها سران حکومت را مقصر اصلی دانست؛ زیرا افرادمتعصب، تنگ نظر وفاشیست مشرب وتمامیت خواه در تمام دنیا وجود دارد وحکومت های افغانستان که همیشه با این نگاه زیسته وحکومت کرده اند وجود این نگاه های غیر عادلانه غیر طبیعی نیست، هستند کسانی در صدر حکومت نشسته اند اما نگاه غیر مدنی به سیاست وقدرت دارند. آنچه قابل تاسف است متولیان ومتصدیانی است نان رهبری قوم را می خورند ریشه قومیت را قطع می کنند.

    اگر این جماعت نادان وسیله قدرت حکومت کنونی قرار نگرفته بودند، رای مردم بامیان وبسیاری از مناطق دیگر بی جهت به صندوق ریخته نشده بود، امروز این تبعیض آشکار علیه بامیانی ها صورت نمی گرفت. نبود یک نگاه استراتژیک به حکومت و وسیله پنداشتن خود برای حکومت وعدم تشخیص درست این مصبیت ها را بر مردم تحمیل کرده ومی کند.

نتیجه گیری:شاید درکشور های دموکراتیک سخن گفتن از خصوصیات فردی رئیس حکومت، جای خود خود را به یک روند قانونی داده باشد اما ویژگی افغانستان چنان ا ست که هنوزهر سیاست مداری باید روی شخص تمرکز کند، که کدام یک از کسانی درراس قدرت می خواهند تکیه زنند واجد نگاه انسانی تر به حکومت وقدرت هستند . لذا نبود این دید گاه برای کنش گران سیاسی باعث می شود که هزینه ها به گردن مردم سنگینی کند. امروز هم نتیجه سهل انگاری های کنش گران سیاسی است که با نگاه قدرت خواهانه به سیاست وقومیت نگریستند ونتیجه این شد که همه می بینند.