کرزی و نوستالژی قدرت!

    همزمان با سوگند ریاست جمهوری" دونالد ترامپ" رئیس جمهور جمهوری خواه ایالات متحده امریکا، حامد کرزی رئیس جمهور سابق افغانستان دریک اظهار نظر صریح از حکومت جدید امریکا خواست که اشتباهات گذشته امریکا درافغانستان را تکرار نکند.

  این گفته ها قبل ازآنکه توصیه اخلاقی به حکومت امریکا تلقی گردد این ذهینت را به وجود آورد که آقای کرزی می خواهد با اندرز های این چنینی به این نکته اشاره کند که او از حکومت دموکرات ها در کاخ سفید نا خشنود بوده و این نا خشنودی را به صورت های گونا گون بروز داده است.

    اینک که عقربه قدرت روی جمهوری خواهان توقف کرده است، او می خواهد با اعضای این حزب به نحوی همدلی کند و این پیام را برساند که او هم چنان دل در گرو حکومت جمهوری خو اهان دارد وامید می برد که درتدا وم زمامداری آن حزب، او قدرت گذشته خود را باز یابد و راه ورود به کاخ ریاست جمهوری برای او نیز هموار شود.

ادامه نوشته

امنیت در افغانستان،بیم ها وامید ها!

هم زمان با سوگند ریاست جمهوری" دونالد ترامپ" رئیس جمهور جمهوی خواه ایالات متحده امریکا،  بیم ها و امید هایی نیز برای مردم وحکومت افغانستان نیزایجاد شده است.

 مردم افغانستان سالهای سخت نا امنی را پشت سر گذاشته اند، هرتغیری که در جهان رخ دهد وهر مقام حکومتی که موضع گیری صریح وقاطعی علیه تروریستان داشته باشد طبیعی است که مردم  را به سوی آینده را امیدوار ترمی بینند.

    بر همین سیاق نخستین سنخنرانی "دونالد ترامپ" رئیس جمهور امریکا که مبارزه با گروه های تروریستی را ازالویت های سیاست خود خواند این امید واری را به وجود آورده است که  سیاست امریکا درقبال افغانستان نیز منسجم تر وکارآمد ترشود ومقام جدید ایالات متحده امریکا بیش از گذشته موضع صریح تر وقاطع تری درقبال طالبان وداعش اتخاذ کند. هم زمان با سخنرانی آقای ترامپ، حامد کرزی رئیس جمهور سابق افغانستان نیز از رئیس جمهور جدید امریکا خواست که سیاست گذشته خود درقبال افغانستان را تغیر دهد. کرزی هم چنان دریک گفت وگوی صریح حضور نظامی ایالات متحده امریکا در افغانستان را  غیر موثر عنوان داشت وگفت که آنچه ایالات متحده امریکا باید انجام می داد مورد حمله قرار دادن کا نون های تروریست پروری در منطقه است، که منظورکرزی حکومت پاکستان تلقی شده است.

ادامه نوشته

دیکتاتوری با چراغ خاموش!

هفته گذشته برخی رسانه های گروهی تصویری، با نشان دادن لباس مدارس دخترانه گزارش دادند که وزارت معارف خواهان تغیر لباس(یونیفورم) دخترانه از رنگ سیاه( مشکی)به رنگ های روشن است.

     درادامه آن گزارش ازبرخی منصوبان وزارت معارف گفته هایی منتشر شد که اظهار می داشتند که تغیر لباس مدارس از سوی وزارت معارف مورد تائید قرار گرفته وفقط نظررئیس جمهور هنوز اظهار نشده است که او دراین مورد چه نظر دارد یا کدام رنگ مورد پسند او است!

   این گزارش به همین جا خاتمه یافت وهیچ رسانه ای آن را مورد پیگیری قرار نداد . از دید برخی رسانه ها البته موضوع تغیر رنگ لباس مدارس واعمال سلیقه شخص رئیس جمهور در انتخاب رنگ، موضوع کم اهمیتی جلوه کرد و برخی ها اصلا عمق و درون مایه این گزارش را درنیافتند به صورت طبیعی مورد تحلیل نیزقرار ندادند. 

  اگردقتی دراین گزارش صورت می گرفت، میان آنچه رئیس جمهور افغانستان در حیطه صلاحیت خود می داند آنچه درحیطه  صلاحیت روسای جمهور کشور های دموکراتیک قرار دارد تفاوت از زمین تا آسمان است. و

درمقایسه افغانستان با یک کشور دموکراتیک عمق و ژرفای این گزارش را در می یافتند وحتما توجه ودقتی نیز می کردند.  

ادامه نوشته

ترامپ و دل مشغولی مردم افغانستان!

دونالد ترامپ رئیس جمهورجدید امریکا درنخستین سخنرانی خود از مبارزه جدی با تروریزم سخن گفت، این گونه سخنان درجریان انتخابات ریاست جمهوری امریکا نیز از زبان آقای ترامپ شنیده شد. اما چون گمان نمی رفت که ترامپ بر مسند قدرت تکیه زند زیاد جدی گرفته نشد. سخنرانی آقای ترامپ بعد از نشستن بر مسند ریاست جمهوری با واکنش های گونا گونی مواجه شد، برخی همانند گروه تروریستی داعش سخنان او را جدی انگاشتند،، از اتخاذ چنین رویکردی به او هشدارداند، برخی نیز گفتند که این سخنان ازدل مجموع نهاد های قدرت در امریکا سرچشمه نگرفته است. هرسخنی که گفته می شود همانند کشورهای جهان سوم یا  مشخصا افغانستان نیست که رئیس جمهور چنان مبسوط الید باشد که حتا تصمیم نحوه پوشش محصلان مکتب را نیز اتخاذ کند و یا رنگ لباس را انتخاب نماید! در کشور هایی همانند ایالات متحده امریکا یک سیستم حکومت می کند، یعنی تصمیم گیرنده اصلی مجموعه ازنهادهای قدرت هستند که به نحوسیستماتیک سیاست امریکا را شکل می دهند.

      به هر روی سخنرانی آقای ترامپ خوش بینی های فراوانی را میان افغان ها ایجاد کرده است. پاره ای از تحلیل گران افغانستان گفتند، که منظور آقای ترامپ، مبارزه با طالبان وداعش است، زیرا؛طالبان وداعش دریکی دوسال اخیر در افغانستان جان تازه یافته  ومشکلات عدیده ای را برای حکومت افغانستان به وجود آورده اند. ترامپ نیز با درنظر گرفتن حرکت های این گروه هاچنین سخنانی بر زبان رانده است تا قوتی قلبی برای افغانستانی ها باشد وپشت گرمی به کمک های ایالات متحده امریکا داشته باشند.

ادامه نوشته

دونالد ترامپ وچالش مبارزه با تروریزم

دونالد ترامپ به عنوان چهل وپنجمین رئیس جمهور امریکا رسما بر مسند ریاست جمهورآن کشور تکیه زد. آقای ترامپ در نطقی که پس ازسوگند ریاست جمهوری ایراد کرد،  از مبارزه ای جدی با تروریزم سخن گفت وخواهان نا بودی تروریزم شد .

    شعار مبارزه با تروریزم در سخنرانی های انتخاباتی او نیز نمود بارز داشت . آقای ترامپ سوریه رادر کانون توجه حکومت آینده امریکا قرار داد و خواهان مبارزه جدی با  گروه های تروریستی از جمله داعش شد. این سخنان وقتی از سوی دونالد ترامپ مطرح شد که رئیس جمهوی سابق امریکا (باراک اوباما) سیاست دوگانه ای را درقبال تروریزم درپیش گرفته بود. او هم خواهان تقویت گروه های به اصطلاح میانه رو مخالف رژیم بشاراسد درسوریه بود وهم می کوشید گروه های تروریستی را آماج حملات خود قرار دهد .اما ترامپ بر مبارزه جدی با داعش سخن راند واز حفظ وحراست گروه های میانه رو و آینده رژیم سوریه سخنی به میان نیاورد. سخنرانی مقدماتی ترامپ این معنا را افاده کرد که رئیس جمهور جمهوری خواهاه امریکا روایت دموکرات ها ازسیاست را در پیش نه خواهد گرفت. 

ادامه نوشته

قومیت، متاع دکان فرصت طلبان!

     در پانزده سال گذشته بررغم شعار های چون دموکراسی ،حقوق بشرو...داده شده است اما نژاد وقومیت همواره به عنوان نردبان رسیدن به قدرت وثروت مورد استفاده قرار گرفته است. این گونه استفاده های سوء باعث شده است که شکاف میان قومیت ها افزایش پیدا کند،  روند ملت سازی با چالش های عمده ای مواجه گردد، نگاه قومی به حکومت وسیاست پررنگ ترشود. وقتی سخن از تاجیک ،ازبک وهزاره گفته می شود ده ها متولی پیدا می شود که خود را حامی این اقوامآن می دانند، نام این اقوام ونژاد ها را نردبانی برای رسیدن به قدرت وثروت ساخته  ومتولیان ازاین نردبان ها بالا رفته واین روند منفورکمابیش ادامه یافته است.

دراین میان تنها قوم سادات بود  که درچنین بد اخلاقی هایی آغشته وآلوده نشده بودند تا حدودی دامن از لوث چنین آلودگی هایی پاک نگاهداشته بودند

ادامه نوشته

رویداد های درد ناک وتسلیت های تکراری!

رویداد تروریستی سه شنبه شب یکی از درناک ترین حادثه ها در ماه های اخیر در کشوربود. حمله انتحاری دریکی از سازه های نزدیک ساختمان پارلمان کشور، خبر نا خوش آنید وتاسف باری بود . تاسف از چند جهت است. یک ازاین نظر  که بیش از پنجاه تن ازشهروندان بی گناه به شهادت رسیدند، تعدادی پرشماری نیز مجروح گشتند .تاسف دیگر ازآنست که این منطقه را یکی از مناطق زیر نظر ریاست امنیت ملی به ویژه حوزه پنجم امنیتی به حساب می آوردند که رفت و آمد ها به شدت تحت کنترل ونظر قرار دارد.

   وقتی حادثه ای چنین بزرگ اتفاق می افتد و ده ها شهروند مظلوم و بی گناه به خاک وخون غوطه ورمی شوند و کثیری از خانواده ها درسوگ عزیزان خود می نشینند، این پرسش خلق می شود که بررغم ادعاهای گزاف مسئولان امنیتی که اطمینان کاذبی ایجاد می کنند هرنقطه این کشور آسیب پذیر است ودشمن می تواند نفوذ کند و کمترین بی توجهی چنین حوادث درد ناکی را خلق می کند.

   مقام های مسئول امنیتی درچند روزگذشته نیز اعلام کرده بودند که دشمن درداخل نیروهای امنیتی نفوذ کرده تا دستی از داخل نیروهای امنیتی با دشمن هماهنگ نباشد، دشمن جرات نزدیک شدن به چنین مکان ها را نه خواهندداشت.

   اززبان رئیس امنیت ملی نقل قول شده است که گفته است

ادامه نوشته

جنگ و نا هنجاری های اجتماعی

جنگ وخشونت افزون برآن که جان آدمیان را می ستاند، خانه ها را ویران وخانواده ها را از داشتن یک زندگی انسانی محروم می سازد، سبب کثیری از عوارض و پی آمد های نا خواسته اجتماعی نیز می شود . فقر، فحشا، تکدی گری ها ی خیابانی،و بسیاری از انواع نا هنجاری ها را می توان مشاهده کرد که ریشه در نا امنی وخشونت های تروریستی دارد. البته در کنار خشونت، برخی ازاین گونه نا هنجاری ها دارای علت های ریز ودرشتی دیگر  نیزاست که نسبت مستیقم به خشونت های تروریستی ندارند و نیازمند تحقیق وتفحص میدانی است ومی طلبد که یک پژوهشگر اجتماعی با انگیزه قبلی به سراغ یافتن علت یا دلایل آن برود تا ریشه های هر کدام را دریابد.

      اما گاهی هیچ نیازی به انگیزه یا تصمیم قبلی نیست فقط یک ذهن تیز بین ونگاه نافذ می خواهد تا بسا از نا هنجاری ها را به وضاحت در گوشه وکنار شهر بنگرد.

 مثلا، کسانی که در کابل زندگی کرده اند، اگر نگاه کنجکاوی داشته باشند، گاهی نظر شان به تعدادی از زنان خوش پوش و با سرو وضع آراسته،جلب شده است که دسته جمعی ازیک بس شهری بیرون آمده، روی جاده پخش شده وشروع کرده اند دست تکدی دراز کردن، بعد از ده تا بیست دقیقه با به دست آوردن مقدار پولی بارخود را بسته و رفته وهمین بساط را جای دیگر ودرمحل دیگر پهن کرده اند.       

    گاهی زنانی را می توان دید که با چادرهای مندرس ساعت های طولانی در گوشه دیواری نشسته ودست تکدی می گشایند از عابران طلب کمک می کنند، اما گاهی برحسب اتفاق همان زن به ظاهر متکدی را می بینی که با همان پوزیشن خاک آلوده از جای بلند شده وچادر خود را تعویض کرده وچادر نوی به سر گذاشته وسیله نقلیه مدل بالایی آمده آن زن را ازآن  محل برده است.

دیدن این صحنه همانند فیلم های سینمایی است که پرسش های بی شماری درذهن ها خلق می کند وبرای یافتن کنه واقعیت این ها باید بر بال خاطره ها نشست به سیر آفاق وانفس پرداخت.

   گاهی می بینی که زنی جوانی دست تکدی دراز می کند که کاکا خیر بده! اما توجهت به دستان حینا بسته اش جلب می شود که با ظرافت وهنر مندی تمام به نقش ونگار دست خود پرداخته با همان دست پرنقش ونگارو رنگارنگ به تکدی گری پرداخته و از مردم کوچه وبازار می خواهد که به او پول بپردازد.

     میان این دستان حینا بسته واین تکدی گری هیچ نسبتی نمی توانی برقرار کنی؛ چگونه زنی که از فرط ناداری وناچاری وگرسنگی دست به سوی مردم می گشاید چنین فرصتی در اختیار دارد که با ظرافت بنشیند وبه نقش ونگارگری دستان خود بپردازد|، آنگاه این دستان پررنگ رونق به سوی مردم دراز کند، این دست را وسیله برای درآوردن نانی بسازد؟ 

ادامه نوشته

یکه سالاری؛ واژه کهنه ، مصداق نو

رئیس جمهوراشرف غنی دستور داد تا دو معاون سابق وزارت داخله افغانستان ممنوع الخروج شوند، این که به کدام جرم، گفته نشده است.هم چنان رئیس جمهوروظیفه وزیرمخابرات را به حال تعلیق درآورد،علت هم اینگونه شمرده شده که این وزیر به هیئات هایی که برای بررسی کارکرد آن وزارت گسیل می شده است همکاری درست نکرده است! این اتهام گرچه ازسوی آن وزارت رد شد.

. این دو فرمان ازسوی رئیس جمهور به اداره های زیر دست او ابلاغ شد تا اجرا شود. این اولین وآخرین فرمان ازاین دست نبوده ونیست، در گذشته نیز چنین فرامینی صادر شده در آینده نیز چنین خواهد شد.

   اما دردنیای کنونی که بشربه رشد و بالندگی سیاسی واجتماعی دست یافته وهمه امور را از مجاری قانونی انجام می دهند، دور زدن قانون و یا زیر پای نهادن قانون نه تنها امر مطلوب نیست که انحطاط سیاسی وفکری یک جامعه وحکومت را به نمایش می گذارد. جامعه ای که با قانون اداره نشود با فرمان به هیچ عنوان اداره نه خواشد. قانون به حاکم اقتدار می دهد وچهارچوب تعین می کند در حالی فرمان یک حاکم را از ازاین چهارچوب بیرون می برد وکمترین حد اخلاقی را که قانون باشد نیز ازاو می ستاند.

ادامه نوشته

قانون اساسی و ضرورت باز نگری آن!

هفته گذشته به عنوان هفته قانون اساسی مورد تجلیل قرار گرفت. در روز های پایانی هفته گذشته روءسای هردو جناح حکومت از ضرورت عمل به قانون اساسی سخن گفتند، اما بی این تفاوت که، اشرف غنی از ضرورت عمل به قانون اساسی سخن گفت و ازاصلاح قانون اساسی وتغیررژیم براساس قانون سخنی به میان نیاورد در حالی که جناح دیگر حکومت از تغیر قانون اساسی وایجاد یک سیستم پالمانی سخن گفت.

   یکی از پرسش های اساسی ای که درهفته گذشته مطرح شد ومورد توجه برخی رسا نه ها قرار گرفت این بود که چه لزومی به تغیر قانون اساسی وجود دارد، واگر قانون اساسی تغیر پیدا کند کدام یکی از نیازهای اساسی مردم برآورده می شود؟

 در پاسخ به این پرسش دید گاه نظری وتجربی چندی وجود دارد که مطرح کردن هر کدام آن، نیازمند مجال ومقال جداگانه است اما دراین کوتاه نبشته به دو سه مورد ازاین سنخ دیدگاه می توان اشاره داشت.

ادامه نوشته