این هم یک موج بود؟
fبییش از یا یازده سال از عمر حکومت اقای کرزی می گذرد. اگر بتوان به وجودآمدن حکومت کنونی را به یک موج تشبیه کرد که با شعار دموکراسی ،حقوق بشر وبسیاری ازارزش های مدنی ازاین دست به وجود آمده بود. اینک، چگونه می توان این حکومت راارزیابی کرد؛ ایا می توان پایان موج را اعلام داشت وگفت که موجی با صخره تفکر قبیله ا ی بر خورد وفرو شکست، یا ان که هنوز باید امید واربودوصرف به موانعی که فراراه این موج به وجود آمده است اشاره داشت وبه این اندیشید که چگونه می توان این موانع را برداشت وراه را هموار کرد؟
کاش دیواراعتماد میان مردم استوارترمی شد
اگراز حکومت پرسیده شود که دریازده سال گذشته چه کار هایی کرده است، بی تردید مجموع سرک های قیرشده وبلند منزل های ساخته شده را نشان خواهد داد وخواهد گفت که حکومت این همه کار های مهم واساسی کرده است. ولیکن در کشوری که بیش از دودهه جنگ وخشونت را پشت سر گذاشته است وبسیاری از پیوندها بر اثر جنگ ها وخشونت از میان رفته است، ساختن چند بلند منزل می تواند معیار پیشرفت کشور باشد؟
گرچه ساختن چند بلند منزل وچند کیلو متر سرک خود می تواندعلامتی ازپیشرفت فزیکی به حساب آید. اما برای کشوری مثل افغانستان این گونه ساخت وسازها نمونه پیشرفت نیست. علاوه برآن ،نماد های پیشرفت وتوسعه با بلند منزل وسرک سنجیده نمی شود.بلکه نشان توسعه باتوسعه انسان سنجیده می شود. اگر هرقدرساختمان های بلند ساخته شود؛ اما قدروقیمت انسان در آن جامعه پائین باشد، نمی توان آن جامعه را توسعه یافته نامید . برای ما افغان ها دردناکتر آنست که توسعه انسانی متناسب با پیشرفت سرک سازی هم نه بوده و نیست. خشونت ورزی ها،درنده خویی ها ،فزون خواهی هاوزیاده طلبی هااز محوری ترین ارکان فرهنگی درکشور ما محسوب می شود .ما در جغرافیایی زندکی می کنیم که مردم مااز یک جوی آب می خورند،مرده های شان دریک قبرستان دفن می شوند، ازهوای یک شهر تنفس می کنند. اما فرهنگ یک دیگررا نمی پذیرند، زبان یک دیگررا بیگانه می خوانند. رشد فکری همسایه برای ما حسادت وکینه ایجاد می کند. پیشرفت همسایه، مایه سرور وخوشحالی ما نمی شود که درصدد می شویم تا راهی پیدا کنیم تا راه را بر همسایه ببندیم تا همسایه ما نیز همانند ما باشد.اگر چیزی دردست داریم که همسایه ندارد .دوست نداریم که آنچه ما داریم همسیه ما نیز داشته باشد. حتا کوشش می کنیم آنچه خودداریم از همسایه پنهان کنیم تا مبادا او نیز خبر شود واز دست ما بگیرد. ما در جغرافیا یی زندکی می کنیم اما زیست ما ازروی اکراه واجبار است، هیچ گاه این ذهنیت ایجاد نشده است که خودرا شریک غم هم وطن خود ببینیم وشادی های خودرا بااو قسمت کنیم . این ها به معنای آنست که حکومت درتوسعه انسانی ناکام بوده است . درست است که رسیدن به یک توسعه انسانی مطلوب، کار یک سال دوسال وچند سال نیست زمان بلندی می طلبد وتوان بسیار، که دراین راه مصرف شود تا جامعه مطلوب پدید آید .آما آنچه مایه ناامیدی مردم را تشکیل می دهد نه نرسیدن به کمال مطلوب ها است بلکه گام نخستینی است که برداشته نشده است. حتا در جهت عکس آن قدم برداشته شده است وبه تعبیر عوامانه ما دراین عرصه پسرفت داشته ایم. تیم حکومت به سمت وسویی حرکت می کند که زمینه های واگرایی ودور شدن از یک دیگربیشتر شده است،زمینه های تفاهم وهم پذیری تنگ تر شده است . اگر هیچ سرکی اعمار نمی گشت، هیچ بلند منزلی ساخته نمی شد اما دیوار دوستی ها بلند تر می شد وشکاف های نفاق تنگ تر می گشت، ما موفق تر بودیم وحکومت موفق تر بود. اگر حکومت کوشش می کرد که فضای دوستی ویک رنگی به وجود اید ومردم یک دیگررا قبول می کردند ؛بزرگترن افتخار حکومت بود. اما متاسفانه زمان گذشت وبیش ازیک دهه فرصت های خوبی ازدست مردم ما رفت، ولیکن راهی به سوی بهبودی گشوده نه گشت ازاین جهت است که حکومت بعدی باید تلاش هایی بیشتری صورت دهد تاراهی برای تفاهم وهمدلی ایجاد شود.داود خان، مستبد جمهوری خواه!
حکومت وحرکت هی قهقرایی!
حکومت وفرصت سوزی فرهنگی
اگراز حکومت پرسیده شود که دریاز ده سال گذشته چه کار هایی کرده است، بی تردید مجموع سرک های قیرشده وبلند منزل های ساخته شده را نشان خواهد داد وخواهد گفت که حکومت این همه کار های مهم واساسی کرده است. ولیکن در کشوری که بیش از دودهه جنگ وخشونت را پشت سر گذاشته است وبسیاری از پیوندها بر اثر جنگ وخشونت از میان رفته است، ساختن چند بلند منزل می تواند معیار پیشرفت کشور باشد؟
گرچه ساختن چند بلند منزل وچند کیلو متر سرک خود می تواندعلامتی ازپیشرفت فزیکی به حساب آید اما برای کشوری مثل افغانستان این گونه ساخت وسازها نمونه پیشرفت نیست. علاوه برآن نماد های پیشرفت وتوسعه با بلند منزل وسرک سنجیده نمی شود.بلکه نشان توسعه باتوسعه انسان سنجیده می شود. اگر هرقدرساختمان های بلند ساخته شود؛ اما قدروقیمت انسان در آن جامعه پائین باشد، نمی توان آن جامعه را توسعه یافته نامید . برای ما افغان ها دردناکتر آنست که توسعه انسانی متناسب با پیشرفت سرک سازی ما نیست. خشونت ورزی ها،درنده خویی ها ،فزون خواهی هاوزیاده طلبی هااز محوری ترین ارکان فرهنگی درکشور ما محسوب می شود .ما در جغرافیایی زندکی می کنیم که مردم مااز یک جوی آب می خورند،مرده ها های شان دریک قبرستان دفن می شوند ازهوای یک شهر تنفس می کنند. اما فرهنگ یک دیگررا نمی پذیرند، زبان یک دیگررا بیگانه می خوانند. رشد فکری همسایه برای ما حسادت وکینه ایجاد می کند. پیشرفت همسایه، مایه سرور وخوشحالی ما نمی شود که درصدد می شویم تا راهی پیدا کنیم تا راه را بر همسایه ببندیم تا همسایه ما نیز همانند ما باشد.اگر چیزی دردست داریم که همسایه ندارد .دوست نداریم که آنچه ما داریم همسیه ما نیز داشته باشد. حتا کوشش می کنیم آنچه خودداریم از همسایه پنهان کنیم تا مبادا او نیز خبر شود واز دست بگیرد. ما در جغرافیا یی زندکی می کنیم اما زیست ما ازروی اکراه واجبار است، هیچ گاه این ذهنیت ایجاد نشده است که خودرا شریک غم هم وطن خود ببینیم وشادی های خودرا بااو قسمت کنیم . این ها به معنای آنست که حکومت درتوسعه انسانی ناکام بوده است . درست است که رسیدن به یک توسعه انسانی مطلوب، کار یک سال دوسال وچند سال نیست زمان بلندی می طلبد وتوان بسیار، که دراین راه مصرف شود تا جامعه مطلوب پدید آید .آما آنچه مایه ناامیدی مردم را تشکیل می دهد نه نرسیدن به کمال مطلوب ها است بلکه گام نخستینی است که برداشته نشده است. حتا در جهت عکس آن قدم برداشته شده است وبه تعبیر عوامانه ما دراین عرصه پسرفت داشته ایم. تیم حکومت به سمت وسویی حرکت می کند که زمینه های واگرایی ودور شدن از یک دیگربیشتر شده است،زمینه های تفاهم وهم پذیری کاسته شده است . اگر هیچ سرکی اعمار نمی گشت، هیچ بلند منزلی ساخته می شد اما دیوار دوستی ها بلند تر می شد وشکاف های نفاق تنگ تر می گشت، ما موفق تر بودیم وحکومت موفق تر بود. اگر حکومت کوشش می کرد که فضای دوستی ویک رنگی به وجود اید ومردم یک دیگررا قبول می کردند ؛بزرگترن افتخار حکومت بود. اما متاسفانه زمان گذشت وبیش ازیک دهه فرصت های خوبی ازدست مردم ما رفت، ولیکن راهی به سوی بهبودی گشوده نه گشت ازاین جهت است که حکومت بعدی باید تلاش هایی بیشتری صورت دهد تاراهی برای تفاهم وهمدلی ایجاد شود.جناب رئیس جمهور! آدم بودن بهتر از شیر بودن است
انتخابات در افغانستان ،یک خواست جهانی
نگرش هارا باید تغیر داد!
قطرواینده مبهم صلح
انتخابات در افغانستان ،یک خواست جهانی
انتخابات وقدرت ملی
طالبان ،مذاکره یا انتحار؟
قطر، رسوایی برا ی طالبان
. . .همسایه از همسایه پند
سخنانی که نباید جدی گرفت
پیوند امنیت و سیاست در سپردن مسئولیت های امنیتی