داود خان، مستبد جمهوری خواه!
اولین گام در سیاست داخلی او،دست گیری سران رژیم سلطنتی وزندانی کردن آن ها بود. افراد تحصیل یافته وباتجربه همانند هاشم میوند وال، نور احمد اعتمای وموسی شفیق را دست گیرکرد وبه زندان افگند . پس ازآن به دست گیری سران احزاب وگرو های سیاسی مخالف خود پرداخت وجوانان مسلمان دانشگاهی راکه تازه تشکل یافته بودند به انواع حیله ونیرنگ دستگیر کرد دراین گیردو دار ،بسیاری ها رفتن را بر ماند ن ترجیح دادند وراهی کشور های بیرونی شدند. سومین سیاست اتخاذ شده از سوی داود خان همسویی مفرط اوبا اتحاد شوروی وروی گردانی از کشور های دیگر از جمله همسایگان افغانستان بود. اتحاد شوروی، افغانستان ورژیم داود خان راهمانند عقاب در چنگال خود گرفته بود. افراد وابسته به اتحادشوروی به هرسوی جولان می داد وفرمان صادر می کرد. از داود خان نام بود اصل واساس دردست استخبارات اتحاد جماهیرشوری قرار داشت . تبلیغاتی که درشهر ها واز طریق راد یو افغانستان صورت می گرفت شباهت به تبلیغات یک حکومت کمونیستی داشت .
در سیاست خارجی، تنش آفرینی محور عمده واساسی آن شمرده می شد .ایران به عنوان ژاندارم منطقه از طرفداران ایالات متحده امریکا در منطقه در مظان اتهام رژیم داود خان قرار داشت. پاکستان نیز کشور ی بود که اختلاف تاریخی با افغانستان داشت ودشمن تلقی می گردید.در میان همسایگان فقط شوروی بود که دوست ورفیق گرمابه وگلستان داود خان بود.داود خان با آن که ژست ملی می گرفت وسخن از جمهوریت می گفت اما عملا چنین کسی نبود ودر آن جهت عمل نمی کرد. هیچ گاه ارداه وخواست مردم در تصمیم گیری های او دخالت نداشت او چنان فکر می کرد که بهتر ازاو کسی نیست ،وبیشترز او کسی نمی داند. در عمل رفتارا او یک رفتار قبیله مدار وقم محوربیش نبود. او قوم خویش را بر سایر اقوام ترجیح می داد ومی کوشید یک رژیم اپارتاید قومی را در افغانستان بر قرار کند. در زمان او نهاد های قومی بر جسته شد، زبان قوم دارای نهاد ونمانیدگی گردید .
مکاتب و مدارسی مخصوصی ایجاد شد که تنها با زبان قوم اوتدریس می شد. اعتماد بیش از حد به اتحاد شوروی، مردم افغانستان را در تنگ نای فراوانی گذاشته بود ومجال نفس کشیدن را از مردم سلب کرده بود . این مرد خود رای وخود بزرگ بین در نهایت با شوروی ها در افتاد ودر سال های اخیرحکومت او،نارساگاری میان حکومت او واتحاد شوروی به میان آمد در نتیجه سیاست او تغیر کر این در حالی بود که بسیاری از کارها ازتوان وقد رت اوبیرون رفته بود.
دوستان زیادی از او گرفته شده بود،افراد باتجربه یا درزندان به قتل رسیده بودند یا ان که راه فرار در پیش گرفته بودند. در نهایت او ماند با جمعی ا ز افراد وابسته به حزب دموکراتیک خلق ،که درخیرخواهانه ترین حالت، نزدیکی بی حد وحصر به شوروی سابق داشت.درزمان حکومت داود خان، حزب دموکراتیک خلق فرصت فراوان به دست اورد که به تقویت بنیه خود درداخل اردوی افغانستان بپردازد. در میان اردوی افغانستان صاحب وجاهت و مقام شوندوبه این امرمهم نیز دست یافتند. وقتی رابطه داود خان با شوروی ها به تیرگی گر ائید، او احزاب خلق وپرچم راغیر قانونی اعلام کرد واین زمانی بود که این گروه در اردوی افغانستان ریشه دوانیده بودند وصاحب اعتبارووجاهت شده بودند احزاب چپ وابسته به شوروی غیر قانونی اعلام شدند، حزب جدیدی به نام "ملی غوزنگ "تاسیس یافت واین حزب، از شخص داود خان بود. اما در میان مردم و تحصیل یافتگان افغانستان اقبالی پیدا نه کرد جز تعدادی اندکی که از نظر معیشتی به حکومت وابسته بودند سایرین این حزب را نپذیرفتند.تنش های میان حزب دموکراتیک وحکومت داود خان ادامه یافت ، اعضا ی حزب دموکراتیک ازپای ننشستند .دراردوی افغانستان به سازمان دهی مجدد خود پرداختند.
سر انجام داود خان در هفت ثور سال 1357بعد از پنج سال حکومت توسط ارتش وحمایت بی دریغ اتحاد شوری سر نگون شد .خانواده ی او به قتل رسید و اجساد کشته شدگان در زمان حکومت آقای کرزی کشف شد در بالای تپه ای در شهر کابل مدفون گردید. این نوشته نگاهی مختصرو موجزی بود به زمان حکومت داود خان و یاد آوری برای اهل تحقیق وتفحص که به تاریخ افغانستان با نگاه ژرف تر وتخصصی تربنگرند و عبرت های فراوانی برگیرند وتجربه های جدید ی بیاموزندو برای نگارنده دوران داودخان این درس داردکه حکام افغانستان به صورت عمومی وداود خان به خصوص، هیچ گاه مردم را مدنظر نداشت وهمواره خود به نام مردم تصمیم می گرفت وبرای منافع خود به اجرا می گذاشت. ازین جهت است که وقتی می میرند یا کشته می شوند نه دلی در غم می نشیند وچشمی درنم.