26دلو،پایان یک تجاوز وآغاز یک تراژدی  

   8جدی1358 آغاز یک تجاوز آشکار بود. تجاوزی که زمینه های آن توسط عوامل داخلی ایجاد گشته بود. حزب دموکراتیک خلق در 1357 توسط کودتایی به قدرت رسید. این حزب گرایش سوسیالیستی داشت وبرای ایجاد جامعه ای به اصطلاع عاری از طبقه تلاش ورزیده بود. کودتای 7 ثور شعار این حزب را به منصه عمل آورد وآزمونی سختی فرا راه این حزب قرار داد.اما این حزب ازاین آزمون موفق بیرن نیامد وبه جای ایجاد جامعه مرفه سوسیالیستی ،خشونت را به ارمغان آورد.

حزب  دموکراتیک خلق به دو گروه خلق وپرچم تقسیم شده بودند . برخی این دو گانگی را گرایش های قومی میان دو جناح می دانند. .برخی نیز این اختلاف را بر اساس روحیه های شهری وروستایی می شمارند. آنچه که مسلم بود  این که،این گروه به دوشاخه تقسیم شده بود هر کدام دارای شعارها وبر نامه های مخصوص به خود بود.امااتحاد شوروی سابق که تصور می برد که تقسیم این حزب امکان پیروزی برای این گروه را نا ممکن می سازد؛این دوجناح را به هم نزدیک کرد.وجناح پرچم وخلق در کنار یک دیگر قرار گرفتند وزیرنام حزب دموکراتیک خلق افغانستان فعالیت می کردند. تغیرسیاست حکومت داود خان در 1355 سبب شد که این حزب  نسبت به سیاست های داود خان احساس بد گمانی کنند واورا متهم دارند که به سوی امریکا وعوامل منطقه ای آن گرایش یافته است . برای آن که جرقه ای ا یجادشودوبهانه ای برای یک کودتای نظامی فراهم آید، میراکبر خیبریکی از سرکردگان جناح پرچم به طورمشکوکی کشته شد و این حزب حکومت داود خان را مسئول کشتن آن دانست واین جرقه سبب شد که افسران منصوب به حزب خودرا برای یک کودتای نظامی آماده کنند. این کودتا درهفتم ثور 1357 صورت گرفت ونام انقلاب کبیر ثور! برآن نهادند. بعد ازکودتا،اتحاددرونی هردو جناح زیاد دوام نیاورد وجناح خلق، اعضای پرچم رابه کشور های سوسیالیستی به عنوان سفیر گسیل داشتند. اما تشدید اختلافها، سبب شد که جناح پرچم  به گرایش های اشرافی متهم شوندواز سفارت های خارجی نیز سبک دوش گردند. این در گیری ها به پایان نرسیده بودکه درگیری هایی میان جناح خلق برسر قدرت در گرفت .این بارمیان نورمحمد ترکی رهبر کیبرخلق!وحفیظ الله امین شاگرد وفادار! اختلاف افتاد ،در نتیجه ترکی توسط امین کشته شد وحفیظ الله امین برسر قدرت باقی ماند. زیرمجموعه جناح پرچم که به زیرزمین ها پناه برده بودندوبخشی نیزبه زندانها به سر می بردند تبلیغات وسیعی را علیه امین آغاز کردند واورا وابسته با ایالات متحده امریکا و(به گفته آن حزب) امپریالیسم بین المللی دانستند. 


  از سوی دیگرضدیت مردمی نسبت به حکومت حزب خلق هرروز بیشتر از پیش صورت می گرفت وعرصه برای نفس کشیدن اعضای حزب تنگ تر می شد. اتحاد شوروی سابق که برنامه ای برای رسیدن به اهداف خود در منطقه داشت وتنگ تر کردن مجال نفس کشیدن برای امریکا یکی ازآن اهداف بود، عرصه رابرا ی تجاوزمستقیم آماده تر می دید واختلافات داخل حزب درافغانستان نیز برایجاد این زمینه بیشتر کمک می کرد. ازاین جهت بودکه رهبران گروه پرچم که در کشورهای بلکوک شرق زندگی می کردند وروداتحاد شوروی درافغانستان را مساوی به قدرت رسیدن دوباره ی خود می دانستند به ترغیب رهبران کرملین پرداختند. اما امین تصور می برد که ورود سربازان ا تحاد شوروی درافغانستان در پاسخ به درخواست اوازاتحاد شوروی برای سرکوب مجاهدین  صورت گرفته است.در حالی که اتحادشوروی به دنبال رسیدن به اهداف کلانتری د رمنطقه وجهان بودوخودرا برای رویارویی منطقه ای با اهداف امریکا  می دانست . به هرحال شش جدی 1358 نیروهای اتحادشوری سابق وارد افغاستان شد وعملیات های نظامی علیه اشغال گران نیزشدت یافت . اتحادشوروی تحت فشارهای سیاسی بین المللی قرار گرفت .

ازطرفی  سیل کمک های غرب به سوی مجاهدین سرازیر گردید . هم زمان با تجاوز ارتش شوروی، فشارهای بین المللی علیه آن کشور روزبه روز افزایش یافت. نشست های گونا گونی میان طرف های درگیر درافغانستان تدویرمی یافت . اتحاد شوروی ، پاکستان وایالات متحده امریکا وسازمان ملل متحد قدرت های موثری بودند که روی بیرون رفت اتحاد شوری وارد مذاکره شدند. چندین دور مذاکرات فشرده میان  این قدرتها صورت گرفت.با تحولاتی که در شوروی به وجودآمد، رهبران  دست پرورده برژنف یکی پی دیگر فوت کردند، گورباچف شخصیت نسبتا جوان وواقع بین روی کار آمد واو مشکلات آن کشور در افغاستان را حس می کرد.هم زمان با این تغیر مهم،تصمیم قدرت های بین المللی چنین فیصله که ارتش شوروی خاک افغانستان را ترک کند. اولین واحد های ارتش شوروی بعد از 9 سال و50 روز خاک افغانستان را ترک کردند وآخرین سربازان شوروی در 26دلو 1367 خاک افغانستاتن را ترک گفتند. بعد ازآن روز دوواژه در میان تحلیل گران افغانستان مورد استفاده قرا رگرفت .یکی واژه "خروج "ودیگری واژه "اخراج". واژه خروج بیشتر برا ین گفته تکیه می کند که ارتش شوروی براساس یک تصمیم سیاسی بین المللی که میان قدرت های ذی دخل درافغانستان به وجود آمده بود خاک افغانستان را ترک کردند. اما اخراج راکسانی به کار می برند که باور دارند که تنها مقاومت مردم افغانستان بود که اتحاد شوروی را به زانو در آورد وزمینه های خروج نیروهای آن کشوررا از خاک کشورمافراهم آورد.

   آنچه برای مردم افغانستان مهم است آنست که خروج یا اخراج، بهبودی در وضعیت مردم ایجادنه کرد وتخریب زیر بنای های مادی ومعنوی کشورهم چنان ادامه یافت.رژیم داکتر نجیب الله با آنکه  باضعف های مفرطی  مواجه بود بر سیطره خود ادامه دادوتا چهار سال دیگر حکومت کردو سقوط نجیب الله وایجاد حکومت مجاهدین ی نیز نتوانست پیروزی بزرگی برای مردم افغانستان به ارمغان آورد. مجاهدین از ایجاد یک حکومت فراگیر ملی عاجز آمدند . همه طرف ها، در حکومت نتوانستند سهم بگیرند ودرنتیجه جنگ های تنطیمی امنیت وآرامش را از مردم گرفت .ومجاهدین دیروز را به دشمنان خونی یک یگر تبدیل کرد. 26 دلو با آن که روز بزرگی در تاریخ سیاسی کشور ما محسوب می شوداما این سخن پیامبر خدارا به یاد آمی آورد که فرمودند: که شما ازجهاد کوچک بر گشته اید وبا جهاد بزرگ مواجه هستید.

  آن جهاد بزرگ جز مبارزه با خود خواهی وفزون طلبی نبوده و نیست تا وقتی مدارا ودیگر پذیری به وجود نیاید وتا زمانی حذف یک دیگر مد نظر باشد وحس برتر بینی وخود خواهی حکومت کند، هیچ گاه نه وحدت ملی شکل می گیرد ونه منافع ملی تامین می شود. مجاهدین دقیقا چنین بودند از جنگ کوچک بر گشته بودند.اما بر نفس خود غلبه حاصیل نه کردند ودر نتیجه یک دیگررا نپذیرفتند وفاجعه ای به وجودآمد که بی سابقه بود. مردم افغانستان در حالی که بیست وپنجمین سالروز خروج سربازان اتحاد شووری را تجلیل می کنند که پی آمد های تجاوز و بعد از تجاوز هنوز سایه سنگینی بر مردم افغانستان انداخته است. سالها زمان می طلبد که پی آمد های تجاوز رخت بربندد.

جایگاه مردم دربرنامه های انتخاباتی داکترعبدالله عبدالله

     انتخابات تجلی اراده مردم است اما نه یک باربرای همیشه. تکیه برمردم وعیار ساختن برنامه های خود برای برآوردن نیاز مندی های مردم به معنای ارج نهادن به رای مردم واحترام گذاشتن به خواست مشروع آنها است.  دراین تردید نیست که همه کاندیداهای محترم ریاست جمهوری برنامه هایی برای مردم دارند. اما دو گونه می شود به مردم توجه کرد. یکی آنست که درغیاب مردم برای مردم برنامه ریزی کرد واز مردم برای پیشبرد برنامه های خوداستفاده برد. دوم آنست که مرم را دربرنامه ریزی ها شرکت دادو برنامه هارا همراه با مردم ساخت.تا آنجا که نامزد های ریاست جمهوری برنامه های خودر اعلام داشته اند این دو نوع  نگاه دربرنامه های نامزد های رساست جمهوری کشور دیده می شود. یکی ازا متیاز های داکتر عبدالله عبدالله درارایه برنامه های خود آنست که این نامزد ریاست جمهوری حضورمستمرمردم رادرهمه عرصه ها عامل موفقیت وپیروزی می داند.
ادامه نوشته

      شرط ها یا فرا شرط ها؟

 رئیس جمهور کرزی توافق نامه امنیتی با ایالات متحده امر یکارا امضا نه کرد .وآنهم به این دلیل که گفت که باید ایالات متحده امریکا دوشرط عمده اورا بپذیرد. این سخنان در حالی بیان شد که لویه جرگه مشورتی که آقا کرزی خودتدویر کرده بود خواستار امضای این توافق نامه شدند واز اومصرانه خواستند که توافق نامه را هرچه زود ترامضا کند . ازآن زمان تا حال زمان بلندی می گذرد هیئات هایی میان دو کشور تبادله شد.مشاورامنیت ملی ایالات متحده امریکا وهم چنان برخی سناتور های آن کشور از افغانستان دیدار داشتند وازآقای کرزی خواستار امضای توافق نامه امنیتی شدند. اما رئیس جمهور ازامضای آن خودداری کرد. گرچه ظاهر سخنان رئیس جمهور نشان می داد که او به دنبال بر آورده شدن آن دوشرطی است که ارایه کرده بود اما هیچ کس به شرط های او باورنداشته وندارد واین ذهنیت وجود داشت که شرط هایی که رئیس جمهورافغانستان مطرح کرده است یک روی سکه است .
ادامه نوشته

هزینه های سخنان آقای کرزی را چه کسی می پردازد؟

یکی از روز نامه های بریتانیایی آقای کرزی را متهم کرده است که به سربازان کشته شده آن کشوردرافغاستان توهین روا داشته است. از آقای کرزی نقل قول شده است که او در مصاحبه خود بایکی ازروز نامه های انگلیسی گفته اگر نیروهای انگلیسی به هلمند نرفته بود وضعیت آن ولایت بهتر از حالا بود. گرچه سخن گوی آقای کرزی گفته است که برداشت نادرستی از سخنان او صورت گرفته واو چنین سخنانی بر زبان نرانده ؛اما نشر این خبربه معنای آنست که رابطه میان افغانستان وکشور های خارجی به ویژه کشورهای غربی به آخرین حد خود تنز ل پیدا کرده وسخنان اویا تحریف می شود یا تعبیر سویی ازآن صورت می گیرد. درزمانی که ازعمرحکومت آقای کرزی وقت زیادی باقی نمانده است. این پرسش مطرح می شود که او چرا در آخرین ما ه های حکومت خود وبا گفتن چنین سخنان جنجال برانگیزی روابط خود با کشورهای غربی رامتشنج می سازد ؟
ادامه نوشته

 چه کسی دست به خشونت می زند؟

مردم افغانستان روز اول مبارزات انتخاباتی راباامید ونگرانی آغاز کردند. قبل ازان که خورشید اولین روزمبارزات انتخاباتی طلوع کند  دو سروقامتی با ضرب گلوله ای دژخیمی به زمین افتاد وخون شان زمین سبزامید را سرخ فام ساخت . دویارکاروان انتخاباتی داکتر عبدالله به لقای حق پبوست . مردم افغانستان به ویژه شهروندان عزیز هراتی را به سوگ این دو عزیزنشانید. هم چنان به شهادت رسیدن این دویار تیم انتخاباتی، غم بزرگی رابر دل یاران وهمراهان داکترعبدالله عبدالله نشانید . آن دویار کمر بسته بودند تا زمستان سردو سنگین نا کامی ها ونا امیدی هارا به بهار سبز امید پیوند دهند وگل امید دردلهای مردم افغانستان به ویژه شهروندان هراتی بشنانند؛ اما با کمال تاسف که این سبز قامتان با تبر خشونت  به زمین افتادندوروح شان به سوی معبود عروج کرد.

   به راستی که کمربستن دررراه خدمت به مردم نیزبدون پرداخت هزینه ممکن نیست. آنان که می خواهند از پلشتی وپلیدی عبور کنند، مردم را به سوی نورو روشنایی فرا خوانند بدون پرداخت هزینه به آن نمی رسند.

    شهادت این دویار گواه این مدعا است. در هیچ کجای تاریخ بشر دیده نشده است که رفتن به سوی نور وروشنایی بی تحمل وتقبل هزینه ممکن شده باشد .کسانی که اینک کمر همت بسته اند تا وضعیت این کشوررا دگرگون سازندوبا ارایه برنامه های مدون، مردم  راحاکم به سرنوشت خود گردانند،رای مرم راموثر بر سرنوشت شان سازند، امید را به مرم ارمغان آورند و دلهره ، دلمردگی، نا امیدی ویاس را از مردم بزدایند؛ باید باور کنند که این امر مهم بی پرداخت هزینه میسر نیست. چنانچه گفته اند که بهشت را به بها دهند وبهانه نه دهند. حال که این مصیبت اتفاق افتاده است واین دویار ازدست رفته است  مردم از خود می پرسند که چرا وقبل ازان که گامی دراین راه نهاده شود، چنین اتفاقی نا گواری به وقوع پیوست و چنین واقعه ای رخ داد؟

   این پرسش ازاین جا ناشی می شود که کمیسیون مستقل انتخابات ووزارت داخله کشور بارها از تامین امنیت انتخابات سخن گفته بودندوبه نامزد های انتخاباتی اطمینان داده بودند.که مشکلات عمده ای فراراه انتخابات نه خواهد بود؛ اما این ترور نا جوا ن مردانه نشان داد که دیوار های امنیتی کشور قابل اطمینان نیست وهر لحظه ممکن است ترک وترکیدگی ها بیشتر شود ضرروزیان بیشتری را بر روند انتخابات به وجود آورد.

    از سوی دیگر آنچه این ترورایندویارتیم انتخاباتی آشکار ساخت، آن بود که دشمن بایک صورت تعریف شده ویک جامه شناخته شده در تقابل با روند دموکراتیک کشورقرار ندارند، بلکه با چهره های گونا گون وبا جامه های رنگارنگ موذیانه در کمین نشسته اند تا از شگوفایی بهار امید جلو گیری کنند وهم چنان دردل مردم تخم یاس بکارند.وبتوانند نقش مردم را در تعین سرنوشت خود کم رنگ کنند واز میزان حضور مردم در عرصه انتخابات بکاهند.گذشته ازاین که این ترو رهای نا جوان مردانه هوشداری برای نیروهای امنیتی کشور بود . برای باورمندان به اصل عدالت اجتماعی ومعتقد به ارزش های دموکراتیک نیز این پیام رامی دهد که رفتن به این راه چندان هم بی هزینه نیست.

درره منزل لیلی که خطر ها است به جان

شرط اول قدم آنست که مجون باشی

 هرکه دراین راه قدم می نهد باید خودرا آماده پرداخت هزینه آن نیز بکنند. اصل دوم  درترور این دویار آنست که این گونه ترور ها به معنای نقطه قوت تیم انتخاباتی است. بدین معنا که رقیبان این تیم می دانند که در یک مصاف رودرروی نمی توانند برنده باشد وبراین تیم تفوق حاصیل کنند. ازاین جهت است که در شب کمین کرده اند تا با ترور وخشونت ورزی این تیم را از عرصه انتخابات به دور سازند وبرنده میدان انتخابات شوند. کسانی هم دست به چنین نیرنگ های ابلهانه می زنند بی گمان که افراد ضعیف النفس وبد اخلاقی هستند.که نه ازدین بویی برده اند و از اخلاق انسانی بهره ای جسته اند. همانند خفاشان در تاریکی کمین می کنندودست به خون بی گناهان می آلایند.وبرمردم عزیز این پیام را می دهد که با دقت ورزی بیشتربه تیم های انتخاباتی بنگرند وبدانند کسانی که امروز حرمت خون مردم را نمی گذارندودر فردا اگر چنانچه پیروز شوند بی گمان که جوی خون گسیل خواهندکرد. ازاین رو بر مردم عزیز کشور است که افرد جنایت کاررا شناسایی کنند تا مجال رفتن این افراد تبهکاربه مسند قدرت فراهم نه گردد.

قانون اساسی،محک شعارها!

   شعارهای انتخاباتی بیانگر دید گاه های کاندیدا های ریاست جمهوری درکشوراست. این شعار ها از چند ویژگی باید برخوردار باشند. نخست آن که با دقت ورزی انتخاب شده باشند یعنی هرکاندیدای محترم وقتی شعاری را مطرح می کند باید توضیح مستدل ومنطقی داشته باشد.دوم آن که برای فریب مردم ویا انحراف افکار عمومی بیان نشود.سومین ومهم ترین اصلی که دربیان شعارهامد نظر قرار گیرد قانون اساسی کشور است . درچهار چوب قانون انتخابات روند انتخابات شکل می گیرد و پیروی ازاین قانون الزامی است. اما در نهایت به رعایت قانون اساسی کشورمنتهی می شود. به سخن دیگر قانون اساسی کشور کانون ارزش یابی شعارها وعمل کرد نامزد های ریاست جمهوری درکشور به حساب می آید .با آن که از آغازمبارزات انتخاباتی زمان بلندی نمی گذرد وهنوز برنامه های نامزد ها کامل ارایه نشده است اما دیده می شود که برخی کاندیداهای محترم شعار هایی را ارایه می دهند که چندان در چار چوب قانون اساسی افغانستان نمی گنجد. حتا این ذهنیت به وجود می آید که گویا برخی نامزد ها چنان خودرا فارغ ازهرقیدو بندی احساس می کنند که انگار درصدد ایجاد یک رژیم جدید در کشور باشند.در حالی که انتخابات براساس موازین قانون اساسی بر گزارمی گردد وهمه نامزد ها مکلف هستند این چهار چوب قانونی رامراعات کنند.
ادامه نوشته

اخگر،نگارنده اخلاق مدار

 استادقسیم اخگرازمیان ما رفت. جمع کثیری جنازه ی اورامشایعت کردند. آن چنانکه دیده شد درسوگ رفتن اوبسی چشم ها که به اشک نشست وهق هق گریه ازسرآرامگاه او بلند شد. هرکه در تشیع جنازه او شرکت جسته بود به نحوی غمگین واندوهگین بود.او یک مبارز، آزادی خواه ، یک قلم به دست ،ویک عصیانگر بود.ولی این همه صفات حمیده ونیک مردم را برای تشیع جنازه او فراهم نیاورده بود ،گرچه هرکدام این صفت ها ارزشهای انسانی فراوان دارند. آنچه در وجود او بیش از همه نفوذ ورسوخ یافته بود،صفت آزادگی او از قید تعلقات بود. صفتی که دردنیا کمتر به آن بها داده می شود، چه بسا انسان ها که ازآن می گریزند.  او خوب دریافته بود ومی دانست که آزادی دوروی دارد؛ آزادی ای که در بیرون محقق می شودوبه صورت آزادی ها ی سیاسی وبیان نمود پیدا می کند وآزادی ای که جنبه ووجه نهانی و درونی دارد. گرچه او مردم راهمانندعارفان به این آزادی نمی خواند وکسی را دعوت نمی کرد. اما زندگی شخصی و سیرت او بیانگرآن بود که آزادی درونی برای او درونی شده بود. یکی از نمود های آزادی درونی، آزادی از قید تعلقات است. تا وقتی آدمیان این آزادی را درخودنهادینه نه کرده باشند، تا وقتی تعلقا ت را مهار نزده باشند، تا وقتی قدرت پرهیز اززیاده خواهی هارا در وجود خود درونی نه کرده باشند. محال است که به آزادی بیرونی برسند. یا کسی را دعوت به آن کند. ازاین جهت بود که اوطمع زیاده خواهی را درخود مهار کرده بود.وبر خواسته های خود لجام زده بود. حرمت قلم را برای به دست آوردن شکم نانی هرگز به گرونگذاشت وآزادگی را برای رسیدن به طمعی فدا نه کرد. او می دانست که طمع ورزیدن وآزاد زیستن ناسازگار اند.

    اورا از شاگردان معنوی مرحوم دکترعلی شریعتی می دانند؛ چنین بود،او سخت تحت تاثیر اندیشه های آن بزرگ مرد بود. آنچه می گفت ومی نوشت به نحوی رنگ اندیشه های آن بزرگ را داشت. معیار داوری او نسبت به انسان ها، انقلابی بودن بود. این اندیشه ای او دقیقا ملهم از اندیشه های دکتر شریعتی بود. شریعتی می گفت .دردنیا دو طیف یا دوجبهه وجود دارد، جبهه حق وجبهه باطل یا جبهه حسین وجبهه یزید. جبهه سومی نیست خط میانی ای وجود ندارد.او می گفت آدمیان دراین دنیا یا یزیدی اند یا حسینی.اخگرنیز بدین سخن باورمند بود. پای بندی او به این آموزه ،ازاو یک انسان فوق ا لعاده اخلاقی ساخته بود. او به آزادی به عنوان مهم ترین پایه ای اخلاقی می نگریست ودرزندگی خصوصی سخت به آن ملتزم بود.او ازسال های دورساده زیستی وزندگی بی پیرایه را درخود نهادینه ساخته بود، چنانکه هیچ گاه هوس یک زندگی اشرافی آنهم با گرو گان گذاشتن قلم ،در سر نپرورانید.مدت کوتاهی در کمیسیون مستقل حقوق بشر کار می کرد وسخت ناراحت بود ازاینکه کار قابل توجهی نمی کند، اما پول می گیرد. او در آنجا خودرا ناراحت احساس می کرد تا نکند لقمه نانی بی مزدخورده باشد. او فرصت های طلایی داشت تا با قلم وبیان شیوای خود سفره رنگینی برای خود وفرزندان خود تهیه کند. اما او حرمت قلم را برای یک شکم نانی هیچ گاه هیچ گاه نشکست وزبان به مدح هیچ کس نگشود.فقررا فخر می دانست وحرمت قلم راپاس می داشت وآزادی وآزادگی را ارج می نهاد . او می دانست آلودن شکم و فربه کردن جسم به رنجوری جان می انجامد و ازجان رنجور ندای آزادی وآزادی خواهی بر نمی خیزد.نه این که ریا کرده باشد وتظاهرنموده باشد وخودرا این گونه جلوه دهد. نه هرگز این گونه نبود که فضیلت های اخلاقی درعمق جان او ریشه کرده بود.

  او -همان گونه که اشارت رفت -هنر های فراوانی داشت، خوب می نوشت ،خوب سخن می گفت وسخنانش مسحور کننده بود اما این ویژگی ها ،نخبگان ،فرهنگیان وفرهیختگان را به سوی اوومشایعت جنازه او نکشانده بود؛بلکه فضیلت های اخلاقی وآزادگی او از قید تعلق  های دنیایی بودکه اورا چنان محبوب کرده بود. روحش شاد ویادش گرامی باد.

کنش امروز تعین کننده فردا است

    تغیرنیافتن زندگی مردم در دوازده سال گذشته باعث شده است که همه انگشت ها به سوی حکومت آقای کرزی نشانه رود وحکومت مسئول همه نا کامی ها دانسته شود. گرچه این تشخیص درست وصایبی است وشک دراین وجود ندارد که عامل اصلی نا کامی ها ونا برخورداری هابه حکومت کنونی بر میگردد. اما ذهن های تیز بین به این قانع نمی شوند، بلکه کنش مردم را نیز دراین ناکامی ها شریک می دانند وبدین باوراند که "هرچه است از قامت ناساز بی اندام ما است."   اگرمردم درانتخابات پنج سال پیش دقت ورزی بیشتری می داشتند وبا ریز بینی به سرنوشت خودوفرزندان خود می نگریستند، حتما تغیری در زندگی مردم به وجود می آمد. اگر مردم دقت ورزی های زیرکانه به خرج می دادند ودورازهیا هوها به کارنامه نامزدان انتخاباتی می نگریستند بی گمان انتخاب دقیق تری صورت می دادند ودر نتیجه تغیری نیز در زندگی مردم ایجاد می شد. شاید برخی بپرسند که کشوری که هیچ چیزی از خود نداشته ودست گشوده پیش خارجی ها داردچگونه می تواند تغیری درسرنوشت وزندگی شهروندانش به وجود آورد؟
ادامه نوشته

خود کامه ی ناکام

} دانستن سیاست گرچه یک امر تخصصی است. اما به لطف گردش آزاداطلاعات ودست رسی همگانی به مباحث سیاسی ، اکثریت مردم می دانند که کدام موضع گیری سیاسی است وکدام خارج ارعرف وچهارچوب سیاست. سخنا نی که آقای کرزی در نشست خبری دیروز خودبیان داشت به هیج وجه یک موضع گیری حساب شده ای سیاسی نبود. اوهمانند گذشته پاک از جاده عقل وخرد مندی سیاسی پای بیرون نهادوبه شعورمردمی که به او رای اعتمادداده بودند نیزتوهین کرد . او چنان سخن گفت که انگاربا جمعی از کودکان سخن می گوید و کسی سابقه ولاحقه اورانمی شناسد.وازگرایش های او اطلاع ندارند ازاین جهت بود که نه تنها کسی سخنان اورا جدی نه گرفت، بلکه  این ذهنیت به وجود آمد که نزدیک شدن به زمان انتخابات ریاست جمهوری وبرآورده نشدن خواسته های او از سوی کشورهای غربی، به ویژه ایالات متحد امریکا اورا ازراه انصاف، مروت ومردانگی نیز به در برده و اودرکمیت خود کامگی نشسته و بدون تامل می راند، بدون آن که بداند که به کدام سوی سیر می کند.او اینک دست به انتحار سیاسی زده ،شعاریا مرگ یا رسیدن به مقصد را با خود حمل می کند. او با تمام توان رو درروی کشور های غربی ایستاده  ورجز می خواند تا باشد که دل آنها نرم شودتا برای آینده سیاسی او تضمینی ارایه دهند.
ادامه نوشته

حکومت وبد اخلاقی های سیاسی


   به نظر می رسد که حکومت افغانستان در آخرین ماه های قدرت خود چرخه یجدید ازبد اخلاقی هارا به چرخش درآورده تاا فکارعمومی را از واقعیت های موجود کشور به سوی دیگر منحرف کندیا آنکه احساسات مرم را علیه نیرو های بین المللی بر انگیزد. چندی قبل ،نیرو های ناتو در ولسوالی سیاه گرد غوربند به محلی هجوم بردند در نتیجه چند نفردراین عملیات کشته شدند. خبر های ضدو نقیضی منتشر شد.


رئیس جمهور کرزی با لحن شدیدی این عملیات  را محکوم کرد  ونیروهای خارجی را متهم به کشتار غیر نظامیان افغان نمود. یک بار دیگر بر مواضع گذشته خود تاکید ورزید تا وقتی که نیرو های خارجی وارد خانه های افغان ها شود وبه کشتار مردم بی گناه دست بزند او پیمان امنیتی را امضا نه خواهد کرد. گزارش های یک جانبه ای که از سوی حکومت منتشرشد واضح بود که در میان مردم نیز باز خو رد خواهد داشت واحساساتی رانیزبرخواهد انگیخت .حکومت برای آن که مواضع خودرا موجه ترومشروع تر جلوه دهد واین گونه وانمایدکه آنچه گفته عین حقیقت ودرست است؛ هیئاتی رابا ترکیب خاص به ولسوالی غوربند فرستادوبعد از تحقیق به رسا نه ها گفت که پانزده نفر کشته شده است. گزارش هیئات بسیار حساب شده بود چنان وانمود می کردکه انگار امریکایی قصد وغرض خاصی را دنبال می کند وتعمدا درصدد کشتار مردم بی گناه افغانستان هستند. صورت بندی ای که درارایه گزارش به کاربسته شده بودولحن گفتاری ای که درارایه گزارش به کار رفته  بود دقیقا برای تحت تاثیر بردن افکار عمومی وتهییج احساسات مردم بود.رئیس هیئات آقای خواصی به رسا نه ها گفت که: در میان شهدا سه طفل وجود دارد که والدین شان نیز به شهادت رسیده اندوهم چنان یک دختر جوان نیز به چشم می خورد که این دختر تازه نامزاد شده بوده است .


این نوع گزارش دهی به معنای تحت تاثیر بردن روان مردم وتحریک مردم علیه نیرو های بین المللی در افغانستان است. هیچ فرد افغان راضی نیست که بینی فردبی گناهی خون شود اما به این معنا نیست که مردم افغانستان جنایات های بی شرمانه طالبان را درسالهای گذشته فراموش کرده باشند یا آن که آن را سبک بشمارند.نفس کشتار بی گناهان از سوی هر کس وهرکشوری صورت بگیرد نا موجه وجنایت شمرده می و میان جنایت کار،خودی وغیر خودی وطالبا ن وخارجی ووجود ندارد.همین چند روز قبل بود که ازسالگرد جنایت های بی شمار طالبان در یکاولنگ بامیان تجلیل شد ویاد آورحوادث تلخ ودردناکی بود که طالبان جنایت کار در آن منطقه مرتکب شده بودند ودهها فامیل را به سوگ فرزندان خود نشانده بودند. این گونه تجلیل ها به معنای آنست که جنایت های طالبان درذهن وحافظه مردم هنوز باقی است .دراین روز گارنیز نه اشتباهات خارجی هارا مطلوب می دانند ونه کشتارطالبان را می توانند پرده پوشی کنند. کما اینکه برخی رسا نه های حکومتی دست طالبان را در حادثه تروریستی شهر نو کابل دخیل ندانستند وبا فرا فگنی خواستند دامن جنایت بار طالبان را ازاین حادثه پاک کنند ولیکن مردم باور نه کردند وخیلی ها به خیابان های کابل آمدند وآن جنایت را محکوم کردند. فرافگنی درحالی بود که سخن گوی نام نهادطالبان ارتکاب آن حادثه را به دوش گرفته ودر ایزای اشتباه خارجی ها عنوان کرده است.اماحادثه غوربند چه بوده است .والی پروان درمصاحبه با بی بی سی فارسی  وهم چنان با یک شبکه تلویزیون داخلی گفت که :غوربند از حدود دوسه سال به این سو نا آرام بوده وگروه تروریستی طالبان درآن ولسوالی، دست به آزار مردم می زدند ودراین مدت بیش ازنود نفر از هم وطنان بی گناه ما توسط جنایت کاران طالب به شهادت رسیده اند. وضعیت به گونه ای بود که مردم ناچار شدند تا از نیرو های داخلی طلب کمک کنند ونیرو های افغان نیز از نیرو های ناتو طلب کمک کردند ودر نهایت عملیاتی در شب راه اندازی شد ودراین عملیات شش نفر از افراد با نفوذ طالبان در منطقه کشته شدند وافراد ملکی نیز دچار آسیب شده است .این متن مصاحبه ای والی ولایت پروان با بی بی سی است که تفصیل آن دروبسایت این شبکه خبری موجود است .


  امااین واقعیت چگونه از سوی رئیس جمهور کرزی مقلوب نشان داده می شود وحکومت با دروغ پراگنی می خواهد خاک در چشم مردم بپاشد وعمل کرد خودرا موجه ومشروع جلوه دهد؛ پرسشی که وجود دارد آنست که چرا حکومت  به این همه بد اخلاق های آشکار پناه برده ومی کوشد افکار عمومی را ازواقعیت های موجود کشور دور نگاه دارد واحساسات عموم را علیه خارجی ها بر انگیزد؟ دو پاسخ احتمالی دراین رابطه وجود دارد. نخست دروغ پراگنی حکومت  برای گریزازفشار افکارعمومی است؛ بدین معنا که امتناع آقای کرزی نسبت به امضای معاهده امنیتی با واکنش منفی طیف های گونا گون جامعه ا فغاستان مواجه شده است . از افراد بی سوادتا با سوادان وروشنفکران کشورواز تاجر وبازاری تا افراد کارگر ودست فروش، همه به صورت عموم خواستار امضای پیمان امنیتی از سوی رئیس جمهور کرزی شده اند. پنهان کردن جنایت های طالبان وبزرگ نمایی اشتباهات خارجی ها،موجه جلوه دادن عملکردخود درنزد افکار عمومی است. اینکه آقا کرزی می خواهد به مردم بگوید که او اگر پیمان را امضا نمی کند حق به جانب است .دوم این که این گونه بزرگ نمایی ها وتلبیس ها انتقام گیری اقای کرزی از دخالت امریکا در انتخابات گذشته ریاست جمهوری در افغانستان است که در کتاب رابرت گیس به آن اشاره شده است.


    آنچه دراین میان آشکارمی شودآنست که غرض وهدف آقای کرزی ازاین تلبیس ها، هیچ ربطی به منافع ملی کشورو مصلحت عمومی ندارد بلکه بیشترینه عقده گشایی های شخصی یک فرداز حامی وپشتیبان دیروز خود است .جای خوش بختی است که مردم افغانستان بر این گونه بداخلاقی های حکومت وقوف دارند وهیچ گاه تحت تاثیر این گونه جو سازی هاقرار نمی گیرندوحکومت نیز باید بداند که دوران بازی باا فکارعمومی واحساسات مردم گذشته است. مطلوب آنست که حقایق باز گفته شود وداوری به مردم وانهاده شود.

زندانیان زن وعدالت فراموش شده

  آزادی زندانیان طالبان از زندان بگرام توسط حکومت ، با واکنش ها وباز خوردهای گونا  گونی همراه بوده است.اکثر رسا نه های گروهی این عمل حکومت را غیر موجه نا مطلوب وضد عدالت دانستند وخواستار تحقیق قضایی ازاین زندانیا ن شدند تا ثابت شود که آنها بی گناه هستندیانه. اما گویا حکومت بر شنیدن این گفته ها وصدا ها گوش شنوایی نداشته وندارد. یکی از اعتراض هایی که کمتر مورد توجه رسا نه های گروهی نیز قرارگرفت وباز تاب چندانی نیافت وهم چنان هیچ معلوم نشد که حکومت نسبت به این اعترض ها چه پاسخی ارایه کرد؛ واکنش زندانیان زن، زندان پل چرخی کابل بود. آن گونه که ازطریق رادیو بی بی سی اعلام شد زندانیان زن این زندان بعد از شنیدن آزادی زندانیان طالبان دست به اعتتصاب غذایی زدند و گفتتند تا وقتی حکومت افغانستان نسبت به سرنوشت آنها  تصمیمی اتخاذ نکند هم چنان به اعتصاب خود ادامه خواهند داد. گرچه این اولین بار نیست که این زندانیان مظلوم چنین اظهاراتی می کنند اما هیچ گاه به این رسایی نبوده واین گونه حکومت را مورد خطاب عتاب آلود خود قرار نداده است.
ادامه نوشته

گفته های یک جنرال


جنرال "استانلی مک کریستال" فرمانده پشین نیرو های ایالات متحده امریکا در افغاستان، در این اواخیر سخنانی برزبان رانده است که باز خوردهای گونا گونی را به همراه داشته است. او گفته که "بعد از 2014احتمال برگشت طالبان وجود ندارد،اما دربد ترین حالت ممکن است افغانستان گرفتار جنگ داخلی شود".  این پرسش مطرح می شود که این گونه اظهار نظرها بر اساس کدام داده های اطلاعاتی یا جامعه شناختی ابراز شده است؟ ایا جنرال امریکایی بدون شناخت وضعیت اجتماعی وسیاسی افغاستان این سخنان را بر زبان رانده  یا آنکه دلایل ومدارکی دال بر این دید گاه وجود دارد؟

  پاسخ آنست که این دید گاه از یک منظر درست است واز منظر دیگر نا درست . کسانی که دربرابراین سخنان واکنش نشان دادند گویا یک منظررادیدند ومناظر دیگررا یا ندیده اند یا آن که نا دیده انگاشته اند.

ادامه نوشته

تیری که به سنگ خورد!


  حمله انتحاری طالبان بررستورانت لبنانی در وزیراکبر خان کابل، گویا بسیاری از معادلات حکومت به ویژه آقا ی کرزی را به هم ریخت. واتخاذرویکرد دیگری رابرحکومت تحمیل کرد. این حمله بعد ازگذشت حدود بیست ساعت از سوی اقای کرزی محکوم شد که این تاخیر،پرسش های فراوانی رابر انگیخت. اما به نظرمی رسد که شکافی درتیم آقای کرزی نیز ایجاد کرده باشد. زیرا وزیر داخله حکومت دریک نشست خبری بعد ازاین حادثه اعلام داشت که پیمان امنیتی میان کابل وواشنگتن مورد بحث قرار گیرد وهردوطرف مذاکرات جدی ای را صورت دهند. وی هم چنان گفته است که معلوم شد که پیمان امنیتی چه امضا شود یا نشود بررویه طالبان نسبت به مردم بی گناه تغیری ایجادنمی شود. این لحن سخن گفتن ازسوی وزارت داخله حکومت افغانستان وهم چنان گمانه زنی هایی که تا هنوز نسبت به مقاومت آقای کرزی در امضای پیمان امنیتی وجودداشت این ذهنیت را تقویت می کند که حکومت مجموعه ای از گزینه هارا مد نظر داشته  تا بتواند توجه طالبان را به حکومت جلب کند:

ادامه نوشته