هزینه های سخنان آقای کرزی را چه کسی می پردازد؟
این گمان به وجود می آید واین پرسش مطرح می شود که موضع گیرهای کنونی او بر اساس شناخت وباور صورت می گیرد یا بر مبنای عقده مندی واحساسات؟ اگر ازروی عقیده بیا ن شده است به معنای آنست که اوقبل از نشستن برمسند ریاست جمهوری، غربی هارا هیچ نمی شناخته وبعد ازاین که به کمک غربی ها،روی کار آمده وبیش از یک دهه نیز حکومت کرده است چنان کودکی تازه چشم گشوده به این آگاهی دست یافته که غربی هاآدم های مطلوبی نبوده اند ودر حق شخص وحکومت او جفا روا داشته اند.یا این که غربی هاتا هنوز موجودات موجه ومطلوب بوده اند همین که از خواسته های او حمایت نه کرده وتضمینی برای آینده اودر نظرنه گرفته اند،چنین به نظر آقا ی کرزی منفورومذموم جلوه کرده اند
بنابراین روابط آقای کرزی از دو حال خالی نیست یا او غربی هارامی شناخته وبر اساس شناخت خود با کشورهای غربی تعامل کرده که روابط نیک با آن کشورهارا به نفع افغانستان می دانسته، دراین صورت باید بر اسا س منافع ملی کشورعمل کندوبرای حفظ منافع ازگفتن سخنان بیهوده ومضر به حال منافع ملی حذر کندورابطه نیک را مخدوش ویادچار تنش نسازد. یا آن که نمی شناخته است . شناسایی کامل از کشورهای غربی نداشته وعمل کرد گذشته آن کشورهارا نمی دانسته است .دراین صورت این پرسش مطرح می گردد که چرااو دردنیای ناشناخته ها قدم گذاشته است؟باید اقای کرزی می دانست که رابطه میان دو کشور مطرح است نه رابطه میان دو فردومنافع فردی؛لذابسیارجای تاسف وتاثر است که آقای کرزی بدون کدام عذرموجه ومردم پسند روابط خودرا با کشورهای خارجی به ویژه کشورهایی که دربیش از یک دهه گذشته افغانستان را یاری کرده اند به هم بزند ویاآنکه دوستان خودرا ناراحت کند؟یا این که سخنان آقای کرزی از روی عقده مندی وکینه هایی است که ازآن کشورها درذهن اوبه وجود آمده وحال می کوشد که به نحوی عقده مندی های خودرا خالی کند. دلایلی وجود دارد که رابطه کنونی حکومت افغانستان باکشورهای غربی بیش ازآن که در جهت تامین منافع ملی کشور باشد دست خوش احساسات وعقده مندی های آقای کرزی شده است. اقای کرزی که زمامداران کشورهای غربی را رفیق راه وهمرازخود می دانسته که درونی ترین راز های خودرا باآنها در میان می گذاشته شاید هم توقع داشته که چون فرزند خانه زاد ازاو حمایت کنند ودست اورا در همه وقت بگیرند.اما بی توجهی غربی ها به آقای کرزی، اورا سخت بر آشفته کرده واحساست اورا جریحه دار ساخته واو اینک با نیش زبان و کنایه می خواهد آن عقده مندی هارا خالی کند..خاطرات رابرت گیتس وزیر خارجه پیشین امریکا- اگر قرین صحت باشد-.همین واقعیت را نشان می دهد.آقای کرزی خواسته است کینه های خودرابا آن فرد از جبهه شمال بیان دارد.تاچهره ممسوخ ومنفوری از رقبای سیاسی خود ارایه دهد وجبهه شمال را چنان نامقبول ونا موجه جلوه دهد که هم خود او دردل غربی ها محبوبیت کسب کند وهم رقیبان خودرا در چشم غربی ها خوار وبی مقدار جلوه دهد. حال که به قول معروف عیش ربیع به طیش خریف رسیده است ورنگ درخت دوستی ها به زردی گرائیده است. او عقده مندانه می کوشد سخنان تلخی را نثار دوستان دیروز خود کند. لذا می توان این گونه بیان داشت که هیچ کدام از مواضع آقای کرزی بر اساس عقیده وباوراو نیست بلکه عقده مندی ها وکینه توزی های شخصی او باعث گشته است که چنین مواضعی اتخاذ کند وچنین سخنانی برزبان آورد.اوشاید براین امرتفطن یافته باشد که درموضع گیری های خود دچار اشتباه فاحش شده است وتصور برده است که در عرصه سیاست دوست ودشمن دایمی وهمیشگی می توان یافت، در حالی که غربی ها برای به دست آوردن منافع خود تلاش می ورزند وازهیچ وسیله ای دراین راه فرو گذار نمی کنند. اقای کرزی وهر سیاست مداری دیگر باید چشم بگشایند وبیاموزند که در سیاست نه دوستی دایمی وجود دارد ونه دشمن دایمی به ویژه کشورهای غربی که برای تامین منافع خود دست به هر کاری زده اند ومی زنند ودر فلسفه سیاسی ای که پشت سر سیاست مداران غربی وجود دارد این اخلاق را به آنها آموخته است که از منافع خود نگذرندوتعامل با کشو هاراصرف براساس منفعت شکل دهند.اقای کرزی در حاشیه لوی جرگه ای که تدیر یافت گفته بود که بگذار سیاست کنم، اماباید گفت که سیاست کردن چنین نیست جنای رئیس جمهور که شما درپیش گرفته اید !مطلوب ترین سیاست تامین منافع ملی با حفظ احترام به دیگرانست .
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 10:18 توسط سید مظفر دره صوفی
|