رفت وآمد های گرم وگفتارهای متناقض؟

    درادامه رفت و آمد های مقام های امریکایی به افغانستان وابراز نظر های متفا وت آنان در رابطه با پاکستان،هفته گذشته حکومت افغانستتان میزبان جنرال "دانفورد"رئیس ستاد مشترک ارتش امریکا درکابل بود . این جنرال امریکایی با مقام های دولت افغانستان دیدارو گفت و گو کرد. گفته شده است که این جنرال امریکایی از تلاش ها ی نیروهای امنیتی افغانستان قدر دانی کرده و وعده داده است که امریکا نیروی هوایی افغانستان را تجهیز خواهد کرد.  این رفت و آمد ها ازیک طرف و ابراز نظر های مقام های امریکایی  در رابطه با پاکستان از سوی دیگر این ذهنیت را به وجود آورده است که آیا روی کرد سیاسی حکومت ایالات متحده امریکا نسبت به پاکستان تغیر کرده است، یا آن که  این مواضع دو وگانه  وگاه متناقض بیانگر سیاست های دو پهلوی مقام های امریکایی دررابطه به افغانستان و پاکستان است؟

   این پرسش دررسانه های گروهی افغانستان نیز درهفته گذشته مطرح بود و برخی تحلیل گران با خوش بینی و برخی نیز با اندکی تامل و درنگ به مواضع امریکایی ها نگریستند.

ادامه نوشته

توپخانه تبلیغاتی امریکا، علت ها و پی آمد ها

   هفته گذشته شاید یکی از برش های استثنایی درتاریخ روابط امریکا وپاکستان باشد که توپخانه تبلیغاتی امریکایی ها سیاست پاکستان را هدف دادند.  درهفته گذشته توپخانه تبلیغاتی ایالات متحده امریکا چنان شلیک متواتر وپرحجمی را علیه سیاست حکومت پاکستان در قبال تروریزم به راه انداخت که اگر در پانزده سال گذشته درصدی اندکی ازاین گونه تبلیغات  صورت گرفته بود حتما تا هنوز نتیجه مثمر ثمری به ارمغان آورده بود و وضعیت منطقه وافغانستان بدین گونه نبود. این گونه تبلیغات برای بسیاری از تحلیل گران افغانستان غیرمترقبه وغیرمنتظره بود.

   در پانزده سال گذشته که تحلیلگران و روزنامه نگاران افغانستان روابط میان ایالات متحده وپاکستان را زیرنظر داشته اند تبلیغات هفته گذشته را یک مورد استثنایی می دانند. در گذشته نیز تبلیغاتی صورت گرفته بود، مقام های امریکا حکومت پاکستان را مورد طعن ولعن قرار داده بودند، اما هیچگاه به حجم وپیمانه کنونی نبوده است. در روز های اول هفته گذشته  سناتورهای جمهوری خواه گنگره ایالات متحده امریکا حکومت پاکستان را متهم داشتند که در پرورش وتمویل تروریستان نقش دارند. این شلیک ها هنوز خاتمه نیافته بود که "زلمی خلیل زاد" سفیر سابق امریکا در افغانستان در مصاحبه  با "بی بی سی" تیغ ازرو بست و با لحن بسی تند تر وگزنده تر حکومت پاکستان را متهم به همراهی و حمایت از تروریزم کرد و خواهان محاکمه این کشور در نهاد های داوری بین المللی شد.

ادامه نوشته

رسانه ها و شرایط گذار!

   در آستانه نشست اعضای پیمان نا تو(پیمان اتلانتیک شمالی) در ورسای(ورشو) پایتخت لهستان گزارشگران بدون مرز در خبرنامه ای از پیمان ناتوخواستند از روز نامه نگاران و رسانه های افغانستان حمایت کنند. برای کثیری از تحلیل گران این توصیه و تاکید غیر منتظره است، چرا باید گزارشگران بدون مرز از یک سازمان نظامی- امنیتی بخواهند که از رسا نه های افغانستان حمایت کنند؟

 اگر چنانچه نهادهایی، ازاعضای نا تو می خواستند که از نیرو های امنیتی افغانستاان حمایت کنند،امر بعید ودور از انتظاری نبود، اما وقتی مسئله رسانه ها به میان می آید این پرسش مطرح می شود که میان حمایت نا تو از حکومت افغانستان وحمایت از رسا نه های گروهی کشور چه ربط ونسبتی برقرار است، آیا می توان با حمایت از رسا نه های گروهی از حکومت افغانستان حمایت کرد؟

ادامه نوشته

حزب؛دیروز امروز و فردا!  

بخش پنجم وپایانی جمع بندی چه فسیل هایی که به نام حزب ازدیروز مانده وچه احزابی که در پانزده سال گذشته طی مراحلی توسط وزارت عدلیه راجستر شده اند، مجموعه این ها به کاریکاتور حزب بیشتر شباهت دارند تا یک حزب سیاسی تمام عیار. کاریکاتوریعنی چیزی راشبیه چیز ی ساختن که اصل را تداعی کند. زیرا احزابی که دردنیای مدرن شکل گرفته و بازیگران عرصه سیاست و قدرت هستند در بستر "دولت-ملت "های مدرن شکل گرفته اند. دولت – ملت ها وقتی بوجود آمدند برخی مفاهیم همزاد آن نیز پدید آمدند، مثل مفهوم" شهروند" از مفهوم شهروند بسا مفاهیم دیگر متولد گشت چون حقوق شهروندی ، حقوق سیاسی قانون اساسی وتفکیک قوا وانتخابات آزاد ودموکراتیک و... دریک جامعه قبیلوی که دارای ساختارتوسعه نایافته وطبیعی است اول این که احزاب سیاسی مدرن شکل نمی گیرد، اگر کسانی به تقلید ازاحزابمدرن دست به ایجادحزب های شبه دموکراتیک بزنند(مثل کشورما) در نهایت سراز یقه قوم گرایی ها ونژاد پرستی های مستهجن برون می آورد
ادامه نوشته

حزب؛ دیروز، امروز و فردا!

بخش چهارم

 دو ویژگی حزب دیروز وفردا را برشمردیم ومی رسیم به ویژگی سوم

  سه. حزب دیروزفرد محوربود. فرد محوری را به دومعنا می توان به کاربرد ، یکی آنست که تمام تشکیلات حزبی را یک نفر رهبری می کند و اختیارات تشکیلات حزبی در یک نقطه متمرکزمی شود،فرد هم رهبر حزب است، هم مسئولیت مالی واقتصادی حزب را در اختیار دارد وهم روابط عمومی ومسئول ارتباط های خارجی حزب می باشد. آنچه در احزاب جهادی تبلور یافته بود می تواند بهترین نمونه این گونه حزب ها تلقی گردد.در احزاب جهادی( اکثرا) رهبر حزب از پرداخت پول تیل موتر تا فرستادن یک عضو حزب به جبهه های جنگ و پرداخت کرایه موتر وسفر خرجی دخالت می کرد تا مذاکره و یا مصالحه سیاسی وتصمیم گیری درباره مسایل کلان کشور،سایر افراد اگر مسئولیتی هم داشتند حاشیه ای وصوری بود وتصمیم نهایی به دوش رهبر بود وهمه مسایل ریز ودرشت اززیر نظر رهبر حزب می گذشت . فوسیل هایی که از دوران جهان مانده اند وعنوان حزب را دارند نیز بدان گونه عمل می کنند ورهبر حزب تمام کاره ای حزب شمرده می شود.

ادامه نوشته

حزب؛ دیروز، امروز وفردا!

       دو ویژگی حزب های گذشته وحال را بر شمردیم،گفته شد که حزب دیروز حزب دوران اضطرار بود و بر اساس تفکر جنگ با متجاوزان ساخته شده بود. حزبی که فردا خواهد آمد وامروز می تواند شالوده آن گذاشته شود حزب دوران استقرار است. دورانی که درآن آبادانی و سازندگی دربرنامه های هر حزبی جایگاه مهم واساسی  می تواند داشته باشد.

  حزب جنگ  را حزب دوران تخریب نیزمی توان نامید، نه این که آن احزاب برای تخریب پایه گذاری شده باشند ،نوعی عملی که انجام می داده اند و رسالتی که برای خود بر می شمرده اند تخریب و ویرانی نبودهبه همراه می آورده است. تخریبی که ازان نامبرده می شود غیر از تخریب آگاهانه ومختارانه است که بر اثر خود خواهی ها،زیاده خواهی ها و یا انحصار طلبی های حزب ها دردهه نود به ویرانی برخی شهرها انجامید ولکه سیاهی بردامن احزاب جهادی باقی گذاشت .

ادامه نوشته

حزب؛ دیروز، امروز و فردا!

 

بخش دوم

   در بخش نخست این  نگاشته بدین نکته اشارت رفت که هر پدیده اجتماعی در مجموعه ای از زمینه ها وزمان خود شناخته می شود. وقتی پدیده ای در زمینه وزمانه دیگرقرار گیرد یا قرار داده شود دچار نوعی نا مفهومیت می شود. احزاب سیاسی کنونی درافغانستان که ازبازیگران اصلی قدرت سیاسی هستند اغلب با زمانده های دوران جهاد اند . در آن فضا بوجود آمده و رشد کرده اند، درآن زمان هدفی خاصی را بر ای خود تعریف می کردند،با آن هدف ها وجود خود را مشروع  وحضور خود را موجه می انگاشتند. احزابی که فرداباید ایجاد شوند دریک زمینه ای دیگر و زمانه دیگر بوجود می آیند که با گذشته بسیار تفاوت دارد . ما برای شناخت این دو زمان وزمینه، نا گزیریم به بررسی تطبیقی این دو زمینه واحزابی که دران بوجود آمده و خواهند آمد بپردازیم تا شناخت دقیق تری  ازاین دو گونه فضاحاصیل شود وهم به کنه و ماهیت احزابی که در بطن و متن این دو فضا متولد شده و می شوند پی ببریم . ناگزیر برای بهتر شناختن  این دو فضا نیاز به شناخت تطبیقی این دو زمینه واحزابی هستیم و به برخی ویژگی های این دو زمینه واحزابی که شکل گرفته وخواهد گرفت اشارت کوتاهی صورت می گیرد

ادامه نوشته

 حزب؛ دیروز، امروز و فردا!

اشاره:دیدن صحنه برخورد نماینده حزب اسلامی "حکمت یار"و یکی از تحلیل گران رسانه ای ، برای همه کسانی که آن صحنه رامشاهده کردند به نوعی اثر گذاشت. برخی احساس نفرت کردند وخشونت عریان آن را مایه سرافگندگی دانستند،برخی نیز آن رسانه را مورد شماتت قرار دادند که چگونه رسانه ای که باید ابزار مدنیت وهمگرایی باشد وسیله ای برای تبلیغ خشونت می شود. اما تماشای این صحنه وجنگ تن به تن دوآدم به اصطلاح تحلیلگر،برای نگارنده گرچه بسیار مایه تاسف بود؛اما سبب شد که تاملی بیشتری در احزاب وگروه های گذشته صورت گیرد که چرا از احزاب گذشته بر رغم گذشت زمان بوی خشونت ونفرت به مشام می رسید؟ آن تامل ها انگیزه ای بوجود آورد که این نوشته متولد شود.

   در گیری فزیکی میان نماینده حزب اسلامی حکمت یار و یکی از تحلیل گران ر سانه ای ،دررسانه های گروهی و صفحه های اجتماعی بازتاب گسترده پیدا کرد،واکنش هایی متفاوتی را بر انگیخت. پرسشی که بعد ازآن درگیری فزیکی ایجاد شد وهنوزهم همانند خاری در ذهن نگارنده می خلد آنست که چرا نماینده یک حزب سیاسی چنان ایجاد نفرت کند که طرف مقابل را وادار سازد که از  کلام و زبان را برای بیان احساس خود کوتاه بنگرد و ازخشونت فزیکی استفاده کند ؟

  آیا رسالت یک حزب سیاسی پاشیدن بذر تعصب وتقشر و بر انگیختن احساسات مردم دربرابر یک دیگراست، یا آن که آنچه نماینده این حزب انجام داد به نحوی بر آفتاب  افگندن ماهیت تاریخی و اجتماعی وفرهنگی  این گونه احزاب است ؟

ادامه نوشته