این که امریکایی ها به این تازگی به این نتیجه رسیده باشند که حکومت پاکستان وسازمان استخبارات آن کشور تجهیز وتمویل کننده تروریسم هستند،برای هیچ عاقلی پذیرفته شده نیست واین ادعا که بعد ازاین حکومت امریکا یکسره جانب افغانستان را خواهد گرفت نیزچندان با واقعیت ها قرین نه خواهد بود.

 آنچه بسیاری از تحلیل گران کشور ما از پرداختن به آن غافل هستند  آنست پیش فرض ها را در تحلیل خود دخالت نمی دهند درنتیجه  دچار خطا می شوند و تحلیل های یک جانبه وگاه دید گاه های یک سویه را ابراز واظهار می دارند . آن پیش فرض اینست که امریکا و در مجموع همه کشورهای جهان عاشق چشم وابروی هیچ کس نیست ،بلکه تمام تلاش  حکومت های غربی دست یابی به منافع ملی آن کشور ها است. به سخن دیگرمنافع ملی درمحراق توجه سیاست خارجی کشورها ی غربی قرار دارد. اگر به حکومت افغانستان هم همکاری می کند وسالانه سه ونیم میلیاد دالر کمک می کند(وعده شده در نشست وارسا) تا نیروهای امنیتی افغانستان توان دفاع از کشور را داشته باشد همه وهمه در چهارچوب منافع سیاسی واقتصادی غرب وامریکا قابل تحلیل است. این که برخی تحلیل گران با ساده دلی وبا احساسات رقیق از طرفداری  امریکا از حکومت افغانستان ومخالفت با حکومت پاکستان دم می زند ، با واقعیت های سیاسی دینا وپیش فرض هایی که مطرح شد قابل جمع نیست.

    ایالات متحده امریکا وغرب از سیاست های پاکستان درقبال افغانستان آگاه بوده وآگاه هستند  حرکت های ریزو درشت طالبان را زیر نظرداشتند و دارند، هیچ تصمیم کلان طالبان بدون آگاهی مقام های امریکایی صورت نمی گیرد. شاید پرسش این باشد  که بر رغم آگاهی امریکا از تصمیم ها ی طالبان چرا مواضع کنونی امریکا تهاجمی تر ورادیکال تر از گذشته شده است و در چندین سال گذشته کسی به یاد ندارد که سناتورهای امریکایی، پاکستان  را به این صراحت و وضاخت مورداتهام قرار داده باشند و یا مقام ها ی امریکا از حکومت افغانستان درخواست کنند تا اسناد و مدارک دخالت پاکستان درامورافغانستان را به شورای امینت سازمان ملل متحد ارایه دهد. ابراز نظری به این آشکارگی از سوی برخی مقام های امریکایی شاید این پرسش را به وجود بیاورد که چه تحولی رخداده است که بعد از پانزده سال امریکایی ها به این صرافت افتاده و مواضع روشنی درقبال دو کشور افغانستان و پاکستان ابراز می کنند؟

    پاسخ به این پرسش را باید در عملکرد حکومت گذشته  وحال افغانستان دید . اگر به صورت اجمالی به سیاست های ضد غربی حکومت کرزی نگریسته شود، سیاست های خارجی آن حکومت چنان بود که اعتماد جامعه جهانی ازافغانستان سلب شده بود. در زیر لوای حکومت آقای کرزی رسا نه های گروهی ایجاد شده بود که شب  و روز علیه غرب و امریکا تبلیغات می کردند. رسانه های زنجیره ای که توسط دفتر ریاست جمهو ری هدایت وتمویل می شدند فضایی را به وجود آورده  بودند که خارجی هایی که برای تقویت نیرو های امنیتی افغانستان کمک می کردند را به تردید افگنده بود که این حکومت فردا ممکن است درد سری بزرگی برای غرب به وجود آورد. در مجموع گرچه ظواهرسیاست های حکومت کرزی علیه غرب سامان یافته بود و تبلیغات دامنه داری علیه حضور نیرو های غربی در افغانستان صورت بندی می کرد، اما در نهایت مصئونیت حکومت واستخبارات پاکستان را به همراه داشت. به سخن دیگر تبلیغات حکومت کرزی علیه غرب و امریکا به نفع مواضع پاکستان تمام شد و سبب شد که مواضع سیاسی غرب در قبال افغانستان گنگ ومبهم باقی بماند. حالا وقتی موضع صریحی از جانب مقام های امریکایی درقبال دو کشور افغانستان وپاکستان صورت می گیرد به معنای آنست که مواضع ودید گاه حکومت کنونی افغانستان از شفافیت برخودار است. –ظاهرا- مقام ها امریکایی بدین باور رسیده اند که اگر به این حکومت کمک کنند و مواضع آن را تقویت بخشند می توانند منافع خود را ازطریق این حکومت تامین کنند . لذا می توان این گونه نتیجه گرفت وبراین پیش فرض تکیه کردکه: امریکایی ها به دنبال به دست آوردن منافع ملی خود هستند،  هر کشوروحکومتی که این منافع را بتواند برآورده کند همکار و رفیق آنها خواهد بود. از دو گزینه افغانستان وپاکستان هرکدام به تر بتواند منافع امریکایی ها را تامین کند در اولویت همکاری های سیاسی واقتصادی امریکا قرار خواهد گرفت .

پاکستان به دلایل فراوانی -که مجال پرداختن به آن نیست – نمی تواند منافع غرب و ایالات متحد ه امریکا را برآورده کند. غربی ها گمان می برند که کمک های آن کشورها نمی تواند -درنهایت - پاکستان را از بحران های فرساینده درونی نجات دهد. لذا می خواستند افغانستان  جانشین منطقه ای حکومت پاکستان باشد . ازطرفی هم موضع گیری حکومت کرزی چنان متناقض بود که امریکایی ها را ازآن حکومت دلسرد ساخته بود. گمان می رود که تکیه بر پاکستان بیشتر ازروی نا گزیری بود تا یک الویت .           اگرامروزمقام های امریکا علیه حکومت پاکستان موضع گرفته اند نتیجه  شفافیت نسبی حکومت کنونی افغانستان را مد نظر دارند و اگر چنانچه  حکومت افغانستان گام هایی مثبتی درراه حکومت داری خوب بردارد و تلاش های یی وقفه ای به خرج دهد و ساختار حکومت از وضعیت قومی به یک وضعیت مطلوب تر برسد، بی تردید موضع گیری کشورهای غربی بهتر خواهد شد ومی تواند به نفع مردم افغانستان وکاهش خشونت تمام شود. اما اگرحکومت در راه به سازی حرکت مطلوب نداشته باشد بی تردید غربی ها  پاکستان ر ا با همه خبط وخطاها حفظ خواهند کرد.

   یکی از علت های دخالت پاکستان در امورداخلی افغانستان طی پانزده سال گذشته هم نیز همین است که این کشور نتواند جایگاه یک حکومت مقتدر را کسب کند تا مود توجه جهان قرار گیرد.