حزب؛ دیروز، امروز و فردا!
یک. احزاب جهادی یا حزب های دوران جهاد(حزب های دیروز وامروز)، در حالت اضطرارونا گزیری ایجاد شده اند و آن وضعیت ویژه می طلبید که آن حزب ها شکل بگیرند و وارد کار زار جهاد شوند. کودتای هفت ثور از طرف حزب دموکراتیک خلق از یک طرف و اشغال افغانستان از سوی ارتش اتحاد شوروی سابق از طرف دیگر، باعث گردید که روند تشکیل احزاب جهادی شیب تندتری گیرد و درمدت کوتاه ده ها حزب و گروه جهادی متولد شود.
اگر کسانی گمان برند که کودتای نظامی عامل پدید آمدن احزاب نبوده باید به این نکته تفطن ورزید و فرض را بر این گرفت که اگر چنانچه آن وضعیت ایجا ب نشده بود و اگرکودتایی صورت نگرفته بود و نظام سیاسی کشور با قدرت نظامی سرنگون نشده بود و قدرت به حزب دموکراتیک خلق منتقل نشده بود، وحزب خلق به نمایندگی از منافع اتحاد شوروی در افغانستان روی کار نیامده بود،آیا احزاب سیاسی- نظامی شکل می گر فت،و هم چنان اگر اتحاد شوروی سابق تجاوز نکرده بود چنین امکانی برای بوجود آمدن احزاب جهادی فراهم می آمد؟
بی تردید که نه، نه شرایط و زمینه های داخلی برای حرکت های مسلحانه آماده بود و نه هم حرکت های مسلحانه از جانب خارجی ها به ویژه غربی ها مورد تائید وپشتیبانی قرار می گرفت . به عنوان شاهد تاریخی می توان از خیزش های نظامی سالهای نخستین دوران محمد داود خان نام برد که برخی گروه های نظامی – سیاسی دست به قیام زدند اما درفرصت کوتاهی سرکوب شدند وقیام خاتمه پیدا کرد، برخی در نبرد با نیروهای حکومتی کشته شدند و برخی نیز جان به سلامت بردند و رحل اقامت به بیرون از کشور افگندند. در نهایت آن قیام مورد حمایت مردم افغانستان قرا نگرفت .لذا احزاب جهادی به صورت اغلبی واکثری وقتی ایجاد شدند که هم افکار عمومی درداخل کشورعلیه کودتاچیان هفت ثور بسیج شده بود و هم شرایط بین المللی برای ایجاد گروه های جهادی فراهم آمده بود.مهم است که تاکید شود که دو عامل مهم در شکل گیری گروه های جهادی موثر بود ،یکی شرایط داخلی ودیگر اقبال بین المللی و آمادگی کمک کشورهای خارجی به احزاب جهادی.بنابراین اگربرخی گروه ها مدعی باشند که قبل از جهاد بوجود آمده بودند وجهاد زمینه ای حضورعملی آنها را فراهم آورد - اگر این ادعا هه درست باشد- باز هم این گروه ها خود را با زمان جهاد عیارساختند واهداف جهادی را پی گرفتند، تمام هم وغم خود را مصروف برون راندن نیرو های تجاوزگر از خاک کشور تعریف کردند. اما حزبی که به درد فردای کشور خواهد خورد وخواهان تاثیر سیاسی مثبت درعرصه قدرت باشد، حزبی است که بر اساس اضطرار وجنگ ایجاد نمی شود یا به سخن دیگر حزبی است که ضرورت های صلح وایجاد یک حکومت دموکراتیک ومردمی ضرورت وجود وحضور آن را ایجاب وفراهم می کند واین وضعیت را می توان دوران "استقرار"و ثبات نامید .
ممکن است گفته شود که احزاب جهادی گرچه هدف گیری ها وساختار تشکیلاتی شان با نگاهی به جهاد و اراده ای معطوف به برون راندن نیروهای متجاوز اتحاد شوروی سابق آماده شده بودند ولی می توانند به بازسازی درونی خود بپردازند و بازتعریفی ازهدف خود عرضه کنند که متناسب با وضعیت کنونی کشور باشد. گرچه بازسازی های زیر وزبر کننده ممکن است حزبی را با کارویژه های جدید عرضه کند، اما واقعیت آنست که تا هنوز و بررغم تلاش هایی که صورت گرفته است توفیقی چندانی نصیب رهبران احزاب جهادی نشده است. اگر چنین فرایندی طی شود وساختار های کهنه تجدید شود دراین صورت ماهیت کاملا متفاوتی بوجود خواهد آمد ،نه ساختارتشکیلات گذشته خواهد بود ونه فونکسیون های گذشته برای این احزاب تعریف خواهد شد. تجربه نشان داده است که بر رغم تلاش های فراوانی که ازطرف برخی حزب های جهادی در جهت همگین ساختن خود با شرایط جدید صورت گرفته است . این تلاش ها قرین توفیق نبوده و نتوانسته با شرایط کنونی کشورخود را منطبق سازند. نمونه های فراوانی می توان در هریک ازحزاب جهادی مشاهده کردکه نشان کهنگی وفرسودگی تشکیلاتی درآن قابل دید ومشاهده است.
دو. حزب دیروز یا احزاب دوران جهاد -که هم اکنون نیز درعرصه سیاست کشور فعال هستند- اغلب این احزاب" تکلیف" مدار اند. تکلیف مداری به معنای آنست که اقتضای تشکیلاتی این گونه احزاب مطالبه کسب قدرت و سیاست ورزی به معنای متعارف کلمه نبوده و نیست. این احزاب وظیفه وتکلیف الاهی برای خود تعریف می کردند و خود را موظف می دانستند که ازدین و ارزش های دینی دفاع کنند. دفاع هم دفاع مسلحانه بود نه در قالب مبارزه سیاسی و حفظ قواعد آن . این احزاب برای این هدف بوجود آمده بودند که افغانستان را یک کشور خارجی اشغال کرده بود،آن کشور خارجی هم اهداف سیاسی داشت و هم اهداف استراتژیک نظامی که می خواست در افغانستان بماند ودرنتیجه نه تنها استقلالی سیاسی افغانستان سلب شده بود و مردم در قید وبند قرار گرفته بودند که دین و ارزش های دینی نیز درمعرض تهدید قرار داشت .اگر وضعیت بدان صورت ادامه پیدا می کرد، دین و باور های دینی مردم دچار آسیب های جبران نا پذیر می شد .لذا این احزاب بوجود آمدند تا هم از ارزش های دینی مردم دفاع کنند و هم از استقلال کشور . حال آن شرایط تغیر پیدا کرده است در نتیجه وظیفه احزاب جهادی نیز خاتمه یافته تلقی می گردد.در حالی که وظیفه یک حزب سیاسی - مدنی بعد از ایجاد یک حکومت مدنی بوجود می آید و کار ویژه های دیگری برای این گونه احزاب تعریف می شود. حزبی که در دوران استقرار ایجاد می شود دو هدف دارد، یکی بدست آوردن قدرت ،دو حفظ قدرت. در احزاب جهادی هیچ گاه قدرت تعریف واضح نیافته است، در احزاب جهادی از چیستی قدرت سخنی نرفته است، مبنای قدرت مورد تامل قرار نه گرفته است و این که قدرت چگونه حاصیل می شود و یا باید شود و چگونه می توان قدرت را حفظ کرد، راه رسیدن به قدرت کدام است؛ درمرامنامه های هیچ حزبی ازاحزاب جهادی نمی توان این مفاهیم بلند سیاسی را پیدا کرد. حزبی برای بدست آوردن قدرت بوجود می آید و وارد بازی سیاسی می شود بایداز قدرت تعریفی واضح داشته باشد ، راه بدست آوردن قدرت را بداند، را ه های مدنی مهار قدرت برای این گونه احزاب تعریف شده باشد، قاعده بازی قدرت را دریک نظام سیاسی دموکراتیک بداند. بنابراین می توان این گونه بیان داشت که ماهیت احزاب سیاسی دوران استقرار با فونکسیون و یا کار کرد احزاب دوران اضطرار متفاوت است. در دوران اضطرار یک حزب بر اساس نا گزیری ها وتنگنا های تحمیل شده از سوی قدرت های بیرونی بوجود می آید، درحالی که حزب سیاسی مدنی یا حزب فردا دریک فضای کاملا مختارانه و بدون کمترین فشاربوجود می آید . در زمان جهاد اگرمردم به احزاب جهادی می گرویدند یا به تقویت و تجهیز آنها کمک می کردند، بدین خاطر بود که تکلیف شرعی و دینی خود می دانستند،اما در زمان اسقراربدین جهت حزب سیاسی را تقویت می کنند که درقدرت سیاسی شریک و سهیم باشند یعنی حزب فردا بدست آوردن قدرت یک "حق" شمرده می شود. واین دو نگاه کاملا متفاوت به قدرت و سیاست است.
ادامه دار...