شرط ها یا فرا شرط ها؟
این سکه روی دیگری نیز دارد که گذشت زمان ممکن است آن روی را نشان دهد. اقای کرزی برای آن که روی دیگر سکه آشکار نشود وکسی نداند که او چه می خواهد مانورهای سیاسی گونا گونی صورت دادوسخنانی زیادی گفت تا همه متیقین شوند که تنهاامتناع اواز امضای معاهده امنیتی برآورده شدن آن دو شرط است. اوبه ایران رفت ومذاکراتی را باسران آن کشور صورت داد. اما به نظر می رسید که سران ایران نیزسخنان اوراچندان جدی نه گرفتند. یکی ازآن جهت که آن کشور خودبه دلایل گونا گون خواستار حل مشکل خود با کشورهای غربی به ویژه باایالات متحده است. نشانه هایی دال بر ایجاد یک رابطه متوازن میان ایران و غرب وجود دارد از سوی دیگر شناختی که از آقای کرزی دارند، می دانند که در کنش های سیاسی اوبیش ازآن که عقل او راهنمای عمل او باشد،احساس وعاطفه براو چیرگی دارد.غرض آقای کرزی نیز آن بود که به مقامات غربی نشان دهد که او ازاین درایت وکیاست برخوردار است که می تواند جای ایالات متحده امریکا در افغانستان را با ایجاد ارتباط با کشورهای همسایه ی دشمن امریکاپر کند. درحالی که قطع یک روزه تیل موترهای ارتش ملی افغانستان از سوی نیروهای ناتو،باز تاب گسترده در رسا نه های داخلی وخارجی داشت ونشان داد که افغانستان چقدرآسیب پذیر است. ازسوی دیگر سیاست ورزید ن به معنای نزدیکی به یکی ودوری از دیگری نیست که سیاست مدارزیرک آنست که میان رابطه با کشورهای فرا منطقه ای وهمسایگان ایجاد توازن کند وبتواند منافع ملی خودرا با ایجاد این توازن فراهم آورد. اصرارغربی ها وانکار آقای کرزی هم چنان ادامه داشته اما حدس وگمان هایی نیز وجود داشت مبنی براین که آقای کرزی می خواهد نقش یک قهرمان افسانه ای را بازی کند ودر تاریخ کشورنام اوبا افتخاریاد شود .او دراین اواخر
امضای پیمان امنیتی با امریکارا با معاهده گندمگ که توسط امیر محمد یعقوب خان امضا شدوخط مرزی دیورند که توسط امیرعبدالرحن امضا شد مقایسه کرده گفته است که نمی خواهد نام او هم ردیف یعقوب خان وعبدالرحمن خان قرار بگیرد.درحالی که مقایسه هردوزمان وهردومعاهده قیاس مع الفارق است هیچ سنخیتی میان این دو معاهده وجود دارد. و این گونه قرینه سازی ها ،نا آگاهی اورا بیشتر نشان می دهد تا درایت وسیاست اورا. به هر حال مجموع این گفته هاوواظهار نظر های او،مردم ونحبگان سیاس یرا قانع نه کرد وهمه به طور عمومی باور داشتند که زیر کاسه نیم کاسه دیگری وجود دارد،هدف ومقصد این همه شرط و شروط زوایای پنهان دیگری است که آقای کرزی می خواهدازانظار عمومی پنهان دارد. اما ازان جایی که هیچ حرکتی مخفی باقی نمی ماند وسر انجام دیریازود آشکار می شود که چنین شد نیم کاسه هم آشکار شد ورسا نه های بین المللی گزارش دادند که میان حکومت افغانستان وطالبان مذاکراتی در جریان بوده است. مقامات حکومت افغانستان نیز نا گزیر این گزارش را تائید کردند. آقای کرزی که امریکایی هارا متهم می داشت که حکومت افغانستان را در جریان مذاکره خود با طالبان قرار نمی دهد اینک او خود به این امرمبادرت ورزیده است تا سکه مصالحه با طالبان را به نام خود ضرب کند وبه دنیا بفهماند که اوقهرمان این میدان است وهم چنان نامی از خود درتاریخ برجای بگذارد.اما پرسش این جاست که برنده این مذاکره پنهانی کیست، طالبان یا حکومت افغانستان؟ شکست وپیروزی در مذاکرات سیاسی به دادوستدی است که میان دوطرف صورت می گیرد. یک طرف حکومت افغانستان وشخص اقای کرزی است وطرف دیگر طالبان. آقای کرزی ازاین مذاکرات چه به دست آورده است؟ هیچ
طالبان چه به دست آورده است؟سران طالبان بدون رعایت موازین حقوقی اززندان رها شدند وبرخی نیزباردیگر به دامان طالبان پناه گرفتند ودست به انتحار وانفجارزدند ومی زنند .آن چنانکه گفته می شود که سران ازطالبان که درزندان هستند برخی از خطر ناک ترن ومخوف ترین ها چهره های اینگروه هستند که بر اساس اسناد ارایه شده از سوی امریکاییها دست به خشونت وکشتار زده اند. پیروزی دوم طالبان، وادار کردن آقای کرزی به امتناع امضای تعهد امنیتی میان افغانستان وایالات متحده امریکا بوده وتا هنوز آن گروه توانسته است که موفق باشد. زیانی که آقای کرزی دیده آنست که بزرگ ترن پشتوانه بین المللی خودرا ازدست داده است. دوم آنکه اعتماد مردم افغانستان یکبار دیگر ازاو سلب شد؛ زیرا نسبت به رای نمایندگان شان بی توجهی صورت گرفت. او حتا نتوانست طالبانی راکه با او پشت میز مذاکره نشسته بود وادار سازدتا دست از انتحار وانفجار بر دارد..بنابراین معلوم شده که آقای کرزی با این امتناع وانکار خود نه برای خود کسب نام کرده است ونه برای منافع ملی کشور دستی گشوده است واو درهردو زمینه ناکام بوده وهزینه ترمیم رابطه نا مطلوب او با جامعه جهانی نیزبردوش حکومت آینده افغانستان سنگینی می کند.