نخست این که امتناع آقای کرزی از امضای پیمان امنیتی کابل _واشنگتن این مقصد دنبال می شده است که طالبان را از حملات انتحاری باز دارد وزمینه های گفت وشنودمیان کابل وطالبان را فراهم آورد. عدم امضای پیمان در واقع چراغ سبزی از سوی حکومت افغانستان برای طالبان بوده است .گمانه دوم آنست که رهایی زندانیان طالبان نیز به همین انگیزه صورت می گرفته است  . ایجاد تنش دروابط حکومت افغانستان با ایالات متحده امریکا نسبت  به رهایی 88 زندانی نیز به نوعی بزرگ کردن خود درنزد افکار طالبان بوده است .اصرارحکومت بررهایی بیشتر طالبان در واقع به دست آوردن اعتماد آن گروه برای پیوستن به روند صلح بوده است.سوم مواضع تندآقای کرزی نسبت به اشتباهات نیروهای خارجی نیز می تواند نکته قابل توجه دیگری باشد که خواستار توجه طالبان به خود شمرده می شود. ولحن بیانیه شدید الحن  در محکومیت آن اشتباه نیز گویااستفاده ابزاری ازآن حادثه برای جلب توجه ناراضیان! طالب بوده است. این هاو برعلاوه خواسته های شخصی باعث شد که دربرابرخواسته های جامعه ی جهانی ومردم افغاستان مقاومت صورت گیرد واز امضای پیمان امنیتی خودداری شود. گرچه برخی آگاهان بدین نظرهستند که این موضع گیری ها می تواند برای جلب توجه همسایگان افغانستان نیز صورت گرفته باشد. زیرا آقای کرزی خوب می داند که برخی همسایه های افغاستان هزینه های هنگفتی را تقبل کرد تا ذهنیت مردم افغانستان را نسبت به حضور ایالات متحده امریکا در افغاستان تغیر دهد. ازین جهت هم بود که  رئیس جمهور کرزی خواست که با لجاجت خود به همسایگان نیز بفهماند که او خواست های آن هارا مد نظر دارد. اما فشار های مردم ، نهاد های مدنی داخلی ومجامع بین المللی اورا در موضع سختی قرار داده وحمله انتحاری طالبان درحقیقت تیری خلاصی بود که برپیکر نیمه جان تفکر لجوجانه اووارد ساخت.خیالات اورا پریشان نمودو وتیراو به هدف اصابت نه کرد. حتا امتیازهای اندکی را که ممکن بود نصیب خود کند نیزازدست خواهد داد.وقتی از زبان اقای داودزی شنیده می شود که مذاکرات دوجانبه میان افغانستان وایالات متحده امریکا به صورت جدی باید آغاز شود. دو معنارا دراذها متبادر می کند .یک معنای آن آنست که تیم حکومت به این نتیجه دست یافته که طالبان در چهار چوب محاسبه های آنها نمی گنجد وتا حال آنها به اشتباه محاسباتی گرفتار آمده اندوآقای داود زی را ماموریت داده اندتا نیات حکومت را آشکارا بیان دارد واز امریکایی ها بخواهد که مذاکراتی را آغاز کند تا معاهده امنیتی میان دو کشور امضا شود. احتمال دوم آنست که ممکن است تیم حکومت دچار تفرق ودودستگی شده باشد. برخی هنوزبه گفته های رئیس جمهور کرزی باور مند باشند و بخواهند مواضع افراطی وضدیت خود با امریکارا حفظ کنند وهم چنان بر خواسته وشرایط مطرح شده از سوی آاقای کرزی پا فشاری نمایند. وبرخی نیز این تیم را ترک کرده اند وخواستار امضای پیمان امنیتی با امریکا هستند که آقای داود زی در واقع سخنگوی این جمع شمرده می شود. به هر حال این گفته های وزیر داخله را بایدبه فال نیک گرفت ویک نقطه مثبت تلقی کرد. البته قابل پیش بینی بودکه انعطاف نا پذیری آقای کرزی در نهایت به نفع او تمام نه خواهد شد؛ زیرا  اندیشه اونه درمیان نهاد های حکومتی از وجاهت وجایگاه استواری برخوردار است ونه هم مجامع بین المللی از مواضع او حمایت می کنند. در نتیجه عقربه زمان به نفع اقای کرزی حرکت نمی کند.آنچه دراین میان مایه تاسف است این که آدم های ضعیف النفس وبی باوری گرد آقای کرزی فراهم آمده اند که به هیچ ارزش مدنی وانسانی باور ندارند واز حلقوم آنها جز توجیه گری اعمال طالبان صدای دیگری شنیده نمی شود. همین آدمها به سیاست های اقای کرزی جهت می دهند واورا وادار به اتخاذ سیاست های داخلی ویاخارجی حکومت می کنند.برخی مطبوعات ورسا نه های وابسته به این گروه نمودار همین مواضع افراطی آنها در قبال مسایل منطقه ، جهان وافغانستان است.