8جدی1358 آغاز یک تجاوز آشکار بود. تجاوزی که زمینه های آن توسط عوامل داخلی ایجاد گشته بود. حزب دموکراتیک خلق در 1357 توسط کودتایی به قدرت رسید. این حزب گرایش سوسیالیستی داشت وبرای ایجاد جامعه ای به اصطلاع عاری از طبقه تلاش ورزیده بود. کودتای 7 ثور شعار این حزب را به منصه عمل آورد وآزمونی سختی فرا راه این حزب قرار داد.اما این حزب ازاین آزمون موفق بیرن نیامد وبه جای ایجاد جامعه مرفه سوسیالیستی ،خشونت را به ارمغان آورد.

حزب  دموکراتیک خلق به دو گروه خلق وپرچم تقسیم شده بودند . برخی این دو گانگی را گرایش های قومی میان دو جناح می دانند. .برخی نیز این اختلاف را بر اساس روحیه های شهری وروستایی می شمارند. آنچه که مسلم بود  این که،این گروه به دوشاخه تقسیم شده بود هر کدام دارای شعارها وبر نامه های مخصوص به خود بود.امااتحاد شوروی سابق که تصور می برد که تقسیم این حزب امکان پیروزی برای این گروه را نا ممکن می سازد؛این دوجناح را به هم نزدیک کرد.وجناح پرچم وخلق در کنار یک دیگر قرار گرفتند وزیرنام حزب دموکراتیک خلق افغانستان فعالیت می کردند. تغیرسیاست حکومت داود خان در 1355 سبب شد که این حزب  نسبت به سیاست های داود خان احساس بد گمانی کنند واورا متهم دارند که به سوی امریکا وعوامل منطقه ای آن گرایش یافته است . برای آن که جرقه ای ا یجادشودوبهانه ای برای یک کودتای نظامی فراهم آید، میراکبر خیبریکی از سرکردگان جناح پرچم به طورمشکوکی کشته شد و این حزب حکومت داود خان را مسئول کشتن آن دانست واین جرقه سبب شد که افسران منصوب به حزب خودرا برای یک کودتای نظامی آماده کنند. این کودتا درهفتم ثور 1357 صورت گرفت ونام انقلاب کبیر ثور! برآن نهادند. بعد ازکودتا،اتحاددرونی هردو جناح زیاد دوام نیاورد وجناح خلق، اعضای پرچم رابه کشور های سوسیالیستی به عنوان سفیر گسیل داشتند. اما تشدید اختلافها، سبب شد که جناح پرچم  به گرایش های اشرافی متهم شوندواز سفارت های خارجی نیز سبک دوش گردند. این در گیری ها به پایان نرسیده بودکه درگیری هایی میان جناح خلق برسر قدرت در گرفت .این بارمیان نورمحمد ترکی رهبر کیبرخلق!وحفیظ الله امین شاگرد وفادار! اختلاف افتاد ،در نتیجه ترکی توسط امین کشته شد وحفیظ الله امین برسر قدرت باقی ماند. زیرمجموعه جناح پرچم که به زیرزمین ها پناه برده بودندوبخشی نیزبه زندانها به سر می بردند تبلیغات وسیعی را علیه امین آغاز کردند واورا وابسته با ایالات متحده امریکا و(به گفته آن حزب) امپریالیسم بین المللی دانستند. 


  از سوی دیگرضدیت مردمی نسبت به حکومت حزب خلق هرروز بیشتر از پیش صورت می گرفت وعرصه برای نفس کشیدن اعضای حزب تنگ تر می شد. اتحاد شوروی سابق که برنامه ای برای رسیدن به اهداف خود در منطقه داشت وتنگ تر کردن مجال نفس کشیدن برای امریکا یکی ازآن اهداف بود، عرصه رابرا ی تجاوزمستقیم آماده تر می دید واختلافات داخل حزب درافغانستان نیز برایجاد این زمینه بیشتر کمک می کرد. ازاین جهت بودکه رهبران گروه پرچم که در کشورهای بلکوک شرق زندگی می کردند وروداتحاد شوروی درافغانستان را مساوی به قدرت رسیدن دوباره ی خود می دانستند به ترغیب رهبران کرملین پرداختند. اما امین تصور می برد که ورود سربازان ا تحاد شوروی درافغانستان در پاسخ به درخواست اوازاتحاد شوروی برای سرکوب مجاهدین  صورت گرفته است.در حالی که اتحادشوروی به دنبال رسیدن به اهداف کلانتری د رمنطقه وجهان بودوخودرا برای رویارویی منطقه ای با اهداف امریکا  می دانست . به هرحال شش جدی 1358 نیروهای اتحادشوری سابق وارد افغاستان شد وعملیات های نظامی علیه اشغال گران نیزشدت یافت . اتحادشوروی تحت فشارهای سیاسی بین المللی قرار گرفت .

ازطرفی  سیل کمک های غرب به سوی مجاهدین سرازیر گردید . هم زمان با تجاوز ارتش شوروی، فشارهای بین المللی علیه آن کشور روزبه روز افزایش یافت. نشست های گونا گونی میان طرف های درگیر درافغانستان تدویرمی یافت . اتحاد شوروی ، پاکستان وایالات متحده امریکا وسازمان ملل متحد قدرت های موثری بودند که روی بیرون رفت اتحاد شوری وارد مذاکره شدند. چندین دور مذاکرات فشرده میان  این قدرتها صورت گرفت.با تحولاتی که در شوروی به وجودآمد، رهبران  دست پرورده برژنف یکی پی دیگر فوت کردند، گورباچف شخصیت نسبتا جوان وواقع بین روی کار آمد واو مشکلات آن کشور در افغاستان را حس می کرد.هم زمان با این تغیر مهم،تصمیم قدرت های بین المللی چنین فیصله که ارتش شوروی خاک افغانستان را ترک کند. اولین واحد های ارتش شوروی بعد از 9 سال و50 روز خاک افغانستان را ترک کردند وآخرین سربازان شوروی در 26دلو 1367 خاک افغانستاتن را ترک گفتند. بعد ازآن روز دوواژه در میان تحلیل گران افغانستان مورد استفاده قرا رگرفت .یکی واژه "خروج "ودیگری واژه "اخراج". واژه خروج بیشتر برا ین گفته تکیه می کند که ارتش شوروی براساس یک تصمیم سیاسی بین المللی که میان قدرت های ذی دخل درافغانستان به وجود آمده بود خاک افغانستان را ترک کردند. اما اخراج راکسانی به کار می برند که باور دارند که تنها مقاومت مردم افغانستان بود که اتحاد شوروی را به زانو در آورد وزمینه های خروج نیروهای آن کشوررا از خاک کشورمافراهم آورد.

   آنچه برای مردم افغانستان مهم است آنست که خروج یا اخراج، بهبودی در وضعیت مردم ایجادنه کرد وتخریب زیر بنای های مادی ومعنوی کشورهم چنان ادامه یافت.رژیم داکتر نجیب الله با آنکه  باضعف های مفرطی  مواجه بود بر سیطره خود ادامه دادوتا چهار سال دیگر حکومت کردو سقوط نجیب الله وایجاد حکومت مجاهدین ی نیز نتوانست پیروزی بزرگی برای مردم افغانستان به ارمغان آورد. مجاهدین از ایجاد یک حکومت فراگیر ملی عاجز آمدند . همه طرف ها، در حکومت نتوانستند سهم بگیرند ودرنتیجه جنگ های تنطیمی امنیت وآرامش را از مردم گرفت .ومجاهدین دیروز را به دشمنان خونی یک یگر تبدیل کرد. 26 دلو با آن که روز بزرگی در تاریخ سیاسی کشور ما محسوب می شوداما این سخن پیامبر خدارا به یاد آمی آورد که فرمودند: که شما ازجهاد کوچک بر گشته اید وبا جهاد بزرگ مواجه هستید.

  آن جهاد بزرگ جز مبارزه با خود خواهی وفزون طلبی نبوده و نیست تا وقتی مدارا ودیگر پذیری به وجود نیاید وتا زمانی حذف یک دیگر مد نظر باشد وحس برتر بینی وخود خواهی حکومت کند، هیچ گاه نه وحدت ملی شکل می گیرد ونه منافع ملی تامین می شود. مجاهدین دقیقا چنین بودند از جنگ کوچک بر گشته بودند.اما بر نفس خود غلبه حاصیل نه کردند ودر نتیجه یک دیگررا نپذیرفتند وفاجعه ای به وجودآمد که بی سابقه بود. مردم افغانستان در حالی که بیست وپنجمین سالروز خروج سربازان اتحاد شووری را تجلیل می کنند که پی آمد های تجاوز و بعد از تجاوز هنوز سایه سنگینی بر مردم افغانستان انداخته است. سالها زمان می طلبد که پی آمد های تجاوز رخت بربندد.