انتخابات،گامی به پیش
هم زمانی توشیح قانون صلاحیت های کیسیون انتخابات واتهام زنی های تیم حکومت به ایالات متحده امریکا این تردید را بیشتر ساخته است که ممکن است آقای کرزی راه های دیگری را برای تخریب یا تعویق انتخابات بپیماید. نگرانی هایی که سبب می شود که اعتماد جامعه ی جهانی از مردم افغانستان واز نهاد های حکومتی سلب شود وافغانستان را به حال خود بگذارند .با توجه به مجموع گفته ها واظهار نظر هایی که در همین مدت کوتاه بعد از توشیح مصوبه پارلمان کشور صورت گرفت این تردید را تقویت می کند که حکومت می خواهد پیمان امنیتی را با قدرت گره بزند وازاین طریق بخواهد تامین ها وتضمین هایی به دست اورد. دراین راه گرینه هایی گونا نی مد نظر حکومت است، یکی همین تبلیغات گسترده است که به راه افتاده است. تیم حکومت وبرخی نمایندگان استخدام شده حکومت، کوشش می کنند که تیم حکومت را مردمان پاک نیت ونیک سرشت جلوه دهند وتمام ذهنیت های منفی را به مخالفان سیاسی حکومت نسبت دهند تا اعتماد مردم نسبت به این گروه ها کم شود واین ها بتوانند استفاده های سیاسی خودرا ببرند.سخنان کریم خرم درباره ایالات متحد ه امریکا وسخنان بانوی زبان شناس مجلس نمایندگان(!) دقیقا درراستای یک هدف صورت می گیرد.کریم خرم کوشید با اتهام زنی به جامعه جهانی وایالات متحده امریکا این باوررا به وجود آورد که آنچه در افغانستان می گذرد حاصیل تلاش ایالات متحده امریکا است واگر حکومت افغانستان به خواسته های این ابر قدرت تمکین کرده بود افغانستان به دو قسمت شمالی وجنوبی تقسیم می شد. پس قهرمان این عرصه حکومت اقای کرزی است که دربرابر خواسته های ایالات متحده امریکا ایستاده است وافغانستان را از خطر تجزیه رها ساخته است.سخنان زبان شناس(!) مجلس نیز در حقیقت روی دیگر سکه است. این بانو ی زبان شناس سیاست مدار این سخن را به میان کشید که وقتی دفتر قطر گشوده شد، گروهای سیاسی واپوزیسیون حکومت با طالبان وارد مذاکره شدند،به سه توافق دست یافتند یکی ازاین توافق ها تجزیه افغانستان بود. این گفته ها در حالی بیان می شود که هیچ مدرکی دال بر مذاکره ی پنهانی با گروه طالبان وجود ندارد وتا هنوز هیچ یک از گرو های سیاسی نه گفته اند که چنین مذاکراتی صورت گرفته است. این دو گفته دو جهت را نشانه رفته است. یکی بی اعتباری جامعه جهانی نسبت به افغانستان ودیگر نهاد های داخلی که احیانا رقیب جدی انتخاباتی در برابر نامزد حکومت خواهد بود..اگر فضای ترسیم شده از سوی تیم حکومت درست بررسی وارزیابی شود می توان به این نکته پی برد که حکومت افغانستان این ذهنیت را القا می کند که حکومت به هر بهایی در دفاع از تمامیت ارضی وعدم تجزیه کشور ایستاده است تا مردم این گونه بپندارند که آنچه بر ما می رود از سوی خارجی هابوده وآنچه از سوی حکومت سر می زند جز نیکی ونیک کرداری نه بوده نه خواهد بود . این گفته ها این پرسش را مطرح می کند که .ایالات متحده امریکا با هزینه های مادی وانسانیی کهدتقبل کرده است ومی کند چرا بخواهد دست به تجزیه افغانستان بزند یا منافع خودرا درتجزیه کشور بنگرد ؟بی تردید امریکا در منطقه حضور ارد تا منافع خودرا تامین کند این منافع منافع در افغانستان متحد ، یک پارچه بیشتر تامین می شود. بنابراین هیچ توجیه منطقی وجود ندارد که ایالات متحده امریکا دست به توطیه بزند تا افغانستان را تجزیه کند. از جانب دیگر چه کسی می تواند منکر شود که هزینه ارتش وپولیس افغانستان امروز از سوی ایالات متحده امریکا پرداخت می شود . اگر امروز اردو وپلیس ملی افغانستان اندک توانایی برای مقابله با شورشیان طالب یافته اند، بی هیچ تردیدی نتیجه کمک های جامعه ی جهانی وبه ویژه ایالات متحده امریکا در افغانستان است. با توجه به نقش مهم ایالات متحده امریکا از یک سوی وبی تدبیری وفساد حاکم دردستگاه حکومت از سوی دیگر؛ آیا اتهام زنی به ایالات متحده به معنای دلسرد کردن آن کشور از افغانستان وقطع کمک های آن کشور بوده ،اگر این گونه شود تجزیه نه که فرو پاشی افغانستان دردام تروریزم حتمی است ومقصر آن نیز جزحکومت نا مطلوب وفاسد کنونی نه خواهد بود. تصور نگارنده آنست اگر دست گاه قضایی قدرت مندی ومستقلی وجودداشت ومی توانست سران حکومت را به محاکمه بکشاند؛ بی تردید اقای کرزی سزاوار محاکمه ومجازات بود؛ زیرا این حکومت وسیاست های نا درست آن سبب شده است که فکر تجزیه درذهن مردم خطور کند ویکی از بهترین راه های دوری جستن وگسیختن ازاین حکومت فاسد را تجزیه بدانند. روی دیگر سکه سخنان بانوی زبان شناس است .همان گونه او در نظریه پردازی زبان شناسی ابرویی برای خود باقی نگذاشت در نظریه پردازی سیاسی نیز یک گام به پیش نهاد وبا اتهام های بی مورد به بهایی بی ابروی خود خواست ابرویی برای حکومت کمایی کند ،حکومتی که به هیچ وجه سزارآن نیست. مردم افغانستان می دانند، به تنها نیرو یی که می توانند اعتماد کنند ،مخالفان سیاسی حکومت است . این گروه ها که در قالب ایتلاف ملی تشکل یافته است ،طرحی برای بیرون رفت از وضعیت کنونی دارد وتلاش می ورزد با اهرم های قانونی ومدنی، نخست به نهاد های مدنی اعتبار ببخشد،دوم آن که ازهمین راه های غیر خشونت ورزانه بتواند فساد گسترده را مهار کندوبا انتخابات ازاد وشفاف دست حکومت کنونی را از سر مردم کوتاه نماید .لذا تصور نگارنده آنست که اقای کرزی تحت فشارجامعه ی جهانی ونهاد های سیاسی - داخلی قاقانون صلاحیت هایکمیسیون انتخاباتی را توشیح کرده است وبدین معنا نیست که حکومت دست از اعمال نفوذ براشته باشد وبگذارد که انتخابات آن گونه که انتظار می رود بر گزار گردد به قول حضرت مولانا؛
آدمی را پنجه وناخن مباد.... که دین اندیشد آنگاه نه سداد. واقعیت آنست که قدرت در مذاق تیم حاکم چنان شیرین شده است که دل کندن ازآن غیر ممکن به نظر می رسد.لذا به انحای گونا گون تلاش می ورزد تا با بد نام کردن جامعه جهانی ونهاد سیاسی داخلی مجرا های رسیدن به قدرت هم چنان به روی تیم حکومت گشوده باشد.البته این گام اول است مردم و.نهاد های سیاسی ازاین حکومت چنین انتظار هایی دارند وباید منتظر نشست که چی بد اخلاقی های دیگری ازاین حکومت سر بزند.