قبل ازکامرون اقای راسموسن دبیر سیاسی نا تو در نشست بروکسیل بر انتخابات اتی در افغانستان تاکید کرده بودواز حکومت افغانستان خواسته بود که زمینه ی  بر گزاری چنین انتخاباتی را فراهم آورد. مقامات امریکایی نیز به نحوی بر برگزاری انتخابات ازاد تاکید کرده اند. این در حالی است که گروه های سیاسی داخلی وجامعه ی مدنی افغانستان نیزبرانتخابات ازاد ،شفاف ودموکراتیک تاکید کرده واز حکومت خواسته اند که به جای تعلل، زمینه های انتخابات آزادوشفاف را فراهم آورد.  پرسشی که احیانا مطرح می شود انست که چرا کشور های غربی با گروه های سیاسی داخلی هم صدا این خواسته را مطرح می کنند ومی خواهند که انتخابات ازاد وشفاف در ا فغانستان بر گزار شود؟

 

گرچه انگیزه های هردوطرف اشکار است وهیچ شبهه وابهامی وجود نداردولیکن یاد آوری نقاط مشترک نیز خالی از لطف نیست .افغانستان حکومتی را پشت سر می گذارد که دربیش یک دهه ی گذشته زمام هدایت کشوررا به عهده داشته اما  نتوانسته است آن گونه که شایسته اوبوده است عمل کند. اگر کار ویژه های حکومت را بر اساس آنچه قانون اساسی افغانستان واسناد بین المللی بیان داشته است مورد ارزیابی وتحلیل قرار گیرد؛ بی گمان به این نکته می توان دست یافت که حکومت افغانستان هم در جهت احقاق مطالبات روز مره شهروندان وهم در ایجاد زمینه های تحقق یک حکومت دموکراتیک ناکام  بوده است. حتا می توان گفت که اراده ای برای ایجاد یک روند به وجود نیامده است. اگر مجموع انتظارات از حکومت در دو سطح مد نظر قرار گیردمی توان این گونه گفت که حکومت افغانستان می توانست به دو کارویژه ای که برای او تعریف شده است عمل کند. یکی،حرکت در جهت تقویت بنیاد های دموکراسی وفراهم آوری زمینه هایی برای یک حکومت دموکراتیک ،ولیکن بیش ازیک دهه که از عمر این حکومت می گذرد، وقتی سخن از دموکراسی می رود هنوز آشکار نیست که حکومت کدام مدل دموکراسی را مد نظر قرار می دهد حتا تا هنوز حکومت فراخوانی ارایه نداده است تا اندیشه ورزان وصاحب نظران کشور ونهاد های اکادمیک علمی بتوانندروی یک نمونه وپارادایم دموکراسی فکر کنند ونظر به ساختار جامعه ی افغانستان مدل قابل عمل را ارایه دهند. وقتی مسئله درج هویت های قومی در تذکره الکترونیک مطرح می شودبه جای اندیشه ها،سلایق به کار می افتند، بدون آن درک روشن وجودداشته باشد وبدون آن که صاحبان اندیشه دید گاه های خودرا مطرح کرده باشندوآن اندیشه ها مورد نقد قرار گرفته باشد. از هر گوشه صدایی بلند می شود که این بلندی صداها ناشی از شفافیت نیست بلکه ابهامی است که وجود دارد.


   علت اساسی نیز آنست که همه می خواهند هویت شان دراین تذکره درج گردد اما حکومت بدون آن که اندیشیده باشد دراین مورد سکوت کرده وپاسخ شایسته ای برای مردم ارایه نمی دهد. این سکوت به معنای انست که حتا حکومت نمی داند که کدام یکی به نفع مردم افغانستان است وچگونه باید با این گونه مسایل برخورد کند. اگر حکومت به عنوان یک نها مدنی می توانست این گونه گفتمان هارادر رسانه های عمومی مطرح و گردانندگی کند.  از میان اندیشه های گونا گون آن که مطلوب وعملی تر است مورد نظر قراردهد ، نقد اندیشمندان را بشنودوراهکار مطلوب ومترقی ارایه دهند بی گمان این همه بحث وجدل به میان نمی آمد واین همه بی برنامگی واتهام زنی دیده نمی شد.تذکره الکترونیک مشت نمونه خروار است می توان فراوان مثال آورد.

     تقویت نهادهای مدنی یکی از پایه های مهم یک نظام سیاسی می تواندباشد که متاسفانه حکومت افغانستان نه خواسته است این نهاد هارا تقویت کند. به رسمیت شناختن واژگان زبان  بخش بزرگی از مردم خود به یک معضل تبدیل شده است . مطرح شدن این گونه سخنان در یک حکومت استبدادی وتمامیت خواه ممکن است پرسشی بر نیانگیزد اما در یک جامعه آزاد وجایی که سخن ازآزادی بیان گفته می شود مخالفت با این گونه گفتمان ها لکه ننگی بردامن آن حکومت است . با قاطعیت می توان گفت که مشکلات اجتماعی در حکومت آقای کرزی به شدت افزایش یافته است. اقای کرزی احساس نگرانی می کند که برخی کشورها خواهان فدرالیسم در افغانستان هستند .

    تصور نگارنده آنست که ایده فدرالیسم یا تجزیه طلبی نه یک کنش که واکنشی است دربرابر عمل کرد نهاد های وابسته به حکومت . وقتی مردم خودرا درآئینه این حکومت نمی نگرند وهرروز که می گذرد با این حکومت احساس بیگانگی می کنند، لاجرم به دامنی ایده ها واندیشه هایی پناه می برند تا شاید بتوانند خودرا بیابند وتعریف شوند.   

   مورد دیگری که باز هم کشور های خارجی ونیرو های سیاسی داخلی یک صدا از انتخابات آزاد دفاع می کنند، برآورده نشدن مطالبات روز مره مردم است .  مردم نان می خواهند، کار می خواهند ، امنیت روانی وشغلی می خواهند وبسیاری از خواسته های دیگر؛ اما حکومت ایا درجهت برآورده شدن کدام یکی از خواسته ها گام برداشته است؟

  به وجود آمدن حکومت جدید در یک دهه پیشتر، گمان بران بود که  اندک روزنه ای به سوی بهبودی گشوده شود . به زیر ساخت های اقتصادی کشور توجه صورت گیرد. فقر وتنگ دستی که همزاد مردم این سرزمین است به آهستگی رخت بربنددوکوشش صورت خواهد گرفت که حد اقل امیدی دردل مردم ایجاد شود.  ولیکن متاسفانه امیدواری نه تنها دردل مردم جوانه نه زده است ومردم امروز ناامید تر از هر زمان دیگر به سر می برند.بلکه نا امیدی ها است که جوانان کشورر واداشته تا سر بر کف گیرند راه های پرخطررا به جان بخرندوراهی کشورهای غربی شوند وشمار زیاد آنان تا هنوز دردریاها غرق شده اند ومی شوند .مهم تر از همه فساد گسترده ای که هرروز بیش ازروز دیگر دهن باز می کند وهستی این مرم را می بلعد . حتا مسئولان حکومتی این وضعیت را بر نمی تابند ومی کوشند که پای ازاین ورطه بیرون گذارند. این ها وصد ها عوامل دیگر باعث شده است که همه یک صدا بر این باور برسند که جز تن دادن به انتخابات ازاد وشفاف وبه وجود آمدن یک حکومت مسئولیت پذیر وقدرت مند، راهی دیگری وجود ندارد. امید است این خواسته های حد اقلی از سوی حکومت افغانستان مورد استقبال قرار گیرد وزمینه های ایجاد یک انتخابات سالم را فراهم آورد. به نظر می رسد که کسی دشمن حکومت اقای کرزی نیست اماشرایط موجود راهی برای مردم افغانستان وجامعه جهانی نگذاشته است که جز به برگزاری انتخابات ازاد وشفاف تاکید بگذارند.