.شاید دنیا پاک تغیر یافته که کشتارها ودرندگی ها به جای آن که نکوهش شود امتیاز می آوردودرنده خوی ها بر صدر می نشیند .گاهی شنیده می شد؛ آنانکه  دست در خون دیگران بیالایند،باید درشمار ناقضان حقوق انسان قرار گیرند ودر نهاد های داوری بین المللی به محاکمه کشیده شوند.اما اکنون گویااین معیار ومحک پاک تغیریافته، نه تنها عاملان کشتارها ودرندگی ها موردتعقیب وتخویف قرار نمی گیرند که قدر می بیند وبر صدرنیز می نشینند .

  از سوی دیگر هنوزرنگ دیوار دفتر طالبان نه خشکیده است که زمزمه هایی از شک وتردید به گوش می رسد. از یک سوی پاکستانی ها در صدد امتیاز خواهی برای طالبان هستند ومی خواهند برخی از ولایت های جنوب به طالبان واگذار شود تا بدین ترتیب اختلاف مرزی میان دو کشور برای همیشه فراموش گردد. هم نماد ونمود های هندوستان (قونسولگری)دران مناطق بر چیده شود وهند در نوار مرز میان افغانستان وپاکستان پایگاهی ودفتری نداشته باشد. مهمتر ازهمه حیات خلوتی که پاکستان به دنبال ان بود نیزایجاد گردد.

     تصور می رود که پاکستانی ها ازاین طرح، هدف چند منظوره دارند. هدف دیگرآن ،ایجاد یک منطقه مرزی میان افغانستان وپاکستان است که بعد از استقرار نیرو های طالبان در آن مناطق ،طالبان پاکستانی نیزبراساس روابط نیکی که میان طالبان دوطرف مرز وجوددار،به مناطق طالب نشین هجوم آورند وپاکستان از وجود طالبان تخلیه شود،دراین صورت جنگ میان طالبان پاکستانی وحکومت آن کشوربه خارج از مرزهای آن کشورمنتقل می شودکه هزینه های کنونی را برای حکومت پاکستان نه خواهد داشت. بنابراین با گشایش دفتر قطر بخت پاکستانی ها گشوده می شود وآنها عروس وصل را به آغوش می کشند.

 

گرچه سرنوشت صلح در افغانستان هنوز درهاله از ابهام قرار دارد وهیچ امیدی به بهبودی وضعیت کشور نیست.امریکانیزبا آن همه هزینه هایی کرده است؛ آبرومندانه ازافغانستان خارج خواهد شدبه دنیا اعلام می کند که طالبان را در پای میز مذاکره کشانده است البته چون در ایجاد دفتر وارتباط با طالبان نیز نقش داشته است،سود او ازایجاداین دفتر نیز محفوظ خواهد بود. اما تحولاتی که درروزهای اخیر درقطر رخداد،این پرسش رامطرح می کندکه آن تحولات چه تاثیری بر سرنوشت مذاکره با طالبان بر جای خواهد نهاد ؟ امیر آن کشور از سمت امارت استعفا کرد وتخت وتاج را به جانشین خود که نیمی ازعمر اورا دارد سپرد. بر خاستنن امیری از مسند پرسش های بی شماری بر انگیخت؛ زیرا در حوزه خلیج فارس رسم بر آنست که شیوخ آن کشورها تا لب گوردست ازقدرت بر نمی دارند.واین رسم غیر معمول باعث گشته است که تحلیل ها وتبصره هایی به وجود آید .برخی هاگمان برندکه امیر،فکرجوان گرایی کرده است وپیش ازان که نزاعی برای جانشینی ا و رخ دهد دست وآستین بالازده رخت امارت رابر قامت سلف جوان خویش پوشانده است .برخی ها نیزاین گونه جابه جایی هارا نشان ازاختلاف داخلی در خانواده امیر شمرده اند.پاره ی ازتحلیل  گران وکارشناسان خاور میانه،این جا به جایی هارا مسبوق به سابقه ندانسته  .گفته اند که تغیرات نه از حس جوان گرایی امیر که ناشی از فشار های ایالات متحده امریکا ورقیبان نزدیک این شیخ نشین است . گفته می شود که درایجاد تغیردرقطر، نقش ساز مان استخبارات امریکا پررنگ است .آنهم ازاین جهت که امیر ماضی در مسلح کردن نیروهای مخالف مسلح کشورهای عربی چنان لگام گسیخته عمل کرده که هم دوست نزدیک خودیعنی امریکارا رنجانده است وهم رفیق دیرین امریکا یعنی عربستان سعودی را به خشم آورده است. قطر با آن همه کوچکی در برابر کشور بزرگی چون عربستان قرار گرفته وحتا در برخی حوزه ها ازاو پیشی گرفته است .


   قطر با پول هنگفتی که از فروش گاز به دست می آورد هم جبهه نصرت سوریه را کمک مالی می کند وهم اخوالمسلمین مصررا حتا شورشیان مالی را که با فرانسوی ها می جنگد نیز مسلح کرده است. که تقویت اخوانی ها چندان به مذاق عربستان سعودی خوش ایند نیست وهم چنان مسلح کردن جبهه نصرت سوریه که گفته می شود از متحدان نزدیک القاعده است، به مذاق آمریکایی ها چندان خوش نیامده است . بنابراین این دست درازی ها وگستاخی ها ی بیش از حد امیر قطر، باعث شده است که امریکا وکشور های متحداو بر امیر فشار وارد اورند که جای خویش را به امیر جوان بسپارد وتغیر سیاست قطر با تغیر امیر هم زمان باشد. پیامی که از سوی حکومت عربستان عنوان امیر جدید فرستاده شده است امیر جوان رابر پیروی ازسیاست های کشورمتحد خلیج های ترغیب کرده است که تحلیل گران بدین نتیجه دست یافته اند که امیر جدید بایددراین دست ودل بازی ها هم جانب عربستان سعودی ر ا نگهدارد وهم جانب امریکارا.


   اگر این گونه باشدکه تحلیل گران گفته اند باید درنقش آن کشور درایجاد دفتر برای طالبان نیز باید تجدید نظر صورت گیرد.نقش عربستان سعودی وامریکا بیشتر شودونقش قطر کمرنگ تر گردد. دراین صورت سرنوشت صلح به کجا خواهد انجامید.؟ پرسشی است که پاسخ به آن چندان آسان نیست .اما اگر تغیر امیر با فشار امریکا صورت گرفته باشد بی تردید نفش ایالات متحده پررنگ تر خواهد شد وطالبان مجبور هستند که یا دفترقطررا ترک گویند یا ان که بر اسا س خواسته آن ها حرکت کنند.به هر صورت آنچه دراین میان حاصیل می شود آنست که دست حکومت افغانستان بیش از پیش زیر اسیاب فشار امریکا گیر می افتد ومی تواند با فشار های بیشتر اقای کرزی رادر منگنه قراردهد.