گرچه برای طالبان که به هیچ اعتقادی پایبندی نداشته  وندارند، کشتن ودریدن آدم ها امری معمول ومتعارف است اما برای مردمی که  دینداری را با مدارا ومروت می شناسند.همراه با دین زیسته اند وبه صدای دین گوش سپرده اند عملکرد طالبان را غیر قابل قبول و می دانند ازاین  جهت است که گشوده شدن دفتری به نام طالبان را با دید شک وتردیدمی نگرند واین پرسش را مطرح می کنند که دفتر تاسیس یافته برای مذاکره است یا برای هدایت انتحاری ؟

 

با تشدید حملات انتخاری این پرسش تنها از طالبان صورت نه گرفته ونمی گیرد بلکه حکومت افغانستان ونهاد های مرتبط با روند به اصطلاح صلح وهم چنان جامعه ی جهانی به ویژه از مقام های ایالات متحده امریکا نیز این پرسش صورت می گیرد که هدف از ایجاد دفتر طالبان در قطر چیست ، چه نشانه هایی از سوی آن گروه دیده شده بودوچه تضمینی وجود داشت که این دفتر گشوده شد؟

    قاعده انست که وقتی دفتری به نام گفت وگوی صلح ایجاد می شود؛ اول تر از همه روحیه صلح طلبی درروح وروان گروه به وجود می اید واین زمینه های ذهنی وروانی وگرایش به سوی صلح است که وامی دارد تا مکانی برای گفت وگوی صلح جست و شود؛ در حالی که هیچ نشانه ی دال برآمادگی طالبان برای صلح وجود نداشت ونداردپس با چه پیش زمینه ای این دفتر ایجاد گشته است؟.  

  

با آن که تردید های جدی دراین زمینه وجودداشت واما همزمانی گشایش دفتر وتشدید حملات انتجاری این گمان را تقویت کرده است که قطر دفتری برای صلح در افغانستان نیست، بلکه مکانی برای چانه زنی های حکومت های غربی با طالبان وحامیان بین المللی ان گروه است  . غربی ها دربیش ازیک دهه ی گذشته خودرا در تنگنا احساس می کردند وتصور می بردند اگر وضعیت افغانستان به همین روال باشد،ممکن است ملت های اروپا اززمامداران خود  بپرسند که نتیجه حضور وتقبل این همه تلفات در افغانستان چه بوده است آنها ها در پاسخ بگویند که طالبان را پشت میز مذاکره کشانده اند وبعد ازاین حکومت افغانستان می داند وطالبان که چگونه با آنها صلح کند. در افغانستان به رغم ایجاد نها د های گونا گون تصور نمی رود که اراده ی قوی ای برای ایجاد صلح در کشور به وجودآمده باشد.  اقای کرزی با همه ضعف هایی که در ایجاد یک حکومت داری سالم از خود نشان داد بدین باور بود که با ایجاد روند صلح همه ناکامی هارا ازذهن مردم می زداید ومی تواند اتوریته ووجهه ی جدید ی برای خود خلق کند. حتا تصور برده می شد که هم زمانی گشایش دفتر قطر وایده ی ایجاد اجماع ملی نیز به نحوی با یک دیگر پیوند یافته  است وروند قطرمی توانست اجماع ملی را نیز موجه سازد وتوجیهی برای حکومت اقای کرزی باشد.با همه تلاش هایی که صورت گرفت که اندک ارامشی به وجود اید واطمینان مردم نسبت به حکومت جلب شود اما طالبان با عمل کردمنفی وبا انتحار وانفجار،امکان استفاده ازاین فرصت را از حکومت افغانستان گرفت که حتا پرسش هایی نیز مطرح کرده است .. دفترقطر ایجاد شد اماخشونت ها کاهش پیدا نه کردوگامی به سوی صلح برداشته نشد. حتا طالبان توانستند در نزدیکی های کاخ ریاست جمهوری در نزدیک ترین مکان به مقر اقای کرزی هجوم ببرند ولحظاتی ارامش آقای کرزی وخانواده اورا به هم بزنند وخواب صبح گاهی اورا اشفته سازند. طالبان مسئولیت این حمله  رابه عهده گرفتند بدون آن که دفتر طالبان در قطر این حمله رامحکوم کرده باشد. مجموع این کنش ها واکنش ها نشان می دهد که خوش بینی حکومت شبیه دل خوش داشتن آدم تشنه به سراب است ؛هر قدر که زمان می گذرد میزان خوش بینی هابه حد اقل می رسد وفشار افکار عمومی بر حکومت بیشتر می گردد .        


  برخی مقامات امریکایی نیز گفتند که اگر طالبان وارد مذاکره نشود ممکن است دفتر آن گروه در قطرتعطیل شود. این اظهار نظر از بزرگترین کشور جهان که قوی ترین دپلماسی را داردبس تمسخر آمیز است؛ زیرا حکومتی که داعیه رهبری جهان را دارد، چگونه با ساده لوحی بدون محاسبه دقیق وکار شناسانه راضی به ایجاد دفتر برای گروهی شده است که بعد از گشایش دفتر در باره آن تردید روا می دارد. این گونه اظهار نظر ها  بیانگر آنست که آمریکایی ها نیز قافیه را باخته اند وبدون محاسبه وارد این فاز شده اند. هیچ صحبتی جدی  میان امریکا وطالبان یا حامیان انها صورت نه گرفته است ومواضع آین گروه تروریستی، آمریکایی هارا نیز غافل گیر کرده است یا ان که این گونه اظهار نظر ها برای دل خوشی مقامات افغانستان گفته می شود که به اقای کرزی وحکومت او دل خوشی دهند که امریکایی ها از مواضع حکومت افغانستان پشتیبانی می کند

    به هر حال هم زمانی گشایش دفترقطرو تشدید حملات انتحاری  وجهه واتوریته حکومت را به شدت تضعیف کرده است .برخی بازی های دوگانه مقامات امریکایی وکشور های غربی را عامل این دو گانگی می دانند. برخی نیز پاکستان را مقصر اصلی قلمداد می کنند وبدین باوراند که پاکستانی هادرحقیقت می خواهد هردو فاز نظامی وسیاسی را به پیش ببرد از هردو اهرم بتواند استفاده کند از یک سوی طالبان  رابه قطر فرستاده است تا وارد مذاکره ی سیاسی شود از سوی دیگر حزب حکمت یا روحقانی را پشت صحنه نگاهداشته است تا بتواند انتحار وانفجاررا ادامه دهد تا ازاین طریق امتیاز ها ی بیشتری برای خود کمایی کند.اگر وضعیت به هیمن گونه ادامه پیدا کنند مواضع یک سان ویک دست دربرابر طالبان ایجاد نشود احتمال اندک می رود که گشایش دفتر به صلح بیانجامد.