قطر، رسوایی برا ی طالبان
آنچه در دوحه قطر باخته می شود در حقیقت چیزی نیست که طالبان ازدست بدهند بلکه خود طالبان است که دراین قمار باخته شده است . طالبان در ضدیت با ایالات متحده امریکا وارایه یک قرائت خاص ازدین شناخته می شدند. یعنی طالبان با ضدیت با امریکا دربیرون وبا ارایه یک دید گاه درباره دین هویت یافته بودند. هرکسی با هویت خود زنده است هر گاه هویت ازوستانده شود،واقعیت اورا مخدوش ساخته است . طالبان در واقع به همین جای رسیده است .گرچه به ظاهر طالبان پیروز شدند ، پرجم سفید خودرا بر بالای بام ساختمان علم کردند اما در واقع تبای پرچم تناب دار طالبان بود که آن گروه بر گرد گردن خود آویختندو خودرابا آن حلق آویز کردند.
طالبان ضد امریکایی درکشوری دفتر باز کرده است که از متحدان نزدیک امریکا در منطقه است.با امریکایی پشت میز مذاکره می نشیند که سال ها حساسیت هارا علیه آن بر انگیخته است . دردید گاه طالبان جهان به دو اردوگاه تقسیم شده است، اردوگاه اسلام وکفر.دراین تقسیم بندی ایالات متحده امریکا درمسقط الراس جهان کفر قر ار داشت وطالبان برای آن می جنگیدند که امریکارا از خاک اسلام ( افغانستان)بیرون کند. اما امروز رو درروی این کفر نشسته است طالبان با کافران روی درروی نشسته اند می خندند ومذاکره وبده بستان می کنند .یعنی این که گفتمان طالبان که بخشی از هویت متصلب این گروه بود تغیر یافته است(تغیر داده اند) . جهان دیگر به دو اردوگاه تقسیم شدنی نیست وجنگ علیه جهان کفر نیز می تواند به مصالحه وگفت و گو تبدیل شود. از سوی دگر کشوری که میزبان طالبان است ،کشوری است که هم نزدیکی سیاسی ونظامی آن باایالات متحده امریکا محرزومسلم است وهم رابطه تنگاتنگ تجارتی با کشور اسرائیل دارد، اسرائیلی که درضدیت با جهان اسلام وعرب شهرت یافته است. طالبان بار ها حکومت افغانستان را دست نشانده گفته واز انجام مذاکره با حکومت سر باز زده است؛ اما چگونه با دست نشانده مذاکره نمی کند اما با خود آمریکا وارد مذاکره می شود . اگر دست نشاندگی از نظر سیاسی واخلاقی زشت باشد ومذاکره بان ازارزش های اخلاق وسیاسی بکاهد چگونه می توان با اصل ومرجع مذاکره کرد؟ باحکومتی که با اراده همین مردم وبا رای مسلمانان این کشور به وجود آمده است نمی توان مذاکره کرداما با خود امریکا می شود مذاکره کرد وپشت یک میز نشست؟!
اگر از نظر دینی ومذهبی حکومت افغانستان سزاوار هم نشینی پشت یک میز نباشد چگونه می توان با حکومتی وارد مذاکره شد که نه به دین ما اعتقاد دارد ونه به ارزش های دینی ما باور .این پرسش ها پاسخ نمی یابد مگر آن که چند نکته مورد توجه قرار گیرد.اول این که طالبان آنچه به نام دین می گفتند وتقسیم بندی هایی که صورت می دادند ،جز دروغ وریا کاری نه بوده است . این گروه خون آشام برای آن که ازاحساسات مذهبی مردم سود ببرند، مرزبند ی های آن چنانی به وجود آورده بودند تا بتوانند به نام کفر واسلام خشونت ورزی های جاهلانه خودرا کتمان یاتوجیه کنند. با ایجاد دفتر قطر نشان دادند که این گروه وحشی چز خون آشامی، دد صفتی به هیچ چیزی دیگر باور مند نبوده اند. .
دومین نکته که می توان بر آن تاکید ورزید، آنست که ممکن است این گروه باور های سختی به آنچه می گفتند داشته باشند وواقعا دنیا را به دو اردوگاه کفر واسلام تقسیم کنند؛ اما از نظر سیاسی چنان وابسته به بیگانه هستند که هیچ اراده واختیاری از خود ندارند . اگر اظهار نظر می کنند یا افرادی به نام این گروه دست به انتحار وانفجار می زنند همه ناشی از بردگی فکری وفزیکی این گروه است . بنابراین نه ایجاد دفتر قطررا می توان از جانب این گروه دانست ونقش این گروه را بر جسته کرد ونه عدم مذاکره با حکومت افغانستان راناشی از اراراده ومواضع اعتقادی این گروه دانست. در واقع می توان گفت که این گروه مزدور کسانی هستند که نه مواضع اعتتقادی راسخی دارند ونه هم اراده واختیاری برای مذاکره . گرچه ماهیت پلید این گروه ازروز های اول نزد کثیری از مردم افغانستان ونخبگان،دانشگاهیان کشور معلوم واشکار بود؛ اما ایجاد دفتر قطر وگرایش این گروه برای مذاکره با خارجی ها ماهیت این گروه را بیش از پیش اشکار ساخت . اکنون درنزد کثیری از مردم اشکار شده است که طالبان بی ماهیت ترین ونا استوار ترین گروه از نظز اعتقادی وسیاسی است ازاین روی افراشتن پرچم امارت طالبانی باصدای نه همه جهان محکوم شد.این گروه نه بردینداری خود مستحکم واستوار هستند ونه هم بر افغانیت خود. گرچه گشایش دفتر در قطررا برخی پیروزی برای این گروه می دانند ا ما دفتر قطرهمان صحنه قماری است که طالبان در این میدان هر آنچه داشتندباختند. طشت رسوایی این گروه از بام افتاد . گرچه صدای این طشت دیرتر به گوش مردم خواهد رسید ودیرتر مورد نفرت واقع خواهند شد ولیکن دراین که انزجار همگانی را بر خواهد انگیخت هیچ نباید تردید کرد. امید است که در پرتوروشنگری های رسا نه های جمعی، رسوایی این گروه بی دین وبی اراده زودتر از همیشه اشکار شود. کسانی که فریب این هارا خورده اند زودتر به د امن مردم بر گردند تااز کشتارمردم بی گناه جلوگیری شود. بی هیچ تردیدی آه یتیمان وبیوه زنان این سرزمین بیخ وبنیاد این گروه آشام را خواهند خشکانید واین آغازراه است وباید منتظروعده الهی که رسوایی این گروه است بود.