گرچه داوری کردن دراین زمنیه کمی زود هنگام است، و هنوز او با مجلس نمایندگان کشور به مشورت نپرداخته است . این پرسش هم چنان مطرح می شود که برای مبارزه با طالبان ،چه نیازی به مشورت با مجلس نمایندگان دارد، اوفرماندهی کل نیروی مسلح افغانستان را به دوش دارد ومی توانست ازاین قدرت قانونی خود استفاده کند و از تمام امکات نظامی سود جوید وعلمیات هایی را علیه گروه طالبان سامان بخشد؟. سا ل گذشته بسیاری از نهاد های مدنی افغانستان از جمله مجلس نمایندگان ،خواهان شدت عمل حکومت دررخداد اشغال قندز شدند، اما این درخواست عملی نشد و اشرف غنی به این درخواست مشروع وانسانی وقعی نه نهاد ورخداد تلخ ودردناکی اتفا ق افتاد. حتا رئیس وقت امنیت ملی درصحن علنی مجلس نمایندگان حضور یافت ودر  پرسش وپاسخی که میان او و مجلس نمایندگان صورت گرفت، مقام های بلند رتبه حکومتی از جمله شخص حنیف اتمرمشاور امنیت ملی رئیس جمهور اشرف غنی را متهم داشت که مانع عملیات نیروهای امنیتی افغانستان در ولایت قندز شده است. این بی توجهی ویا سهل انگار ی سبب شد که شهر قندز توسط طالبان سقوط کند.

 گرچه موضع جدید اوکمی با  شگفتی همراه است،ولی پاره ای از آگاهان اما، بدین باوراند که موضع جدید آقای غنی بیشتر ازاین که ابتکاری باشد از روی نا گزیری و درماندگی است که درآن علت درونی وبیرونی را می توان دید.

.   یکی از علت های مهم رویکرد جدید اشر فغنی، فشار افکار عمومی بویژه حساسیت های سران تاجیکان است که به نحوی در حاشیه قرار گرفته اند .نارضایتی ها ریشه در حکومت کرزی دارد، تا کنون به تدریج شکل پررنگ تری گرفته است،رخداد تروریستی اخیردر کابل (31حمل 1395)بردامنه نارضایتی ها افزوده است.این گمان تقویت شده است که حکومت گذشته وکنونی افغانستان مواضع همدلانه ای با گروه طالبان دارد وهر نهادی که با شدت عمل با طالبان رو برو شده است به نحوی مورد غضب ویا بی مهری حکومت قرار گرفته است. برکناری رئیس های امنیت ملی درهردو حکومت، از نمونه های همد لی حتا باج دادن به طالبان به حساب آمده است. حتا گاهی گفته می شود که مانع عمده عملیات نیرو های امنیتی، حکومت افغانستان است.

     بنابراین اشر فغنی بیم ازاین دارد که رخداد اخیر کابل ممکن است،برمیزان نارضایتی مردم بیافزاید درنتیجه گسستی بوجود آید که جمع کردن آن برای حکومت آسان نباشد.ازین جهت دست به کار شده است تا علاج واقعه را قبل از وقوع کرده باشد،و در مجموع تا وضعیت کشور از مدیریت وکنترل حکومت بیرون نرفته باید غلیان احساسات عمومی را مهار کند. برای اینکه اشر فغنی جایگاه ومشروعیت حکومت را دراذهان عمومی حفظ کند ،کوشش می کند که مدیریت جنگ توسط حکومت گرفته شود تا نابسامانی ها بیش ازاین صورت نگیرد . نکته دوم یا دومین علت، آنست که، در چند سال گذشته موج  نارضایتی فرماندهان جهادی فشاری مضاعفی بر حکومت وارد آورده است. فرماندهانی که هم جایگاه اجتماعی دارند وهم امکانات نظامی.حکومت بیم دارد که تعلل در مواجه شدن با طالبان،ممکن است زمینه را برای فرماندهان جهادی فراهم کند تاخارج از حیطه قدرت دولت تصمیم گیرند وجبهه جدیدی علیه طالبان باز کنند، و مستقل از حکومت با گروه طالبان به مقابله بپردازند .در اخرین اظهار نظرهایی ازاین دست ازسوی اسماعیل خان ابراز شد، او در گرد هم آیی مردمی که در 29 حمل سال جاری، در غرب کشورتدویر یافت در سخنرانی  خوداعلام کرد که، هرات ودر مجموع غرب افغانستان، تجربه تلخ قندز را تکرار نخواهد کرد.اگر خطری متوجه غرب افغانستان شود مجاهدین تحت امر او به دفاع از ولایت هرات خواهد پرداخت. در کابل هم بعد از رخداد 31 حمل، رسول سیاف رهبر حزب اتحاد اسلامی، ضمن تسلیت آن حادثه به مردم افغانستان، به دولت هشدارداد که دربرابراین همه جنایت ها بی تفاوت نباشد وضمن نکوهش عملکردطالبان، از دولت خواست که مجاهدین آماده همکاری با نیرو های دولتی در یک تشکیلات معقول هستند . اشر فغنی لابد می د اند که حضور فرماندهان جهادی در عرصه جنگ با طالبان، وگرفتن ابتکار عمل، مشروعیت حکومت را با چالش های فراوانی مواجه خواهد کرد. طبیعی است کسی که جان برکف می نهد و در برابردشمن می ایستد خواهان امتیا زهای بیش تر درعرصه سیاست وقدرت نیز خواهد بود. بوجود آمدن این گونه در خواست ها، دو پی آمد بیشتر ندارد، یا حکومت تسلیم فرماندهان جهادی می شود وقدرت را واگزار می کند یا این که قدرت به نحوی تقسیم می شود که فرماندهان جهادی نقش پررنگی در اداره کشور داشته با شند. در هردوصورت وضعیت به کلی دگرگون خواهد شد. نه اشرفغنی به عنوان رئیس جمهور خواهد بود نه هم اتوریته ووجهه کنونی را خواهد داشت.

   نکته ای سوم یا علت سوم،  قابل یاد آوری است این که، اشرف غنی از بدو تشکیل حکومت وحدت ملی کوشیده است تا وقت سوزی کند ومصروفیت هایی حاشیه ای برای خود بوجود آورد تا مفاد توافق نامه ای که میان دوجناح حکومت امضا شده است عملی نشود. یکی از جمله مواد مهمی که می تواند به تغیراتی مهمی بیانجامد، تغیر سیستم حکومتی از ریاستی به پارلمانی است. این تغیردر نظام سیاسی قومیت محور،می تواند تغیر مهمی به حساب آید وتمرکز قدرت ازدست پشتون ها بیرون شود. این تغیر برای حکومت اشرفغنی در مجموع پشتون ها قابل قوبل نیست. ازاین جهت می کوشد با ایجاد مصروفیت های فرعی وحاشیه ای توجه جناح دیگر حکومت وافکار عمومی و رسانه های گروهی را به جنگ با طالبان معطوف دارد تا اصلاح در درسیستم انتخاباتی ودرنتیجه تغیر سیستم حکومتی از اولویت های سیاسی حکومت خارج شود. تا پیروزی بر طالبان زمان بلندی لازمست و دراین بازه زمانی ممکن است دوران حکومت اشرف غنی به پایان برسد وطرح تغیرسیستم جامه عمل نپوشد. البته پاره ای از تحلیل گران چراغ سبز پاکستان را در رویکرد جدید اشر فغنی بی تاثیر نمی دانند. گفته می شود که پاکستانی ها که به برق و گاز کشورهای آسیای میانه نیازشدید دارد نمی خواهد عملیات طالبان مانع عملی شدن این پروژه گردد. بنابراین می توان گفت که رویکرد جدید اشرفغنی ناشی از پشت گرمی به سیاست های ضد طالبانی حکومت پاکستان با حکومت افغانستان نیزاست.