بی تفاوتی دربرابر خون مردم از زمان کرزی شروع شد، آنگاه که او طالبان جنایت کار را برادر خطاب کرد و نام برادران ناراضی به آنها داد واز هرفرصتی سود جست تا چهره های کریه ونا موزون این آدمکشان مزدوربی هویت را ازجنایت پاک کند وچهره موجه ومعصومانه ای برای این گره بدهد. حال این بی تفاوتی آن چنان افزایش پیدا کرده است که صدای سازمان دیده بان حقوق بشر هم در آمده است. در کشوری که مجازاتی برای جنایت کاران ومکافاتی برای نیکو کاران وخدمت گزاران وجود نداشته باشد، سرنوشتی جز این نخواهدداشت .

   کرزی صد ها نفر از افرادطالبان را از زندان های کشور از جمله قندهار،  کابل وبگرام آزاد کرد تا نام خود را به عنوان قهرمان قوم پشتون به ثبت برساند ، او لقب قهرمانی را کسب نکرد امانام منفوری از عدالت گریزی را در کارنامه سیاسی خود برجای نهاد.

  سازما دیده بان حقو بشر در نامه ای که عنوان اشرفغنی نوشته است: مجازات نشدن جنایت کاران وخشونت ورزان را تخطی از حقوق بشری خوانده است وخواستار پایان بخشیدن به این گونه مصئونیت ها شده است. این تنها سخنان نهاد های مدافع حقوق بشر نیست، بلکه مردم آسیب دیده و رنج کشیده افغانستان همیشه از حکومت کرزی وهم چنان از حکومت کنونی در خواست های مکرر داشته اند و دارند که حکومت با محوریت عدالت بر جای می ماند ونه بر محوریت قومیت. که بایدعاملان جنایت ها ترور و انتحارها مجازات شوند اما تا هنوز هیچ نشانی ازین شدت عمل دیده نشده است.

 گرچه دراین نامه عنوان نشده است که راه مجازات عاملان جنایت در افغانستان چیست، اما مردم افغانستان می دانند که  کا نونی ترین مشکلی که در افغانستان وجود دارد آنست که هنوز نهاد مستقلی که بر محوریت عدالت  بوجود آمده باشد ایجاد نشده است. درست است که حکومت افغانستان باکثیری از سازمان های بین المللی تعهد کرده است، اما متاسفانه آنچه این حکومت را از عمل به تعهدات خود بازداشته ومی دارد، عدم تعهد به عدالت ورزی است.این نهاد بین المللی گفته است که: حکومت افغانستان از 2003عضو دیوان بین المللی کیفری شده است اما تا کنون 13  سال می گذرد اما تاحالا هیچ اقدامی عملی برای انجام تعهداتش به عنوان عضو این دیوان انجام نداده است.

 شاید نهادها ی قضایی بین المللی وقوف داشته باشند که ساختار حکومت وقوه قضایه افغانستان با چه مشکلاتی ساختاری مواجه است ولیکن مردم افغانستان می دانند که انچه حکومت افغانستان را واداشته است که به تعهد خود عمل نکند ساختار قومی این حکومت است.

   دراین که حکومت ساختار کنونی را دارد، علت تنها توسعه نایافتگی سیاسی وفرهنگی جامعه افغانستان نیست و آنچه که پایه های این حکومت را استحکام بخشیده وتوانسته و بر مردم افغانستان تحمیل کند، بی تفاوتی همین نهاد های بین المللی وحامیان حکومت افغانستان نیزبوده است. تصور مردم افغانستان آنست که اگر قدرت هایی که نشست بن رادرسال2001 بوحود آوردند ،قدرت را به حامد کرزی بخشیدند. اگر قدرت های بزرگ جهانی به جای تقسیم قدرت به سران اقوام، به شرایط بین المللی از یک طرف وخواست واقعی مردم افغانستان از طرف دیگر توجه می کردند وحکومت را به عنوان یک نهاد مدنی می نگریسند، نه یک نهاد قومی، شاید وضعیت کنونی افغانستان بهتر از امروز بود.

     درثانی وقتی تخلف های آشکار حکومت کرزی را مشاهده کردند لب، فرو بستند. هیچ نهاد بین المللی وکشور های حامی حکومت افغانستان لب به اعتراض نگشودند، دست حکومت را درتضعیف نهاد های ملی باز گذاشتند. به جای تذکربه حکومت کرزی  ازاو یک قهرمان ساختند. همین رسا نه های غربی بودند که در توصیف "چپن وکلاه کرزی "ده یا حتا صد سطر مطلب نوشتند،  او را خوش لباس ترین سیاست مدار لقب دادند! حکومت کنونی هم وارث همان کرزی گذشته است، آب از سرچشمه گل آلود است .حکومت با گِل نژاد درهم آمیخته و ملغمه ای که به نام حکومت بوجود آمده است نه در خور جامعه بین المللی است ونه هم در خور مردم افغانستان. در خور جامعه بین المللی نیست چون نمی تواند دربرابر تعهداتی که سپرده است عمل کند، در خور جامعه افغانستان نیست چون نگاه عدالت محور به حکومت و قدرت سیاسی ندارد. اگر نا کار آمدی این حکومت ،نهاد های بین المللی را متضرر کرده است وهم  دراداره افغانستان عاجز مانده علت،آنست –متاسفانه- این حکومت بر محور قومیت بنایافته است. حد اقل یکی از علت های عمده نا کار آمدی آنست که این حکومت قومی عمل کرده ومی کند. چه سازمان ملل متحد ونهادهای وابسته آن را بپذیرد یانه، این حکومت وحکومت هایی این چنینی هیچ گاه نه کارکرد ملی خواهند داشت ونه اتوریته و مشروعیت بین المللی کسب خواهند کرد.

   بهتر است نهاد های بین المللی به جای نامه نگاری، حکومت را بوظایف اصلی آن که رعایت عدالت است تذکر دهند شاید در وضعیت کنونی افغانستان بهبودی حاصیل شود ،این زخم پرعفونت دراندام جامعه بین المللی التیام یابد.