دشمن مکار وحکومت درمانده!
وی بدون آن که به نتیجه مطلوب برسد آن راه را فرو نهاد. اکنون نیز گفته می شود که حکومت افغانستان از مذاکره سیاسی با حکومت پاکستان وگروه طالبان دست شسته به دنبال فشارهای سیاسی بر حکومت پاکستان است. اعلام برچسپ های جدید بر طالبان درمراسم بزرگذاشت روز هشتم ثور نشان می دهد که اشرغنی نیز می خواهد با استفاده از واژگان دینی به نبرد با طالبان بپردازد .کلمه های چون «یاغی» و«باغی» وفساد درروی زمین«مفسد فی الارض» از واژگانی است که در فرهنگ سیاسی معنا ندارد، بلکه این واژگان در فرهنگ دینی معنا پیدا می کند. رئیس جمهور افغانستان نیز می کوشد شعار دینی بودن را از طالبان بستاند وازاین حربه علیه طالبان سود ببرد؛ حال این حربه چقدر می تواند حکومت افغانستان را به مقصد خود برساند نیازبه گذشت زمان دارد که این گونه واژگان بر روحیه طالبان می تواند اثر بگذارد یانه ؛ البته برای این که این گونه حربه ها کار گر افتد ،نیازمند تلاش های جدی فرهنگی ورسانه ای است که رسا نه های حکومتی در بسط وتفسیر آن بپردازند وذهنیت مردم رابا این گونه واژگان آشنا کنند. اگر این تعبیر وتفسیر های دینی نتواند بر طالبان اثر بگذارد، حد اقل آنست که برای مردم این آگاهی بوجود می آید که راه پیوستن به طالبان را سد کنند. به هرحال، کاری سختی است، اما ظاهرا گزیری نیست. آنچه حکومت افغانستان را درسیاست جدید، دچار تردید ودو دلی می کند، روابط حسنه کشورهای غربی با پاکستان است. حکومت افغانستان می داند که روابط کنونی دنیا چنان با سود و فایده گره خورده است که غربی ها از همه چیز می گذرند جز منافع خود. آنچه که به نام حقوق بشر وغیره گفته می شود اگر منافعی برا حکومت های غربی نداشته باشد به پشیزی نمی خرند وارزش نمی دهند. این که حکومت افغانستان با سران غرب بنشیند واز جنایت های طالبان سخن گوید وبا بر انگیختن احساسات حکومت های غربی علیه پاکستان به هدفی دست پیدا کند، به نظرمی رسد که این راه به جایی نمی برد وگرهی از مشکلات کشورما حل نمی شود. حکومت افغانستان می داند که هردو کشوری که در نشست های چهار جانبه نماینده فرستاده بودند با پاکستان روابط نزدیک دارند، و هردو کشور حاضر نمی شود که برای حکومت افغانستان کشور دوست خود را تحت فشار قرار دهد. پاکستان با نفوس نزدیک به دوصد میلیون نفربرای غربی ها از هر جهت اهمیت دارد تا افغانستانی که تمام نفوس آن از سی میلیون تجاوز نمی کند. پس برای قدرت هایی که برای بدست آوردن منافع خود از هر اهرمی سود می برند منطقی است که از شکایت حکومت افغانستان علیه پاکستان پشتیبانی نکنند ودرنتیجه افغانستان درشکایت های خود نمی تواند راه به جایی ببرد.
اما بررغم این دشواری های سیاسی، حکومت افغانستان با توجه به واقعیت های جهان وافغانستان وتنگنا هایی که وجود دارد می تواند سیاست خود را تنظیم کند و برای برون رفت از وضعیت کنونی گام بردارد. این سیاست که حکومت افغانستان نمی تواند برای مرز« دیورند» گام بردارد ومذاکره برای حل وفصل این مشکل از عهده حکومت افغانستان بیرون است، یک شعار میان تهی بیش نیست. اگر حکومت خود را نماینده مردم می داند ،حق دارد نسبت به سرنوشت مردم بیاندیشد وسیاست خود را درقبال مردم روشن و واضح سازد،چگونه است که حکومت قربانی شدن صد ها، حتا هزاران انسان بی گناه را می بیند ،اما نمی تواند برای جلو گیری از تلفات انسانی تلاش کند .
کسی باور نمی کند که حکومت افغانستان نتواند دراین مورد کاری انجام دهد. لذا مردم انتظا ردارند که حکومت میان دوگزینه یکی را باید انتخاب کند یا وضعیت کشو ر را به همین گونه بپذیرد، که حکومت به بد نامی ادامه دهد و مردم هرروز قربانی تروریسم و خشونت شوند، یا اینکه در یک اقدام جسورانه بکوشد که مشکل خود را با پاکستان از راه های دپلماتیک حل کند. هیچ گرهی وجود ندارد که با گفت وگو حل نشود،فقط شرط آنست که حکومت ازدید گاه متصلبانه خود نسبت به مسئله دیورند دست بکشد. مشکل کشور ومردم خود را آن گونه که درخور و شایسته یک حکومت است بنگرد. ممکن است پذیرفتن مرز دیورند ومذاکره برای حل آن خیلی سخت باشد، اما وقتی حفظ جان مردم در میان است وآینده کشور به آن ربط پیدا می کند، چرا باید حکومت این راه را بر روی خود ببندد تا شاهد تلفات هر روزه در کشور باشد. راه حل بر کنار کردن فلا ن آمر ویا مامور نیست، تجربه ثابت کرده است که این گونه کارهای سطحی وحاشیه ای نمی تواند مشکلات کشور را حل کند. بنابراین برحکومت افغانستان است که با توجه به تجربه های تلخ گذشته،به مشکل امنیت کشوربا دید جدی بنگرد و بیش ازاین تعلل به خرج ندهد.