طالبان و رویکرد جدید رئیس جمهور!
یکی از علت های مهم رویکرد جدید اشر فغنی را فشار افکار عمومی دانسته اند.گرچه نارضایتی ها ریشه در حکومت کرزی دارد، ولیکن به تدریج شکل پررنگ تری گرفته است،رخداد تروریستی اخیردر کابل (31حمل 1395)بردامنه نارضایتی ها افزوده و این گمان را تقویت کرده است که حکومت گذشته وکنونی افغانستان مواضع همدلانه ای با گروه طالبان دارد وهر نهادی که با شدت عمل با طالبان رو برو شده است به نحوی مورد غضب ویا بی مهری حکومت قرار گرفته است.
برکناری رئیس های امنیت ملی درهردو حکومت، از نمونه های همد لی و حتا باج دادن به طالبان به حساب آمده است. حتا گاهی گفته می شود که مانع عمده عملیات نیروهای امنیتی، حکومت افغانستان است.
بنابراین اشرفغنی بیم ازاین دارد که رخداد اخیر کابل ممکن است،برمیزان نارضایتی مردم بیافزاید درنتیجه گسستی بوجود آید که جمع کردن آن برای حکومت آسان نباشد.ازین جهت دست به کار شده است تا علاج واقعه را قبل از وقوع کرده باشد، و بتواند از مشروعیت حکومت خود درنزد افکار عمومی دفاع کند وچهره ای موجهی از خود به نمایش بگذارد.
. دومین علت، آنست که، در چند سال گذشته موج نارضایتی فرماندهان جهادی فشارهای مضاعفی بر حکومت وارد آورده است. فرماندهانی که هم جایگاه اجتماعی دارند وهم امکانات نظامی.حکومت بیم دارد که تعلل در مواجه شدن با طالبان،ممکن است زمینه را برای فرماندهان جهادی فراهم کند تاخارج از حیطه قدرت دولت تصمیم گیرند وجبهه جدیدی علیه طالبان باز کنند، و مستقل از حکومت با گروه طالبان به مقابله بپردازند .در آخرین اظهار نظرهایی ازاین دست که ازسوی اسماعیل خان ابراز شد، او در گرد هم آیی مردمی که در 29 حمل سال جاری، در غرب کشورتدویر یافت، در سخنرانی خوداعلام کرد که هرات ودر مجموع غرب افغانستان، تجربه تلخ قندوز را تکرار نخواهد کرد.اگر خطری متوجه غرب افغانستان شود مجاهدین تحت امر او به دفاع از ولایت هرات خواهد پرداخت. در کابل هم بعد از رخداد 31 حمل، رسول سیاف رهبر حزب اتحاد اسلامی، ضمن تسلیت آن حادثه به مردم افغانستان، به دولت هشدارداد که دربرابراین همه جنایت ها بی تفاوت نباشد وضمن نکوهش عملکردطالبان، از دولت خواست که مجاهدین آماده همکاری با نیروهای دولتی در یک تشکیلات معقول هستند . اشرفغنی لابد می د اند که حضور فرماندهان جهادی در عرصه جنگ با طالبان، وگرفتن ابتکارعمل، مشروعیت حکومت را با چالش های فراوانی مواجه خواهد کرد. طبیعی است کسی که در برابردشمن می ایستد خواهان امتیا زهای بیش تر درعرصه سیاست وقدرت نیز خواهدبود.
علت سومی می توان روی ان درنگ کرد آنست که، اشرف غنی از بدو تشکیل حکومت وحدت ملی تحت فشار افکار عمومی ورسانه ها قرار داشته که به روند بطی اصلاح ساختارهای کمسیون انتخابات را شتاب بخشد تا زمینه برای تدویر لویه جرگه وتغیر سیستم حکومتی فراهم گردد. اما تا هنوز این فشار ها کار گرد نیافتده و رئیس جمهور تن به اصلاحات نداده است. آن گونه آشکار است بعد از ماه ها نیمه گامی برداشته می شود و باز در میان هیاهوها گم می شود رویکرد جدید او به عنوان یک مفر تلقی می شود تا یک ابتکار.
برخی ها، بدین باوراند که رویکرد جدید اشرف غنی نیز می تواند یک مصروفیت حاشیه ای قلمداد شود تا یک رویکرد استراتژیک وعقلانی. تا مفاد توافق نامه ای که میان دوجناح حکومت امضا شده است عملی نشود. توافق نامه ای که میان هردوجناح حکومت امضا شده است دارای مواد مهمی است که می تواند به تغیر سیستم بیانجامد. این تغیردر نظام سیاسی کنونی، تغیر مهمی به حساب می آید وتمرکز قدرت ازدست رئیس جمهور به پارلمان منتقل می شود. ازاین جهت می کوشد با ایجاد مصروفیت های فرعی وحاشیه ای توجه جناح دیگر حکومت وافکار عمومی و رسانه های گروهی را به جنگ با طالبان معطوف دارد تا اصلاح درسیستم انتخاباتی ودرنتیجه تغیر سیستم حکومتی از اولویت های سیاسی حکومت خارج شود.
تا پیروزی بر طالبان زمان بلندی لازمست و دراین بازه زمانی ممکن است دوران حکومت اشرف غنی به پایان برسد وطرح تغیرسیستم جامه عمل نپوشد.
به هرحال اگر رویکرد جدید رئیس جمهور کشور ناشی از یک نگاه استراتژیک به طالبان باشد و او بخواهد تعریفی جدیدی از طلبان بدست دهد و آنگاه در روشنی تعریف جدید رویکرد مناسب با آن اتخاذ کند می تواند گامی مهمی درراه مبارزه با طالبان باشد. اما دیده شود که رئیس جمهور به گفته های اولیه خود باقی خواهد ماند یا آنکه به تدریج ازمواضع خود عقب نشینی خواهد کر؟