جنبش روشنایی، آزمونی برای حکومت!
اما طرف این جنبش حکومت افغانستان است، می طلبید که عملکرد حکومت در پیوند به خواسته های مشروع ومدنی مردم مورد توجه وتحلیل قرار گیرد. با کمال تاسف باید یاد آورشد که حکومت افغانستان برخورد منصفانه ومدنی با مردم نداشته است. درشبی که فردای آن تظاهرات برگزار می شد حکومت راه های منتهی به مرکز شهر را بر روی مردم بست ومردم به جای آن که در مرکز شهر تجمع کنند واعتراض خود رابه گوش حکومت برسانند مجبور شدند، دریکی از گوشه های شهرگرد هم آیند واعتراض های مدنی خود را به عنوان حکومت افغانستان اعلام کنند. دومین موردی که دولت افغانستان با نگاه منفی با این جنبش برخورد کرده است ،اعلامیه ای است توسط یکی از سخن گویان حکومت درفضای مجازی نشر وپخش شد. سخن گوی حکومت گفته است که تثبیت انتقال برق «توتاپ» از سالنگ توسط وزیر انرژی وآب پیشین یعنی اقای اسماعیل خان پیشنهاد شده وتوسط مرحوم قسیم فهیم به امضا رسیده است .این نوع اعلام و نام بردن ازاین دوفرد مشخص، گویای درون سیاه و نگاه نفاق افگنی حکومت را به نمایش گذاشت و حکومت با این عمل خود می خواست دو کار انجام دهد. یکی این که به خواسته های مشروع این جنبش توجه نکند. دوم آنکه با نام بردن ازاین دوشخصیت ،خواسته است که نفاق قومی را دامن زند،وقومی را برضد قوم دیگر تحریک کند. سیاستی که متاسفانه در سالیان گذشته وتوسط حکومت های فاسد گذشته واکنون مورد استفاده قرارگرفته است . حال حکومت افغانستان با ازمون سختی مواجه است. آزمونی که می تواند بقای حکومت را تضمین یا بقای حکومت را به خطر افگند .
یکی از گزینه ها آنست که حکومت صدای اعتراض های مدنی مردم را بشنود به آن ها توجه کند .مضحک است که حکومت تنها دلیل انتقال برق را تصمیم وزرای پیشین حکومت عنوان دارد . هیچ حکومتی درهیچ زمانی خالی از خطا واشتباه نیست. اگر چنانچه آن تصمیم درآن روز با واکنش منفی مواجه نشده است ممکن است دلایلی بی شماری داشته باشد، حال که مردم از آن تصمیم مطلع شده اند، انتقال برق را به نفع خود نمی دانند. بر حکومت است در تصمیم خود تجدیدنظر کند . حکومت مگر غیر از رضایت مردم ومنافع ملی کشورچه می خواهد؟ انتقال برق ازراه سالنگ نه با منافع ملی کشور همگین است ونه با منافع مردم سازگار. لذا این خواست یک خواست عادلانه و مدنی است که حکومت نسبت به تصمیم خود تجدیدنظر کند و به مردم ابلاغ کند که از تصمیم خود مبنی برانتقال برق ازراه سالنگ صرف نظر کرده است. این کار هم وجهه حکومت را بالا می برد وهم به مردم امید تازه می بخشد وهم پایه های حکومت را درمیان مردم مستحکم تر ومطمئین تر می کند . گزینه دوم مخالفت با خواست مردم است. همان گونه که راهپیمایان جنبش روشنایی به تداوم اعتراض های مدنی تاکید داشتند، اگر چنانچه بی توجهی به این خواست های مدنی صورت گیرد، مردم از پای نخواهند نشست، راهپیمایی واعتراض های مدنی ادامه خواهد داشت .حکومتی که با خواست های مردم نتواند خود را هماهنگ کند، بی تردی بر پایه لرزانی قرارخواهد گرفت. وقتی از نظر داخلی در چنین موقفی قرار گیرد، جایگاه بین المللی این حکومت نیزدچار خدشه وخذلان خواهد گشت. ممکن است کشورهای تمویل کننده این پروژه نیزاز تصمیم خود صرف نظر کنند، درنتیجه این پروژه سالیان متمادی به تعویق بیافتد ودر نتیجه کل مردم افغانستان ازاین پروژه نتوانند بهره مند شوند.
در مجموع وضعیت کنونی برای حکومت افغانستان شبیه یک آزمون سخت است ،آزمونی که می تواند به حکومت کمک کند که از مضایق فراوانی پیروز برون شود، از بسیاری اتهام هایی که به او وارد است تبریه گردد، وهم برعکس، گردن ننهادن ویابی توجهی به خواسته های مدنی ،دست بردن به ترفند های گونا گون برای خنثا کردن این جنبش، یا درصدد اختلاف افگنی میان اقوام ساکن درکشور، هم می تواند تضعیف حکومت راسبب شود وهم می تواند پی آمدهای فراوان دیگری به همراه داشته باشد.
گرچه به تصویر کشدن آینده سیاسی یک کشورکار آسانی نیست، اما اگر حکومت سیاست بی توجهی به خواسته های مدنی را دنبال کند، بی ترید آینده سیاست در افغانستان با دگردیسی های زیادی مواجه خواهند شد واحتمال این که برگ دیگری درتاریخ افغانستان گشوده شود نیز زیاد است.