روز به پایان خود نزدیک می شد، مادر زمان هنوزکودکی به دنیا نیاورده بود ،  مردم هم چنان چشم نگران ومضطرب بودند . خدایا! چه رخداد سهمگینی درراه است، چه طوفانی درختی را از بیخ برخواهد  کند، چه لزله ای بنیاد خانه بی نوایی برخواهد انداخت. .

  بیش از یک سال بود که افغانستان شاهد تحولات شگفت وشگرف شده بود همه چشم ها خیره به رخدا د های افغانستان می نگریستند. اما ششم جدی گویا متفاوت از تمام رخداد هایی بود که دریک سال اندی گذشته سپری شده بود..

  هفت ثور 1357  کودتای نظامی به پیروزی رسید. حزب دموکراتیک خلق وتشکیلاتی که با آموزه های مارکسیستی - لنینسیتی  بنیان نهاده شده بود رهبری کودتا را به عهده داشت.

حزب دموکراتیک خلق از بدو تاسیس به دو جناح تقسیم شده بود .حزب "خلق" وحزب "پرچم"  هردو گرایش یکسان کمونیستی داشتند.اما  شیوه عمل وگاهی همه سلیقه رهبران آن از آن، دوحزب ساخته بود.

اوایل سال1357 یکی ازرهبران پرچم به نام میر اکبر خیبر کشته شد . هردو جناح حزب در خیابان های کابل صف کشیدند وانتقام خون رهبر خود را فریاد زدند . روایت هایی وجود داشت که گماشتگاتی ازدرون حزب، خیبررا به قتل رسانده است تا بتواند احساسات ضد حکومتی را تحریک وتشدید بخشد درنتیجه زمینه یک کودتای نظامی را فراهم آورد.  روایت دیگر آنست که میر اکبرخیبر توسط «ک ، جی ،بی »(سازمان جاسوسی شوروی سابق) از پای در آمد تا با تحت فشار قرار دادن حکومت داود وکودتای نظامی زمینه های  ایجاد حکومت دلخواه خود درافغانستان را فراهم کند.

 شاید این پرسش برای بسیاری ها مطرح باشد که چرا شوروی ها درصدد برآمدند تا حکومت مستقر در افغانستان  را سر نگون کنند وحکومت مورد نظر خود را به وجود آورد؟

 این پرسش بدون در نظر داشت سیاست های داود خان در سال های آخر عمر حکومت او پاسخ نمی یابد . یکی از علت های تغیر رویکرد شوروی ها در قبال حکومت  داود گرایش سیاسی او از سمت شوروی به سوی غرب وبه ویژه ایالات متحده امریکا بود

 داود خان به کمک اتحاد شوروی وافسران تربیت یافته درآن کشور در دریک کودتای سفید به قدرت رسید درابتدای تشکیل حکومت داود،قدرت میان داود خان وحزب دموکراتیک خلق تقسیم شده بود، سران شوروی این وضعیت را مطلوب می انگاشتند وبه دنبال نفوذ تدریجی در ارتش ونیرو های مسلح کشوربودند..

   حضور قدرت مند نظامی وسیاسی امریکا در منطقه وایجاد یک ژاندارم توانمند مثل شاه سابق ایران در مرزهای افغانستان از چشم شوروی ها پنهان نبود و احساس خطر می کرد ومترصد بود که همسایگان وابسته به غرب، حکومت افغانستان را فرونه بلعد ودر نتیجه حضور غربی ها درافغانستان کشور های آسیای میانه را دچار دگر دیسی نسازد.

 افغانستان درواقع خط حایلی بود که دوبلوک قدرت را از هم دور می ساخت اما سران شوروی همیشه تلاش می کرد که این خط حایل سیاست های همسوی با شوروی داشته باشد.

اما ازسوی دیگرمحدودیت هایی که حکومت شوروی با آن مواجه بود نمی توانست تمام مشکلات اقتصادی افغانستان را رفع کند وحکومت افغاننستان را بی نیاز از ارتباط با غربی ها سازد. بدین جهت بود که بسیاری از کمک های روسیه به حکومت افغانستان به وعده های میان تهی تبدیل گشت . این بی توجهی ها برای داود خان بلند پرواز و در عین حال مغرور، سخت بود که سیاست های شوروی را بر تابد  وهم چنان به وعده های شوروی دل خوش دارد.

  در نتیجه وعده کمک های هنگفت ازسوی شاه ایران به افغانستان وچراغ سبز غربی ها برای حکومت افغانستان وعوامل دیگر باعث شد که داود در یک چرخش 180 درجه ای روی از اتحاد شوروی بر گیرد و به سوی امریکا متما یل شود .این تغیر فاز چیزی نبود که برای سران کاخ کرملین به سهولت قبول شود ومهره ای که سالها با دستان خود ورز داده بودند به این سادگی ازدست بدهند.

   تغیر جهت سیاست های داود را می توان به شمارش معکوس حکومت او نیز تعبیر کرد. حال اکبر خیبر ر اشوروی ها کشته بود تا یک قتل درون تشکیلاتی بود، به هر صورت وسیله ای شد تا اتحاد شوروی را به مقصد خود که سرنگونی حکومت این دست پرورده متمرد بود  نزدیک تر سازد.

کودتای هفت ثور رخداد، افسرانی که در به قدرت رساندن داود خان نقش ایفا کرده بودند اینک در سر نگونی او نیز نقش داشتند  بدین صورت طومارحکومت داود برچیده شد،مقاومت هایی پراگنده ای صورت گرفت در نهایت در هم شکست و رژیم حزب دموکراتیک خلق به کرسی قدرت تکیه زد.

ادامه دارد...