یکی ازآن پروژه ها که می توانست شوروی را در رسیدن به سیاست های خود موفق بدارد، تشکیل حزب دموکراتیک خلق بود. بنابراین می توان  این گونه بیان داشت که گرچه ساختار تشکیلاتی، و هم هدف گیری های حزب دموکراتیک خلق با فرهنگ دینی، اجتماعی، با رسم و رواج های مردم افغانستان هم خوانی نداشت اما برای جلو گیری از نفوذ امریکا شکل گرفت تا در سمت ها وسویه های گونا گون به نق زدن بپردازد وحضور امریکارا در منطقه با پرسش های بی شماری مواجه سازد. چون تشکیل حزب خلق صورت وسیرت پروژه ای ودر واکنش ایجاد شده بود ازاین جهت بود که حزب خلق با چالش های فراوان درونی وبیرونی مواجه بود..

     حزب دموکراتیک خلق زمانی زمام امور کشور را به دست گرفت که بیشتر به کودکان نو آموز مدرسه سیاست شباهت داشت . گروهی که به فراز وفرودحکومت داری کمتر تامل کرده بودند، تنها تکیه گاه شان یک آید یولوژی وارداتی بدون کمترین زمینه های فرا هم آمده درداخل  ازیک سوی و دیگر اتحاد شوروی به عنوان پشتیبان این حزب بود.    لذا بعد ازکوتا زمانی تنش میان دو جناح حزب افزایش یافت شکافی عمیقی هردو جناح را از هم جدا ساخت و رهبران جناح پرچم به صورت جبری راهی کشور های اروپای شرقی شدند. بعد از مدتی در گرد کاخ کرمیلن فراهم آمدند  ومنتظر فرصت وگوش به فرمان زمداران کرمیلن ماندند.

      با تبعید جناح پرچم، جناح خلق به جان یک دیگر افتادند ودر یک صحنه سازی عجیب ومضحک  نورمحمد ترکی که روزگار ی از او به نام وعنوان ستاره شرق واستراتژیست بزرگ!! رهبر بی بدیل خوانده می شد به قتل رسید. "حفیظ الله امین" که شاگرد وفاداراو یاد می گردید بر کرسی ریاست جمهوری تکیه زد و ویک شبه ازتمام اختیارات حکومتی وحزبی برخوردار شد. تعدادکسانی  از جناح پرچم در داخل کشور مانده بودند یا زندان شدند یا این که در انزوا به سر می بردند.

    اما گاهی با شب نامه هایی امین را خائین و وابسته به امپریالیزم امریکا اعلام می داشتند. حفیظ الله امین - برخلاف گفته های جناح پرچم از حجم تبلیغات کمونیستی خود کمن نکرد بلکه رادیو دولتی وتلویزیون تازه تاسیس حکومتی چنان در اختیارا او قرار داشت که از هر شگردی سود می جست تا خود را به رخ جهانیان وبرای رهبران کرملین توجیه کند . امین گرچه جنایت های گذشته را به ترکی نسبت داد تاخود را از هر جنایتی تبریه کند؛ اما بررغم ادعای بی گناهی او بعد از کشته شدن ترکی نیز میزان جنایت کاهش پیدا نه کرد که سیر صعودی به خود گرفت. ازاین جهت بود که واکنش ها نسبت به او وحکومت کمونیستی روز به روز بیشتر شد.

 واکنش منفی مردم از یک طرف وتحرکات کشور های غربی از سوی دیگر حکومت افغانستان  راکه با یک سال واندی از عمرآن گذشته بود با  با دشواری های فروانی مواجه ساخت.  تشکل های اسلامی در گوشه و کنار کشور وهم چنان در خارج از افغانستان که هرکدام می  سهمی در سرنگونی رژیم کمونیستی به عهده گرفتند به وجود آمدند.  گفتنی است که  که واکنش ها ومقاوت های ضد حکومت یک وجه ویک جنبه نداشت بلکه انگیزه های گونا گونان ومحرک های مختلف باعث شد که حرکت های ضد حکومتی بیشترشود. "امین" تنها راه ماندن درقدرت را تکیه بیشتر بر نیرو های نظامی اتحاد شوروی سابق می دانست، تقاضا کمک کرد و قرار دادی میان دو کشور بسته شد که اتحاد شوروی را در حمایت از حکومت  افغانستان متعهد می کرد..

اما این ظاهرقضیه بود ، حفیظالله امین نمی دانست که ورود ارتش شوروی در افغانستان در نهایت به کشته شدن وسر نگونی رژیم او خواهد انجامید . و حفیظ الله امین در نشهء شراب قرارداد به سر می برد که پیش قراولان ارتش سرخ در شب ششم جدی وارد کابل شدند،  هم زمان به حرکت نیروهای زمینی شوروی،  نیرو های هوایی آن کشور مستقر در میدان های هوایی کابل دست به تهاجم علیه حکومت حفیظ الله امین زدند، بعد ازعملیات های چند ساعته طومار حکومت امین در هم پیچید وببرک کار مل سوار بر تانک روسی وارد افغانستان شد . واکنش های نهادهای بین المللی به اشغال افغانستانشدت گرفت. وبدین ترتییب مرحله دیگری از تاریخ سیاسی افغانستان شکل گرفت که خود داستانی دیگردارد.