پشت صحنه های ماجرای ایشچی و دوستم!
طیف دیگر از تحلیل گران نیز وجود دارند که این رخداد را سناریویی می دانند که طراح آن عوامل داخلی وخارجی بوده وهستند.این حادثه سر درازی دارد، درست دریافته نه خواهد شد مگر اینکه ریشه ها، انگیزه ها وپشت صحنه های آن مورد دقت ورزی قرار داده شود.
اگر این نکته مورد توجه وامعان نظر قرار گیرد که هر حادثه ای ریشه های تاریخی دارد و بدون آن ریشه ها، یافتن ریشه رخدادهای کنونی دشوار است تحلیل این رخداد را آسانتر می کند. سابقه احمد ایشچی وجنرال دوستم این نکته را روشن می کند که هردو وابسته به حکومت حزب دموکراتیک خلق بوده اند؛ اما جنرال دوستم در آخرین سال های حکومت دکترنجیب(اوایل دهه 90) به آن حزب ورژیم پشت کرده روی به سوی مردم آورده وبا مجاهدان زمان خود همکاری کرده، در شکست حزب دموکراتیک خلق که در زمان رژیم نجیب به حزب "وطن" تغیر نام یافته بود دخالت داشته است.
احمد ایشچی نیز عضو آن حزب بوده و درقالب آن حزب فعالیت کرده اما از همان گذشته های دور با جنرال دوستم مخالفت(رقابت) داشته است؟ این پرسش مطرح می شود که آیا مخالفت های گذشته ایشچی با جنرال دوستم هیچ نقشی درایجاد ماجرا های کنونی نداشته است؟
گرچه آمار و ارقامی که بتوان برآن اتکا کرد و رخدادکنونی را بر آن متکی دانست وجود ندارد؛ اما بی تردید کینه های گذشته نمی تواند به کلی از ذهن ایشچی پاک شده باشد و او با حسن نیت باجنرال همکاری کرده باشد.
همین که هردو در حزب دموکراتیک بوده اند و هردونیز فعالیت سیاسی داشته؛ اما جنرال به عنوان مرکزثقل اقوام ترکتبار افغانستان در آمده و زبان گویای آن قوم به حساب می آمده خود دلیل خوبی است که حسادت ودشمنی احمد ایشچی را بر انگیخته باشد تا مترصد فرصت ضربه زدن به او بماند یا تلاش کند با او از در مخالفت در آید یا چنان دراین زمینه در بند تعصب فرو افتد حتا از آبروی خود بگذرد تا رقیب سیا سی خود را بر زمین زند.
ادعایی که از سوی طرفداران جنرال دوستم مطرح شده آنست که ایشچی دراین اواخر مواضع طالبان را مورد تائید قرار داده به نفع طالبان وارد عمل شده است و جنرال دوستم رامتهم به کمونیست بودن کرده است. ادعاهایی که هیچ گاه از سوی رسا نه های گروهی ومقام های قضایی مورد پرسش قرار نه گرفته است.
در حالی که قدر مسلم است که احمد ایشچی متدین تر از جنرال دوستم نیست واین را گذشته هردو نشان می دهد، و تنها علتی که ایشچی را وادار کرده است که به طرفداری از طالبان لب بگشاید، رقابت ها ،ضدیت ها وحسادت هایی بوده که او با شخص جنرال داشته است.
یک از انگیزه حسادت او با دوستم آنست که بعد از شکست حکومت نجیب، نام و آوازه دوستم تمام دنیا را تسخیر کرد، او به عنوان یک فرد ملی ومیهن پرست شهرت جهانی یافت، این لقب وعنوانی بود که او را محبوب مردم قرار داد وهم به او مصئوینت بخشید ؛ اما این عنوان مطنطن هیچگاه به احمد ایشچی وسایر هم قطاران جنرال داده نشد.
این عقده های حقارت می تواند مبنای مخالفت با جنرال باشد، برای این که این رقیب دیرینه را واداشته باشد تا هر نوع اتهامی را به او وارد آورد تا ازچشم مردم بیاندازد.
با قطب بندی های جدید بین المللی و رو در روی قرار گرفتن قدرت های جهانی، مثل روسیه وکشورهای غربی، پشت صحنه های دیگری شکل گرفت که می تواند از علت های بسیار مهم دیگری باشد که به عنوان شکل دهنده این ماجرا مورد توجه قرار گیرد؟
این که حکومت های غربی طرفدار حقوق بشر باشند و با این ایده به اتهام های وارد آمده بر جنرال دوستم نگریسته شود سخن مضحکی بیش نیست ، هر انسان آزاد اندیشی می داند که حقوق بشر در روزگار کنونی بیش از یک ابزارسیاسی در دست حکومت گران غربی نیست . وقتی بیش از ده سفیر کشورهای غربی از احمد ایشچی پشتیبانی می کنند و از حکومت افغانستان می خواهند که این ماجرا را پی گیری کنند، نشان می دهد که جهت گیری های سیاسی ونزدیکی دوستم به روسیه از مبنا های اساسی فشار های سیاسی غربی ها بر جنرال دوستم است.
پشت صحنه ای که جنرال را در منگنه قرار داده آنست که غربی ها برای ضربه زدن به روسیه کمر بسته اند؛ زیرا روسیه ابتکار عمل غربی ها را در سوریه ستانده ودر موضع انفعال قرار داده است. چنانچه غربی ها درسمت و سوبخشیدن آینده سوریه در مواضع واکنشی قرار داده است.
بنابراین ضربه ه بر روسیه نیامند زمینه سازی ابتدایی است، این زمینه ایجاد نمی وشد مگر این که موانع اولیه از راه سیاست های غربی در منطقه برداشته شود، وجود وحضور دوستم در شمال افغانستان ودر مرزهای روسیه یکی از موانع مهم است.
حضور داعش د رافغانستان جنرال را وادار به واکنش خواهد کرد، او برای دفاع از مردم خویش دست به اقدام خواهد زد که این اقدام احتمالی جنرال می تواند مانع مهم در راه رسیدن داعش به مرزهای روسیه باشد.
بنابراین ماجرای کنونی جز با در نظر داشت مجموع پیش زمینه هایی مطرح شده قابل تحلیل نیست. کسانی که بدون پشت صحنه ها این ماجرا را تحلیبل می کنند یا بی خبراند یا آگاهانه به نام آزادی و آزادی رسانه ها،تلاشی در جهت رسیدن اهداف صرف مادی خودهستند.