آنچه ازاصطلاح صلح شرافت مندانه آقای غنی می توان استنباط کرد آنست که حکومت افغانستان تن به هیچ ذلت وخواری نخواهد داد وهیچ پیش شرطی را که مغایر با منافع ملی افغانستان باشد نخواهد پذیرفت. این موضع انعطاف نا پذیررئیس جمهور هنگامی مطرح می شود که مشاورامنیتی نخست پاکستان با انبوه از پیش شرطها در مذاکره شرکت جست.

     «سرتاج عزیز»برعکس رئیس جمهو رافغانستان، از حکومت افغانستان خواست که دربرابر خواسته های طالبان انعطاف نشان دهد وبدون هیچ پیش شرطی با طالبان وارد مذاکره شود.

به نظر می رسد که دید گاه دوطرف فاصیله زیادی با هم دارد. حتا دو طرف به خوانش مشترکی از صلح نیزنرسیده اند.

     وقتی «سرتاج عزیز» می گوید،که حکومت افغانستان هیچ پیش شرطی را نباید پیش نهاد کند به معنای آنست که شرط های طالبان را بپذیرد. اما عمده ترین شرط هایی  که درگذشته ازسوی طالبان پیشنهادشده بود،به نحوی برای تامین منافع حکومت پاکستان مطرح شده بود عمده ترین آن،خروج نیروهای خارجی از کشور،تعدیل قانون اساسی افغانستان حضور موثر این گروه در ساختارحکومت افغانستان بود. این پیش شرطها هیچ کدام برای طالبان منفعت در بر ندارد بلکه پذیرفته شدن آن  می تواند حکومت پاکستان را دررسیدن به اهداف خود در افغانستان یاری رساند.

   پذیرفتن پیش شرط هابرای حکومت افغانستان به معنایتن دادن به همه خواسته های حکومت پاکستان است. یعنی پاکستان آنچه را با جنگ در پانزه سال گذشته نتوانسته است بدست آورد اینک می خواهد با گفت و شنود ومذاکره حاصیل کند.

    بنابراین از موضع های مطرح شده وپیشنهادهای صورت گرفته، چنین بر می آید که هردو طرف مذاکره یعنی حکومت افغانستان ونماینده طالبان (حکومت پاکستان) خواسته های بسیار متفاوتی دارند.در صورتی که اساسی ترین پیش شرط صلح آنست که هردو طرف مخاصمه به این نتیجه دست یافته باشد که بدون مذاکره و گفت و گو نمی توانند به منافع خود دست پیدا کنند.

   آنچه دراین میان نادیده گرفته شده و می شود و برای حکومت و مردم افغانستان ازار دهنده است ، یکسان دانستن دوطرف مذاکره است. یعنی در نگاه حکومت پاکستان ،طالبان وحکومت افغانستان  از جایگاه و موقف مشابه برخوردار است،واز هردو طرف نیزخواهان عمل یکسانست. به نظر می رسد این گونه موضع گیری و یکسان دانستن حکومت افغانستان با شاخص های ملی وبین المللی وفرو کاستن جایگاه حقوقی سیاسی با یک گروه شورشی تروریست، دور از انصاف وعدالت است.این دید گاه شکاف پرناشدنی میان حکومت افغانستان وحکومت اسلام آبآد بوجود می آورد وفضای بی اعتمادی را بیش از پیش تیره وتارمی سازد.. این چیزی است که ازسوی حکومت افغانستان پذیرفتنی نیست.  پاکستانی ها در گذشته هم با همسان انگاشن دوطرف پشت میز مذاکره حاضر شده ونمایندگی طالبان رابعهده گرفتند وهم در نشست چهارجانبه اسلام آباد موضع نزدیک به گذشته داشته است.

آنچه که سرتاج عزیزعنوان داشته تبیین مواضع گذشته پاکستان ودرخواست امتیازهای بیش ازانتظار است

.به هر حال آنچه در اسلام آباد به منصه ظهور رسید  این واقعیت بود که پاکستانی ها جز رسیدن به منافع خود دست ازحمایت طالبان بر نخواهند داشت و ازآن گروه هم چنان حمایت خواهدکرد.

    گرچه برتداوم نشست تاکید رفته ، اما اگر وضعیت به همین صورت و با همین پیش شرط ها ادامه داشته باشد به نظر نمی رسد که گرهی گشوده شود وافقی روشنتری بر روی صلح باز گردد. اماحضور دو قدرت بزرگ جهانی این فرصت را برای حکومت ودستگاه دیپلماسی افغانستان فراهم می کند که  با استفاده ازسخنان فزون خواهانه مقام ها ی پاکستانی، به نمایندگان چین وامریکا تفهیم کند که پاکستان خواهان ایجاد صلح وثبات در افغانستان نیست و طالبان را برای مقاصد سیاسی مورد نظر خود حمایت می کند.

اگرچنانچه مواضع طالبان(پاکستان) تغیر پیدا نکند، هم چنان خواهان کسب امتیاز های بیشتر از حکومت افغانستان باشد ویا بار دیگربا انبانی از پیش شرط ها در مذاکرات آینده شرکت کند، بی گمان راه به جایی نخواهد برد و نه تنهاصلح میان دوطرف برقرار نخواهدگشت که حتا نشست مقدماتی میان حکومت وطالبان به صورت مستقیم تدویر نخواهد یافت. دراین صورت گمان نگارنده برآنست که دولت وحکومت افغانستان دو گزینه دردست دارد. یکی فشارهای سیاسی ودیپلماتیک بر پاکستان است  که دست از حمایت طالبان بردارد. سطح دوم تلاش های دیپلماتیک، بسیج افکار عمومی بویژه جلب حمایت کشور های قدرت مند دنیاعلیه حکومت پاکستان است. همان گونه که چین وامریکا هردو در مذاکره شرکت جستند و مواضع غیر شفاف و زیاده خواهانه ی پاکستانی ها را دیدند. حکومت افغانستان  با مبنا قرار دادن در خواست های مقام های پاکستانی، از قدرت های جهانی بخواهد که بر پاکستانی فشار وارد آورد تا دست از پیش شرط های خود بردارد و طالبان را به عنوان یک گروه شورشی که علیه حاکمیت ومنافع ملی یک کشورمستقل دست به شورش برده ومردم بی گناه را به خاک وخون کشیده است بنگرد.

   گزینه دیگری که در اختیار حکومت افغانستان قرار دارد گزینه نظامی است. آگاهی یافتن از مواضع غیر سازنده حکومت پاکستان این امکان را در اختیار حکومت افغانستان قرار می دهد که از کشور های چون چین وامریکا بخواهد که موضع سرسختانه تری نسبت به طالبان اتخاذ کنند. کمک به ارتش افغانستان، تجهیز وسپردن امکانات نظامی راهی پر خطر وپرهزینه است اما گویا حکومت پاکستان وطالبان راهی را برگزیده اند که جز در پیش گرفتن گزینه نظامی راهی وجود ندارد.