حملات انتحاری، امتیاز گیری های قبل از مذاکره
این که چرا حمله به قونسولگری های هند انجام می یابد،آشکار می سازد که طالبان وحامیان آن ها از روابط دوستانه میان دو کشور افغانستان وهندوستان سخت خشمگین ونا خوشنود هستند،بر نمی تابند که نخست وزیر هند در افغانستان مورد استقبال کم سابقه قرار گیرد و یکی از سازه های مهم درشهر کابل که ساخته مهندسان هندی است مورد بهره برداری قرارگیرد. واین سازه بعد ازاین همیشه مورد توجه قانون گزاران افغانستان خواهد بود ونشستن دراین مکان به معنای یادآوری همیشگی دوستی میان دو کشور افغانستان وهند است.
طبعا بودن دراین مکان نمی تواند به دشمنی با هندوستان بیانجامد. بنابراین این مکان پا بر جای است و دوستی با هندوستان نیز پای برجای خواهد بود.وقتی قونسولگری های هند در مزار شریف وبرخی ولایت های جنوبی وشرقی کشور مورد حمله تروریستی قرار می گیرد،خود گواه بر آنست که پاکستانی ها نه تنها حضور هند در ولایت های هم سرحد باآن کشور را بر نمی تابد که نسبت به حضور هند در تمام افغانستان با دیده بد بینانه می نگرد و از هر تلاشی برای ضربه زدن به این مراکزسود می جوید.
اما،حملات کور در اطراف میدان هوایی نیز هدف مند است. در وقتی صورت می گیردکه حضورداعش در افغانستان ،اقتدار وخشونت ورزی های طالبان را تحت تاثیر قرار داده است .لذا نشان دادن خود و به رخ کشیدن توانایی خود به دنیا وجلب توجه افکار عمومی به عملکرد ها ی خشونت ورزانه می تواند عمده ترین هدف طالبان باشد. وقتی طالبان می تواندامتیازهای سیاسی کمایی کنند که حضورتاثیر گزار داشته باشد، حضور طالبان در بیش ازیک دهه گذشته با خشونت ودرنده خویی وکشتار بوده است، حال هم می خواهند بدین گونه حضور خود را به اثبات برسانند.
از سوی دیگر طالبان می خواهند براین موضوع تاکیدبگذارند که، بررغم حضورداعش در برخی ولایت های افغانستان، هنوزهم آن گروه حضور موثر وکار آمد دارند، حضور داعش از میزان حضور خشونت بار آن گروه نکاسته است. نکته دیگری که مد نظر کارشناسان واگاهان قرار دارد آنست که ،تشدید حملات انتحاری در آستانه نشست اسلام آباد صورت می گیرد. گرچه گفته شده است که درآن نشست طالبان حضور ندارند،امابی گمان وقتی سخن از صلح در افغانستان به میان آید نمی تواند بدون ارتباط به طالبان باشد. لذا گمان برده می شودکه تشدید حملات انتحاری به نحوی تحت تاثیربردن نشست اسلام آباد باشد که مقدمه ای برای مذکرات صلح میان طالبان وحکومت افغانستان خواهدبود.
برخی آگاهان بدین باوراند که طالبان به تدریج می خواهد به یک بازیگر سیاسی منطقه ای تبدیل گردد. اگر در بیش از یک دهه گذشته پاکستان نتوانسته ازاین گروه استفاده مناسب ببرد وامتیاز های لازم و در خور توجهی از حکومت افغانستان بدست آورد وازحملات انتحاری وخشونت ورزی های طالبان به مقاصد سیاسی خود نایل گردد، گویا چرخشی در موضع طالبان در حال رو نمایی است که می تواند برای غیر پاکستانی ها سود مند باشد.
اگر طالبان بتوانند خود را از زیر بار پاکستانی ها رهاسازند و کمک های روسیه را دریافت دارد ،ودر جهت مقاصد روسیه عمل کنند به یکی از سازمان های مهم منطقه ای تبدیل خواهد شد در تحولات منطقه می تواند سهم عمده ای داشته باشد.
لذا تشدید حملات انتحاری بعد از اختلافات داخلی در این گروه برای جلب توجه قدرت های بیرونی بویژه حامیان جدید آن گروه صورت می گیرد .انتخاب مزارشریف هم خود می تواند یک معنای سیمبولیک داشته باشد، این که طالبان نشان می دهند که هیچ نقطه افغانستان از تیررس این گروه در امان نیست. اگر تصمیم به ایجاد خشونت بگیرد می تواند مکان هایی را نا امن سازد که هیچ گمان نا امنی درآن نمی رود.
برخی اما بدین باوراند که انتخاب مزار شریف در حقیقت به چالش کشیدن قدرت عطا محمد نور در آن ولایت است که از مدت ها بدین سوی بلخ را مقر فرماندهی بلا منازع خود قرار داده وبادحکومت وحدت ملی هم هنوز این بید قدرت را از جای نجنبانده است!
اما دید گاه دیگری که در علت و یا علل حملات انتحاری طالبان وجود دارد آنست که برخی بدین باوراند که حمله های انتحاری بیش ازآن که ناشی از قوت و توانمندی طالبان باشد از درماندگی واستیصال ان گروه حکایت می کند. وقتی گروهی به بن بست می رسد و راه بدست آوردن امتیاز های سیاسی محدود می بیند، علی القاعده گروه های ناکام را ه خشونت را در پیش می گیرند تا بتوانند امتیاز هایی را بدست آورند.
به هرروی نتیجه ای که تا هنوز طالبان ازحملات خود بدست آورده اند جز موضع گیری تند حکومت افغانستان نبوده است. اشرف غنی در واکنش به حمله این گروه در میدان هوایی کابل اعلام کرد،کسانی که دست شان به خون مردم بی گناه آغشته است، هیچ گاه طرف مذاکره حکومت افغانستان قرارنخواهد گرفت.