مذهب، نقابی برروی ناکامی های سیاسی
عربستان سعودی روابط سیاسی خود را با ایران قطع کرد، به تبعیت از حاکمان سعودی برخی کشور های کوچک دیگرنیز روابط سیاسی خود را با تهران به حال تعلیق درآورد.
درقطع روابط سیاسی سعودی وتهران گفته شده است که سعودی ها می خواهند کشور های سنی مذهب را به گرد خود فراهم آورده و یک جبهه وسیع ضد شیعی تشکیل دهد. اعلام و یا القای این موضع برای کسانی که پشت دیوار تعصب های مذهبی موضع گرفته اند بسیار خوش آیند و مطلوب است و شاید عمل حاکمان سعودی را ستایش کنند که در قطع روابط خود با ایران پیشگام شد و در راه ایجاد یک مرکزیت سنی گام برداشت.
سعودی ها از طریق رسا نه های خود و برخی رسانه های غربی درصدد القای همین مفهوم هستند، گویا می خواهند این ذهینت را ایجاد کنند که ایران به عنوان یک کشور شیعی نمی خواهد با عربستان سعودی روابط نیک داشته باشد. اما واقعیت چیزی دیگری است. به نظر می رسد که شهادت شیخ نمر وقطع روابط ریاض با تهران برای مقصد دیگری صورت گرفته و می گیرد واینچه گفته می شود بهانه وسرپوشی است که بر روی مقاصد اصلی سعودی ها نهاده می شود. آنچه عربستان سعودی را به این سیاست واداشته است چند مسئله است که به صورت موجز به آن اشاره می گردد .
یک، عربستان سعودی یکی از کشور های ثروت مند، اما در عین حال استبدادی در خاورمیانه است؛ این رژیم از ساختارحکومتی کهنه و فرتوتی برخوردار است .آنچه که این رژیم را از تیررس نقد های منتقدان بین المللی درامان نگاه داشته است، نفت ارزانی است که در اختیار کشورهای غربی قرار می دهد . این رژیم به نقض سیستماتیک حقو ق بشر مبادرت می ورزد؛ هر سال ده ها شهروند این کشوربه جرم های واهی سربریده می شوند. زنان در عربستان سعودی از کمترین حقوق شهرندی برخوردار نیستند، حتا صداهایی که از درون کاخ سلطنت به صفحات اجتماعی درز می کند، از وضعیت اسف بارزنان وابسته به دربار سعودی خبر می دهد.
دیدن این وضعیت تحمل نا پذیر و زبان در کام کشیدن وکتمان این واقعیت های تلخ ودرد ناک، برای حکومت های غربی حامی حکومت سعودی ونهاد های بین المللی حقوق بشر سخت و آزاردهنده است، تا چند مدت وتا چند سال می توانند واقعیت هارا از انظار مردم پنهان کنند وبه مردم دروغ بگویند. چگونه به مردم دنیا می خواهند توضح دهند که یکی از کشورهای عضو سازمان ملل متحد کمترین اعتنایی به مفاد منشورحقوق بشر سازمان ملل متحد نمی کند. اگر روند به همین صورت ادامه داشته باشد، کشور های غربی و نهاد ها بین المللی نا گزیر اند که دربرابر حق کشی این حکومت جابر موضع گیری کنند تا جایگاه مناسب خود را در میان کشورها ی جهان حفظ کنند.
وقتی کثیری از کشورهای جهان مشاهده کند که نهادهای بین المللی حقوق بشر دربرابر نقض صریح حقوق بشر ازطرف حاکمان سعودی سکوت می کنند، این ذهنیت را تقویت می کند که نهاد های بین المللی، نقض حقوق بشر را دست مایه فشارعلیه برخی کشورها قرار می دهد و در نتیجه از اعتبارآن نهاد ها به شدت کاسته می شود.
لذا تداوم وضعیت کنونی درعربستان سعودی با واکنش منفی جهان مواجه خواهد شد وحکومت سعودی با درک جایگاه متزلزل خود گامی فرا پیش گذاشته تا بتواند براین وضعیت آشفته سرپوش بگذارد و توجه جهان را به سوی دیگری معطوف دارد.
شهادت شیخ نمر وقطع رابطه با ایران حد اقل این شرایط را بوجود آورده است که حکومت سعودی از سوی مجامع جهانی، نفسی راحتی بکشد، و توجه هارا به سوی قطع رابط با ایران ونتایج حاصیل از آن معطوف دارد.
قطع رابطه با ایران از میزان التهاب جهان نسبت به شهادت شیخ نمرنیزکاسته وکشورهای غربی به این نکته توجه کرده اند که صف بندی های جدید سیاسی با محوریت عربستان سعودی و ایران خشونت هایی جدیدی را در خاورمیانه نیافریند.
دوم؛ به نظر می رسد که قطع رابطه با ایران، دست حاکمان سعودی رادر ایجاد جو خفقان بیشترباز می گذارد وسبب می شود که منتقدان این رژیم استبدادی میدان نقد منتقدان خود را به بهانه طرفداری از
ایران بیشتر محدود کند و صداهای منتقدان وعدالت جویان اعم از شیعه وسنی هم چنان خفه و خفته بماند.
سوم،عربستان سعودی بیش ازیک سال است که با تجاوز آشکار به خاک یمن، آن کشور فقیررا مورد تجاوز هواپیماهای جنگی خود قرار داده ونزیک به شش ماه است که نیروهای زمینی مزدورعربستان سعودی در خاک یمن می جنگند و بررغم تلاش های فراوان نظامی، هنوز نتوانسته است پیروزی مهمی در جنگ بدست آورد.برعکس هرروز که می گذرد وضعیت سعودی ها در یمن آشفته تر می شود، مبارزان یمنی بررغم محاصرزمینی و دریایی، هم سلاح ومهمات مورد نیاز خود را تهیه می کنند وحتا استان های هم مرزی سعودی را مورد حمله موشکی قرار می دهند. درجنگ یمن افزون برآن که سعودی ها از نظر نظامی به هدف مهمی دست پیدا نکردند واز نظر سیاسی نیز شکست خورده و از نگاه روانی نیز در وضعیت نا مطلوب بسر می برد .
کشوری که هژمونی کشورهای عرب منطقه را درسر می پرورانید، وخود را در کانون وتصمیم گرنده اصلی سیاست های خاومیانه می دانست، وخواهان پیروی سایر کشور های عربی ازسیاست خود بود، وقتی بدین سان شکست ها یی را تحمل می کند این معنارا افاده می کند که این کشورَمدعی، ضعیف تر وحقیر تر ازآنست که بتواند درمحوریت کشور های عربی ودر کانون تحولات منطقه قرار گیرد یا آن که تحولات منطقه ای توسط این کشور مدیریت شود.
گرچه واقعیت کنونی از سوی مقام های عربی ابراز نشده ولی هیچ تردید نباید داشت که جنگ یمن شکوه پوشالی سعودی هارا بیش از پیش آشکار خواهد کرد وکشور های عربی از گرد آن پراگنده خواهند شد.
چهارم، شکست سیاست سعودی در سوریه برای حاکمان سعودی نیزسخت ناراحت کننده ودل آزار است حکومت سعودی می کوشد قطع رابطه با ایران را رنگ مذهبی بزندتا شکست خود را درسایه اختلاف مذهبی پنهان دارد.
اما آیا می توان با بکاربستن این گونه پرده ها خود وعملکرد ننگین خودرا پنهادن داشت؟
واقعیت های جهان و گسترش رسانه های گروهی بین المللی وآگاهی هایی که از حضور رسا نه های گروهی ایجاد می شود، هم چنان سیر رو بروشد جهانی شدن که مرز های ملی را بیش از پیش کمرنگ وآسیب پذیر می سازد، عربستان سعودی و حاکمان این کشور را مصئون نخواهدگذاشت. و پرده ریا کاری مذهبی از چهره حاکمان سعودی به یک سو خواهد رفت، واقعیت این رژیم پوشالی بیش از پیش آشکار خواهد شد. این رژیم را بر سر دوراهی قرار خواهد داد یا تن به تغیر دهد، حقوق بنیادین بشری را به رسمت بشناسد، به حقوق زنان احترام نهد یا این که راهی زباله دان تاریخ شود. لذا وقت آن گذشته است که رژیمی در لفافه ولوای مذهبی به کشور های دیگر تجاوز کند ، وحقوق شهروندان خودرا نقض کند وبه مردم خود به دیده بردگان بی حق بنگرد.