حکومت و نوستالژی صلح!
اما بررغم این همه خون ریزی و جنایت آنچه حکومت افغانستان را امید وار ساخته است چند نکته است که می تواند به ایجاد روندصاح کمک کند باشدکه به صورت اجمال بدان اشاره می شود.
1-امضای قرارداد انتقال گار ترکمنستان از راه افغانستان به پاکستان وهند (تاپی) است که ممکن است که پاکستانی ها را وادار ساخته باشد که تن به صلح دهند وپاکستان را وادار سازد که زمینه های مذاکره میان حکومت افغانستان وطالبان فراهم آورد. زیرا این پروژه به همان میزان که برای افغانستان از اهمیت برخوردار است، برای پاکستانی ها از اهمیت مضاعف برخوردار است. اگر چنانچه صلح میان حکومت افغانستان و طالبان برقرار نشود،ممکن است هر آن این پروژه دچار آسیب شود. بنابراین منطقی است که سران حکومت ملکی ونظامیان پاکستانی تلاش ورزند تا راهی به سوی صلح هموار گردد تا آن پروژه را از آسیب حتمی نجات بخشند.
آنچه که بر این امید واری ها می افزاید نیازمندی پاکستانی ها به انرژی است. انرژی برای پاکستانی ها تنها جنبه اقتصادی ندارد بلکه وجهه سیاسی نیزدارد. ازاین جهت ممکن است که سیاست مداران پاکستانی را به تکاپوانداخته باشد تا تلاش های بیشتری صورت دهند تا خطرات بالقوه ای که این پروژه را تهدید می کند برطرف گردد.
2- نکته دومی که شاید پاکستانی ها را وادار سازد که طالبان را پشت میز مذاکره با حکومت افغانستان حاضرسازد، بیمی است که از سوی برخی کشور های دیگر متوجه طالبان شده است.پاکستانی ها می دانند که رقیب جدیدی طالبان بنام گروه تروریستی داعش در افغانستان حضور یافته است. حضور داعش زمینه های مداخله سایر همسایگان به افغانستان رابیشتر فراهم می کند وممکن است طالبان را از دست رس وحمایت پاکستان بیرون کند،وقتی طالبان از حمایت های سیاسی واقتصادی پاکستان بیرون شود ودر جهت منافع آن کشور نیز عمل نخواهد کرد.حضور قدرت های منطقه ای تحت نام مبارزه با داعش وهماهنگی با طالبان این احتمال را بوجود آورده است که معادله قدرت به نفع پاکستان نیست .خبر های منتشرشده حاکیست که روسیه برای مبارزه با داعش با طالبان نزدیک شده است. این همکاری زنگ خطرجدی برای پاکستان است.ممکن است روسیه امکانات بیشتری در اختیار طالبان قرار دهد و در نتیجه آن گروه به تدریج از کنترل پاکستان خارج شود واین مرغ طلایی از قفس بپرد تخم دو زرده ای ازاین مرغ حاصیل نشود. طالبانی که تا دیروز دم از اجرای شریعت می زدند اکنون به فاحشه های دوره گردی تبدیل شده اند که به دنبال مشتری ثروت مند تری می گردند ،و برای کسی دلبری می کنند که امکانات بیشتری در اختیار شان قرار دهد.
.گرچه ریشه های طالبان در خاک پاکستان است. اما وقتی هدف ومقصد سیاسی ای در کار نباشد ، جنگ هم هدف باشد وهم وسیله، هر گروهی می کوشد تا به نفع کسی بجنگد که امتیازهای بیشتری را بپردازد.لذا اگر امید واری ها یی برای صلح ایجاد شده باشد بیشتر بیرونی وناظر به اوضاع منطقه وجهان خواهد بود،نه آنکه طالبان ازدرون متحول شده باشند وخواستارصلح در کشور باشند.بنابراین ممکن است شنیدن این گونه اخبار برای حکومت پاکستان هم این انگیزه را ایجاد کرده باشد که تاخیر در ایجاد روند صلح می تواند امکان دست رسی به امیتاز های سیاسی را ازآن کشورسلب و درنهایت سران حکومت پاکستان از معرکه افغانستان تهی دست بیرون ببرد.. ازاین جهت رفت وآمد ها را سرعت داده تا امتیاز هایی کسب کند وطالبان را پشت میز مذاکره با حکومنت افغانستان بنشاند.
3- نکته سومی که ممکن است امید واری هایی ایجاد کرده باشد، هزینه های هنگفت سیاسی واقتصادی طالبان بر پاکستان است. ممکن است تداوم وضعیت کنونی هزینه های بیشتری بر پاکستان تحمیل کند بدون آن که منفعتی حاصیل شده باشد،کما این که تا هنوز چنین بوده است.یکی از اهداف پاکستان در ایجاد وحمایت طالبان کاستن از نفوذ هند در افغانستان وبرچید ن قونسلگری های آن کشور در برخی ولایت های شرقی وجنوبی افغانستان بود.مقام های پاکستانی بدون هیچ پرده پوشی این دل نگرانی های خودرا با حکومت افغانستان مطرح کرده اند وخواهان توجه به این خواسته ها شده اند. اما بررغم این خواسته های صریح، حکومت افغانستان هم در گذشته به این خواسته ها توجه نکرده وهم حکومت کنونی براین خواسته های نا مشروع وغیر موجه وقعی ننهاده است.
افزون برآن که این خواسته عملی نشده، جای پای هند در سیاست واقتصاد وبازسازی افغانستان مستحکم نیز شده است. اعمار بند سلما، اعمار ساختمان جدید برای پارلمان افغانستان وده ها سازه دیگراز نمونه های بارز این کمک ها است .دو روزقبل نخست وزیر هند وارد افغانستان شد و ساختما ن جدید پارلمان را افتتاح کرد .
این ساختمان توسط مهندسان هندی طراحی وساخته شده است. هندوستانی ها بیش از حد تصور مورد استقبال قرارگرفتند، این افتتاح وآن استقبال کم نظیر برای پاکستان پیامی در خود نهفته دارد که ستیزه گری وپیگیری اهداف سیاسی از راه زور راه به جایی نمی برد. بنابراین دوام جنگ و خشونت و تقویت طالبان در افغانستان نه تنها جای پای محکمی برای پاکستان نمی سازد که بسیار محتمل است که نقش پاکستان روز به روز کاهش پیدا کند و نقش هند و سایر همسایگان افغانستان هرچه بیشتر و پررنگ تر شود.
پاکستانی ها شاید از یاد نبرده باشند که افغانستان به سازمان تجارت جهانی نیز پیوسته است. این پیوستگی زمینه های اربتاط بیشتری را با جهان فراهم می کند .
این پیوند از طرق گونا گون و از راه های دیگری صورت می گیرد واین پاکستان خواهد بود ضرر خواهد کرد. به هر صورت از هر منظر که نگریسته شود اوضاع جهان ومنطقه به نفع پاکستان به پیش نمی رود. اگر پاکستانی ها واقع گراباشند واین واقعیت را درک کنند باید تلاش بیشتر به خرج دهند تا صلح در افغانستان برقرار گردد.