در پاسخ به پرسش نخست، پاره ای از آگاهان بدین نظر اند که گروه های سیاسی در افغانستان نه برخاسته از متن مطالبات اجتماعی مردم بوده و نه هم مواضع و دید گاه های سیاسی طبقه مشخصی از جامعه را بیان می کنند. اکثررهبران این گروه ها، بعد از تشکیل حکومت مترصد می مانند که رئیس جمهور چه وقت آنها را دعوت به همکاری می نماید. همین که کابینه حکومت تشکیل شد، پست های مهم حکومتی توسط افراد جدید اشغال شد،تب خفیف اما رو افزایش عقب ماندن از کارو ان حکومتی به تدریج درذهن وضمیر این تعداد می نشیند، حرکت های خزنده برای بدست آودرن امتیاز ها آغاز می شود و سر انجام ،افراد وگروه های نا همگون ونا متجانس وصرف به غرض سهم داشتن درقدرت گرد هم می آیند وگروه جدیدی را اعلام کنند، تا سهم وبهره ای ازقدرت بدست آورند.

 این گروه ها عموما ازکسانی شکل گرفته که در حکومت های گذشته حضور فعال وچشم گیر داشته اند اگرطرح وبرنامه ای برای بهبودی وضعیت کشور داشتند باید تا هنوز اعلام می کردند و حداقل نخبگان جامعه ازآن آگاهی می یافتند ودر طول این مدت حضور خود در حکومت به این امر مبادرت نورزیدند.

   حالا با چه مایه از تجربه وتوان به صحنه سیاست باز گشته اندچه کاری را می خواهند انجام دهند هنوز آشکار نیست ،اگر آینده را بر سیاق گذشته این گروه ها وافراد بسنجیم باید بی تردیدگفت که هیچ کدام ازاین افراد سخنی نوی ندارند. البته علت  این همه تلاش برای چسپیدن به قدرت هم آنست که درافغانستان قدرت در چهره ای حکومت تجلی یافته ،بخش خصوصی برخلاف سایر کشورها رشد نکرده، تا سیاست مداران فرو مانده از کار دولتی بتوانند به آن بخش ها روی آورده وامرار معاش کنند یاوقت بگذرانند. لذا بسیاری از تحصیل یافتگان کشور وسیات مداران بیکاربه سمت حکومت کشیده می شوند تا با ایجاد گروه هایی به صف حکومت بپیوندند ،تا هم از امتیاز ها ی مادی حکومت بهره مند شوند وهم با پیوستن به حکومت وجهه اجتماعی دوباره کسب کنند.

  بنابراین آن چه از جانب این کنشگران مطرح می گردد ونقد های تندی که علیه نظام سیاسی صورت می یپذیرد،هیچ کدام بر اساس یک تحلیل واقع بینانه نیست وبیشتر برای جلب توجه حکومت به شخص خود ویا گروه ای است که در آن عضویت دارند،تا امکان مشارکت درساختار حکومت را فراهم کند. در میان این گروه ها شاخص ترین افراد کسانی هستند که در گذشته هم از امکانات اقتصادی حکومت استفاده کرده وهم دارای وجهه های جتماعی بوده اند، این تعداد تلاش بیشتر به خرج می دهند تا دربدنه حکومت جذب شوند، بیشترینه افراد نیزدرمحوریت همین تعداد افراد شکل گرفته  ومی گیرد.

     گفتنی است که در کشورهای دموکراتیک  احزاب سیاسی بخشی از قشر اجتماعی را نمانیدگی می کنند وحایز دید گاه ویژه سیاسی واقتصادی هستند. وقتی حکومت را ناکام یا در بحران می بینند با ارایه دید گاه وپیش نهاد  های اصلاحی به حکومت داری خوب کمک  می کنند وهم امتیاز های سیاسی از حکومت بدست می آورند. گروه های سیاسی درافغانستان، نماینده گروه ویا قشر خاصی از جامعه نیستند تا به نمایندگی ازسایرین اعلام موجودیت کرده باشند. ازاین جهت با فراهم کردن چندآدم می کوشند با نام وعنوان دهان پرکن وپر طمطراق خود را به چشم حکومت بزرگ نشان دهند تا امتیازی بدست آورند.

  از دیگر ویژگی های این گروه ها، نداشتن برنامه ای مدون برای کشور است.

  همان گونه که اشارت رفت این گروه هاعلی القاعده فصلی هستند و بر اساس نیازمندی های خاص شخصی حرکت می کنند، نه فرصت داشته که قبل ازاعلام موجودیت عمیق تر وریشه ای تر مشکلات کشوررا ارزیابی کنند ونه هم خود را به زحمت افگنده اند تا به این امر مهم اهتمام ورزند. در گذشته با وجود کم مایگی.با هزینه های اندک به سود های کلانی دست یافته اند، حالاهم چندان به خود زحمت نمی دهند که در قالب بر نامه ای اعلام موجودیت کنند.

     ازاین جهت است که با یافتن کمترین امتیاز ها از هم می پاشند و چون آب جذب زمین حکومت می شوند.لذا این گروه ها نه جدی هستند ون هم کسی به این جماعت به دیده جدی می نگرند و نه هم طرحی برای ارایه  وسخنی برای گفتن دارند. گروهی جدیدی هم که جدیدا اعلام موجودیت کرده است ،گرچه با تندی از حکومت انتقاد کرده ولیکن بدین نکته نیزباید اشاره کرد که تندی نقد از درون مایه های فکری واندیشگی تهی است وهیچ چیزی جدیدی را نمی توان در تندی انتقاد ها یافت. بد تر وزننده تر آنست که اکثر گروه هایی که بعد ازشکل گیری حکومت بوجود می آیند بیشترینه کسانی گرد این گروه فراهم می ایند که  گرایش تند قومی دارند و می کوشند با بالابردن تب قومیت به خواسته های خود دست یابند. البته گروه هایی که تشکیل شده اند در تاریخ یک دهه گذشته بی سابقه نیست. یکی از ویژگی دیگر این گروه ها آنست که به التهاب اجتماعی می آفزایند،آتش های فرو خفته قومی ونژادی را مشتعل تر می کنند، دامن تنش های قومی را گسترده تر می سازند. آنچه که این گروه های خلق الساعه  انجام می دهند بر خلاف کار کرد های گروه های سیاسی در کشورهای متمدن و پیشرفته است

  یکی از کار ویژه های گروه های سیاسی در جهان مدرن، آموزش سیاسی شهروندانست. این که چگونه در انتخابات شرکت کنند، اهمیت شرکت  آنها در ایجاد برنامه های حکومت بچه میزان است، اگر شرکت نکنند چه چیزی ازدست خواهند داد.