الویت های ریاست اجرایی و چند نکته
نسبت به الویت های نه گانه ای که ریاست اجرایی تهیه کرده است سخن فراوان گفت ونوشت. ازبخشی ازآن اولویت ها چنین استنباط می توان کردکه: انگیزه های تدوین این اولویت های نه گانه،نشان دادن نارضایتی از نحوه تقسیم قدرت میان دوجناح حاکم است. این اولویت ها نشان می دهند که چه میزان کشمکش وجدال میان دو تیم حکومت جریان دارد وتعینات یک جناح مورد قبول تیم دیگر حکومت نیست و فراهم آوردن اصول یا الویت نه گانه به آفتاب افگندن این اختلافات است وچانه زنی بر سر تقسیم قدرت.
برآیند و حاصیل این اصول نه گانه سودی به حال مردم ندارد ،آرامش و امنیت خاطری به ارمغان نمی آورد، که جامعه را دچارالتهاب بیشتر می کند و مردم به این اندیشه می افتند که درسایه حکومت وحدت ملی به آرامش وامنیتی حد اقلی نیزدست نخواهند یافت و تا این حکومت است جدال بر سر قدرت هم چنان ادامه خواهد داشت. چه وقت وتوانی وپوتانسیل هایی که دراین راه مصرف ومصروف گردد بدون آن که نتایج قابل قبولی بدست آید.
شاید جدال برای بیشتر خواستن برای اعضای هردوتیم کمال مطلوب تلقی گردد و برای گوشه نشینان وناظران نیز تماشاگه بی هزینه ای باشد؛ اما با اطمینان می توان گفت که برای عموم مردم وآنهایی که در این شب وروزها به نیم نان خشکی محتاج هستند شاخ وشانه کشیدن وحریف طلبیدن ومیدانی برای مسابقه فراهم آوردن هرگز مطلوب نخواهد بود.
افغانستان بدن زخم خورده ای دارد که نیازبه طبیبان حاذق داردکه برزخم های بی شمار آن مرهم گذارد، زخم هارا التیام بخشد. وجامه های دریده را رفو کند. هرگاه صداهای جگرخراش قدرت طلبی از گوشه ای بر می خیزد و در فضای کشور می پیچد، استخوان های شکسته مردم به صدا در می آید ، به خود می پیچند که باز به چه مصیبت ومعضلی گرفتار خواهند آمد و زندگی ساده و فقیرانه شان زیرپای اسب هوس کدام حاکم پایمال خواهد شد،وبه چه فلاکتی گرفتار خواهند آمد.
بنابراین هر صدا وهراصولی که آرامش و امنیت خاطر مردم را بهم زند واستخوان های ترک خورده مردم را بشکند مهری دردل مردم بوجود نمی آورد که بر نفرت مردم می افزاید.
نکته ای دیگری که در این الویت بندی ها ذکر شده است و بسیار مضحک می نماید آنست که حکومت خود را متولی همه امور اعم ازدنیا واخرت مردم می داند، در حالی که نفاق وشقاق روز افزون شان هرروز مردم را ازاین سرزمین فراری می دهد و جوانان دسته دسته دل به دریای مهاجرت می زنند،ریسک مرگ را می پذیرند اما ماندن در سرزمین فساد و زدو بند و اشراف منشی وتبذیر پروری حاکمان را بر نمی تابند.
دیدن این صحنه ها سخت دل آزار وشنیدن لا طلائاتی به نام اسلام معتدل یا زمینه سازی برای قرائت اسلام معتدل!چه معنا دارد؟.
نگارنده نمی داند که چرا باید یک نهاد حکومتی خود را این چنین گشوده دست برای هر کاری بداند وگمان برد همین که در مسند قدرت و سیاست نشست همه کارها را می تواند به انجام برساند.
به نظر می رسد که ریاست اجرایی خود وهدف و فلسه وجودی خود را گم کرده است. چنان آدمیان گیج خود را به دروازه ودیوار می کوبد،نمی داند که در کدام سمت وسوی حرکت کند،کار ویژه های او در حکومت چیست و راه عملی کردن آن کدام است.
حکومت در یک نگاه دموکراتیک ومدنی به تغیرویا ایجاد همه چیز دست گشوده ندارد.
آنچه قانون اساسی افغانستان به دوش دولت نهاده است فقط و فقط جلو گیری از تبلیغات ضد دینی است- البته که این تبلیغات ضد دینی باید از سوی نهاد های معتبر تعریف گردد وهر ناشسته روی و نا فرهیخته ای را نشاید که بر مسند داوری نشیند و راجع به اسلام و قرائت اسلامی قضاوت کند- نه این که دولت ویا نهادهای دولتی خود را موظف بداند که اسلام معتدل ویا اسلام غیر معتدل معرفی کند.
اگر ریاست اجرایی به کتب ومقاله های فراوانی که دراین زمینه نگاشته شده مراجعه کرده بود، بی تردید پی برده بود که در خوروصلاحیت حکومت گران نیست که این همه سخنان گزاف گوید به هرسوی که خواست کمیت هوس براند.
این ریاست اگر تا هنوز تفطن نیافته است باید به اوتذکر داده شود که نسبت به اسلام معتدل همان قدر ابهام و ناروشنی وجود دارد که نسبت به اسلام خشن. هرگاه حکومت دست به قرائت از اسلام بزند ویک قرائت را مطلوب خود بداند چه بسا که توهم اسلام معتدل خشونت بیافریند و جامعه را از اعتدال خارج کند.
تنها کاری که بر عهده حکومت گذاشته شده است و آنهم باید با راهنمایی ها وهمکاری های صادقانه و جدی ای نهاد های فرهنگی و افراد متخصص صورت گیرد، به سامان کردن مواد درسی دانشگاه ها ،مراکز آموزشی کشور است که متاسفانه با دنیای متحول کنونی چندان هماهنگ وسازگاری ندارد.در غیر آن صورت دست بردن به دین مردم و یا معرفی اسلام معتدل ازآن سخنان نا درست و نا پسندی است که جز از حکومت های استبدادی و نادان قرون وسطایی بر نیامدنی است.
آنچه که نهاد های فرهنگی و مردم مسلمان، حکومت را بدان فرا می خواند آنست که بگذارید نظریه های اسلامی در مراکز آموزشی دانشگاهی و مدارس دینی کشورشکل گیرد. اما آنچه بر شما لازمست ،خدا ومردم می پسندند وحکومت توان فرا خواندن وعمل کردن بدان را دارد، پایبندی به مبانی و مبادی اخلاقی اولیه اسلام است. مردم باسواد یا بی سواد به این امر تفطن دارند که اسلام پیامبر و خلفای بعد ازایشان اسلام ساده، بی ریا وبی پیرایه بود.
درحکومت اسلامی پیامبر وخلفای بعد ازایشان از تجملات وتبذیر واسراف های اشرافی خبری نبود. سفره های رنگین میان مردم وحاکمان مسلمان دیواری بی اعتمادی ایجاد نکرده بود. جامه حاکمان مسلمان به سادگی جامه مردم متوسط آن زمان بود.
اما واقعا اداره ای که به خودجرات می دهد که اسلام معتدل ارایه دهد به خود اندیشیده است که فاصیله اش با مردم فقیر کشور در چه حد و میزان است؟
آیا این توصیه بزرگان دینی را شنیده که گفته اند:جامه حاکم مسلمان نباید از طبقه متوسط جامعه تجملی تر باشد؟
ایا حاکمانی که اسلام معتدل ارایه می دهند به موتر های زیر پای خودنگریسته اند که در جامعه ای که بیش از نه میلیون انسان زیر خط فقر زندگی می کنند چگونه می تواند با موتر یک صد هزار دالری رفت و آمد کرد؛ در حالی که می شود با وسیله های کم بها ترزندگی کرد وذهن وضمیر مردم را این قدر آزرده نساخت؟
آیا حکومت وقتی طبق های رنگارنگ طعام را بر سفره می گذارند می دانند که بسیاری از مردم کشور به نان خشک محتاج هستند وروز ها می گذرد نیم نان خشکی ر ا نمی یابند تا شکم فرزندان گرسنه ای خود را سیر کنند، آیا این حکومت نمی داند که بسیاری از خانواده های فقیر برای پرکردن شکم خود وحد اقل زندگی تن به انواع فساد می دهند تا زنده بمانند.
این حکومت می داند چه بر سر کشور می گذرد؟
اگر حکومت نمی داند،بداند اگر می داند و لب فر و بسته سخنان گزاف برزبان می آورد. مردم می پرسند که شما برای فراهم آوردن حد اقل امنیت و معیشت برای همین مردم آمده اید، به هر تقلب وتخلف بر مسند حکومت نشستید ، تا هنوز حد اقل این ظرفیت را حایز نشده اید که قدرت را میان خودتقسیم کنید واین همه اسب زیاده خواهی نرانید واین همه بدن های بیمار این مردم را لگد کوب قدرت طلبی های تان نکنید. اگر با این اوصاف و ویژگی ها به دین مردم دست ببرید و با اصطلاح بخواهید اسلام معتدل بیاورید وای از آن اسلام و وای ازان دین که دردستان شما ورز برود به نام اسلام معتدل به بازار بیاید.
مردم از اسلام شما گذشته ،تلاش ورزید تا معیشتی برای مردم فراهم کنید وحد اقل امنیت را بوجود آورید، بگذارید تا خود مردم اسلام ودین خود را خود بر گزینند. شاید نمی دانید اگر نمی دانید بدانید ودرک کنید که اسلام معتدل با ذهن معتدل بوجود می آید در جامعه ای که گرسنگی، فقر بیکاری وبیماری وده ها مشکل دیگر امان مردم را بریده است و خشونت پای در گلوی مردم گذاشته، سخن گفتن از اسلام معتدل چه معنا دارد؟
نه خود را مسخره کنید و نه هم به ذهن مردم توهین کنید و نه مراکز علمی و دانشگاهی وعلمای دین را خوار و خفیف سازید. شما یی که در روی زمین نمی توانید درست راه بروید هوس پرواز نکنید که برزمین خواهید افتاد.
نردبان خلق این ماه ومنی است
عاقبت این نردبان افتادنی است
هرکه بالاتر رود ابله تر است
استخوان او بتر خواهد شکست
.