گسست ها و پیوست های منطقه ای
حضور روسیه در سوریه و مبارزه با داعش گواه بر آنست که روسها دیگر مواضع انفعالی در قبال تحولات جهانی اتخاذ نخواهند کرد و ازهر فرصتی سود خواهند جست تا مواضع خود را تحکیم وتقویت بخشد.
سوریه وافغانستان دو عرصه ای آزمایش مهم برای روس ها است که بتواند قدرت خود رابه رخ کشورهای غربی بکشد و از موضع انفعالی به موضع فعال تبدیل کند.روسها گرچه همگرایی با طالبان را مبارزه با داعش اعلام کرده است، اما به نظر می رسد که فرصت مساعدی دردست روس ها افتاده است که قدرت رقیب خود را در منطقه به چالش بکشد.
حاکمان روسیه ها می دانند که غربی ها در افغانستان آسیب پذیر هستند و بررغم حضور بیش از یک دهه در افغانستان و صرف هزینه های هنگفت، وپرداخت قربانیان زیاد، هنوز دردل مردم هیچ جایگاهی ندارند . نه درمیان افکار عمومی مردم توانسته اند جایگاه مناسبی بیانبد ونه هم دردل سیاست مداران کشور.
حتا آنهایی که درغرب پرورده شده بودند واز جانب غربی ها ماموریت یافته بودند، نیز نتوانستند با غربی ها همراهی کنند.این خلای مهم از نظرروس ها بدور نمانده است واین بار با استفاده ازاین خلای سیاسی می کوشد با حضور در افغانستان و در کنار طالبان قدرت هژمونی غرب را به چالش بکشد .
این که روس ها دراین عرصه می تواند به پیروزی دست پیدا کند یانه خود بحث دیگری است؛اما همین که با اعلام صریح می خواهد درکنار طالبان قرار گیرد، خود زنگ خطری برای مردم ،حکومت افغانستان از یک طرف وبرای غربی ها از جانب دیگر است. نکته دیگری که دراین مورد می توان به آن اشاره داشت تغیر مواضع طالبان است.
طالبان ساخته وپرداخته حکومت پاکستان وکمک های استخبارات غرب وسعودی است.
تا هنوزهم درهمان راستا عملکرده وتابع سیاست های غرب بوده است. گرچه در ظاهرچنین می نماید که این گروه برای اخراج نیرو های غربی از افغانستان به جنگ ادامه داده؛ اما بی گمان برای هیچ کسی قابل قبول نیست که این گروه را ضد غرب بشمارد.لذا این گروه تمایل غربی داشته و در جهت سیاست های غرب نیز تلاش کرده است. محرز ترین ومسلم ترین کار کرد طالبان آنست که سبب ماندگاری نیروهای غربی در افغانستان شده است.
اما وقتی روسیه اعلام می کند که با طالبا ن برای مبارزه با داعش همکاری می کند به معنای آنست که غربی ها این متحد خود را در افغانستان از دست می دهد و به تدریج به یک مهره روسیه تبدیل می گردد. وقتی میان دو قدرت مقایسه می شود آن که ضعیف تر است تاثیربیشتر می پذیرد وتابع سیاست ونفوذ قدرت برتر می شود .
بنابراین این روسیه است که طالبان را دردام خود گرفتار کرده است وفردا لجام طالبان دردست روسها خواهد بود وهر سوی که صلاح بداند به کار خواهد گرفت.
به هرروی گسست ها وپیوست های کنونی درمنطقه نشان می دهد که تحولات جدیدی درمنطقه درحال شکل گیری است. حال موضع حکومت افغانستان چه خواهد بود وسران حکومت با بازی های جدید چگونه برخورد خواهد کرد هنوز اعلام نشده است. اما اگر نتوان دربازی بزرگ منطقه ای بازیگر فعال بود در میان سنگ های آسیاب سیاست غرب وروسیه آرد خواهیم شد.